اول ماه مه: از چوبههای دار شیکاگو تا مبارزات امروز علیه اعدام و استثمار
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
حمید اخوی
اول ماه مه، روز جهانی کارگر، اغلب به عنوان روزی برای بزرگداشت کارگران معرفی میشود، اما در واقعیت تاریخی، این روز ریشه در مبارزه، سرکوب و اعدام دارد و از دل رویداد Haymarket Affair در شهر شیکاگو زاده شده است، رویدادی که مسیر جنبش کارگری جهانی را دگرگون کرد. در اواخر قرن نوزدهم، سرمایهداری صنعتی در ایالات متحده نابرابریهای عمیقی ایجاد کرده بود و کارگران، که بسیاری از آنان مهاجر بودند، در شرایطی بسیار سخت از جمله ساعات کاری طولانی بین دوازده تا شانزده ساعت، محیطهای ناامن و دستمزدهای ناچیز کار میکردند. در چنین شرایطی، مطالبه کار هشتساعته به عنوان خواستی بنیادین و وحدتبخش شکل گرفت و در اول مه ۱۸۸۶ صدها هزار کارگر در سراسر آمریکا دست به اعتصاب زدند و شیکاگو به مرکز این حرکت تبدیل شد.
تنشها به سرعت افزایش یافت زمانی که در سوم مه، پلیس به سوی کارگران اعتصابی در کارخانه مککورمیک تیراندازی کرد و چندین نفر را به قتل رساند. در واکنش، تجمعی برای چهارم مه در میدان هیمارکت برگزار شد که تا لحظات پایانی آرام بود، اما با ورود پلیس برای متفرق کردن جمعیت، فردی ناشناس بمبی پرتاب کرد که به انفجار و تیراندازی انجامید و تلفات جانی در هر دو سو بر جای گذاشت، در حالی که عامل این بمبگذاری هرگز شناسایی نشد. به جای یک تحقیق بیطرفانه، موجی از سرکوب سیاسی آغاز شد و هشت فعال کارگری و آنارشیست بازداشت و محاکمه شدند، نه به دلیل اثبات مشارکت مستقیم در بمبگذاری، بلکه به دلیل سخنرانیها، نوشتهها و نقش آنان در سازماندهی جنبش. در میان آنان، Albert Parsons، August Spies، Adolph Fischer و George Engel قرار داشتند.
در ۱۱ نوامبر ۱۸۸۷، این چهار نفر به دار آویخته شدند و یکی دیگر از متهمان، Louis Lingg، یک روز پیش از اعدام در زندان جان باخت. دیگر متهمان به حبس محکوم شدند. این اعدامها موجی از اعتراضات بینالمللی را برانگیخت، چرا که هیچ مدرک مستقیمی دال بر نقش این افراد در بمبگذاری ارائه نشده بود. سخنان پایانی آنان نیز به ماندگاری نمادینشان افزود، بهویژه زمانی که آگوست اسپایز اعلام کرد روزی خواهد رسید که سکوت آنان از صدایی که امروز خاموش میشود، قدرتمندتر خواهد بود. این سخنان در سراسر جهان منتشر شد و آنان را به نمادهایی ماندگار از مقاومت تبدیل کرد.
بیعدالتی این دادگاه بعدها به طور رسمی نیز مورد تأیید قرار گرفت، زمانی که در سال ۱۸۹۳، فرماندار ایلینوی John Peter Altgeld بازماندگان را عفو کرد و صراحتاً اعلام نمود که روند دادرسی ناعادلانه بوده و هیئت منصفه جانبدارانه انتخاب شده و شواهد کافی وجود نداشته است. این اقدام، دیدگاه عمومی مبنی بر سیاسی بودن این اعدامها را تقویت کرد. در سال ۱۸۸۹، سازمانهای کارگری در سطح بینالمللی، اول ماه مه را به عنوان روز جهانی کارگر اعلام کردند، بهطور مشخص در یادبود این رویدادها و اعدامشدگان آن که به عنوان شهدای هیمارکت شناخته شدند. از این رو، اول ماه مه نه تنها روزی برای بزرگداشت، بلکه یادآور مبارزه، سرکوب و فداکاری است.
پرونده هیمارکت نشان میدهد که چگونه اعدام میتواند به عنوان ابزاری سیاسی برای سرکوب مخالفتها، ایجاد ترس و مهار جنبشها به کار رود، اما در عین حال نشان میدهد که چنین سرکوبی میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و با تبدیل افراد به نمادهای ماندگار، به تقویت و گسترش همان جنبشها کمک کند. بیش از یک قرن بعد، این واقعیتها همچنان پابرجاست، چرا که کارگران در سراسر جهان همچنان با استثمار، نابرابری و سرکوب مواجهاند و در برخی موارد، اعدام همچنان به عنوان ابزاری علیه مخالفان سیاسی به کار گرفته میشود.
در سهشنبه ۵ مه، در صد و نوزدهمین هفته پیاپی تجمع اعتراضی، ما در برابر اعدام میایستیم و یاد کسانی را که در شیکاگو اعدام شدند، یعنی پارسونز، اسپایز، فیشر و انگل، گرامی میداریم؛ کسانی که مرگشان به شکلگیری اول ماه مه به عنوان نمادی جهانی از مقاومت انجامید. در عین حال، ما به میلیونها انسان در سراسر جهان میپیوندیم که این روز را نه تنها به عنوان یادبود، بلکه به عنوان ادامه یک مبارزه زنده گرامی میدارند و علیه اعدام، علیه استثمار و علیه بیعدالتی میایستند و در همبستگی با کارگران و تمامی ستمدیدگان جهان این مسیر را ادامه میدهند. از چوبههای دار شیکاگو تا مبارزات امروز، این حقیقت پابرجاست که سرکوب پایان مبارزه نیست، بلکه آن را عمیقتر و گستردهتر میکند.
اول ماه مه