زنان کارگر در خط مقدم بحران جنگی
دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

شرایطی که جنگ امپریالیستی و ارتجاعی دولتهای آمریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی به طبقه کارگر و اکثریت مردم ایران و منطقه تحمیل کرده است، فقط لحظهای برای بازگویی رنجهای طبقه کارگر نیست، بلکه نقطهای برای تمرکز بر سازوکارهای مادیای است که این رنجها را تولید و بازتولید میکنند. در شرایط کنونی ایران، آنچه بیش از پیش برجسته میشود، پیوند ارگانیک میان جنگ ارتجاعی، سرکوب سیاسی و تشدید استثمار است؛ پیوندی که بار اصلی آن بر دوش کارگران، و در میان آنان بهطور ویژه بر زنان کارگر قرار گرفته است. فقر و بیثباتی زندگی کارگران، عناصر ضروری در بازتولید مناسبات سرمایهدارانهاند. آنچه در سالهای اخیر در ایران رخ داده، تشدید همین منطق انتقال سیستماتیک هزینههای بحران به پایینترین لایههای اجتماعی بوده است. در این میان، زنان کارگر نهتنها بهعنوان نیروی کار ارزانتر، بلکه بهمثابه سوژههایی که بار بازتولید اجتماعی را نیز به دوش میکشند، در موقعیتی دوگانه از استثمار قرار دارند.
اقتصاد جنگی، بهمعنای بسیج منابع اجتماعی برای تداوم ساختار قدرت است. این فرآیند با کاهش هزینههای نیروی کار، حذف حمایتهای اجتماعی و گسترش اشکال غیررسمی اشتغال همراه میشود. قطع مکرر و طولانیمدت اینترنت به عنوان بخشی از زیرساختهای اقتصادی در ظاهر امری امنیتی جلوه داده میشود، اما در عمل به تخریب بخشی از اقتصاد و معیشت وابسته به آن انجامیده است. بخش قابلتوجهی از مشاغل در این حوزه، متکی بر کار زنان بوده است؛ از مشاغل خانگی تا فعالیتهای مبتنی بر سکوهای آنلاین. نابودی این فضا، نهتنها به معنای نابودی یکی از حقوق پایه ای مردم برای دسترسی به اطلاعات، بلکه به معنای از دست رفتن درآمد و به معنای حذف یکی از معدود عرصههای استقلال نسبی اقتصادی زنان است. این روند نشان میدهد که چگونه ابزارهای کنترل دولت، مستقیماً در خدمت بازتولید نابرابریهای طبقاتی و جنسیتی قرار میگیرند.
با این حال، آمارهای رسمی تنها بخش کوچکی از واقعیت را بازتاب میدهند. بخش عظیمی از زنان کارگر، اساساً در نظام آماری به رسمیت شناخته نمیشوند، چرا که در قالب قراردادهای غیررسمی، کار خانگی، یا مشاغل موقت و فصلی فعالیت میکنند. این نادیدگی ساختاری، خود یکی از ابزارهای تشدید استثمار است. کاری که از نگاه دولت و طبقه حاکم به رسمیت شناخته نشده است، بهمعنای کار بدون حق و حقوق است. در چنین شرایطی، اخراج دیگر یک رویداد مشخص نیست، بلکه وضعیتی دائمی است. کارگرانی که هرگز قرارداد رسمی نداشتهاند، اساساً «اخراج» نمیشوند؛ آنها صرفاً از چرخهی کار حذف میشوند، بیآنکه ردپایی در آمارها باقی بماند. این وضعیت، زنان را در معرض نوعی ناامنی دائمی قرار میدهد که امکان هرگونه برنامهریزی برای زندگی را از میان میبرد.
سرمایهداری نهتنها به استثمار نیروی کار در محل تولید متکی است، بلکه به بازتولید روزمرهی این نیرو نیز وابسته است؛ فرآیندی که عمدتاً در حوزهی خانواده و بر دوش زنان انجام میشود. در شرایطی که تعداد زنان سرپرست خانوار رو به افزایش است، این دو حوزه – تولید و بازتولید – بیش از پیش بر یکدیگر منطبق میشوند. زنان سرپرست خانوار، در عمل همزمان نقش نانآور، مراقب، و مدیر زندگی خانوادگی را ایفا میکنند. در بستر جنگ و تشدید بحران اقتصادی، این بار چند برابر میشود. افزایش هزینههای زندگی، اختلال در آموزش، فشارهای روانی، و نااطمینانی نسبت به آینده. این وضعیت، نمونهی فشردهای از شرایطی است که کل طبقه کارگر با آن مواجه است.
