نسل کشی در غزه آئینه تمام نمای نظم مسلط بر جهان!
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴
نصرت تیمورزاده

هدف این نوشته برشماری آنچه را که دولت اسرائیل در هفتاد وهفت سال گذشته و بویژه بعد از عملیات تروریستی حماس از هفتم اکتبر 2023 به این سوی انجام داده ، نیست. هدف این نوشته به تصویر کشیدن تفاله های سلطنت نیست که نه تنها پرچم دولت این نسل کشی آشکار را مزین متینگ هایشان میکنند و در عین حال بدون هر گونه شرمی برای تجاوز آشکار این دولت جنابتکار به ایران هورا میکشند و در این امید واهی به سر میبرند که زوج فاشیستی ترامپ – نتانیاهو به اصطلاح “رژیم چنجی” را سازمان داده وآنان را به اریکه قدرت برانند. نظیر چلبی بعد از سقوط صدام و یا جولانی بعد از سقوط بشار اسد.
هدف این نوشته اساسا پرده برداشتن از چهره آن نظم جهانی است که شرایط را برای این نسل کشی فراهم کرده است. نظمی که به نام دمکراسی لیبرال همدست این جنایت گردیده است و با وجود این خود را به مثابه تنها آلترناتیو موجود در جهان میشمارد و هیچ ابائی ندارد که از صبح تا شام در مورد تنها دمکراسی موجود در خاورمیانه گلو پاره کند. با وجود این ضروری است که هر چند گذرا به شرایط حاکم در غزه، ابعاد هولناک نسل کشی و پاک سازی قومی فلسطینیان نظری بیفکنیم.
آمارها از مرگ و میر بیش از شصد وشش و هزار نفر و زخمی شدن بیش از صد وهشتاد و هفت هزار نفر که بیشترشان زنان وکودکان هستند، سخن میگویند. روزنامه واشنگتنپست در گزارشی، اسامی ۱۸ هزار و ۵۰۰ کودک فلسطینی را منتشر کرده که به گزارش وزارت بهداشت غزه در جریان ۲۲ ماه اول در غزه کشته شدهاند. براساس دادههای منتشرشده، بیش از ۹۰۰ کودک پیش از رسیدن به یک سالگی جان باختهاند و در هر رده سنی تا ۱۷ سال، صدها مورد ثبت شده است. بر پایه این گزارش، به طور میانگین در جریان این جنگ، هر ساعت یک کودک در غزه کشته شده است. فیلیپ لازارینی، کمیسار کل آژانس امداد و اشتغال سازمان ملل برای پناهندگان فلسطینی (آنروا) اعلام کرد از آغاز حملات اسرائیل در 7 اکتبر 2023 تاکنون حدود چهار هزار کودک در نوار غزه قطع عضو شدهاند و این منطقه اکنون نسبت به جمعیت خود بالاترین آمار کودکان قطع عضو در جهان را دارد. او تأکید کرد که هر چه این وضعیت طولانی تر شود، کودکان نسل های آینده با پیامدهای عمیقتر و ماندگارتر روانی روبرو خواهند شد. فراموش نکنیم که صد ونود سه کشور کنوانسیون حقوق کودک را امضاء کرده اند که در آن سخن از ممنوعیت تبعیض ، حق سلامتی، حق تحصیل،حق جمع آوری اطلاعات،اظهار نظر، حق پرورش بدون زور، حق محافظت شدن از بهره کشی اقتصادی و تجاوز جنسی، حق محفوظ ماندن در جنگ و هنگام آواره شدن، حق داشتن خانواده ،سرپرستی و سکونتگاه امن ، حق مراقبت از کودکان دارای نقض عضو.
و اکنون نگاهی بیاندازیم به چهره های تکیده کودکانی که از گرسنگی جان سپرده اند، ویرانی همه آن امکاناتی که یک جامعه برای ادامه حیاتش نیاز دارد، بمباران بیمارستانها، درمانگاهها، مدارس، دانشگاهها، اردوگاههای آواره شدگان، جاده ها، مخازن آب و برق، کوچ دادنهای اجباری و همزمان بمباران آنانی که آخرین ته مانده ی هست و نیست خود را به دوش میکشند، آنانیکه برای به کف آوردن لقمه نانی در محل های توزیع به گلوله بسته میشوند و بالاخره نزدیک به دویست خبرنگاری که به گلوله بسته شده اند ، تا جهان از بعد هولناک این نسل کشی بیخبر بماند.
