نوروز در جنگ! ایران زیر بمبارانِ جنگندههای اسرائیلی و بمبافکنهای آمریکایی
شنبه ۱ فروردین ۱۴۰۵

ایرانیان نوروز امسال را در زیر بمبارانهای بیامانِ هواپیماهای اسرائیلی و آمریکایی
جشن میگیرند و امیدوارند در سالی که آغاز میشود، جنگ و خونریزی هرچه زودتر
پایان پذیرد و صلح و آرامش به کشورشان بازگردد. آنان سالی سرشار از درد و رنج و
اندوه را پشت سر میگذارند. در نوروز امسال بسیاری از خانوادهها مصیبتزده و
عزادارند و اکنون، با ناباوری و اندوهی دوچندان ویرانی زیرساختهای حیاتی
کشورشان را تماشا میکنند و در آغاز سال ۱۴۰۵ امیدوارند کشورشان بیش از این
ویران نشود.
نخستین بار نیست که ایرانیان در زیر آتش و گلوله و بمب نوروز را جشن میگیرند. در
نخستین فروردین پس از انقلاب ۱۳۵۷ مردم سنندج، نوروز و اولین روزهای سال اول
آزادی را زیر گلوله باران نیروهای نظامی تحت اداره به اصطلاح شورای انقلابی گذراند.
در سال 1358هواپیماهای جنگی عراق به حریم هوایی ایران تجاوز کردند و آغازگر
جنگی خانمانسوز شدند که هشتسال به طول انجامید و پس از به جا گذاشتن یک
میلیون کشته و وارد آوردن ۱۱۹۰ میلیارد دلار آسیب و زیانکاری به طرفین جنگ
پایان یافت. از ورود جنگندههای صدام حسین در ۱۳ فروردین ۱۳۵۸ به آسمان
خوزستان تا آغاز همهجانبۀ جنگ در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ بیش از ۵۶۰ درگیری در
مرزهای ایران و عراق روی داد. در آن هشت سال، ایرانیان نوروز را هرسال با آرزوی
پایان یافتن جنگ در زیر آتش و گلوله و بمب برگزار کردند.
برگزاری جشن نوروز بمانند مراسمی دیرین، در ایران و مناطق کرد نشین اهیمت خاص
دارد. کرد ها پیدایش این آیین را به پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک نسبت میدهند.
ایرانیان و به طور کلی فارسیزبانان پیدایش نوروز را به جمشید («ییما»ی اوستا و
«یاما»ی وداها) نسبت میدهند. اما در خود اوستا یا کتابهای کهن پهلوی اشارهای به
آن نشده است. تنها در متنهای پهلویِ دوران میانه به این جشن و آیینهای آن اشاره
کرده اند. روایت ایرانی نوروز به گونهای که امروز در میان ایرانیان و پارسیگویان
رواج دارد، در شاهنامه آمده است. در این کتاب، فردوسی پس از شمردن هنرها و
کارهای شایان جمشید میگوید: جهان انجمن شد برِ تختِ او – فروماند از فرّۀ بخت او //
به جمشید بر گوهر افشاندند – مر آن روز را روز نو خواندند … چنین جشن فرّخ از آن
روزگار – به ما ماند از آن خسروان یادگار.
اما آرتور کریستنسن، ایرانشناس دانمارکی، معتقد است که این جشن در اصل جشنی
بابلی بوده که در آغاز بهار به مدت ۱۲ روز در پرستشگاه اساگیلای مردوک (خدای
باروری و آفرینش و نگهبان بابل در عصر حمورابی) در حضور شاه بابل با شکوه تمام
برپا میشده است و به آن زگموک (جشن آغاز سال) میگفتند. کورش پس از گشودن
شهر بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد برای دلجویی از مردم بابل این جشن را در
نخستین روز بهار سال ۵۳۸ پیش از میلاد با حضور کاهنان شهر ومردم برپا کرد.
از آن پس، این جشن رفته رفته در امپراتوری هخامنشی معمول شد. سال ایرانیان
باستان، چنان که از سنگنوشتههای بیستون برمیآید در پاییز آغاز میشد. اما مهرداد
بهار معتقد است که جشن نوروز پیش از هخامنشیان در میان بومیان ایران رواج یافته
بود و هخامنشیان آن را از بومیان ایران گرفته اند.