سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | 19 - 05 - 2026

Communist party of iran

بیراهه چپ محور مقاومتی ضدامپریالیسم از موضعی ارتجاعی

 


جریان موسوم به  «چپِ محورِ مقاومتی در ایران» به دلیل طرفداری از جمهوری اسلامی و مخالفت با جنبش‌های پیشرو و آزادیخواهانه با توجیه بهره‌برداری دشمن خارجی، و ستایش نظامی‌گری و سیاست‌های جنگ افروزانه حکومت اسلامی، در جامعه نفوذی ندارد. اما از آنجا که  عناصر و جریان‌های اپوزیسیون راست پروآمریکایی که برای حمله نظامی آمریکا و اسرائیل لحظه‌شماری می‌کردند از وجود آنان تغذیه کرده و به‌عنوان چماقی جهت حمله به نیروهای رادیکال چپ و کمونیست استفاده می‌کنند، و همچنین از آنجا که «چپ محور مقاومتی» در تبلیغات و فعالیت‌های محلی و گاها در جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی با شعارهای توخالی عدالت‌خواهانه برای کنترل این جنبش‌ها و تبدیل آنان به نیروی ذخیره کشمکش جناح‌های حکومتی تلاش می کند، روشنگری در مورد ماهیت این جریان برای دفاع از اعتبار جنبش سوسیالیستی بخشی از وظایف کمونیست‌ها در این دوره می‌باشد.


این روزها در شرایطی که پیامد ویرانگر جنگ امپریالیستی و ارتجاعی دولت‌های آمریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی به نحو بی‌سابقه‌ای امنیت و کار و زندگی و معیشت کارگران و زحمتکشان و اکثریت مردم در ایران و منطقه را تحت فشار قرار داده است، چپ‌های محور مقاومتی که بخشی از آنان زیر چتر سیاسی نشریه «دانش و امید» فعالیت می‌کنند بیش از پیش قرار گرفتن در پشت سر رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی را با دفاع از کارنامۀ این رژیم در «  تقویت بنیۀ دفاعی و نظامی ایران در برابر تهاجم امپریالیستی» توجیه می‌کنند. اگر ایران زمانی تحت حکومت رژیم ارتجاع سلطنتی پهلوی به ژاندارم امپریالیسم آمریکا در منطقه تبدیل شده بود، اکنون این نئوتوده‌ای‌ها افتخار می‌کنند که تحت رهبری جمهوری اسلامی، «ایران در محورمقاومت ضدصهیونیستی و ضدامپریالیستی» قرار گرفته‌ است.


اگر جریان اسلام سیاسی به رهبری خمینی با شعار مرگ بر شاه سوار قیام توده‌ای بهمن ۱۳۵۷ شد و با شعار مرگ برآمریکا و مرگ بر اسرائیل این انقلاب را بخون کشید و سپس همین شعارها را به بخشی از هویت سیاسی و ایدئولوژیک خود تبدیل کرد، چپ محور مقاومتی هم که ضدیت با آمریکا را هویت اصلی خود تعریف کرده از اینرو جریان‌های ارتجاع اسلامی از نوع حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، حزب‌الله در لبنان و حشد شعبی در عراق و… و جمهوری اسلامی به عنوان پایگاه اصلی اسلام سیاسی در خاورمیانه را نه یک جبهه ارتجاعی، بلکه نیروهایی ضد امپریالیستی و ضد سلطه سرمایه‌داری جهانی می داند. چپ‌های محور مقاومتی با این رویکرد سیاسی و استراژیک نه فقط، تمام سیاست‌های ضدکارگری، جنایات و سرکوبگری‌های جمهوری اسلامی  و ابعاد بیکاری و فقر و فلاکتی را که این رژیم طی بیش از چهار دهه گذشته به طبقه کارگر و اکثریت مردم ایران تحمیل کرده را توجیه می‌کنند، بلکه در بسیاری موارد به بخشی از سازوکار پیشبرد این سیاست‌ها تبدیل شده‌اند.


جریان چپ محور مقاومتی در ایران ضدیت با امپریالیسم غرب و تقابل با آمریکا و اسرائیل را در محور سیاسی و فعالیت خود قرار داده اند و از اینروعملا به دنباله رو سیاست خارجی جمهوری اسلامی و گروه‌های ارتجاع اسلامی متحد وی در منطقه خاورمیانه تبدیل شده‌ است. در این رویکرد مبارزه کارگران برای افزایش دستمزدها و بهبود شرایط کار و زندگی و آزادی‌های سیاسی، مبارزه فرودستان جامعه علیه فقر و گرانی، مبارزه زنان علیه نظام آپارتاید جنسیتی، مبارزه علیه ستمگری ملی و هر ندای آزادیخواهانه قربانی مصالح مبارزه با امپریالیسم و مقابله باد دشمن خارجی می گردد. از آنجا که این جریان مدعی چپ تضاد اصلی و عمده را تضاد با امپریالیسم غرب بویژه آمریکا می‌داند، کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده و آزادیخواه ایران باید فعلا و تا زمانی نامعلوم دندان رو جگر بگذارند، خواستها و مطالبات خود را بایگانی کنند تا چپ محور مقاومتی‌ در هم‌پیمانی با جمهوری اسلامی تضاد با امپریالیسم و سلطه جهانی سرمایه را حل کنند. چنین است که چپ‌های محور مقاومتی مبارزه علیه امپریالیسم را از ماهیت و محتوای طبقاتی و اجتماعی و آزادیخواهانه تهی می‌کنند.


جنبش چپ و کمونیستی ایران و نسلی از فعالان و رهبران جنبش کارگری که پیامد زیانبار سیاست و مواضع ارتجاعی و ضد انقلابی حزب توده و سازمان اکثریت در حمایت از ضد انقلاب جمهوری اسلامی در دهه ‌اول بعد از قیام بهمن ۵۷ را به یاد دارند نباید از افشای ماهیت سیاست و مواضع چپ‌های محور مقاومتی معاصر غافل بمانند. در آن دوره یکی از دلایل حزب توده در دفاع از جریان اسلام سیاسی به رهبری خمینی این بود که ادغام مذهب شیعه در دولت و نظام ولایت فقیه و سیاستهای زن ستیزانه و سرکوبگرانه و ضد دمکراتیک آن را در مقایسه با موضع گیری‌های مستضعف پناهانۀ او، امری فرعی و گذرا ارزیابی می کرد و استدلال می کرد که این مستضعف‌پناهی است که سرانجام هویت سیاسی حکومت اسلامی را رقم خواهد زد. این در حالی است که باندهای حاکم همین رژیم اسلامی مستضعف‌پناه طی این چند دهه با تکیه بر ثروت‌های بادآورده ناشی از رانت‌های قدرت، زندگی افسانه‌­ای برپا کرده و در ناز و نعمت به‌سر می‌برند. تحت این شرایط، قدرت و ثروت‌ هر چه عظیم‌تری در دست اقلیت کوچکی از سرمایه‌داران، مقامات حکومتی، آقازاده‌ها و سرداران سپاه تمرکز یافته، فاصله­ی طبقاتی عمیق‌تر شده و توده‌های هر چه بیشتری از کارگران، «مستضعفان» و اقشار پایین و حتی میانی جامعه به زندگی زجرآوری در پایین‌تر از خط فقر پرتاب شده­اند.


یکی دیگراز  استدلال‌های حزب توده و سازمان اکثریت در دفاع از خمینی و حکومت اسلامی، تفسیری کاملا وارونه از جایگاه مبارزه ضد امپریالیستی بود. از آنجا که حزب توده و اکثریتی‌ها مبارزه برای آزادی‌های دمکراتیک و علیه سرکوبگری‌های خونین را در مقایسه با مبارزه علیه امپریالیسم یک امر فرعی می دانستند، بشدت شیفته شعارهای ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی خمینی حتی به قیمت سرکوب خونین انقلاب شده بودند و از تسخیر سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان خط امامی‌ حمایت کردند. حزب توده و اکثریتی‌ها «موضع ضد امپریالیستی خمینی» را یک خط «دموکراتیک و انقلابی» می نامیدند و فراتر از آن، هر نوع مبارزه علیه حکومت اسلامی را اقدامی ضد انقلابی و همدستی با امپریالیسم امریکا و حتی جریان‌های کمونیستی مخالف رژیم اسلامی را به همدستی آگاهانه یا ناآگاهانه با امپریالیسم و ستون پنجم امریکا معرفی می کردند. بی جهت نبود که در آن دوره اکثریتی‌ها برای تعیمق مبارزه ضد امپریالیستی و دفاع از انقلاب در برابر ضد انقلاب شعار « سپاه پاسداران باید به سلاح سنگین مجهز شوند» را سر می دادند.


چپ محور مقاومتی در ایران اگر در حافظه نسل جوان انقلابیون ایران و رزمندگان خیزشها وبرآمدهای توده‌ای هشت سال اخیر در ایران، جریانی همسو با حکومت اسلامی تداعی می شود، اما در حافظه نسل انقلابیون دهه اول بعد از قیام بهمن ۵۷، مواضع، سیاست‌ها و عملکرد ضد انقلابی حزب توده و اکثریتی‌ها را زنده می‌کند. البته با این تفاوت که در آنزمان و در دوره جنگ سرد و جهان دو قطبی بخشی از جنبش چپ ایران نیز خود را با به اصطلاح «اردوگاه سوسیالیستی» تحت رهبری اتحاد شوروی تداعی می کردند. اگرچه مناسبات حاکم در کشورهای «اردوگاه سوسیالیستی» چیزی جز سرمایه داری دولتی تحت حاکمیت احزاب و رژیم‌های استبدادی نبود، اما حزب توده و اکثریتی‌ها همراهی با ضد انقلاب حکومت دینی را با مبارزه ضد امپریالیستی و قرار گرفتن در این اردوگاه در جهان دو قطبی توجیه می کردند. اما در دوران پساجنگ سرد و در قرن بیست ویکم چپ محور مقاومت در ایران ابایی ندارد که برای پیشبرد «مبارزه ضد امپریالیستی» با جمهوری اسلامی یکی از هارترین رژیم‌های سرمایه داری جهان معاصر و با قدرتهای امپریالیستی مانند روسیه و چین همراهی کند.


چپ محور مقاومتی با دفاع از کارنامۀ رژیم جمهوری اسلامی در « تقویت بنیۀ دفاعی و نظامی و تبدیل ایران به رزادخانه تولید پهباد و موشک در برابر تهاجم امپریالیستی» در واقع پیوند عمیق خود را با شوونیسم و ناسیونالیسم عظمت‌طلب ایرانی و در همانحال ضدیت خود را با منافع کارگران و زحمتکشان و جنبش آزادیخواهی در ایران نشان می دهد.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: