بحران کم آبی و زمانی که نتانیاهوی فاشیست نقش نجاتدهندهی مردم ایران را نمایش میدهد!
شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۴
نیما مهاجر

تابستان امسال تاکنون نشان داده است که جامعهی ایران زیر سایهی حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی علاوه بر بحرانهای عمیق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی با ابر بحران و تنش مرگبار کمآبی مواجه است. مسئولان جمهوری اسلامی نیز مانند همیشه در مقابل بحرانهای مختلف هیچ گونه راه حل واقعی و ریشهای ندارند، به همین جهت است که از تعطیلی های موقت برای جلوگیری از وخیمتر شدن اوضاع در برابر بحران در حوزهی انرژی استفاده میکنند. مدیران فاسد در حالی مردم را به صرفهجویی و اصلاح الگوی مصرف فرا میخوانند که الگوی قطعیهای آب و شدت کمآبی در مناطق محروم و محلات فرودست به طور آشکاری نابرابری طبقاتی حاکم بر بحران آب را نشان میدهد. به طور مثال در کلان شهر تهران که اکنون با بحران جدی کمبود آب مواجه شده است، سران و حاکمان و نهادهای امنیتی و سرمایهداران وابسته به رژیم در مناطق شمالی و شهرکهایی زندگی میکنند که بیشترین میزان مصرف یا دقیقتر بگوییم اسراف و حیف و میل آب را دارند. چند سال پیش در آماری که منتشر شده بود آمد که ۴۷ درصد از میزان آب بخش خانگی تهران را ساکنان مناطق ۱ تا ۳ شهر تهران، یعنی برجها و ویلاها و شهرکهای بورژوازی مصرف میکنند. دولت برای حمایت از این شیوهی مصرف سرمایهداران، روزانه میلیاردها تومان اختصاص میدهد و بخش زیادی از این آب آشامیدنی صرف پر کردن استخرهای شخصی و خانگی میشود.
ضرب یارانه دولتی در تامین هر متر مکعب آب در میزان مصرف این مناطق نشان میدهد که هر روز میلیاردها تومان از ثروت و سامان مملکت صرف پر کردن آب استخرها و آبیاری فضای سبز این واحدهای مسکونی میشود. در حالیکه مردم مناطق جنوبی شهر تهران مجبورند در صفهای طولانی تانکرهای آب بایستند و از شبکهی کارآمد آب شهری و آب آشامیدنی سالم محروم هستند. این نابرابری تنها مربوط در محلات شهری شهر تهران نیست، نه تنها این الگوی طبقاتی نابرابر در دیگر کلان شهرها و شهرهای کوچک نیز وجود دارد بلکه اشکال دیگری از نابرابری مبتنی بر ستم ملی و استان های محروم نیز وجود دارد. مردم سیستان بلوچستان سالهای زیادی است که با بحران کمبود آب آشامیدنی روبرو هستند به طوریکه ستم جنسیتی علیه زنان این استان را تشدید کرده است، چرا که بار اصلی رفت و روب و شستوشو و تامین آب خانوار برعهدهی زنان است و چندین کودک و دانشآموز نیز در حین برداشت آب از هوتکها با حمله تمساح (گاندو) مواجه شده و با مرگ یا قطع عضو روبرو گردیدهاند.
مردم ستمدیدهی خوزستان و کهگیلویه و بویر احمر، لرستان و کردستان نیز سالهاست که از سدسازیهای بیرویه و پروژههای غیرعلمی و غارتگرانهی انتقال آب به استانهای مرکزی یا برای مصرف در صنایع نظامی، برق، پتروشیمی، فولاد و کشاورزی سنتی مینالند. سیاستی که طبیعت، آب و هوا، کشاورزی و وضعیت زیست و اشتغال در این مناطق را با تهدیدهای جدی مواجه کرده است. آنچه که خواندید تنها یک تصویر کلی و مختصر مربوط به بحران و تنش کمآبی بود در حالیکه ابعاد و جزئیات فاجعهی اجتماعی و زیست محیطی مربوط به این بحران بسیار فراتر و گستردهتر از اینهاست.
سران جنایتکار جمهوری اسلامی بعد از ۴۷ سال حکمرانی خونبار بر کشور، جامعهی ایران را با چنان فلاکت و بحرانی روبرو کردهاند که در اوج تاسف و نگرانی بخشی از مردم از سر استیصال و ناآگاهی برای نجات از این وضعیت به چهرهی فاشیستی همچون نتانیاهو و قدرتهای امپریالیستی و سرمایهداری جهانی توهم پیدا کردهاند، و اپوزیسیون و رسانههای بورژوایی در اوج فرصتطلبی و فریبکاری به این توهمات و ادعاهای دروغین و غیرعلمی دامن میزنند. در جامعهای که هزاران نفر از رفقای ما هزاران کادر پیشرو و کمونیست در دههی خونین شصت با شعارهای «زنده باد آزادی» و «زنده باد سوسیالیسم» به جوخه های اعدام و «خاوران»ها سپرده شدند، در جامعهای که هر نوع صدای آزادی خواهی و برابریطلبیای با ابزار زندان و شکنجه خفه میشود، فعالان کارگری و مدافعین حقوق زن همچون «شریفه محمدی» با حکم ظالمانهی اعدام روبرو میشوند و فقر و سانسور و سرکوب و قطع اینترنت و فیلترینگ، گردش آزادانهی اطلاعات و فعالیتهای آگاهگرانه را بایکوت میکند اما از طریق صدا و سیما و مساجد و نهادهای اصلاحطلبان حکومتی زمینه را برای رشد گروههای ناسیونالیستی و بنیادگرایی مذهبی و افکار ارتجاعی و افغانستانی ستیزی فراهم میآورد، معلوم است که جنایتکار کودککُشی همچون نتانیاهو نیز در میان توده های ناآگاه و مستأصل طرفدار پیدا میکند؛ همانطور که جلادی همچون خامنهای با کمک پرداخت پول و جیره و مقام و امنیت، مزدورانی برای خود پرورش داده است. وضعیت بحران انرژی و ابر بحرانهای زیست محیطی که معلول و محصول سیاستهای سرمایهداری جمهوری اسلامی است بیش از هر چیزی راه را برای ورود «اکوفاشیسم» هموار کرده است. اکوفاشیسم در واقع معرف آن دسته از سیاستهای سرمایهداری جهانی و منطقهای است که یا با دخالتهای آگاهانه در چرخهی طبیعت یا در هنگام وقوع تغییرات درآماتیک در اکوسیستم و فجایع و بلایای طبیعی، با اتکا به سیاست شوک درمانی به تشدید فقر و سرکوب و استثمار علیه تودههای ستمدیده و اردوی کار و زحمت میپردازد. قدرتهای امپریالیستی نیز از سیاستهای مبتنی بر اکوفاشیسم علیه کشورهای توسعه نیافته و تحت سلطه استفاده میکنند. اکوفاشیسم با بهرهبرداری سودجویانه و فرصتطلبانه از تنشهای اقلیمی که برای کشورها بوجود میآید تلاش میکند برای آیندهی سیاسی این جوامع از بالای سر تودهها آلترناتیوسازی کند و سیاستهای فاشیستی و توسعهطلبانهی خود را به پیش ببرد. در حالیکه رژیم اسلامی با اتکا به سیاستهای ضد زیست محیطی سیستم سرمایهداری و فساد حاکم بر فاشیسم مذهبی ولایت فقیه، منابع آبی و طبیعی کشور ایران را با غارت و نابودی بیسابقهای مواجه کرده، جامعه را در آستانهی گرسنگی و فروپاشی قرار داده و کل زیست انسانی و جانواری را در معرض انهدام کامل قرار داده است، نتانیاهوی فاشیست نیز در کنار آمریکا و دیگر متحدیناش تلاش میکند از چنین بحرانهایی به نفع بازآرایی نظم نوین خاورمیانه و پیشبرد سیاستهای سلطهگرانهی خود سواستفاده کند، تا خطر وقوع انقلابهای رادیکال و ایفای نقش تودههای کارگر و زحمتکش در ساختن آینده و آلترناتیو سیاسی کشورهای منطقه را خنثی کند.
در راستای چنین اهدافی بود که روز سهشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴، نتانیاهو در تازهترین پیام ویدیوییاش که رسانههای فارسی زبان اپوزسیون بورژوایی آن را با آب و تاب بازنشر دادهاند خطاب به مردم ایران میگوید: «به محض آزاد شدن ایران، برترین متخصصان آب اسرائیل با پیشرفتهترین فناوریها و دانش، به سراسر شهرهای ایران خواهند آمد و ما به ایران در بازیافت و نمکزدایی آب کمک خواهیم کرد.» وی در این پیام دغلکارانه ادامه میدهد: «عطش آب در ایران تنها با عطش آزادی برابری میکند… ما دقیقا میدانیم چگونه میتوان ایران را به کشوری با آب فراوان تبدیل کرد.» نتانیاهو در این پیام ویدیویی با مطرح کردن ادعای پیشرفتهای اسرائیل در حوزه مدیریت منابع آبی گفت که اسرائیل پس از آزادی ایران، به حل بحران آب در ایران کمک خواهد کرد.
