ضرورت طبقاتی اتحاد کارگری علیه بیکاری
شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

گزارشها در مورد پیامدهای جنگ امپریالیستی و ارتجاعی دولتهای آمریکا و اسرائیل از یکسو و جمهوری اسلامی از سوی دیگر بر وضعیت کار و زندگی و معیشت کارگران در ایران، از گسترش بیسابقه ابعاد بیکاری و فقر عمومی خبر میدهند. گسترش بیکاری و تداوم بیکارسازی ها نشان میدهد که چگونه جنگ، سنگینترین ضربه را بر طبقهای وارد آورده که هیچ نقشی در تصمیمگیری در مورد آغاز و پایان آن ندارد، اما هزینههای آن را با جان، نابودی کار و معیشت و آینده خود و فرزندانش میپردازد. بر پایه این گزارشها بمباران مجتمع تولید فولاد باعث شده است، صنایع خودروسازی، قطعه سازی، لوازم خانگی و یا پروژههای عمرانی که به ورقهای فولادی این کارخانه وابستهاند با کمبود مواد اولیه و افت تولید مواجه شوند. این اختلال زنجیرهای که از یک بنگاه به بنگاه دیگر انتقال یافته بطور مستقیم امنیت شغلی کارگران را با مخاطره روبرو کرده است. بنا به گزارش فعالان کارگری این بمبارانها تنها در صنایع پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه موجب بیکار شدن بیش از ۳۰ هزار کارگر شده است. از سوی دیگر به دلیل قطع اینترنیت از جانب رژیم اسلامی در عصری که اینترنت یکی از زیر ساختهای اقتصادی بحساب می آید، عملکرد بخشهای مختلف اقتصادی تحت تاثیر قرار گرفته و کسب و کارهای زیادی نابود شدهاند. بنا به گزارش نهادهای حکومتی این شرایط موجب شده که از آغاز جنگ چهل روزه تا کنون که هنوز چشمانداز روشنی برای پایان قطعی جنگ وجود ندارد، بیش از چهار میلیون نفر کار و شغل خود را از دست دهند. فاجعه بیکاری در حالی این ابعاد هولناک را پیدا کرده است که بنا به اعتراف معاون وزارت کار رژیم، بیش از ۸۶ میلیون نفر از مردم مشمول کالابرگ در ایران هستند که بیش از ۹۰ درصد از اعتبار یارانهای خود را مصرف کردهاند.
بیکاری در ایران یعنی سوق دادن خانواده های کارگری به زندگی کردن در زیر خط فقر مطلق و تحمیل مرگ تدریجیِ، معضلی که اختلالات روانی، افسردگی، عدم اعتماد بنفس، احساس بی هویتی و از خود بیگانگی پیامدهای بلافصل آن است. این تراژدی غم انگیز به اینجا تمام نمی شود، متلاشی شدن خانواده های کارگری، رو آوری به اعتیاد و تن فروشی از سرناچاری و گاها، اندام فروشی و خودکشی و دیگر آسیب های اجتماعی ادامه منطقی این روند است و قربانیانش را از میان زنان و مردان، جوانان و نوجوانان و کودکان خانواده های کارگری و فرودستان جامعه می گیرد. نباید فراموش کرد که در ایران بیش از ۷۰ درصد از کارگران دارای قراردادهای موقت کار، سفید امضاء و یا از طریق شرکت های خدمات نیروی انسانی و پیمانکاری وارد بازار کار می شوند. این بدان معناست که این بخش وسیع از کارگران حتی مشمول دریافت مقرری ناچیزی برای مدت محدود از دوره بیکاری هم نیستند. بنابراین در اولین روز بیکاری، اقتصاد و درآمد خانواده به اعماق فقر سقوط پیدا می کند و مصیبت ها آغاز می شوند.
بیکاری یکی از مصائب زائیده سیستم سرمایه داری است. داشتن ارتش ذخیره بیکاران همیشه خوان نعمتی برای صاحبان صنایع و سرمایه بوده است. این معضل در دوره بحرانی کنونی ابعاد سرسام آوری به خود گرفته و به صورت یک فاجعه اجتماعی در آمده است. حکومت اسلامی سرمایه داران عامل تشدید این مصیبت بزرگ است. در چنین شرایطی مبارزه علیه پدیده ویرانگر بیکاری، و یافتن راه حلی برای مقابله با آن به یکی از نیازها و در همانحال به یکی از معضلات فعالین جنبش کارگری در جامعه ایران تبدیل شده است. مبارزه متحدانه علیه بیکاری در حالی به یک ضرورت طبقاتی تبدیل شده است که سران رژیم جمهوری اسلامی با پافشاری بر سیاستهای جنگافروزانه نه تنها استراتژی و چشماندازی برای اشتغال زایی ندارند، بلکه با توجه به ویرانی بخشی از زیرساختها و بحران انرژی و بحران کمبود آب، خود تشدید کننده بیکارسازی کارگران و گسترش بی سابقه پدیده بیکاری هستند. تداوم تعطیلی روزانه شمار زیادی از کارخانه ها و مراکز تولیدی بحران زده و اخراج دسته جمعی کارگران به بهانه ورشکستگی شاهد این ادعاست. دادن وعده حل مشکل بیکاری به اتکا به پروژه های اقتصادی سپاه پاسداران فاسد و یا بخش خصوصی و یا کاهش آن از طریق توافق با آمریکا و رفع تحریمها و آزاد کردن پول های بلوکه شده از جانب قدرتهای غربی، پوچ و بی اساس هستند. هدف از دادن این وعده ها در انتظار نگهداشتن کارگران و جلوگیری از به راه افتادن جنبش اعتراضی کارگران بیکار است.
کار و امینت شغلی، یا بیمه بیکاری مکفی و برچیدن قراردادهای موقت و سفید امضا، خواست و حق بی چون چرای تمام زنان و مردان کارگر شاغل و بیکار و جوانان متقاضی کار است. این حق اما با یک مبارزه متشکل و سازمانیافته و صد البته تنها با برپائی جنبشی سراسری علیه بیکاری متحقق خواهد شد. جنبشی که نیروی بالقوه و حی و حاضر آن وجود دارد. جنبشی که می تواند نه تنها خیل میلیونی کارگران بیکار بلکه میلیون ها کارگر شاغل و خانواده های کارگری را نیز در بر گیرد که هیولای بیکاری امنیت شغلی را از آنان سلب کرده است. جنبشی که به دلیل تداوم بحران اقتصادی و گسترش بیکارسازی ها، و خواست های مشترک می تواند سریعا توده گیر، قدرتمند شود و حکومت اسلامی سرمایه داران را را تحت فشار قرار دهد.
اما پیشبرد این مبارزات و ارتقاء آنها تا سطح یک جنبش توده ای، نیاز به همبستگی فعالین، شبکهها و محافل آگاه موجود در جنبش کارگری ایران دارد. خیل عظیم بیکاران و آگاهی بر خطرات آسیب های دردناک اجتماعی که در کمین بیکاران و خانواده هایشان نشسته است، ظرفیت های بالای اعتراضی، بخصوص در میان جوانان و طیف گسترده بیکاران تحصیل کرده، که همه آرزوهای خود را بر باد رفته می بینند، به وجود آورده است. شکل گیری آگاهانه و قدم به قدم این اعتراضات در عین حال می تواند زمینه ساز برپائی شورای کارگران بیکار و تشکل های توده ای و طبقاتی کارگران باشد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1