دموکراسی شبیهسازیشده: پول، نقشهها، و مهندسی نمایندگی
جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
نادر رحیمی
در ایالات متحده، مشروعیت دموکراتیک بهطور فزایندهای توسط تحریفهای ساختاریِ نهفته در خودِ نظام انتخاباتی تضعیف شده است. برای دههها، نفوذ سیاسی نهتنها توسط رأیدهندگان، بلکه از طریق شبکههای لابیگری، تأمینمالی شرکتی، و تمرکز قدرت در دست اهداکنندگان بزرگ شکل گرفته است؛ وضعیتی که به منافع اقتصادی سازمانیافته امکان میدهد نفوذی نامتناسب بر سیاستگذاری عمومی اعمال کنند. در نتیجه، بسیاری از پژوهشگران و ناظران، نظام سیاسی آمریکا را نه یک دموکراسی کاملاً نمایندهمحور، بلکه نوعی نظم پلوتوکراتیک یا «پسادموکراتیک» توصیف کردهاند؛ نظمی که در آن نهادهای رسمی دموکراتیک همچنان پابرجا هستند، اما قدرت واقعی سیاسی بهطور فزایندهای در میان نخبگان اقتصادی متمرکز میشود.
در سالهای اخیر، برخی منتقدان دموکراسی آمریکا را با اصطلاح «پلوتوصهیونیسم» توصیف کردهاند؛ اصطلاحی که برای بیان همگرایی میان پلوتوکراسی آمریکایی — یعنی حکومتی که بهشدت تحت نفوذ ثروتمندان است — و حمایت شدید، اغلب راستگرایانه، از اسرائیل در سیاست آمریکا بهکار میرود. این تلاشها بهطور فزایندهای انتخابات مقدماتی رقابتی حزب دموکرات را هدف قرار دادهاند تا صداهای منتقد دولت اسرائیل را، فارغ از وابستگی حزبی، سرکوب کنند.
برای مثال، افرادی مانند میریام ادلسون و همسر فقیدش شلدون ادلسون از جمله اهداکنندگان بزرگ سیاسی بودهاند که صدها میلیون دلار به اهداف جمهوریخواهان کمک کرده و از سیاستهایی مانند انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم حمایت کردهاند. دیگر اهداکنندگان بزرگ شامل رهبران فناوری مانند لری الیسون بودهاند.
منتقدان استدلال میکنند که این تلاشها اغلب شامل ساختن یا بزرگنمایی نگرانیها درباره یهودستیزی است تا بحثهای مشروع سیاسی یا انتقاد از اقدامات دولت اسرائیل، بهویژه در رابطه با جنگ غزه، خاموش شود. از نگاه این منتقدان، هزینهکرد سنگین توسط شمار اندکی از افراد، شکلی از «خریدن» وفاداری سیاسی و تضعیف فرایند دموکراتیک محسوب میشود؛ وضعیتی که در آن تصمیمات سیاسی ممکن است بیش از افکار عمومی، با منافع اهداکنندگان همسو شوند، بهویژه در شرایطی که دیدگاه نسل جوان آمریکایی نسبت به اسرائیل در حال تغییر است.
شبکه لابی حامی اسرائیل که بهشدت توسط گروههای ذینفوذ و اهداکنندگان بزرگ تأمین مالی میشود، در پی ایجاد نوعی اجماع سیاسی است که صداهای مترقی یا حامی فلسطین را در کنگره به حاشیه براند. منتقدان معتقدند این سازمانها بهطور فزایندهای بهجای سازماندهی مردمی سنتی، بر هزینهکرد مستقیم انتخاباتی تکیه میکنند. برای مثال، در چرخه انتخاباتی ۲۰۲۴، گزارش شد که گروههای حامی اسرائیل بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای تأثیرگذاری بر کارزارهای انتخاباتی هزینه کردهاند.
با این حال، در سالهای اخیر، منازعات سیاسی بهطور فزایندهای حول محور سازوکار دیگری از تحریف دموکراتیک شکل گرفته است: تقسیمبندی حزبی حوزههای انتخاباتی و دستکاری جغرافیای انتخاباتی. جرىمندرینگ (تقسیمبندی جانبدارانه حوزههای انتخاباتی) تحول مهمی بهشمار میرود، زیرا انتخابات را مستقیماً سرکوب نمیکند؛ بلکه شرایط انتخاباتی را بهگونهای بازطراحی میکند که نتایج سیاسی از پیش تعیین شوند. از طریق طراحی راهبردی حوزهها، احزاب سیاسی میتوانند رقابت انتخاباتی را کاهش دهند، بلوکهای رأی مخالف را تضعیف کنند، و قدرت نهادی خود را مستقل از تغییرات افکار عمومی حفظ نمایند. در چنین نظامهایی، انتخابات همچنان برگزار میشود، اما رابطه میان رأی مردم و نمایندگی سیاسی بهطور فزایندهای مصنوعی میشود.
