سلطنتطلبان، رقص و پایکوبی در ایام جنگ، عزاداری در ایام آتشبس
یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۵

چند ساعت پس از اعلام آتشبس توسط ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده در جنگ با ایران با میانجیگری پاکستان، ارتش اسرائیل روز چهارشنبه با ۱۶۰ موشک در خلال ١٠ دقیقه به ۱۰۰ نقطه در مرکز بیروت تا حومه جنوبی لبنان حمله کرد. این حملات که در ساعات شلوغی و بدون هشدار قبلی به مناطق مسکونی و تجاری پررفت و آمد انجام گرفت، حداقل ۳۰۳ نفر را کشته و بیش از ۱۱۵۰ نفر را زخمی کرد و تعداد افراد زخمی که به خاطر شدت جراحات جان خود را از دست میدهند رو به افزایش است. این در حالی بود که شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان، هنگام اعلام خبر آتشبس گفت که این آتشبس «همه جا، از جمله لبنان» را شامل میشود، اما ساعاتی بعد، ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، اعلام کردند که لبنان مشمول این توافق نمیشود. روز چهارشنبه، محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، ایالات متحده را به نقض آتشبس با ادامه حمله اسرائیل به لبنان متهم کرد و سپاه پاسداران هم به نوبت خود تهدید کرد که تنگه هرمز باز نخواهد شد. ترامپ هم از نتانیاهو خواست که از شدت حملات خود به این کشور بکاهد، اما علیرغم این درخواست، حملات اسرائیل به لبنان همچنان به شدت ادامه دارد. سوای اهداف توسعه طلبانه اسرائیل در لبنان، این حملات میتواند همچنین به منظور خرابکاری در توافق آتشبس انجام گیرد، با توجه به اینکه نتانیاهو قبلا بارها چند آتشبس در غزه را به بنبست کشانده است.
این تحولات در حالی است که مردم ایران خواهان پایان جنگ هستند. مردم ایران این جنگ ویرانگر را نه تنها در راستای اهداف و مبارزات خود برای سرنگونی جمهوری اسلامی نمیدانند، بلکه به تجربه نیز دریافتند که این جنگ و پیامدهای آن مبارزات آنان را به حاشیه رانده است. در جریان این جنگ هزاران نفر کشته و زخمی و میلیونها نفر آواره شدند و زیر ساختهای اقتصادی و اجتماعی مانند مدرسهها، دانشگاهها، بیمارستان و مراکز بهداشتی، کارخانهها، راهآهن، پلها، بزرگراهها، مخازن انرژی و … بشدت آسیب دیدند. با اینحال جنگ طلبان و فاشیستهای سلطنت طلب که هنگام جنگ و در پی کشته شدن مردم بیدفاع در ایران، در خیابانهای آمریکا و اروپا رقص و پایکوبی می کردند، اکنون بخاطر آتش بس و وقفه ای که در جنگ ایجاد شده در همین خیابانها عزاداری میکنند چون با این آتشبس و نحوه پیشروی جنگ، شاهد مرگ رویاها و فرسایش نیروی خود خواهند بود. سلطنتطلبان حتی زمانی که ترامپ تهدید کرد که ایران را «به عصر حجر بازخواهد گرداند و این تمدن را نابود خواهد کرد» از ستایش ترامپ و جنگ کوتاهی نکردند. رضا پهلوی در پی اعلام آتش بس، خواستار آن شد که جامعه جهانی جمهوری اسلامی را نجات ندهد، غافل از اینکه این جنگ بود، جنگی که او و طرفدارانش خواهان آن بودند، به یاری جمهوری اسلامی آمد و آن را موقت هم که شده از زیر ضربات مهلک مبارزات کارگران و توده های ستمدیده ایران خارج ساخت. همانطور که قابل پیش بینی بود، جمهوری اسلامی نه تنها درنتیجه جنگ سقوط نکرد، بلکه هارتر شد و از زمان آغاز جنگ و با استفاده از فضای جنگ، تا کنون هزاران نفر را بازداشت کرده، دهها نفر اعدام کرده و سرکوب را بیش از پیش تشدید کرده است.