درک وضعیت زنان کارگر بدون توجه به تقاطع ستم طبقاتی و جنسیتی ممکن نیست. زنان نهتنها دستمزد کمتری دریافت میکنند، بلکه بیشتر در مشاغل بیثبات، فاقد بیمه و بدون حمایتهای قانونی متمرکزند. این تمرکز، تصادفی نیست، بلکه نتیجهی تقسیم کار جنسیتی در چارچوب سرمایهداری است. در بخشهایی مانند کشاورزی فصلی، صنایع دستی، یا کارگاههای کوچک، زنان بهعنوان نیروی کاری موقت و کمهزینه به کار گرفته میشوند. این کار موقت، در واقع نام دیگری برای بیحقوقی است، نبود قرارداد، نبود بیمه، و نبود هرگونه تضمین برای آینده. به این ترتیب، زنان کارگر در موقعیتی قرار میگیرند که استثمار اقتصادی و فرودستی اجتماعی یکدیگر را تقویت میکنند.
جنگ امپریالیستی و ارتجاعی کنونی که هنوز چشمانداز روشنی برای پایان قطعی آن وجود ندارد، در این چارچوب، شکلی فشرده از خشونت ساختاری است که پیشتر نیز وجود داشته است. تشدید کنترل، محدودیت منابع، و اولویتبندی هزینههای نظامی، همگی به تعمیق نابرابریها میانجامند. برای زنان کارگر، جنگ به معنای تشدید تمامی اشکال ستمی است که پیشتر تجربه میکردند. افزون بر این، این جنگ امپریالیستی و ارتجاعی بهعنوان ابزاری ایدئولوژیک نیز عمل میکند، با برجستهسازی «تهدید خارجی»، مطالبات اجتماعی به حاشیه رانده میشوند و هرگونه اعتراض به شرایط موجود، بهعنوان تهدیدی علیه امنیت ملی بازنمایی میگردد. این وضعیت، فضای سازمانیابی و مقاومت را محدودتر میکند و در نتیجه، دست سرمایه و دولت را برای پیشبرد سیاستهای ضدکارگری بازتر میگذارد.
با وجود این شرایط، تاریخ مبارزات کارگری نشان میدهد که تشدید استثمار، همواره با اشکال جدیدی از مقاومت همراه بوده است. زنان کارگر، بهویژه در سالهای اخیر، نقش برجستهای در این مقاومت ایفا کردهاند؛ از پیشتازی در اعتراضات خیابانی تا حضور فعال در اعتراضات معلمان، دانشجویان بازنشستگان، پرستاران، جنبش دادخواهی و … عرصه های متنوع مبارزه زنان را نشان می دهد. زنان با مقاومت و مبارزات خود نه تنها چهره خیابانهای شهرهای ایران، بلکه چهره جنبش های اجتماعی را هم تغییر دادهاند.
این مقاومتها تنها زمانی میتوانند به تغییرات پایدار منجر شوند که به سازمانیابی آگاهانه و سراسری گره بخورند. آنچه ضروری است، پیوند میان مبارزات اقتصادی و سیاسی، و در عین حال توجه به ابعاد جنسیتی این مبارزات است. به بیان دیگر، رهایی زنان کارگر از قید ستمکشی و تبعیض و نابرابری جنسیتی جدای از مبارزه طبقاتی نیست. این رهایی، بخشی جداییناپذیر از مبارزه علیه کل نظام استثمار است. ستمکشی زنان و همه تبعیض هایی که علیه آنان اعمال می شود مانند هر پدیده اجتماعی دیگر ریشه در ساختارها و مناسبات اقتصادی- سیاسی – اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه دارد. تا زمانی که رژیم جمهوری اسلامی سرنگون نشود و ساختارهای اقتصاد سرمایه داری دگرگون نگردد و نیروی اجتماعی عظیم تولید کنندگان در مسیر سازماندهی جامعهای آزاد و اقتصاد سوسیالیستی و اداره و مدیریت شورایی جامعه قرار نگیرد، ستمکشی زنان از رخسار جامعه محو نمی گردد، و تا زنان آزاد نشوند، جامعه آزاد نمی شود. از این رو فعالین سوسیالیست جنبش رهائی زنان لازم است برای تضمین پیشروی این جنبش، توده میلیونی زنان کارگر و زحمتکش را به میدان مبارزه بیاورند. منافع کوتاه مدت و دراز مدت زنان و مردان کارگر در این است که در تشکل های توده ای و طبقاتی مستقل از دولت و در حزب سیاسی خود متشکل شوند و بازو در بازوی هم برای پایان دادن به اشکال مختلف ستمگری نظام سرمایه داری مبارزه کنند. از آنجا که مبارزه سازمان یافته زنان عامل حیاتی جهت پیشبرد امر رهائی است، باید از هر فرصتی برای ایجاد تشکل های توده ای مستقل از دولت زنان بهره گرفت تا زنان با قدرت و شکوهی که شایسته آنان است در صف مقدم مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی نقش خود را ایفا کنند.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1