سرکوب فعالان جنبش معلمان در شرایط جنگی در مقابل جنگ و تشدید سرکوب، جنبش همبستگی را گسترش دهیم
یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵

سرکوب فعالان جنبش معلمان در شرایط جنگی، نشانهای از تعمیق بحران در ساختار سیاسی و اقتصادی حاکم و ترس رژیم از تلاش سازمانگرانه و گسترش جنبش همبستگی به عنوان تهدیدی علیه نظم موجود است. در وضعیتی که جامعه از یکسو زیر فشار بمباران قرار دارد و از سوی دیگر با سرکوب سیستماتیک نیروهای اجتماعی و تشدید بیکاری و فقر و فلاکت اقتصادی مواجه است، این واقعیت بیش از پیش آشکار میشود که بار اصلی این بحران بر دوش مردم، بهویژه طبقه کارگر و زحمتکشان ،سنگینی میکند. آنچه با یورش به منازل فعالان جنبش معلمان رخ داد، تنها بخشی از روندی گستردهتر است که هدف آن مهار هرگونه شکلگیری آگاهی و سازمانیابی مستقل در میان نیروهای اجتماعی است.
گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان از ورود نیروهای امنیتی به منازل فعالان جنبش معلمان در روزهای گذشته، تفتیش و ضبط وسایل شخصی، این اقدامات در بستری رخ میدهد که هرگونه فعالیت مستقل بهمثابه تهدیدی علیه حکومت اسلامی تلقی میشود. بازداشت برخی از این فعالان و بیاطلاعی خانوادههای آنان از وضعیت بازداشتشدگان، بُعد دیگری از این سرکوب را نمایان میسازد؛ بُعدی که با هدف ایجاد رعب، انزوا و جلوگیری از گسترش همبستگی اجتماعی اعمال میشود. نیروهای سرکوب در این شرایط جنگی بهعنوان ابزاری برای حفظ و بازتولید مناسبات قدرت و سلطه طبقاتی عمل می کنند. هنگامی که معلمان، بهعنوان بخشی از طبقه کارگر، تلاش میکنند مطالبات خود را در قالب تشکلهای مستقل بیان کنند، این امر بهطور مستقیم با منافع ساختاری در تضاد قرار میگیرد. زیرا آموزش، نه فقط انتقال دانش، بلکه بستری برای شکلگیری آگاهی انتقادی است. از اینرو، سرکوب معلمان را باید تلاشی برای جلوگیری از گسترش این آگاهی دانست.
این سرکوب در شرایطی تشدید میشود که جامعه همزمان با پیامدهای یک جنگ ارتجاعی و ویرانگر نیز مواجه است. جنگ، همواره بهعنوان ابزاری برای تغییر اولویتهای اجتماعی و سیاسی بهکار گرفته شدهاند. در چنین شرایطی، منابع عمومی بهجای تأمین رفاه و امنیت اجتماعی، صرف اهداف نظامی میشوند و فضای امنیتی بهانهای برای سرکوب آزادی فراهم میآورد. این وضعیت، زمینه را برای تشدید کنترل و سرکوب مهیا میکند. تجربه تاریخی نشان داده است که دولتها در شرایط بحرانی، بهویژه در زمان جنگ، تمرکز قدرت و حذف صداهای منتقد و معترض را بخشی از راهبرد خود برای کنترل جامعه تبدیل می کنند.
در این میان، مردم عادی بهویژه طبقات فرودست، بیشترین آسیب را متحمل میشوند. آنان نه در تصمیمگیریهای کلان سیاسی و نظامی نقشی دارند و نه از پیامدهای آن سودی میبرند. بمبارانها، کشتار انسانهای بی دفاع، آوارگی، تشدید بیکاری و گرانی و فقر، کاهش خدمات عمومی و سرکوب سیاسی، همگی بر زندگی روزمره آنان تأثیر میگذارند. این سه گانه جنگ و تشدید سرکوب و گسترش ابعاد فقر و فلاکت اقتصادی شرایطی را ایجاد میکند که در آن مردم از هر سو تحت فشار قرار دارند. در چنین وضعیتی، تحلیل طبقاتی اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا نشان میدهد که چگونه منافع طبقه حاکم، چه در سطح داخلی و چه در سطح بینالمللی، در تضاد با منافع کارگران و تودههای مردم قرار دارد.