با گذشت همان ساعات اولیه جنگ و کشتار دانشآموزان میناب و آوارگی مردم و ویرانی زیرساختها اقتصادی و اجتماعی، معلوم شد که ادعاهای جنگطلبان و سلطنتطلبان و راست بورژوازی طرفدار مداخله خارجی مبنی بر “بشردوستانه” بودن جنگ، “نقطه زن” بودن بمبارانها و سقوط آسان رژیم و آزادی سریع مردم چقدر ابلهانه و ساده لوحانه است. این جنگ برای نجات مردم ایران از چنگ رژیم جمهوری اسلامی و برای آزادی و امنیت مردم ایران نبود. این جنگ در راستا و در ادامه همان جنگهای ویرانگر و خانمان سوز غزه و کشتار بیش از هفتاد و دو هزار فلسطینی توسط حکومت فاشیست اسرائیل با همدستی آمریکا بود. این جنگ ادامه دیگر مداخلهگریهای امپریالیستی ایالات متحده و متحدینش در عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و یمن و دیگر کشورهای منطقه برای شکل دادن به خاورمیانه ای جدید بر اساس استراتژی و منافع این حکومتها است. هدف اصلی ایالات متحده از این جنگ، کنترل مستقیم منابع نفت و گاز خاورمیانه و تنگه هرمز و آبراههای حیاتی آن و استفاده از آن به عنوان اهرمی در رقابت با چین و دیگر رقبای جهانی بود. دولت اسرائیل هم جنگ را در راستای اهداف خود برای تضعیف رقبای منطقهای خود، گسترش نفوذ و تحقق طرح اسرائیل بزرگ می دانست. جمهوری اسلامی که با سیاستهای منطقهای و جنگ افروزانه، زرادخانه موشکی و پهبادی و سازماندهی و تجهیز نیروهای موسوم به محور مقاومت یک پای این جنگ بود، می خواست با تبدیل شدن به یک قدرت برتر منطقه بقای خود را تضمین کند. هر چند این سهم خواهی به قیمت جان و مال و زندگی میلیونها انسان و نابودی وسیع منابع و زیرساختهای جامعه ایران همراه باشد.
جنگهای نظام سرمایهداری مثل بحرانهایش پایانی ندارند و بازی کردن با سرنوشت، جان و زندگی و آینده کارگران و زحمتکشان بخشی از ماهیت سودجویانه و منفعت طلبانه این نظام طبقاتی ظالمانه است. سرمایهداری نظامی است که جنگ تولید میکند و بحران میزاید، فقر و نابرابری را به بار میآورد و میلیونها انسان را در راستای منافع صاحبان صنایع، کمپانی ها و سرمایه و در خدمت ادامه حیات این نظام به کام مرگ و تباهی می فرستد. هر نیرویی و یا جریانی که بند نافش به این سیستم و مناسبات سرمایه داری بند باشد، در حفظ این نظام شریک است. بنابراین نه بورژوا لیبرالها، نه سرمایه داران اسلامی، نه سلطنتطلبان و نه ناسیونالیستها نمیتوانند آزادی و برابری و رفاه و کرامت انسانی برای جامعه بیاورند. برای پایان دادن به این جنگ و همه جنگهای امپریالیستی و ارتجاعی باید فقط به جنبش تودهای ضد جنگ، جنبشی که به داخل صنایع و محیطهای کار راه یافته باشد و به نیروی طبقه کارگر تکیه کرد. نباید چشم به راه هیچ بخش از بورژوازی بود. تنها راه رهایی بشریت از جنگ و تبعیض و نابرابری و کلیه مصائب نظام سرمایه داری تلاش برای بسیج مستقل طبقه کارگر در محیط کار و زندگی در خیابانها و همراهی همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب و جنبشهای پیشرو اجتماعی در ابعاد ملی و بینالمللی است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://t.me/KomalaCpiranTvhttps://alternative-shorai.tv