۱۲ اردیبهشت یادآور عزم و مبارزه معلمان در ایران
جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

در تاریخ پر از فراز و نشیب مبارزات معلمان ایران روز ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم نامگذاری شده است. ۶۵ سال پیش در روز ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ هزاران معلم با مطالبه افزایش حقوق ماهانه در بهارستان تجمع کردند و خواستار دیدار با رئیس مجلس شدند. نیروهای پلیس رژیم دیکاتوری سلطنتی پهلوی به این تجمع حمله کردند و با باتوم و آب پاش معلمان معترض را مورد یورش قرار دادند. در آن روز رئیس کلانتری بهارستان، معلمان مبارز و از جمله ابوالحسن خانعلی، معلم و دانشجوی دوره دکترای فلسفه در تهران را به گلوله بست که در نتیجه آن ابوالحسن خانعلی جان خود را از دست داد و دو معلم دیگر نیز زخمی شدند. در ۱۸ اردیبهشت همان سال، اجتماع بزرگ معلمان، با صدور قطعنامهای روز ۱۲ اردیبهشت را به یاد اعتصاب معلمان و گرامیداشت یاد دکتر خانعلی، روز معلم اعلام کرد و مقرر گردید که در این روز همه ساله کلیهی مدارس و موسسات فرهنگی در سراسر کشور تعطیل شوند. در حکومت دیکتاتوری سلطنتی پهلوی تحت فشار مبارزات معلمان این روز به نام روز معلم به رسمیت شناخته شد.
اما رژیم جمهوری اسلامی از همان اوایل روی کار آمدنش تلاش کرد که این روز تاریخی را از محتوای مبارزاتی خود خالی کند. رژیم اسلامی ترور مرتضی مطهری رئیس شورای ضد انقلاب اسلامی و از نظریه پردازان ارتجاع در یازده اردیبهشت ۱۳۵۸ را به عنوان فرصتی غنیمت شمرد و تلاش کرد ۱۲ اردیبهشت روز معلم را به نام این نظریه پرداز مرتجع اسلامی رقم بزند. اما این جعل تاریخی هرگز توسط جامعه معلمان ایران پذیرفته نشد و مردم آزاده ایران همچنان مبارزه معلمان و مرگ معلم جانباخته دکتر خانعلی را مناسبت نام گذاری این روز میدانند.
امسال روز معلم در حالی فرا می رسد، که پیامدهای جنگ امپریالیستی و ارتجاعی دولتهای آمریکا و اسرائیل و رژیم جمهوری اسلامی کار، زندگی، معیشت و مبارزه معلمان بهعنوان بخشی از طبقه کارگر و اکثریت مردم ایران را در موقعیت بمراتب دشوارتری قرار داده است. این جنگ با کشتار هزاران نفر و آوارگی و ویرانی زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی، و بیکار کردن بیش از ۲ میلیون کارگر و تشدید موج سرکوب نه فقط بنیانهای بازتولید زندگی اجتماعی را زیرضرب قرار داده، بلکه با به حاشیه راندن جنبشهای اجتماعی و اعتراضی روند تکامل این جنبشها در زمینه سازمانیابی را با وقفه روبرو کرده است. رژیم جمهوری اسلامی به بهانه جنگ و با قطع اینترنت که در عصر کنونی یک زیرساخت مهم اقتصادی بحساب می آید نه فقط مردم ایران را از حق ابتدایی خود در دسترسی به اطلاعات محروم کرده، بلکه دهها هزار شغل را نیز نابود کرده است. این بیکارسازی گسترده در شرایطی که نرخ تورم و گرانی بطور سرسامآوری افزایش پیدا کرده، زندگی و معیشت خانوادههای کارگری و فرودستان جامعه را بشدت تحت فشار قرار داده است و معلمان نیز از این قاعده خارج نیستند. اما آنچه امیدوار کننده است معلمان بویژه در دو دهه اخیر به سطحی از آگاهی، تجربه عملی و ظرفیتهای سازمانیابی در بعد سراسری دست یافته اند که جنگ و پیامدهای آن نمی تواند آن را نابود کند. اگر مبارزه معلمان تحت شرایط جنگی به حاشیه رفته اما در شرایط پسا جنگ میتواند به نیرویی مادی برای بازسازی و گسترش مبارزه تبدیل شود.
معلمان ایران با پیشینه مبارزاتی که داشتند، علیرغم پاکسازیها، اسارت، شکنجه و اعدام معلمین کمونیست و انقلابی توسط رژیم بویژه از دهه ۸۰ خورشیدی ببعد همزمان با تحرک دیگر بخشهای جنبش کارگری، مبارزات خود را از سرگرفتند. مبارزات معلمان با وجود فشارهای روزافزون و بگیر و ببند فعالین آن، هم به لحاظ شکل و هم به لحاظ شعارها و مطالباتی که مطرح کردند، بطور عینی دایره قوانین اسلامی و چهارچوبهای تنگی که برخی از تشکلهای صنفی طرفدار اصلاح طلبان حکومتی برای آن تعریف می کردند، را پشت سر گذاشت و هر چه بیشتر ماهیتی سیاسی و رادیکال پیدا کرد.
در واقع بعد از خیزش های سراسری تهیدستان شهری در دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ و در جریان جنبش انقلابی ژینا و زن، زندگی آزادی، جنبش مطالباتی معلمان نیز عمیق تر و گسترده تر شده است. معلمان مبارز در پی کشتار هولناک معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ نیز با به راه انداختن کارزار نیمکتهای خالی پلتفرهای خود در شبکههای اجتماعی را به کارزار افشاگری در مورد ابعاد جنایات رژیم اسلامی تبدیل کردند و در ادامه با فراخوان اعتصاب سراسری مدارس در روز ۲۹ بهمن در اعتراض به جنایات انجام گرفته، در دفاع از حرمت و امنیت دانشآموزان و همبستگی با خانوادههای داغدیده احساس مسئولیت و پیوندهای اجتماعی عمیق خود را با درد و رنج و فریادهای مشترک نشان دادند.
معلمان ایران در سالهای اخیر با برپائی چندین اعتصاب و اعتراض سراسری با اعلام موضعی قاطع در برابر تهاجم حکومت اسلامی سرمایه داران به کار و زندگی و معیشت و حقوق سیاسی و اجتماعی اولیه مردم ظرفیتهای خود را برای تأثیر گذاری بر فضای سیاسی جامعه نشان داده اند. معلمان یک پای اصلی برافراشتن پرچم مطالباتی حداقلی جنبش های پیشرو اجتماعی بوده اند که در آن از جمله بر آزادی های بی قید و شرط سیاسی، آزادی کلیه زندانیان سیاسی، جدائی دین از دولت، برابری زن و مرد در کلیه عرصه های حیات اجتماعی، تحصیل رایگان برای همه کودکان و رفع تبعیض ها و افزایش حقوقها به بالای خط فقر و خواست منع خصوصی سازی و کالایی شدن آموزش و درمان رایگان و … تأکید شده است. پیشروی مبارزات معلمان برای تحمیل خواسته هایشان و آزاد کردن معلمان و کارگران و کلیه زندانیان سیاسی در بند، در گرو تحکیم اتحاد و همبستگی با بقیه بخشهای جنبش کارگری و دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی و اتخاذ تاکتیکهای مناسب برای هر چه یکپارچه تر کردن و سراسری تر کردن این اعتراضات می باشد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1