جنگ جمهوری اسلامی را سرنگون نکرد، اما هزینههای سنگین خود را به مردم و مبارزه آنان تحمیل کرد
شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵

در حالی که نشانهها حاکی از عقب نشینی جمهوری اسلامی در برابر خواستهای دولت آمریکا است، سخنگوی کاخ سفید مذاکرات انجام گرفته با جمهوری اسلامی را برای آمریکا “سازنده” توصیف کرد و نسبت به رسیدن به توافق در دور بعدی مذاکرات ابراز خوشبینی کرد. این ارزیابی در حالی است که شامگاه روز چهارشنبه ۲۶ فروردین وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیه ای اعلام نمود که در ادامه تحریمهای گذشته، ۱۷ نهاد، ۹ کشتی و سه نفر دیگر از عوامل جمهوری اسلامی را تحت تحریم قرار داده است. وزارت خزانه داری آمریکا این تحریمها را در راستای سیاست باصطلاح چماغ و هویج آمریکا علیه تروریسم نام برده است.
این اقدام آمریکا و محاصره دریایی تنگه هرمز به دنبال شکست دور اول مذاکرات اسلام آباد در هفته گذشته، با هدف تشدید فشار بیشتر بر رژیم جمهوری اسلامی در مذاکرات پیش رو انجام میگیرند. به ویژه آنکه ترامپ اعلام کرده که برنامهای برای تمدید آتشبس دو هفتهای ندارد که روز دوم اردیبهشت به پایان خواهد رسید. او اعلام کرده که رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی برایش ارجحیت دارد. بنابراین به نظر میرسد دور دوم مذاکره آمریکا با جمهوری اسلامی به زودی از سر گرفته شود که در آن بر خواست باز شدن تنگه هرمز، دست برداشتن جمهوری اسلامی از برنامه هستهای، تحویل اورانیوم غنی شده بالای ۶۰ درصد، کاهش برد موشکی و عدم حمایت از گروههای تروریست اسلامی گفتگو خواهد شد. خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران با تائید این امر گزارش داد که “خواستهای بیش از حد آمریکا مانع دستیابی به توافق شده است. با وجود این جمهوری اسلامی چارهای جز عقبنشینی ندارد. اکنون آمریکا عملأ ایران را تحت محاصره دریایی قرار داده و مرتبأ به افزایش تمرکز نیرو در منطقه خلیج ادامه میدهد. محاصره دریایی اگر چه بخودی خود نمیتواند تنگه هرمز را برای عبور و مرور کشتیها امن کند، اما می تواند صادرات و بویژه صادرات نفت ایران و واردات را فلج و جمهوری اسلامی را با تنگناهای اقتصادی جدیتری روبرو کند. به گزارش واشنگتن پست در روزهای آینده یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا با ۶ هزار پرسنل نظامی به نیروهای موجود در خلیج ملحق خواهند شد. این تمرکز نیروی پرهزینه نشان از آن دارد که آمریکا به این زودیها منطقه استراتژیک خلیج را ترک نخواهد کرد.
البته پایان قطعی این جنگ امپریالیستی و ارتجاعی خواست مردم ایران و منطقه است؛ جنگی با بیش از پنج هزار کشته در ایران و لبنان و تخریب و نابودی هزاران مرکز و تأسیسات غیر نظامی از شبکههای زیرساخت خدماتی و اقتصادی از جمله مدارس، دانشگاهها، مراکز درمانی، شبکههای آب و برق، حمل و نقل، مجتمعهای پتروشیمی، کارخانههای فولاد، بنادر و پالایشگاهها و مناطق مسکونی و غیره را از بین بُرد. این جنگ بحران و ورشکستگی اقتصادی جمهوری اسلامی را نیز چند برابر وخیم تر ساخته است. رژیم جمهوری اسلامی که یک پای این جنگ ارتجاعی است بار سنگین این خسارات و ورشکستگی را نیز به سفره خالی کارگران و مردم زحمتکش تحمیل خواهد کرد. رژیمی که از قبل هزینه سنگین برپایی مراکز هستهای، زرادخانه موشکی و پهبادی، نیروی دریایی و تامین نیروهای موسوم به محور مقاومت را به قیمت فقر و فلاکت اقتصادی و ارزان سازی نیروی کار به طبقه کارگر و مردم ایران تحمیل کرده است.
رسانههای حکومتی اعتراف میکنند که در جریان جنگ چهل روزه، ۲۰ هزار موشک و بمب اسرائیل و آمریکا مراکز نظامی و ساختمانهای دولتی را هدف گرفتند و هزاران هدف شامل کارخانجات، راه آهن، بنادر نیز بمباران شدند. کارشناسان اقتصادی هزینه بازسازی این خرابیها را ۲۷۰ میلیارد دلار تخمین زدهاند. روزنامه والستریت ژورنال طی گزارشی نوشت که هیچ یک از حملات موشکی و پهبادی و بمبارانهای هوایی اسرائیل و آمریکا در ایران، بیهدف نبوده و مراکز صنعتی و زیر ساختهای اجتماعی را هدف گرفتهاند. بنا به برآورد کارشناسان اقتصادی تخریب و نابودی مراکز صنعتی به معنای از بین رفتن میلیونها شغل است که بیکاری گسترده را در پی خواهد داشت. قطع ۵۰ روز اینترنت توسط رژیم اسلامی نیز علاوه بر قطع ارتباط مردم در سراسر ایران با هم و با خارج، موجب تعطیلی دهها هزار شغل شده و زندگی و معیشت هزاران خانواده را در معرض خطر قرار داده است. با این حال رژیم اسلامی از آنجا که تا کنون سرنگون نشده، ادعا میکند که در این جنگ پیروز شده است.
رژیم جمهوری اسلامی به عنوان یک پای این جنگ، خود شریک جنایات دولتهای فاشیست آمریکا و اسرائیل در تحمیل این همه خسارات و تلفات مادی و انسانی است که آثار و عواقب ویرانگر آن تا دهها سال بر زندگی و معیشت کارگران و مردم زحمتکش جامعه ایران بر جای خواهد ماند. این اوضاع فلاکت بار محصول سیاستهای راهبردی ابلهانه جمهوری اسلامی در طول بیش از چهار دهه گذشته بوده است. سیاستهایی که موجب کشته شدن دهها هزار نفر از مردم ایران و منطقه شده است.
جمهوری اسلامی میتواند در برابر خواستهای آمریکا کوتاه بیاید و این سازش را با جار و جنجال تبلیغاتی به عنوان پیروزی قهرمانانه جار بزند. اما از گسترش جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی و اعتراضی در امان نخواهد ماند. این جنگ ارتجاعی و جنایتکارانه موجب عقب نشینی مقطعی جنبشهای اجتماعی در ایران شد. با پایان قطعی این جنگ این جنبشهای اجتماعی و اعتراضی دوره خستگی و کوفتگی ناشی از جنگ را پشتسر خواهند گذاشت و دوباره به میدان خواهند آمد. این جنگ بار دیگر نشان داد که آزادی و رفاه مردم ایران از راه مداخله قدرتهای امپریالیستی و از راه بمباران و از آسمان نازل نمیشود. آزادی و برابری و رفاه کارگران و مردم ایران فقط به دست خودشان و به نیروی خودشان تحقق می یابد.
خیزشهای تودهای و سراسری هشت سال گذشته نیز نشان دادند که جمهوری اسلامی با ساختاری که دارد با اعتراضات خودجوش خیابانی و خیزشهای خودانگیخته و بیسازمان سرنگون نمیشود، بنابراین باید آگاهانه و با نقشه ملزومات سرنگونی جمهوری اسلامی را فراهم آورد. سازمانیابی، شکل دادن به یک رهبری سراسری و تصویری روشن از آنچه میخواهیم رمز پیشروی و پیروزی مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. حضور سازمانیافته طبقه کارگر در صحنه سیاسی بخشی از این ملزومات است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1