ماشین اعدامتان را در هم خواهیم شکست!
پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۱

زمانیکه در صبحگاه هفدهم آذر جلادان محسن شکاری را به قتل رسانده و پیکرش را در میان محاصره خانواده اش به خاک سپردند، به این خیال باطل بودند که با اعدام وی خیزشی که اسم رمزش آزادی است به خاموشی خواهد گرائید. قاتلان وی در این تصور بودند که دهه شصت است و میتوانند آنانی را که به بند کشیده اند، اعدام و در میان بهت وحیرت جامعه در گورهای بی نام نشان به خاک بسپارند. اما توده های جان به لب رسیده ای که خیزش انقلابی جاری را آفریده اند، مردمی نیستند که در غم و اندوه از دست دادن عزیزانشان دست روی دست بگذارند. اکنون هر تن عزیزی که به خاک میافتد، هر لاله نشکفته ای که پرپر میشود عزم و اراده رزمندگان عرصه های مختلف این نبرد را راسخ تر می کند.
با اعلام خبر اعدام محسن در همان ساعات اولیه هزاران نفر از مردم تهران به سوی خیابان ستارخان به راه افتادند تا خود را به خانه محسن برسانند و فریاد اعتراض به این ددمنشی سرتاسر جامعه را فرا گرفت. بلافاصله تشکل های دانشجوئی و جوانان انقلابی محلات در یک فراخوان مشترک با عنوان ” همراهان بپا خیزیم” مردم معترض را به “اعتصاب، اعتراض فرا خواندند. دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی در بیانیه ای درخشان نوشتند که “دو ماه در کوچه و خیابانهای این سرزمین جنایت جنگی مرتکب شدید، چند صد نفر را به قتل رساندید، از کودک معصومی که هدف تیر مزدورانتان قرار گرفت تا جوان بی گناهی که با اتهامات واهی، طناب دار را به دور گردن او نهادید و هزاران تن دیگر را، از مادران داغدار تا فعالین سیاسی، مدنی و دانشجویی به زندان کشاندید به این خیال که خواهید توانست سرو ایستادگی و مقاومت ملت را تبر زنید، حال آنکه این سرو ایستادگی همچنان پا برجاست”. شورای سازماندهی کارگران پیمانی نفت در بیانیه خود نوشتند: “اکنون که ما مردم معترض و حق طلب در میدانیم حکومت با اعدام و بازداشت و اعتراف گیری اجباری به این می اندیشد که بلکه بتواند به این گونه کمی صدای اعتراض ما را کم کند اما سخت در اشتباه است . ما مردم با تمام قدرت از زندگی و معیشتمان دفاع میکنیم. ما دیگر حاضر به زندگی در بردگی و خفت نیستیم. اعدام ها وسرکوب ها نمیتوانند ما را از مطالباتمان و از خواست داشتن یک زندگی شایسته و داشتن حرمت و کرامت دور کند”.
کانون نویسندگان ایران در بیانیەای که در محکوم کردن این قتل دولتی منتشر نمود، نوشت ” بس کنید! پاسخ اعتراضهای مسالمت آمیز مردم به جان آمده، قتل دولتی و اعدام نیست. گمان مبرید که با اعدام و کشتار گسترده می توانید صدای حق طلبی و آزادی خواهی مردم را خاموش کنید. مردم بیدار و آگاه را نمیتوان با اعدام مرعوب کرد”. جوانان انقلابی سنندج در بیانیه خود با عنوان ” ماشین اعدامتان را در هم میشکنیم ، نوشتند: “جمهوری اسلامی با قتل سیستماتیک و سازماندهی شده دستگیر شدگان، با به رگبار بستن معترضین خیابان، با یورش شبانه به منزل مردم، با آدم ربایی و دزدیدن زخمی ها و جنازه های همسنگرانمان، با تهدید و ارعاب دانشجویان، دانش آموزان، معلمان و کارگران، با انواع ترفند و رفتار شنیع غیر انسانی دیگر فقط آب در هاون می کوبد و حتی نتوانسته به صفوف مزدوران خودش هم روحیه بدهد، چه برسد به ترساندن مردم.”
اعدام “محسن شکاری” و صدور حکم اعدام، مفسد فی الارض و محاربه به دستگیر شده ها، اوج استیصال و نا امیدی حکومتی است که به تجربه دریافته است، هر یک نفر کشته شود، ده ها و هزاران نفر جایش را می گیرد. مردم معترض از همان روز به خاک سپرده شدن محسن وهمزمان با چهلم جان باختگان اخیر به خیابان آمدند. در ستارخان و نارمک نام محسن را فریاد زدند و شعار دادند که ” وعده هاشون سرابه، جوابش انقلابه”. تجمع مردم انقلابی در همدردی و همبستگی با خانواده هومن عبدالهی، اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد قم در هنگام ورود “قاضی زاده هاشمی” به این دانشگاه و سردادن شعارهایی از قبیل “سیستم فاسد و مهمان قاتل نمی خوایم”، تجمع اعتراضی دانشگاه رسام کرج، تجمعات مکرر چند شب گذشته در کرمانشاه، زاهدان، تهران، سنندج، سقز، کرج، اراک و دیگر شهرها، همبستگی سراسری و ارسال بسته های دارویی به شهرهای کردستان از جمله جوانرود و مهاباد و همچنین برگزاری باشکوه مراسم خاک سپاری و چهلم جانباختگان که خود به مرکز همبستگی و اتحاد مردمی و انزجار از حاکمیت اسلامی بدل شده است، چنان ترس در دل مزدوران رژیم انداخته که تلاش می کنند با اعدام زندانیان سیاسی در بند و دفن شبانه آنان و سرکوب خونین تجمع های اعتراضی هر طور شده از ادامه این جنبش انقلابی جلوگیری کنند.
زندان و شکنجه و اعدام آخرین خاکریز حاکمیت است که پشتش سنگر گرفته، اما خاکریزی از حباب! ما طی هشتاد روز گذشته نشان دادیم که برای رسیدن به آزادی، برابری، برای به زیر کشیدن حاکمیت سرمایه داری و برای بنیاد نهادن دنیائی آزاد و برابر، ترسهایمان را همراه با زنجیرهایمان به دور انداخته ایم. ما ماشین کشتار شما، ماشین اعدام و شکنجه شما را، نهادهای صدور و احکام قرون وسطائی شما را در هم می شکنیم”.همه این فراخوانها وهمه این بیانیه ها و اعلامیه ها بیان آشکار این است که این خیزش را که برای نان و آزادی، برای حرمت انسانی برای رهائی زن ، برای پایان دادن به بردگی مزدی است نمیتوان با ایجاد رعب و وحشت به عقب راند.
سخن روز شبکه تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومه له