جامعه ایران زیر فشار بمباران، سرکوب و جنگ روانی
سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵

در تحلیل هر جنگی، نقطهٔ عزیمت، نه روایتهای رسمی حکومتها، رسانههای جریان اصلی، بلکه جایگاه و موقعیت عینی انسانهایی است که زیر بار آن جنگ زندگی میکنند. در مورد ایران، آنچه در حال وقوع است، تلاقی سه روند ویرانگر است، تهاجم دولتهای آمریکا و اسرائیل و بمبارانهای ممتد، سرکوب داخلی و تولید سازمانیافتهٔ روایتهایی که واقعیت را تحریف میکنند. این سه سطح در هم تنیده، شرایطی را پدید آوردهاند که در آن، طبقات فرودست نهتنها از امکانات مادی بقا، امنیت و زندگی و معیشت محروم میشوند، بلکه امکان درک و تفسیر مستقل از وضعیت خود را نیز از دست میدهند. حملات نظامی به زیرساختهای حیاتی از مراکز آموزشی و درمانی گرفته تا صنایع فولاد و پتروشیمی و شبکههای انرژی صرفاً تخریب ساختمان و مکانها نیستند. این حملات در واقع به بنیانهای بازتولید اجتماعی یورش میبرند. در یک جامعهٔ سرمایهداری مانند ایران، همین زیرساختها نقش تعیینکنندهای در تداوم زندگی روزمرهٔ کارگران و زحمتکشان دارند. نابودی آنها به معنای مختل شدن زنجیرهٔ تولید، کاهش دسترسی به خدمات عمومی، و در نهایت تشدید فقر و نابرابری است. به بیان دیگر، جنگ نه فقط انسانها را میکشد، بلکه شرایط زیست آنهایی را که زنده میمانند نیز بهطور سیستماتیک تخریب میکند.
بمبارنهای آمریکا و اسرائیل را نمیتوان جدا از رقابت قدرتهای امپریالیستی و منطقهای برای سلطه بر منابع انرژی و کنترل آبراههای استراتژیک و بازآرایی منطقهای چه در قالب تقابلهای نظامی مستقیم و چه در شکل جنگهای نیابتی، فهمید. تخریب زیرساختها اغلب زمینه را برای اشکال جدیدی از وابستگی اقتصادی و بازسازی تحت سلطه فراهم میکند؛ بازسازیای که نه در خدمت نیازهای مردم، بلکه در راستای منافع سرمایهٔ جهانی آن سازمان مییابد.
در این میان رژیم جمهوری اسلامی نیز که یک پای این جنگ است، با ساختاری امنیتی و ایدیولوژیک، با سرکوب سازمانیافتهٔ هرگونه تشکل مستقل کارگری،زنان،معلمان ، بازنشستگان ،دانشجویان و هر تشکل اجتماعی دیگری جامعه را از ابزارهای مقاومت محروم کرده است. دههها سیاستهای اقتصادی نئولیبرالیستی مبتنی بر خصوصیسازی و ارزان سازی نیروی کار، فساد ساختاری و انتقال منابع عمومی به شبکههای قدرت، ظرفیتهای درونی جامعه برای مقاومت در برابر بحران را بهشدت تضعیف کرده است. به این ترتیب، جنگ امپریالیستی و ارتجاعی کنونی بر بستری فرود آمده است که پیشاپیش توسط سیاستهای سرمایهداری اسلامی فرسوده و عمیقا نابرابر شده است.
اما شاید یکی از ابعاد پیچیده این وضعیت، نه در میدانهای نبرد، بلکه در عرصهٔ بازنمایی و ادراک شکل میگیرد. در شرایطی که رسانههای جریان اصلی هر یک از طرفهای درگیر روایتهای خود را بهعنوان حقیقت عرضه میکنند، نوعی «جنگ روانی» شکل میگیرد که هدف آن، نه اطلاعرسانی، بلکه شکلدهی به افکار و احساسات عمومی است. در این فضا، رنج انسانی به آمار تقلیل مییابد و ویرانی بهعنوان ضرورتی اجتنابناپذیر یا حتی ابزاری برای «بهبود آینده» بازنمایی میشود. چنین گفتمانی، که گاه از سوی بخشی از نیروهای اپوزیسیون راست نیز بازتولید میشود، واجد کارکردی ایدئولوژیک است. هنگامی که تخریب بهعنوان پیششرط پیشرفت تصویر میشود، در واقع رابطهٔ میان ابزار و هدف وارونه میگردد، جایی که مناسبات واقعی قدرت و استثمار، پشت تصاویری فریبنده پنهان میشوند. فاصلهٔ جغرافیایی از واقعیت زندگی مردمی که زیر آوار و مصائب جنگ قرار گرفته اند، به تولید نوعی نگاه انتزاعی نسبت به جنگ انجامیده است؛ نگاهی که در آن، خشونت و ویرانی به عناصر قابلتحمل یا حتی مطلوب در مسیر یک «گذار» فرضی از جمهوری اسلامی تبدیل میشوند. این رویکرد، بهجای آنکه بر سازماندهی جنبش های اجتماعی درون جامعه تکیه کند، به قدرتهای خارجی چشم میدوزد و به این ترتیب، به عاملیت تاریخی مردم پشت می کند.
هیچ پروژهٔ رهاییبخشی در ایران نمیتواند بر ویرانههایی بنا شود که توسط دولتهای فاشیست آمریکا و اسرائیل و در چارچوب منافع آنها ایجاد شده است. تجربههای تاریخی مکرر نشان دادهاند که «آزادی» تحمیلشده از بیرون، اغلب به اشکال جدیدی از وابستگی و سلطه منجر میشود. با این وصف مخالفت با این جنگ ارتجاعی و ویرانگر جدا از مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. مسئلهٔ محوری در اینجا، بازپسگیری عاملیت اجتماعی است. از اینرو مبارزه سازمانیافته جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش انقلابی کردستان و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی با خواست قطع بیدرنگ جنگ، آزادی زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام و تلاش برای شکل دادن به یک رهبری سراسری از طریق به هم مرتبط شدن فعالین و رهبران این جنبش ها اهمیت سیاسی و عملی پیدا می کند. فقط با حضور سازمانیافته و آگاهانه طبقه کارگر و دیگر جنبش های پیشروی اجتماعی در صحنه سیاسی جامعه است که می توان افق رهایی را پیشروی جامعه قرار داد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1