بیایید ببینیم که خود اسرائیل در مقابل بحران آب چه سیاستهایی را اتخاذ نموده و در نجات کشورهای منطقه از بحران و تنش کمآبی چه نقشی ایفا کرده است؟ که اکنون نتانیاهو چنین وقیحانه پیش چشم جهانیان دروغ میگوید! در واقع سیاستهای آبی دولت بنیامین نتانیاهو که همینطور سخاوتمندانه رویافروشی میکند و با دادن وعدهی سرخرمن به لاف و گزاف در مورد زنده کردن دریاچهی ارومیه میپردازد تاثیر منفی و مخربی بر خطر نابودی «دریای مرده»[۱] داشته است. در حال حاضر تنها رود اردن و برخی قناتهای کوچک به دریای مرده منتهی میشوند. در همین حال نیاز دو کشور اردن و اسرائيل به آب افزایش یافته است و سالانه بیش از نیم میلیارد متر مکعب آب از دریای مرده مکیده میشود که تقریبا معادل ارزش بندر سیدنی است. در همان نزدیکی، کارخانههایی در اسرائیل و اردن با اتکا به همان منطق آشنای سیستم سرمایهداری -یعنی استخراج هر چه بیشتر و استثمار هر چه شدیدتر طبیعت- در حال غارت مواد معدنی ارزشمند هستند. اما مهمترین علت بحران دریای مرده همان کم شدن شدید آب رود اردن است. از آنجا که تنها منبع تأمینکنندهٔ آب دریای مرده، رود اردن است بنابراین با کاهش آب رود اردن، شاهد کاهش شدید سطح آب دریای مرده هستیم. بخش شمالی رود اردن به دریاچه جلیل (یا دریاچه طبریه) میریزد و بخش جنوبی از آن سرازیر شده به بحرالمیت میریزد. آنچه تغییر اساسی کرده آبی است که به این سیستم وارد و از آن خارج میشود. در حقیقت مسئله اصلی در دهههای گذشته سیاست آب کشورهای منطقه بوده. اسرائیل در بخش جنوبی دریاچه جلیل سد ساخته و عملاً مقدار آبی را که وارد اردن میشود، کنترل میکند. دریاچه جلیل بهعنوان یک منبع آب برای اسرائیلیها اهمیت راهبردی دارد. دولت اسرائیل از دهه پنجاه میلادی -یعنی یک دهه پیش از ساخت سد- از منابع آب دره رود اردن برداشت میکرده که برای کشاورزان اردنی و فلسطینی (در کرانه باختری) مشکلساز بوده چرا که مردم این مناطق برای کشاورزی و سیر کردن شکمشان به این آب نیاز دارند.
این سیاستهای ویرانگر آبی نه تنها در بسیاری جاها رود اردن را به باتلاقی متعفن تبدیل کرده بلکه طی چهل سال به دلیل فرونشست زمین بیش از ۵۵۰۰ گودال پیرامون دریای مرده ایجاد نموده است که امنیت کشاورزی کل منطقه را به خطر میاندازد. به گفتهی کارشناسان وضعیت دریای مرده بر منابع آب شیرین منطقه هم تاثیر میگذارد. با پایین رفتن سطح آب دریای مرده، منابع به سطوح عمیقتر و شورتر نفوذ میکنند. کارشناسان اذعان میکنند اگر دریای مرده به همین ترتیب کوچکتر شود، تا پنجاه سال دیگر اثری از آن باقی نخواهد ماند و در صورت وقوع این امر یک فاجعهی اجتماعی و زیست محیطی را به همراه خواهد داشت. علیرغم اینکه نتانیاهو تصویری نابغه مانند از مدیریت آب در اسرائیل ارائه میدهد اما پیشرفتهای نقطهای آبشیرینکن هرگز نتوانسته مشکل آبی اسرائیل را برطرف کند و رژیم اسرائیل همواره در پی دست اندازی به منابع آب همسایگان بوده است. مصداق این مدعا سدسازیهای پر هزینهای است که در بالادست رودخانهی نیل در اتیوپی احداث کرده است، بطوریکه مصر را تا ورطه فروپاشی تحت فشار قرار داده و رابطهی این کشور را با اتیوپی تا سر حد درگیری نظامی خدشه دار نموده است.