اختلافات اخیر بر سر بازتقسیم حوزههای انتخاباتی در سراسر آمریکا این پویایی را بهوضوح نشان میدهد. در سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶، ایالتهای تحت کنترل جمهوریخواهان از جمله تگزاس، فلوریدا، میزوری، کارولینای شمالی، اوهایو و تنسی تلاشهایی برای بازطراحی میاندورهای حوزههای کنگره انجام دادهاند که هدف آن تقویت برتری جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان بوده است. این اقدامات شامل بازسازی حوزهها برای کاهش رقابت انتخاباتی، تجزیه بلوکهای رأی مخالف، و تثبیت کنترل حزبی موجود بوده است.
در تگزاس و فلوریدا، راهبردهای تهاجمی بازتقسیم حوزهها برای شکستن انسجام جوامع اقلیت و تضعیف نمایندگی مخالفان از طریق پراکندن جمعیتهای رأیدهنده متمرکز در چندین حوزه بهکار گرفته شده است. در تنسی، حوزه پنجم کنگره که گرایش دموکراتیک داشت، بهگونهای تقسیم شد که نفوذ انتخاباتی رأیدهندگان شهری دموکرات بهطور قابلتوجهی کاهش یافت. در میسیسیپی و تنسی نیز منتقدان استدلال کردهاند که مناطق عمدتاً سیاهپوست، از جمله بخشهایی از دلتای میسیسیپی و ممفیس، عمداً میان چند حوزه «شکسته» شدهاند تا نفوذ سیاسی جمعی آنها تضعیف شود.
مناقشات مشابهی در آلاباما و لوئیزیانا نیز شکل گرفته است؛ جایی که اختلافات حقوقی پیرامون حوزههای دارای اکثریت سیاهپوست و حمایتهای قانون حقوق رأیدهی، بحثها درباره مفهوم خودِ نمایندگی دموکراتیک را تشدید کرده است.
در آلاباما، دادگاهها اجازه بازگرداندن نقشهای را دادند که به تضعیف قدرت رأی سیاهپوستان متهم شده بود، آن هم پس از آنکه یک حوزه جدید با اکثریت سیاهپوست برای مدتی کوتاه تعادل سیاسی ایالت را تغییر داده بود. در لوئیزیانا نیز اختلافات مربوط به بازتقسیم حوزهها با رویههای اضطراری انتخاباتی و منازعات گستردهتر پیرامون تضعیف حمایتهای فدرال از حق رأی گره خورده است.
در همین حال، ایالتهای تحت کنترل دموکراتها نیز بهطور فزایندهای در واکنش به پیشروی جمهوریخواهان، به بازتقسیم میاندورهای حوزهها روی آوردهاند. کالیفرنیا، نیویورک و ویرجینیا همگی نقشههای جدیدی را دنبال کرده یا بررسی کردهاند که هدف آن بهبود رقابتپذیری انتخاباتی دموکراتها بوده است. مقامهای دموکرات در ایالتهایی مانند ایلینوی، نیومکزیکو و اورگن نیز در واکنش به احکام قضایی جدید و تغییرات نقشههای حزبی در دیگر ایالتها، اصلاحات احتمالی را بررسی کردهاند.
اهمیت این تحولات فراتر از رقابت عادی حزبی است. عادیسازی فزاینده بازتقسیم میاندورهای حوزهها توسط هر دو حزب اصلی، از یک دگرگونی ساختاری عمیقتر در نظامهای دموکراتیک مدرن پرده برمیدارد. رقابت سیاسی دیگر صرفاً از طریق متقاعد کردن رأیدهندگان صورت نمیگیرد، بلکه از طریق دستکاری چارچوب نهادیای انجام میشود که آرا را به نمایندگی سیاسی تبدیل میکند.
انتخابات بهصورت رسمی همچنان برقرار است، اما شرایط تعیینکننده نتایج انتخاباتی بهطور فزایندهای از پیش مهندسی میشوند.
این مسئله یک اصل مهم را آشکار میکند: گرایشهای اقتدارگرایانه در دولتهای مدرن اغلب نه از طریق حذف نهادهای دموکراتیک، بلکه از راه تهیسازی تدریجی آنها از معنا پدیدار میشوند. انتخابات ممکن است همچنان برگزار شود، احزاب مخالف ممکن است بهطور رسمی وجود داشته باشند، و رویههای قانون اساسی ممکن است دستنخورده باقی بمانند؛ در حالی که توانایی شهروندان برای هدایت معنادار قدرت سیاسی بهتدریج فرسوده میشود.
بنابراین، اقتدارگرایی مدرن را باید نه بهعنوان نابودی دموکراسی، بلکه بهعنوان شبیهسازی آن فهمید. مبارزه سیاسی تعیینکننده در دموکراسیهای معاصر دیگر صرفاً کسب حق رأی نیست، بلکه حفظ اصالت نمایندگی سیاسی در برابر نظامهای نهادی، اقتصادی، و اطلاعاتیای است که قادرند رضایت عمومی را مهندسی، تجزیه، یا خنثی کنند.