تشدید سرکوب و اعدام زندانیان سیاسی در سایهی جنگ
چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵

در روزهایی که سایهی جنگی ویرانگر و تشدید تنشهای منطقهای بر زندگی میلیونها انسان سنگینی میکند، خبر اعدام چندین زندانی سیاسی در ایران و همزمان تصویب حکم اعدام علیه زندانیان فلسطینی، بار دیگر ماهیت واقعی دولتهای درگیر در این جنگ را آشکار میسازد. این رخدادها، بیان فشردهی منطقی هستند که در بطن حاکمیت سرمایهداری چه در شکل جمهوری اسلامی و چه در قالب دولت اسرائیل عمل میکند: حفظ نظم موجود از طریق سرکوب، حذف فیزیکی مخالفان و مدیریت بحرانهای سیاسی با خشونت سازمانیافته.
اعدام زندانیان سیاسی در شرایطی که بمباران و حملات موشکی و پهبادی ادامه دارد، نشانهای از راهبرد سیاسی و امنیتی حاکمیت است. تاریخ معاصر ایران نشان داده است که در شرایط بحرانی از جنگ ایران و عراق تا خیزشهای اجتماعی یک دهه اخیر حاکمیت بهطور سیستماتیک به حذف فیزیکی مخالفان روی آورده است. انتقال دهها زندانی سیاسی به سلولهای انفرادی، در شرایط بمباران و ناامنی گسترده، نشانهی برنامهریزی و آمادگی برای تشدید سرکوب است. سلول انفرادی نه تنها ابزار شکنجهی روانی، بلکه مقدمهای برای ایزولهسازی و در مواردی حذف بیصدای زندانیان است. این اقدامات، بهویژه در این شرایط جنگی، خطر کشتارهای پنهان را افزایش میدهد.
جنگ، اغلب کارکردی دوگانه دارد: از یک سو رقابتهای قدرتهای امپریالیستی و منطقهای را پیش میبرد و از سوی دیگر به دولتها امکان میدهد جنبشهای اعتراضی در داخل را به حاشیه رانده، سرکوب یا منحرف کنند. جمهوری اسلامی نیز در این چارچوب عمل میکند. تشدید فضای امنیتی، محدود کردن آزادیها و اجرای احکام اعدام، بخشی از تلاش برای ایجاد «انسجام از بالا» در شرایطی است که خشم و نارضایتیهای اجتماعی در پایین جامعه و زیر خاکستر جنگ در حال انباشت است. اعدام زندانیان سیاسی در چنین شرایطی پیامی روشن به جامعه میفرستد: هرگونه مخالفت، حتی در شرایط جنگی، با شدیدترین پاسخ مواجه خواهد شد. این سیاست نه نشانهی قدرت، بلکه بیانگر ترس عمیق حاکمیت از گسترش اعتراضات و پیوند آنها با بحرانهای کلان سیاسی و اقتصادی است.
همزمانی اعدام زندانیان سیاسی در ایران و تصویب قوانین ارتجاعی اعدام علیه زندانیان فلسطینی توسط دولت اسرائیل، بهویژه با جشنگرفتن جریانهای فاشیستی، نشاندهندهی وجود یک منطق مشترک در سطح ساختار قدرت است: حذف مخالفان بهعنوان ابزار مهار مقاومت. در هر دو مورد، زندانی، بهعنوان نماد یک مبارزه دیده میشود. حذف یا سرکوب شدید این افراد، تلاشی برای شکستن روحیهی جمعی و جلوگیری از گسترش مقاومت است. این منطق، فارغ از تفاوتهای ایدئولوژیک یا مذهبی دولتها، در ساختار و ماهیت طبقاتی قدرت آنها مشترک است.
زندان، ابزاری برای کنترل طبقاتی است. زندانیان سیاسی اغلب نمایندگان یا بازتابی از جنبشهای اجتماعی گستردهتر هستند: از مبارزات کارگری و جنبش رهایی زنان گرفته تا مقاومتهای ضد استعماری. در این چارچوب، اعدام یا تشدید فشار بر زندانیان، بخشی از تلاش برای مهار این جنبشهاست. دولتها میکوشند با حذف فعالان سیاسی، شبکههای ارتباطی و سازماندهی را مختل کنند. تجربه نشان داده است که این سیاستها در بلندمدت نهتنها اعتراضات را خاموش نمیکند، بلکه میتواند آنها را رادیکالتر سازد.
یکی از ویژگیهای مشترک دولتهایی که بهطور گسترده از اعدام و سرکوب استفاده میکنند، بحران مشروعیت است. در شرایطی که پایههای اجتماعی حکومت بشدت تضعیف میشود، اتکای آن به ابزارهای قهرآمیز افزایش مییابد. هدفشان از اعدام ، به نمایش قدرت تبدیل شود؛ نمایشی که هدف آن ایجاد ترس و بازدارندگی است. با این حال، این نمایش قدرت اغلب نتیجهای معکوس دارد. افزایش آگاهی طبقاتی، گسترش سازماندهی و تجربهی زیستهی مردم از سرکوب، میتواند به فرسایش مشروعیت حکومتها منجر شود. زندانیان سیاسی به نمادهایی از مقاومت و پیوند مبارزات مردم تبدیل میشوند.
در برابر چنین وضعیتی، جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر و دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی با وظیفهای دوگانه مواجهاند. از یک سو باید به هر شکلی که میتوانند با جنگافروزی دولت خودی و مداخلهی امپریالیستی مقابله کنند و از سوی دیگر با گسترش پیوندهای همبستگی به جنبش نه به اعدام و دفاع از زندانیان سیاسی تلاش نمایند که ماشین سرکوب و کشتار رژیم را متوقف کنند. دفاع از زندانیان سیاسی، مقابله با مجازات اعدام و مبارزه علیه سرکوب، بخشی جداییناپذیر از مبارزهی طبقاتی است. تنها از این مسیر است که میتوان در برابر چرخهی خشونت و سرکوب ایستادگی کرد و افق رهایی از سلطه و استثمار را زنده نگه داشت.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1