افزون بر این، درست همانند حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی، دسترسی به آب تحت سلطهی رژیم فاشیستی اسرائیل نیز بر نابرابریهای طبقاتی، ستمگریهای ملی و نژادپرستانه استوار است و همانطور که جمهوری اسلامی آب سرزمینهای ملیتهای تحت ستم از جمله کوردستان و خوزستان را به نفع پروژههای ویرانگر قرارگاه خاتمالانبیاء غارت میکند، اسرائیل نیز ملت ستمدیدهی فلسطین را در تشنگی گذاشته است تا پروژههای اشغالگرانهی شهرکهای صهیونیستی را پیش ببرد و مردم ستمدیدهی فلسطین را به کوچ اجباری و ترک خاک خودشان وادارد؛ اما روی دیگر این ماجرا مقاومت ملل تحت ستم در برابر اشغالگران است که مانع تحقق تمام و کمال اهداف و پروژههای فاشیستی آنها میشود. سبک زندگی مهاجران اروپایی تحت سلطهی رژیم فاشیستی اسرائیل که مبتنی بر تفریحات سرمایهدارانه است (برای نمونه داشتن استخر در هر ویلای شهرک نشینان) مردم فلسطین را با ورشکستی آبی مواجه کرده است. به گفتهی فلسطینیان؛ آنها شنا میکنند، استخرهایشان را پر میکنند، سه تا چهار برابر فلسطینیها آب مصرف میکنند، در حالیکه فلسطینیها -حتی در دوران قبل از شروع نسلکشی- با بحران آب آشامیدنی مواجه بوده و هنوز با این بحران روبرو هستند. بر همین اساس میتوان گفت که در عملکرد دولت فاشیستی نتانیاهو و دولتهای اشغالگر پیش از او، در زمینهی آب هیچگونه افتخاری وجود ندارد؛ رژیم اسرائیل مانند هر رژیم فاشیستی دیگری در کنار تخریب و تهدید و قتل و کشتار و جنایت در اوج وقاحت و فریبکاری تلاش میکند نقاب پیشرفت و تمدن را بر چهره بزند. این خصلت همیشگی شکل فاشیستی سرمایهداری است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اشغالگر اسرائیل، پیشتر نیز تلاش کرده است تا در اوج وقاحت و با سواستفاده از شعار «زن، زندگی، آزادی»، شعاری که از بطن خیزش انقلابی ژینا برخاست به عنوان یک سلاح تبلیغاتی برای فریب افکار عمومی مردم ایران بهرهبرداری کرده و در پشت ادعای دروغین حمایت از زنان ایران، کشتار میلیونها زن و کودک در نتیجهی جنگهای این رژیم فاشیستی را پرده پوشی نماید. همان الگویی که حمله به زندان اوین و کشتار زندانیان را در لباس آزادیخواهی و ریختن بمب بر سر مردم خاورمیانه را در پوشش حمایت از حقوق بشر توجیه میکند. نتانیاهو و حتی شخص دونالد ترامپ رئیس جمهور فاشیست آمریکا نیز در جریان جنگ ارتجاعی و دوازده روزهی ایران و اسرائیل در کنار رضا پهلوی و رسانههای امپریالیستی فارسی زبان، مردم ایران را به قیام علیه رژیم اسلامی و در راستای سیاستهای سلطنت طلبان و دیگر اپوزسیون بورژوا-امپریالیست فرامیخواندند اما علیرغم اتهامات پوچی که همواره رژیم اسلامی و طرفدارانش به مردم معترض و گرسنهی ایران میزنند، هیچکدام از این فراخوانها پاسخ مثبتی نگرفت و حتی صدای ضعیف و شبانهی یک معترض منفرد در پشت پنجرهی آپارتمانها نیز به گوش نرسید؛ چه برسد به اینکه تودهها به پیاده نظام دولت فاشیستی اسرائیل و ارتجاع شاهنشاهی تبدیل شوند.
در این میان پیامهای نتانیاهو بیش از همه به دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی یاری میرساند تا برای «سناریوهای دروغین امنیتی» اعتبار بخرد و به «اتهام ساختگی جاسوسی برای اسرائیل» علیه معترضان و انقلابیون مشروعیت ببخشد. اینگونه است که ارتجاع، ارتجاع را تقویت میکند و دولتهای امپریالیستی و قدرتهای سرمایهداری منطقه حتی در گرماگرم جنگ و رقابت با رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی همچنان که حلقهی طناب گردن زندانیان سیاسی را تنگتر کرده، از یکسو به سیستم سرمایهداری حاکم و از سوی دیگر به اپوزسیون بورژوایی خارج از قدرت سیاسی خدمت میکنند و با هر نیرویی چه در صفوف دولت و طبقهی حاکم باشد چه در صف اپوزسیون بورژوا-ارتجاعی، به صورت مستقیم و غیر مستقیم در سرکوب و نابودی انقلاب و انقلابیون همکاری میکنند. همهی این پیامها و تلاشها از اهداف شوم نتانیاهو و متحدین و طرفدارانش در صفوف اپوزسیون برای به بیراهه بردن جنبش انقلابی مردم ایران و کوردستان پرده برمیدارد. دخیل بستن رهبران حزب دمکرات کوردستان به دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل در ایران و اشتیاق بی حد و حصر عبدالله مهتدی رهبری سازمان زحمتکشان به حمایت از پیامهای ترامپ و نتانیاهو بخشی از این تلاشهای مشترک برای ناکام گذاشتن و منحرف کردن جنبش انقلابی کوردستان است. جریانات انقلابی و سوسیالیست در کوردستان بدون افشای سیاستهای احزاب بورژوا-ناسیونالیست و منزوی کردن رهبران فرصت طلب این سازمانها، نمیتوانند جنبش انقلابی کوردستان را در مسیر به پیروزی رسیدن رهبری و همراهی کنند.
نتانیاهو در ادامهی این پیام ویدیویی تصاویری خیالی میآفریند و در مورد حل بحران آب در ایران به دست کارشناسان رژیم فاشیستی اسرائیل میگوید: «این چه شکلی خواهد بود؟ تصور کنید دوباره با خانوادههایتان در سد کرج اسکی روی آب انجام دهید. تصور کنید دست در دست شریک زندگیتان کنار رودخانهی پر آب فرحزاد قدم بزنید، رودخانهای که امروز خشکیده است. تصور کنید درختان تشنهی نیاوران و دربند به اندازه درختان پایگاههای سپاه پاسداران آب فراوان داشته باشند. تصور کنید دریاچهی ارومیه که زمانی خیره کننده بود در شمال غربی ایران بار دیگر زنده شود.» وی در ادامهی دروغپردازیهایش میگوید: «این یک رویا نیست. این میتواند یک واقعیت باشد.» و در پایان اضافه میکند: «و این را بدانید. شما تنها نیستید. من در کنار شما هستم. اسرائیل در کنار شما است. تمام جهان آزاد در کنار شما است… اکنون زمان مبارزه برای آزادی است.»
نتانیاهو در حالی این تصاویر خیالی را بازآرایی میکند که حقایق و تصاویر واقعی چیز دیگری را به ما نشان میدهد. روزانه کودکان و مردم غزه نه تنها از تشنگی بلکه از گرسنگی میمیرند، و همان جهان به اصطلاح آزاد که قرار است در کنار ما باشد و به ما وعدهی آزادی دروغین میدهد، فاجعهی انسانی در حال وقوع در غزه را با بیتفاوتی کامل نظاره میکند. روزانه صفهای طولانی دریافت غذا به گلوله بسته میشوند و مردم گرسنه را غرق در خون میکند. گرسنگان بر اثر سقوط کمکهای تحقیرآمیز «جهان آزاد» که برای فریب افکاری عمومی بر سر مردم فلسطین ریخته میشود، جان میدهند. این است همان جهان رویایی که نتانیاهوی فاشیست به ما «به مردم ایران» وعده میدهد. نتانیاهو از ما میخواهد برای تحقق چنین رویایی به خیابانها بیاییم. اما ما مردم ایران بارها برای تحقق اهداف و آرمانهای خودمان، برای آزادی و برابری، برای پایان دادن به حجاب اجباری و ستم جنسیتی، علیه فقر و بیکاری و گرانی، علیه اعدام و شکنجه و زندان، علیه دیکتاتوری و سرکوب و خفقان و علیه مصائب و سیاستهای استثمارگرانهی سرمایهداری حاکم به خیابانها آمدهایم و به این پیامهای فریبکارانه و فرصت طلبانهی فاشیستها نیازی نداریم. شما و «جهان آزاد» همانهایی هستید که جنبش مردمی و مترقی در خاورمیانه را تضعیف کرده و در مقابل به تقویت نیروهایی همچون حماس پرداختهاید. «جهان آزاد» دهههاست که با اتکا به سیاستهای امپریالیستی و با همدستی گروهها و دولتهای بنیادگرای مذهبی (شیعه، سنی، یهود، هندو و…) در منطقه، سرنوشت زنان و مردان ستمدیدهی خاورمیانه را به «اسارت» گرفته است. همانهایی که کودتای ۱۳۳۲ را علیه تلاشهای مردم ایران برای کسب استقلال و ملی کردن نفت سازمان دادید. همانهایی که برای سرکوب آرمانهای رهاییبخش انقلاب ۱۳۵۷، به ضد انقلاب جمهوری اسلامی میدان دادید و اکنون به دنبال سازمان دادن کودتا، انقلاب مخملی، جنگ و هزار راه و فریب دیگر برای جلوگیری از پیروزی انقلاب مردم ایران و رهایی از دست استبداد داخلی و امپریالیسم خارجی هستید. همانهایی که ۴ سال پیش و بعد از ۲۰ سال اشغالگری و چپاول، کشور افغانستان را دو دستی تحویل وحوش طالبان دادید، در حالیکه انبارها و زرادخانه های نظامی را پُر از سلاحهای مرگبار کرده بودید تا طالبان بتواند از آنها برای سرکوب زنان و مردم ستمدیدهی افغانستان استفاده کند. اما دریغ از ساختن مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و جاده و پل و هر آنچیزی که برای مردم رنج کشیدهی خاورمیانه رفاه و آزادی و آبادانی به دنبال داشته باشد.
واقعیت این است که بحرانهای زیستمحیطی و از جمله بحران و تنش خشکسالی و کمآبی یک بحران جهانی و از معلولهای نظام سرمایهداری است، بنابراین نه ادامهی حاکمیت ویرانگر رژیم جمهوری اسلامی، نه هیچ شکل دیگری از آلترناتیوهای سرمایهداری از جمله ادعاهای دروغین نتانیاهو و وعدههای پوشالی اپوزیسیون بورژوایی، هیچکدام نمیتوانند منطق مخرب کاپیتالیسم را کنار بگذارند و طبیعت و جامعهی انسانی را از بحران نجات دهند. مخصوصا رژیم فاشیستی اسرائیل و رهبر قصاباش یعنی نتانیاهو که در چند ماه اخیر کریهترین جنایات ضد بشری را علیه مردم غزه رقم زده و لکهی ننگی بر پیشانی تاریخ بشریت به اصطلاح متمدن برجای گذاشتهاند، ناجی مردم ایران از چنگال دیکتاتوری خامنهای و دار و دستهی اوباش و خونآشاماش نیستند. نه آمریکا و نه هیچکدام از دولتهای اروپایی که در مقابل نسل کشی مردم فلسطین جز حمایت از رژیم اسرائیل و سرکوب تظاهراتهای مردمی حمایت از فلسطین در کشورهای خودشان کاری انجام ندادهاند، نمیخواهند و نمیتوانند مبارزات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی را در مسیری رهایی بخش هدایت کرده یا به آن کمک برسانند. تحریمهای جنایتکارانه و خط و نشان کشیدنهای جنگ طلبانهی قدرتهای سرمایهداری و امپریالیستی تنها برای رام کردن رژیم سرمایهداری حاکم بر ایران و تامین سیاستهای سودطلبانهی خودشان است که تلفات و تبعات ناشی از این سیاستها نیز مستقیما مردم کارگر و زحمتکش را قربانی میکند. در چنین اوضاع و احوالی رسالت سازمانهای چپ و کمونیست در خارج کشور و سوسیالیستهای پیشرو در داخل این است که در کنار سازمان دادن مبارزهی انقلابی و قاطعانه علیه جمهوری اسلامی، از نقش دروغین ناجی بودن نتانیاهو توهم زدایی کرده و فریبکاری های اپوزسیون و رسانههای بورژوایی را افشا کنند. در پایان در کنار عدالتخواهان واقعی در همهی دنیا، به جانیان و ستمگران چه در «غزه»، چه در «تهران»، چه در هر نقطهی دیگری از جهان ننگ میفرستیم.
پانوشت:
[۱]: دریای مرده (البحر المَیِّت) میان اردن، اسرائیل و مناطق فلسطینی واقع شده و در این سالها با بحران آب مواجه بوده است. از آنجا که به دلیل شوری آب، آبزیان بزرگ امکان زندگی در این آب را ندارند، به دریای مرده شهرت یافته است.
شهریور ۱۴۰۴