دولت اشغالگر مشغول آن است که با مصونیت کامل طرحی را که به نظر میرسد یک آزمایش وحشیانه و طولانی مدت است، انجام میدهد. و این در حالی است که حافظان نظم مسلط تماشاگر بوده و در بهترین حالت به لفاظی هائی که هیچ خروجی عملی به خود نمیگیرند، اکتفا میکنند. اکنون چند ماه از زمانی که” دفتر همآهنگی بشردوستانه سازمان ملل” وضعیت غزه را” بدترین وضعیت دیده شده در طول جنگ ” به تصویر کشید، میگذرد. ودر روزهای اخیر تنها دو درمانگاهی که تا حدودی هنوز پا برجا بودند، در جریان بمباران شهر غزه نابود شدند. تا همین لحظه غزه حدود ده درصد جمعیت خود را ناشی از کشتار، ناپدید شدن، جراحات، و گرسنه – مرگی از دست داده است.این جمعیت دو میلیونی در یک منطقه کوچک و تقریبا کاملا ویران شده با گرسنگی، با مرگ ناشی از بیماریهای قابل درمان، متلاشی شدن خدمات ضروری و عدم دسترسی به آب سالم وتمیز، بسر میبرند.
دولت اشغالگر در سوم ماه مه طرح عملیات موسوم به “ماشین حفاظت گیدئون ” را آغاز کرده است. این نام تمثیلی از یک قاضی به نام ” گیدئون” که در بخشی از تورات آمده است، گرفته شده که طبق این روایت او فرملندهی جنگ یهودیان علیه یک طایفه از اعراب را داشته که پیروز شده است. نتانیاهو هدف این عملیات را در یک جمله بیان کرد: ” جابجائی اهالی”. از این تاریخ هیچ مکانی در غزه نیست که بمباران نشود. با وجود اینکه مدارس به محل اسکان آوارگان تبدیل شده اند، ولی بمباران میشوند و طبق معمول ارتش اسرائیل در هر حمله خود به این مدارس و یا بیمارستانها مدعی میشود که در آنجاها اعضاء حماس ویا جهاد اسلامی حضور دارند. گام به گام هدف اسرائیل از این آزمایش وحشیانه وطولانی مدت آشکار میشود. در همان زمان شبکه اینترنتی” میدل ایست آی” نوشت “ارتش اسرائیل نقشه اشغال کامل نوار غزه را در نظر داشته و در این رابطه کوچ دادن اجباری تمام اهالی به منطقه کوچکی در جنوب و همزمان قراردادن آن اندازه مواد غذائی که از گرسنگی نمیرند”. تنها مرگ بیش از نهصد کودک در فاصله دوماه از شروع این آزمایش هولناک بیان میداشت که سیاست کرسنه نگه داشتن اهالی غزه بخشی از استراتژی کوچ دادن اهالی است. چندان سخت نبود که با شروع عملیات وضعیت اهال غزه را تصور نمود. دومیلیون اهالی غزه باید در یک منطقه چندین برابر کوچکتر از نوار غزه در هم فشرده شوند تا راه برای اشغال کامل غزه فراهم شود. در اولین اقدام کلیه سازمانهای امدادرسانی از نوار غزه بیرون رانده شدند و جای آنها را یک شبکه خصوصی توسط دولتهای اسرائیل و آمریکا به نام” بنیاد کمک های بشردوستانه به غزه”گرفت. زمانی که واژه ها مفهوم واقعی خود را ازدست میدهند نتیجتن دولت نسل کش در همکاری با جنایکارترین دولت امپریالیستی جهان “بنیاد کمک های بشر دوستانه” شکل میدهند.ولی زمان زیادی لازم نبود کا با گلوله بستن کسانی که با هدف به کف آوردن لقمه نانی برای نجات از گرسنه- مرگی به محل پخش این مؤسسه خصوصی مراجعه میکنند، ماهیت این بنیاد آشکار شود. همزمانی شروع این عملیات در ماه مه با هفتاد و هفتمین سالگرد ” نکبه” بیش از همه بیان تداوم سیاست دولت اشغالگر در کوچ دادن و آواره ساختن فلسطینیها بود.
تصاویر هفتاد و هفت سال پیش دوباره تکرار میشوند اگر آنزمان هفتصد هزار فلسطینی همزمان با تشکیل کشور اسرائیل آواره شدند، اکنون نیز یک میلیون و نهصد هزار نفر یعنی تقریبا نود در صد اهالی غزه در طول دوسال گذشته آواره گردیده اند. تمام این کشتارها، تمام این برده کشی، تمام این غارت مستعمرات، تمام این ادعاهای برتری نژادی، تمام سازمان دادن جنگهای خانمانسوز عنصری تصادفی و یا محدود به زمان معینی نیستند. اینها استثناها نیستند، بلکه قانون حاکم بر این نظم اقتصادی است. آنان نظم خود را ” نظم مبتنی بر قواعد ” مینامند ، قواعدی که خود تنظیم کرده اند که تنها در خدمت تشدید جهانگشائی این نظم است. برای آنان قربانیان جنگ نیابتی در اوکراین، قربانیان دولت اتوکراسی حاکم بر روسیه اند، اما همزمان دولت اشغالگر اسرائیل حق دارد به نام به اصطلاح دفاع از خود هر جنایتی را مرتکب شود. این استاندارد دوگانه نه نشانه یک خطا، بلکه بخشی از جوهر این نظام است. آلمان امپریالیستی بعد از اینکه جهانی را به جنگ کشانده ومیلیونها انسان را در اردوگاههای مرگ خویش نابود کرد، در تجربه اندوزی از این جنایت در بند اول قانون اساسی خود بعد از شکست فاشیسم هیتلری نوشت که “شأن هر انسان محترم است”، وبا وجود این تمام عیار در پشت نسل کشی دولت اسرائیل قرار گرفته و همزمان هرگونه اعتراض به این نسل کشی و دفاع از حق زندگی فلسطینی ها رابه بهانه ” یهودی سنیزی” سرکوب میکند این سرکوبی حتی شامل یهودیانی میشود که حاظر نیستند به نام آنان این نسل کشی صورت گیرد. آنانی که با اشاره به حمله حماس درهفتم اکتبر از هلوکاست دوم سخن میرانند و یا به بهانه هولوکاست چشمان خود را بر نسل کشی در غزه میبندند، در واقع امر پیام اساسی آموزش از تجربه هولناک هلوکاست را نادیده میگیرند. این پیام اساسی چیزی جز این نبود که انسانها فارغ از ملیت، باورهای دینی و… از حقوق یکسان برخوردار بوده وارزشی یکسان دارند.و بنابرای نامیدن اهالی غزه ” حیوان های انسان نما” از زبان دولتمردان اسرائیلی عنصری از خصوصیات به اصطلاح “تنها دمکراسی موجود در خاورمیانه” است که منادیان جهان ” آزاد” در بوق و کرنا میدمند.
آنچه را که در روزهای اخیر تعدادی از سران دولتهای امپریالیستی غرب با هیاهوی بسیار تحت عنوان به رسمیت شناختن دولت فلسطین اعلام کرده اند ، در واقع امر در بهترین حالت چیزی بیشتر از یک رفتار سمبلیک نیست. بخشی از آنان نگران انزوای بیشتر دولت اشغالگر هستند وبخشی از آنان ناشی از فشار افکار عموی در کشورهایشان اقدام به چنین هیاهویی کرده اند. نخست وزیر بریتانیا در سخنرانی خود مبنی بر شناسائی دولت فلسطین گفت: ” همانطور که هفتاد و پنج سال پیش اسرائیل را به عنوان خانه ای برای مردم یهود به رسمیت شناختیم، امروز نیز به بیش از صدو پنجاه کشوری میپیوندیم که فلسطین را به رسمیت شناخته اند” وادامه داد ” امید به راه حل دودولتی در حال محو شدن است. اما ما اجازه نخواهیم داد که این چراغ خاموش شود. ما در حال ساختن اجماعی با رهبران منطقه و فراتر از آن هستیم تا از آتش بس در غزه به سوی مذاکرات واقعی حرکت کنیم”. نخست وزیر بریتانیا دغلکاری کرده و آگاهانه فراموش میکند که انها معماران قرارداد نگین “بالفور” بودند که اولین نطفه های این پروژه کلونیالیستی را کاشتند، او آگاهانه فراموش میکند که که در زیر قیمومیت آنان گروههای شبه نظامی تروریستی از نوع ” هاگانا” به سرزمین تاریخی فلسطین ارسال شدند تا از طریق عملیات تروریستی فلسطینیان را از خانه ها، روستاها و سکونت گاههای خود رانده و نامش را خروج به اصطلاح “داوطلبانه” فلسطینیها بنامند تا راه را برای تأسیس دولت اسرائیل فراهم سازند . او آگاهانه فراموش میکند که پیشینیان او یکی از مهمتری مبتکرین این پروژه کلنیالیستی بودند ودر تمام این سالها چشمان خود را بر دهها تهاجمات نظامی اسرائیل به مناطق فلسطینی نشین بستند. بی جهت نبود که عفو بین المللی نوشت اگر این شناسائی با اقدامات عملی برای پایان دادن به اشغال، رفع محاصره غزه، توقف شهرک سازی و پاسخگوئی در برابر جنایات جنگی همراه نشود ” ژستی توخالی ” خواهد بود.
واقعیت این است که دولت اشغالگر تمام شرایط مادی برای تشکیل دولت فلسطین را از میان برده است. معلوم نیست چه تعداد از فلسطینیها ودر کدام بخش از سرزمین اشغالی خود قادر خواهند بود که دولت خود را تشکیل بدهند. فراموش نکنیم که هیچ کدام از دولتهای اسرائیل از زمان تأ سیس تا کنون ایجاد دولت فلسطین را به رسمیت نشناخته اند. اکنون هم نتانیاهو و متحدینش در کابینه آشکارا میگویند که “کشوری به نام کشور فلسطین شکل نخواهد گرفت”. وزیر دارائی دولت اسرائیل خطاب به این دولتها غربی اعلام کرد که ” اگر شماها رؤیا پردازی میکنید، ما در زمین واقعی ایجاد چنین دولتی را غیر ممکن میکنیم” . که اشاره او به سیاست اشغال کامل غزه وآواره ساختن آنان از یکسو و ایجاد مستعمره نشینان جدید در ساحل غربی بود که اکنون آنرا به دونیم بدون ارتباط به هم تقسیم کرده است.
اما واقعیت این است که اعتراضات میلیونی در اکثر کشورهای جهان و حتی اعتراضات گسترده در خود اسرائیل که خواهان پایان جنگ بودند، طرح بیست ماده ای را به همه آنهائی که در پشت آن قرار گرفتند ، تحمیل کرد. این بار قرارر بود که یک فاشیست تمام عیار در کنار نتانیاهو مجرم جنگی قهرمانان “صلح” شوند. ترامپ در روزهای منتهی به اعلام رسمی طرح بیست ماده ای خود، همان لفاظی های همیشگی خود را تکرار کرد.او نوشت” فرصت واقعی بزرگی در خاورمیانه داریم. این بار همه طرف ها پای کار هستند. وما این کار را به سرانجام میرسانیم.او یک روز قبل از دیدار با نتانیاهم نوشت ” ما یک فرصت واقعی برای عظمت در خاورمیانه داریم. همه آماده اند برای اتفاقی ویژه برای اولین بار در تاریخ”.
زمانی که از طرح بیست ماده ای بعد از ملاقات ترامپ و نتانیاهو در هفتم مهرماه پرده برداری شد، آنگاه معلوم گشت که این “اتفاق ویژه ” واین ” فرصت تاریخی” چیزی جز ایجاد یک پروژه کلنیالیستی جدید به رهبری ترامپ و بیلر-نخست وزیر سابق بریتانیا – که نقش برجسته ای در حمله به عراق وکشتار مردم داشت و در واقع یک جنایتکار جنگی از نوع نتانیاهو- نیست که در آن مردم فلسطین نه تنها نقشی ندارند، بلکه تنها میتوانند به بردگانی تبدیل شوند که ” ریورا” ی ترامپ را در نوار غزه بسازند. قرار است یک هیأت حاکمه به ریاست ترامپ وبا شرکت بلیر و تعدادی تکنوکرات عهده دار غزه شوند. ترامپ در همان کنفرانس خبری مشترک با نتانیاهو برای اینکه هیچ شک وشبهه ای باقی نماند، گفت که اسرائیل در صورت عدم پذیرش توافق صلح پیشنهادی توسط حماس از ” حمایت کامل” ایالات متحده برای برداشتن گام هائی برای شکست این گروه برخوردار خواهد بود. نتانیاهم هم اعلام کرد” اگر حماس طرح شما را رد کند، آقای رئیس جمهور و یا اگر ظاهرا آن را بپذیرد و سپس هر کاری را برای مقابله با آن انجام دهد، اسرائیل خودش کار را تمام خواهد کرد. این کار را میتوان به روش آسان یا به روش سخت انجام داد، اما انجام خواهد شد.” وما هر دو روش را در طول دوسال گذشته دیده ایم. تحمیل گرسنگی و یا بمباران.
آن چه از مضمون سند پیداست در واقع بیان عملی آن چیزی است که ماه ها پیش ترامپ تحت عنوان ” ریورای غزه ” نام برده بود. نهاد ” سازمان انتقالی بین المللی غزه” که تحت سرپرستی تونی بیلیر و تعدادی از میلیادرهای آمریکائی واروپائی و چند میلیادر از مصر، عربستان ،امارات متحده و قطر قرار گرفته والبته خود ترامپ در رأس همه اینها قرار دارد، نه طرحی برای پایان نسل کشی بلکه یک نهاد چند ملیتی اقتصادی است. بی جهت نیست که در مورد تشکیل دولت فلسطین تنها به این جمله واهی اکتفا شده است که ” اگر بازسازی و اصلاح نهادها به درستی پیش روند، امکان دستیابی به راه حل سیاسی برای حاکمیت فلسطینی در آینده فراهم شود”. چه شباهت غریبی با آنچه که در قرارداد اسلودر سال 1993 نوشته شده بود، وجود دارد ، آن زمان هم زمانیکه یاسر عرفات پرچم تسلیم را بلند کرده ودولت اسرائیل را به رسمیت شناخت، قرار شد که بعد از پنج سال چنانچه همه نهادها به خوبی پیش روند، دولت فلسطین تشکیل شود ومیدانیم که بعد از گذشت پنج سال اعلام شد که شرایط مهیا نیستند وبنابراین تشکیل دولت فلسطین به تاریخ سپرده شد. نتیجه آن تسلیم این بود که انتفاظیه اول که میلیونها تن فلسطینی در اعتراض به کشته شدن کارگر فلسطینی توسط ارتش اسرائیل به میدان آمده و پنج سال جنگیده بودند، خاتمه یافت. اکنون هم سند بیست ماده ای چیزی فراتر ازآن نمیگوید. طرح به اصطلاح صلحی که آغشته به سم است. این طرح در لحظه کنونی چیزی بیش از آتش بس نیست، ولی ارائه دهندگانش اصرار دارند که آنرا صلح بنامند. بدون تردید همین آتش بس وهمین بسته “صلح ” سمی فرصتی برای اهالی غزه خواهد بودکه اندکی رنج های خود را تسکین دهند، ولی پایانی برای این مناقشه تاریخی نخواهد بود. چرا که بعد از شصد وهفت هزار کشته، نوار غزه کاملا ویران شده است.بدون خانه، آب،غذا، مدرسه،وبیمارستان، با هزاران فلسطینی در پناهگاهها، هزاران فلسطینی در زیرآوارها، گرسنه وبدون هیچگونه حق شناخته شده ای. واین چهره امروز فلسطین است که در پرتو این توافق به سایه های بی جان تبدیل شده است که ارائه دهندگان طرح و پشتیبانانش حتی در جهان عرب آنان را شایسته مشورت نمیدانستند. حتی این توافق حاصل مصالحه واقعی میان دولت اسرائیل وحماس نیست، بلکه بیش از هر چیزاز یکسو نتیجه اراده ایالات متحده با حمایت میانجیگران منطقه ای چون قطر، مصر و ترکیه است و از سوس دیگراینکه نسل کشی در غزه دیگر در خدمت برنامه های ترامپ نبود.
پایان این دوره از جنگ شاید اما روزنه ای باشد تا در یک سو نیروهای پیشرو و مترقی در اسرائیل و یهودیانی که در سرتاسر جهان بارها وبارها اعلام کردند که به نام ما نه واز سوی دیگر جنبش رهائی مردم فلسطین خود را از بختک جریان به غایت ارتجاعی حماس در نوار غزه ودولت تا دندان فاسد محمود عباس در ساحل غربی رها ساخته و به هم پیوستن این دو سو زمینه را برای پایان دادن به دولت صهیونیستی و پایان دادن به این مناقشه تاریخی مهیا سازند.در این میان بشریت مترقی در سرتاسر جهان بی وظیفه نیست. تسخیر خیابان ها ومیادین شهرهای بزرگ توسط آنهائی که فریاد رهائی برای فلسطین میزدند و آن طبقه کارگری که بویژه در ایتالیا اعتصابات شکوهمند در دفاع از آرمان فلسطین و مقاومت در مقابل پشتیبانی بیدریغ دولت های امپریالیستی از نسل کشی را سازمان دادند.، آن نیروئی هستند که میتوانند حلقه رابط جهت پیوند دادن دو سوی این مناقشه تاریخی باشند. دیدیم که حضور این میلیونها انسان که خود را عمیقا با مردم فلسطین وبا آرمان رهائی همسو میدیدند خود عامل مهم فشار به دولتهای امپریالیستی ومدیای بستر اصلی بودند. آینده این مناقشه تاریخی به ادامه حضور این میلیونها انسان گره خورده است.
نوزدهم مهرماه 1404
یازدهم اکتبر 2025