شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ | 16 - 05 - 2026

Communist party of iran

«جنگ، جامعه و طبقه!»


دفتر چهل و سوم نگاه


… در تحلیل ریشه‌های جنگ اخیر آمریکا علیه ایران، تمرکُز صِرف بر اختلافات هسته‌ای، تنش‌های منطقه‌ای یا تقابُل‌های ایدئولوژیک، تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌دهد. این جنگ را باید در چهارچوبی گُسترده‌تر و در افق رقابت‌های کلان جهانی میان آمریکا و چین فهم کرد؛ رقابتی که خاورمیانه، انرژی و نظام مالی جهانی در مرکز آن قرار گرفته‌اند. از این منظر، ایران تنها یک بازیگر منطقه‌ای نیست، بلکه بخشی از مُعادله‌ی بُزرگ‌تری است که به آینده‌ی هژمونی آمریکا در نظام بین‌الملل مربوط می‌شود.


یکی از اهداف راه‌بُردی آمریکا در خاورمیانه، مهار قُدرت‌گیری چین و محدود کردن توانایی پکن برای تبدیل شدن به قُدرت مُسلط اقتصادی و ژئوپولیتیک جهان است. اهمیت این مساله زمانی روشن‌تر می‌شود، که بدانیم چین امروز با واردات روزانه بیش از ۱۱ میلیون بُشکه‌ی نفت، بُزرگ‌ترین واردکننده‌ی انرژی جهان است و حدود ۴۵ تا ۵۰ درصد نفت وارداتی خود را از خاورمیانه تامین می‌کند. عربستان سعودی، عراق، امارات و ایران از مُهم‌ترین تامین‌ کننده‌گان انرژی چین به شُمار می‌روند. این وابستگی عظیم، یکی از نُقاط آسیب‌پذیر استراتژیک پکن محسوب می‌شود؛ زیرا بخش عُمده‌ی مسیرهای انتقال انرژی چین از تنگه‌ی هُرمز، دریای عرب و اقیانوس هند عبور می‌کند؛ مناطقی که هم‌چنان تا حد زیادی تحت نفوذ نظامی و ژئوپولیتیک آمریکا قرار دارد.


در این چهارچوب، هرگونه بی‌ثُباتی کُنترل‌ شده یا تنش در خاورمیانه می‌تواند به ابزاری برای فشار بر اقتصاد چین تبدیل شود. اقتصاد چین، که اکنون نزدیک به ۱۹ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارد، برای حفظ رُشد صنعتی خود به جریان پایدار انرژی نیازمند است. حتا اختلالی محدود در صادرات نفت خلیج فارس می‌تواند موجب افزایش شدید قیمت انرژی و کاهش رُشد اقتصادی چین شود. از این منظر، تقابُل با ایران را نمی‌توان صرفا نزاعی دوجانبه میان تهران و واشنگتن دانست، بلکه باید آن را بخشی از نبرد بُزرگ‌تر بر سر کُنترل مسیرهای انرژی، زنجیره‌های تامین جهانی و موازنه‌ی قُدرت در قرن بیست ‌و یُکم تلقی کرد.


در چنین شرایطی، تحولات داخلی ایران نیز برای قُدرت‌های جهانی اهمیتی مُضاعف پیدا می‌کند. ظهور گرایش‌های ناسیونالیستی جدید، افول مشروعیت ایدئولوژی مذهبی، و تلاش برای بازتعریف هویت سیاسی و فرهنگی کشور، تنها مسائل داخلی نیستند، بلکه بخشی از آینده‌ی موازنه‌ی قُدرت در منطقه و حتا جهان به شمار می‌روند. به همین دلیل، جنگ علیه ایران را باید هم‌‌زمان در سه سطح فهم کرد: سطح داخلی بحران مشروعیت و شکاف اجتماعی؛ سطح منطقه‌ایِ رقابت بر سر امنیت و انرژی؛ و سطح جهانیِ تقابُل آمریکا و چین بر سر

نظم آینده‌ی جهان…

لینک نشریه کانون پژوهش نگاه:

اشتراک در شبکه های اجتماعی: