خلع سلاح راینتمتال ۲۰۲۵، پژواک مبارزه ضدنظامیگری و ضدامپریالیستی در قلب اروپا!
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴
ترجمه: شیوا سبحانی

در سالهای اخیر، آلمان به یکی از پیشتازان نظامیگری و صادرات تسلیحات بدل شده است. شرکت راینتمتال (Rheinmetall)، از بزرگترین تولیدکنندگان اسلحه و مهمات در اروپا، نقشی کلیدی در تأمین ابزار جنگی برای عملیات امپریالیستی و سرکوب داخلی ایفا میکند. در برابر این ماشین مرگ سرمایهداری، جنبشهای ضدجنگ و ضدامپریالیستی اروپا تلاش کردهاند با سازماندهی و مقاومت عملی، به چالش جدی آن برخیزند. کمپین «خلع سلاح راینتمتال» (Rheinmetall Entwaffnen) امروز نماد یکی از جدیترین و فراگیرترین این حرکتهاست. این کمپین توانسته است شبکهای از نیروهای چپ، انقلابی و ضدسرمایهداری را در سراسر آلمان متحد کند. هدف مشترک آنها نه تنها افشای پیوند سیاستمداران و سرمایهداران با صنایع اسلحهسازی، بلکه ایجاد اشکال نوین مبارزه مستقیم علیه زیرساختهای نظامی است.
در سال ۲۰۲۵، هزاران فعال و کارگر انقلابی در شهر کلن گرد آمدند تا نشان دهند که مبارزه علیه جنگ تنها یک موضوع بینالمللی نیست، بلکه با حقوق طبقه کارگر، عدالت اجتماعی و رهایی ملتهای تحت ستم گره خورده است. محورهای اصلی این حرکت شامل مخالفت با افزایش بودجه نظامی، افشای سیاستهای جنگافروزانه دولت مرکزی، همبستگی با جنبشهای آزادیبخش و انقلابی بهویژه در فلسطین و کردستان و پیوند دادن این مبارزه با مقاومت جهانی علیه امپریالیسم است .در شرایطی که بسیاری از دولتها و حتی بخشهایی از چپ پارلمانتاریست اروپا با ناتو و پروژههای نظامی همسو شدهاند، کمپین «خلع سلاح راینتمتال» فضایی برای سیاست مستقل، رادیکال و انقلابی گشوده است. این حرکت نه فقط به افشای جنگطلبی سرمایهداری انحصاری میپردازد، بلکه در میدان واقعی مبارزه، امکان تجربه سازماندهی رادیکال، مشارکت جمعی و مقاومت عملی را در اختیار نیروهای مترقی قرار داده است.
اعتراضات امسال RME ، که با حضور حدود ۱۴۰۰ نفر برگزار شد، از نظر وسعت و کیفیت، فراتر از سال گذشته در کیل بود. این رشد نشان داد که مبارزه ضدنظامیگری به یکی از کانونهای اصلی همگرایی نیروهای انقلابی بدل شده است. بازگشت پرسش تاریخی رزا لوکزامبورگ ـ «سوسیالیسم یا بربریت» ـ بیانگر اهمیت حیاتی این مسیر است .هرچند گردهماییهای سراسری بهخودیخود یک نقطه اوج موقتاند، اما آنچه اهمیت دارد تجربهها و پیوندهایی است که در سطح محلی و پایدار ادامه مییابد. بحثهای نظری، همبستگی عملی و تجربه رویارویی با سرکوب، پایههایی هستند که میتوانند به تداوم و تقویت سازمانیابی انقلابی یاری رسانند. کنشهای RME بهروشنی نشان دادند که مسئله جنگ جداییناپذیر از مبارزه طبقاتی است. کاهش خدمات اجتماعی، ریاضت اقتصادی، رشد راستگرایی و سیاستهای جنگی همه از بحران ساختاری سرمایهداری سرچشمه میگیرند. بنابراین مقاومت ضدنظامیگری باید با سایر عرصههای مبارزه اجتماعی در هم تنیده شود.
قدرت RME در تنوع و همکاری میان گروههای مختلف است:
مبارزه مستقیم علیه صنایع اسلحهسازی و نظامیگری دولت آلمان، پیوند بینالمللی با جنبش انقلابی کردستان و مقاومت فلسطین، اتخاذ مواضع مشترک در برابر ناتو، امپریالیسم و جنگهای اوکراین و خاورمیانه.
این اتحادها نه صرفاً توافق حداقلی، بلکه بستری برای یافتن نقاط مشترک و تقویت همبستگی واقعی است. استقلال گروهها حفظ میشود، اما وحدت نظری و عملی در محورهای حیاتی، شالوده حرکت باقی میماند.
اعتراضات RME نه تنها به نیروهای سیاسی محدود نماند، بلکه در محلههای کارگری و مهاجرنشین کلن بازتابی وسیع یافت. بسیاری از مردم عادی، از دانشآموزان گرفته تا کارگران کارخانهها، مخالفت خود را با سیاستهای جنگی و سرکوب نشان دادند. حتی برخی کارگران صنایع تسلیحاتی ابراز تمایل کردند که بهجای ابزار جنگی، کالاهایی مفید برای جامعه تولید کنند. ارتباط نیروهای رادیکال RME با بخشهای سازمان های صلحطلب یا چپ رفرمیستی هنوز در حال شکلگیری است. با این حال، حضور فعالان حقوقی و نهادهای مدنی در کنار معترضان نشان داد که امکان گسترش جبهههای مشترک وجود دارد. پرسش کلیدی، جذب نیروهای وسیعتر ـ از اتحادیهها تا جنبشهای ضدنژادپرستی ـ به مبارزه ضدنظامیگری است.
در «بخش انقلابی کمپین»، صدها فعال از گروههای مختلف گرد آمدند تا بهطور مشترک درباره وظایف مبارزه انقلابی بحث و همکاری کنند. این فضا نه تنها بستری برای مباحث نظری چون استراتژیهای انقلابی، بینالمللگرایی و مقاومت فمینیستی فراهم کرد، بلکه نمونهای عملی از سازماندهی مشترک و یادگیری جمعی بود. برخلاف سال گذشته که تاکتیکهای پیشبینیپذیر موجب برتری پلیس شد، امسال معترضان با پراکندگی و خلاقیت توانستند بخشهای مختلف شهر را به میدان اعتراض بدل کنند. این روش ابتکار عمل را از پلیس گرفت و توانست اثرگذاری بیشتری بر فضای عمومی داشته باشد.
با وجود سرکوب شدید ـ از محاصره و ضربوشتم گرفته تا بازداشت گسترده ـ معترضان با همبستگی جمعی، مقاومت کردند. سازماندهی درون محاصره، از امدادرسانی و تدارکات تا شعارها و سرودهای انقلابی، شکست پروژه سرکوب دولت را رقم زد. روزهای اعتراضی امسال بار دیگر بر ضرورت سازماندهی و اتحاد پایدار تأکید کردند. پرسشهایی که در برابر جنبش قرار دارد چنیناند:
چگونه میتوان جنبشی ضدجنگ و فراگیر ساخت که طبقه کارگر را در بر گیرد و در عین حال افق انقلابی خود را حفظ کند؟
چه راهبردهایی برای پیوند میان بینالمللگرایی و مبارزات محلی باید توسعه یابد؟
چگونه میتوان تاکتیکهای خیابانی خلاق و مقاوم در برابر سرکوب را بسط داد؟
چه شیوههایی میتواند تودههای بیشتری را به میدان مبارزه بکشاند؟
پاسخ نهایی همچنان همان است که رزا لوکزامبورگ صد سال پیش گفت: سوسیالیسم یا بربریت!
منبعPerspektive kommunismus