معلمان در این میان جایگاهی ویژه دارند. آنان نهتنها بخشی از طبقه کارگر و نیروی کار هستند، بلکه نقش مهمی در شکلدهی به افکار عمومی و انتقال آن ایفا میکنند. مخالفت جنبش معلمان با جنگ و مطالبات آنان از دستمزد گرفته تا امنیت شغلی و حق تشکلیابی، آموزش رایگان ریشه در ساختارهای نابرابر اقتصادی و اجتماعی دارد. به همین دلیل، هرگونه تلاش برای سازمانیابی مستقل آنان با واکنش سخت مواجه میشود. سرکوب تشکلهای صنفی معلمان را باید در چارچوبی گستردهتر از مقابله با هرگونه شکلگیری قدرت جمعی و گسترش اتحاد و همبستگی در میان طبقه کارگر تحلیل کرد. با این حال، تاریخ نشان داده است که سرکوب، هرچند میتواند در کوتاهمدت مانع از گسترش اعتراضات شود، اما در بلندمدت به افزایش آگاهی و گسترش اعتراضات منجر میگردد. در چنین شرایطی، ضرورت همبستگی میان بخشهای مختلف طبقه کارگر و سایر جنبش های پیشرو اجتماعی بیش از پیش احساس میشود. معلمان، کارگران، پرستاران، رانندگان و سایر اقشار زحمتکش، همگی در معرض اشکال مختلفی از استثمار و سرکوب قرار دارند. پیوند این مبارزات و شکلگیری یک جبهه متحد، میتواند زمینهساز تغییرات اساسی باشد.
یک رویکرد انقلابی، مستلزم آن است که همزمان با نقد و افشای سرکوب ، ماهیت سیاسی و طبقاتی جنگ نیز مورد نقد قرار گیرد. نمیتوان یکی را نادیده گرفت و دیگری را برجسته کرد. هر دو، در نهایت به تضعیف موقعیت مردم و تقویت ساختارهای سلطه منجر میشوند. از اینرو، مبارزه برای آزادی و رهایی، نیازمند نگاهی جامع و چندسویه است که بتواند پیچیدگیهای این وضعیت را درک و تحلیل کند. در نهایت، آنچه در شرایط کنونی اهمیت دارد، تلاش برای درک ریشههای ساختاری این بحرانها و حرکت بهسوی ایجاد بدیلهای واقعی است. گسترش آگاهی طبقاتی، سازمانیابی و تقویت همبستگی اجتماعی و تلاش برای شکل دادن به یک رهبری سراسری سه عنصر کلیدی در این مسیر هستند. بدون این عناصر، هرگونه مقاومت در برابر سرکوب و فشار، پراکنده و ناپایدار خواهد بود.
سرکوب فعالان صنفی معلمان در شرایط جنگی، تصویری فشرده از وضعیت کلی جامعه ارائه میدهد؛ وضعیتی که در آن تضادهای طبقاتی، بمباران قدرتهای امپریالیسم آمریکا و اسرائیل، پافشاری جمهوری اسلامی بر ادامه این جنگ ارتجاعی و تعمیق بحرانهای داخلی بههم گره خوردهاند. در چنین شرایطی، فریاد نه به این جنگ ارتجاعی، دفاع از حقوق معلمان، دفاع از حق سازمانیابی و دفاع از آزادیهای سیاسی و اجتماعی و برابری انسانها، نه مطالباتی جداگانه، بلکه بخشی از یک مبارزه گستردهتر برای رهایی از چنگ رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی و سلطه قدرتهای امپریالیستی است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1