زنان کارگر قربانیان بحران زیستمحیطی، ستم جنسیتی و فقر
یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴

تحت حاکمیت نظام سرمایه داری در قرن بیست و یکم سه بحران همزمان، بحران زیستمحیطی، بحران جنسیتی و بحران فقر تشدید شده اند. آنچه امروز در صنایع مد و پوشاک در جنوب جهانی، از جمله در ایالت تامیل نادو در هند رخ میدهد تنها یک نمونه عینی از این پیوند ساختاری است.
گزارش خبرگزاری رویترز در ۲۶ اوت ۲۰۲۵ به روشنی نشان میدهد که زنان کارگر این صنعت، در شرایط گرمای طاقتفرسا و بدون امکانات ابتدایی تهویه و آب کافی، در معرض بیماریهای کلیوی، خستگی مزمن و فروپاشی روانی قرار دارند. این وضعیت «حادثه طبیعی» نیست، بلکه نتیجه مستقیم منطق سرمایه داری است که سود حداکثری را، بر سلامت و حیات انسانها و طبیعت ترجیح می دهد. ایالت تامیل نادو در جنوبی ترین بخش هند بهعنوان یکی از قطبهای تولید پوشاک در جهان، بیش از ۹۰درصد نیروی کارش را از میان زنان جذب میکند. این زنان در کارگاهها و کارخانههایی کار میکنند که اغلب فاقد سیستم تهویه مناسباند، ساعات طولانی ایستادن را تحمل میکنند، دسترسی به آب آشامیدنی محدود دارند و حتی از درخواست رفتن به سرویس بهداشتی به دلیل فشار تولید خودداری می کنند.
(ILO) سازمان بینالمللی کار تخمین زده است که ۷۰درصد از جمعیت شاغل جهان یعنی حدود ۲.۴ میلیارد نفر در معرض گرمای شدید قرار دارند. تنها در سال ۲۰۲۳بیش از ۵۱۰ میلیارد ساعت کاری به دلیل گرما از دست رفت، رقمی ۵۰ در صد بالاتر از دهه ۱۹۹۰، همان سال، بیش از ۲۲ میلیون آسیب شغلی و نزدیک به ۱۹ هزار مرگ ناشی از گرما گزارش شد. این آمار به روشنی نشان میدهد که بحران اقلیمی نه یک تهدید آینده، بلکه بخشی از واقعیت امروز کار و زندگی طبقه کارگر جهانی است. تحقیقات در هند نشان میدهد که زنان کارگر در معرض کمآبی مزمن قرار دارند. این وضعیت، توانایی کلیهها در دفع سموم را مختل کرده و زمینهساز نارسایی کلیوی و سنگ کلیه است. در یک مطالعه میدانی در میان کارگران نمکپزان تامیل نادو، حدود ۹درصد به سنگ کلیه مبتلا بودند. علاوه بر بیماریهای جسمی، زنان کارگر با اضطراب، افسردگی و فشار روانی ناشی از استثمار مزمن مواجهاند. آنان غالباً نیروی کار «نامرئی» محسوب میشوند. هیچ نهادی صدای آنان را بازتاب نمیدهد و تنها زمانی خبرساز میشوند که بحران به نقطه انفجار برسد.
بسیاری از صاحبانبرندهای بزرگ مد امروز شعار «پایداری» و «مسئولیت اجتماعی» سر میدهند. اما شکاف میان ادعا و عمل فاحش است؛ ۹۳درصد برندها تعهدات حقوق بشری را روی کاغذ ثبت کردهاند، اما تنها ۲۷درصد در عمل این حداقل ها را در حق کارگران اجرا می کنند. اغلب گزارشهای زیستمحیطی شرکتها چیزی جز «سبزشویی» نیست؛ یعنی پوشاندن بهرهکشی ساختاری با لفاظیهای اخلاقی و محیط زیستی. این تضاد ریشه در منطق سرمایهداری دارد سیستمی که کسب سود در کوتاه ترین زمان ممکن را اصل قرار داده، هیچگاه نمیتواند منادی واقعی عدالت زیستمحیطی و جنسیتی باشد.
ایران تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی در سالهای اخیر با خشکسالی شدید و موجهای گرمای بیسابقه مواجه بوده است. پیشبینیها نشان میدهند که بخشهای جنوبی و مرکزی کشور با افزایش دمای میانگین و موجهای گرمای طولانیمدت روبهرو است. این امر نه تنها زندگی عمومی بلکه شرایط کاری میلیونها کارگر، بهویژه در صنایع پوشاک و کشاورزی را تهدید می کند. سهم زنان در بازار کار ایران حدود ۱۴تا ۱۷ درصد است، اما در صنایع سبک و غیررسمی مانند پوشاک و نساجی این سهم بیشتر است. مزد پایین و فقدان بیمه در بخش غیررسمی، زنان کارگر را در برابر گرما و کمآبی آسیبپذیرتر کرده است.
بسیاری از کارگاهها فاقد تهویه مناسب یا امکانات اولیه بهداشتیاند. همانگونه که در جنوب جهان دیده میشود، در ایران نیز زنان نیروی کار ارزان و مصرفشدنی محسوب می شوند. در ایران نیز ستم طبقاتی، ستم جنسیتی و بحران اقلیمی بهطور ساختاری درهم تنیدهاند. بحران آب به معنای افزایش فشار بر زنان کارگر در محیطهای کاری و حتی در خانه و نبود سیاستهای حمایتی، زنان را بیش از مردان در معرض فرسایش جسمی و روحی قرار می دهد. کار زنان در سرمایهداری دوگانه است: کار تولیدی در کارخانهها و کارگاهها؛ کار مراقبت، نگهداری، تربیت فرزندان در محیط خانه و بازتولید نسل جوان کارگران. سرمایهداری هر دو را بیارزش جلوه داده و زن را به عنوان نیروی کار ارزان با شدت استثمار می کند. در شرایط بحران اقلیمی، این استثمار تشدید میشود: گرما و کمآبی، بدن زنان را به معنای واقعی کلمه «مصرف» میکند. بحران اقلیمی مانند گرما، کمآبی، نابودی محیط زیست، بحران جنسیتی در شکل ستم مضاعف بر زنان و نادیدهگرفتن نیازهایابتدایی آنان بحران فقر در نتیجه مزد پایین، ناامنی شغلی، فقدان بیمه، همگی ریشه در منطق سوداندوزی سرمایه داری دارند.
بحران زیستمحیطی، ستم جنسیتی و فقر همه ریشه در ساختار نظام سرمایه داری دارند. تجربه زنان کارگر در ایالت تامیل نادو در جنوبی ترین بخش هند و شرایط مشابه در ایران نشان میدهد که محیط زیست و بدن زن، هر دو قربانی منطق سرمایه داری هستند. پاسخ واقعی به این أوضاع تنها در مبارزهای انقلابی و سازمانیافته است که هرسه جبهه مبارزه طبقاتی، زیستمحیطی و مبارزه جنسیتی را در بر گیرد. آینده، زندگی و جهانی بهتر تنها از دل چنین مبارزهای خواهد رویید.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv