ارسال


گزارش برگزاری پلنوم سوم کمیته مرکزی کومه له
منتخب کنگره 17

روزهای شنبه و یکشنبه 19 و 20 خردادماه سال 1397برابر با نهم و دهم ژوئن 2018، پلنوم دوم کمیته مرکزی کومه له منتحب کنگره 17 با حضور اعضا کمیتە مرکزی کومە لە و با اعلام یک دقیقە سکوت در گرامیداشت یاد جانباختگان راە آزادی و سوسیالیسم و بویژه یاد و خاطرە رفیق سیامک شامی که در فاصله دو پلنوم جانباخته بود، برگزار گردید. در این پلنوم اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران نیز به عنوان ناظر شرکت داشتند. بخش اول مباحث این نشست به گزارش سیاسی کمیته رهبری کومه له به پلنوم کە توسط دبیر اول کومەلە ارائە دادە شد، اختصاص یافت.

نگاهی گذرا به اوضاع عمومی جهان، بررسی اوضاع خاورمیانه، تحولات سیاسی جدید در ایران، سناریوهای احتمالی و دورنمای سیاسی کردستان، عناوین اصلی گزارش سیاسی را تشکیل می دادند.

نکات مورد تاکید در بررسی اوضاع عمومی جهان عبارت بودند از:

_ ادامه بحران اقتصادی جهان. بحران اقتصادی جاری تداوم بحرانی است که از سال 2008 آغاز شد. اگرچه اکنون از شدت بحران نسبت به سالهای نخست کاسته شده است، اما رونق اقتصادی که معمولا متعاقب بحران ها پدید خواهد آمد، هم حاصل نشده است. بدین معنی بحران دیگر به پدیده همیشه حاضر و ساختاری در نظام سرمایه داری تبدیل شده است. رشد خارق العاده تکنولوژی، بالا رفتن بارآوری کار، وجود ظرفیتهای بالقوه بالا برای تولید انبوه احتیاجات اولیه، همه اینها که میتوانستند بشریت را به آزادی و رفاه و برابری برسانند، بر عکس در زندگی اکثریت مردم جهان به تشدید فقر، آسیبهای اجتماعی، بیکاری، کاهش خدمات عمومی، گسترش مهاجرت و آوارگی، منجر شده است. در عین حال بازتاب این شرایط را در گسترش اعتراضات و مبارزات کارگری و توده ای در نقاط مختلف جهان مشاهده می کنیم.

_ رقابت و کشمکش های درون خانوادگی رژیمهای سرمایه داری تشدید شده است. روسیه و چین در میدان رقابتهای جهانی فعال تر شده اند. بسیاری از اتحادهای گذشته متزلزل شده اند. اتحادیه اروپا در بحران است. خروج بریتانیا از این اتحادیه، تزلزل ایتالیا و یونان بر سر دوراهی ماندن و نماندن در این اتحادیه، چرخش چشمگیر در افکار عمومی مردم اروپا در دفاع از این اتحادیه، از نمونه های بارز بروز این بحران هستند. دولت آمریکا تحت رهبری دونالد ترامپ با شعار " اول آمریکا" تلاش می کند به هر وسیله هژمونی اقتصادی، سیاسی و نظامی خود را بر جهان حفظ نماید، اما ناتوانی در تحمیل این موقعیت به تشدید بحران های سیاسی منجر شده است. توافق های گذشته یکی پس از دیگری به هم می خورند. خروج از قرارداد پاریس در زمینه محیط زیست، انحلال تلویحی قراداد تجاری آمریکای شمالی، خروج از برجام جنگ تجاری بین آمریکا و اروپا از یک طرف و چین آمریکا از سوی دیگر بر سر وضع تعرفه های گمرکی جدید و غیره ،نمونه هائی از بروز این بحران و نشانه های شرایط جدیدی هستند که یر جهان حاکم شده است. چنین شرایطی جهان امروز را برای ساکنین آن ناامن تر از گذشته کرده است.

_ خاورمیانه همچنان از کانونهای بحرانی جهان است. استراتژی آمریکا در این منطقه اساسا بر مبنای "طرح خاورمیانه بزرگ" بنا شده است. محتوای این طرح عبارت بود از: حل و فصل مناقشات محلی و در مرکز آنها مسئله فلسطین، با وساطتت آمریکا، از بین بردن زمینه های مادی بروز انقلابها و شورشهای اجتماعی، تبدیل خاورمیانه به منطقه تحت نفوذ بلامنازع اقتصادی و هژمونی سیاسی آمریکا.

اما چند عامل پیشبرد این جریان را مختل کردند. اول خیزش های مردم در کشورهای خاورمیانه موسوم به بهار عربی که به سقوط چند دیکتاتور هم پیمان آمریکا منجر شدند. دوم شکست نقشه های نظامی آمریکا در افغانستان، عراق و سوریه و سوم، بازگشت روسیه به کشمکش های خاورمیانه . تلاشهای آمریکا برای کنترل بحرانها در خاورمیانه بر اساس استراتژی " طرح خاورمیانه بزرگ" تا کنون موفقیتی کسب نکرده است.

گزارش کمیته رهبری کومه له به پلنوم، هم چنین به بررسی اوضاع در کشورهای عراق، ترکیه و سوریه پرداخت و این موارد نیز در پلنوم مورد بحش شرکت کنندگان قرار گرفتند. نکات اصلی ارزیابی گزارش در مورد این کشورها عبارت بودند از:

_ انتخابات اخیر در عراق. این انتخابات نه تنها نتوانست رقابت بین گروههای مختلف را تخفیف دهد، بلکه آنرا تشدید نمود. از آنجا که این گروهها، هرکدام میلیشیای رسمی و غیر رسمی خود را دارند، خطر از سرگیری درگیریهای داخلی تقسیم قدرت وجود دارد. این انتخابات در عین حال با بایکوت بزرگی از جانب نزدیک به 70 درصد واجدین شرایط رای دادن روبرو شد. گروههای مختلف تنها با تقلب و پشت پا گرفتن از همدیگر توانستند، حداقلی از آراء رای دهندگان را به نام خود ثبت کنند. این بایکوت آگاهانه و گسترده نشان از کاهش چشمگیر نفوذ گروههای حاکم و اپوزسیون و وجود ظرفیتهای اعتراضی گسترده در ماههای آتی در عراق بر علیه فقر و فلاکت و ناامنی دارد. در این میان دولت آمریکا تلاش میکند تا با جلب همکاری جمهوری اسلامی در عراق تعادلی بین گروههای موجود برای تشکیل حکومت آینده عراق بوجود بیاورد، حاکمیتی که بدون شک شکننده خواهد بود.

_ بحران سوریه. با شکست داعش و باز پس گیری مناطق تحت تصرف این جریان، بحران سوریه وارد مرحله جدیدی شده است. شواهد حاکی است که شکل نهائی سوریه به مثابه یک کشور، تقسیم عملی آن به دو منطقه نفوذ روسیه و آمریکا در شرق و غرب رودخانه فرات خواهد بود. بدین معنی دولت بشار اسد یا هر دولت دیگری بر سرکار بیاید، باید منافع این دو ابرقدرت و نیز امنیت اسرائیل را رعایت کند. در عین حال تصرف منطقه عفرین بوسیله دولت ترکیه، که پس از یک مقاومت قهرمانانه از جانب مدافعین مبارز آن، صورت گرفت، نشان داد که بین آمریکا و دولت ترکیه بر سر تحت فشار گذاشتن جنبش روژاوا و رهبری آن، توافقهای پنهانی صورت گرفته است. هنوز باید منتظر نتایج دیگر این توافقها بر علیه مردم روژاوا بود. با همه اینها بسیاری از دست آوردهای اجتماعی جنبش روژاوا که به نیروی مادی در بین توده ها تبدیل شده است، در نتیجه اینگونه توافقهای ضد مردمی، قابل باز پس گیری نیستند.

_ ترکیه در آستانه انتخابات زودرس ریاست جمهوری قرار دارد. سرکوبهای خشن و گسترده به بهانه کودتای نافرجام، همه پرسی قانون اساسی برای افزایش اختیارات رئیس جمهور و اینک انتخابات زودرس، همه نشان از آن دارند، اردوغان به این نتیجه رسیده است که قدرت خود را در ترکیه جز با اتکاء به استراتژی سرکوب عریان نمیتواند حفظ کند. از اینرو تلاش می کند، تا پیش از آنکه جنبشهای توده ای و اعتراضی در ابعاد سراسری به حرکت در بیایند، موقعیت خود را در قدرت تثبیت کند و با دست بازتری سیاستهای سرکوبگرانه خود را به پیش برد.

اما بدون شک جامعه ترکیه در مقابل تعرض به دست آوردهای سیاسی و اجتماعی خود، سر فرود نمی آورد. در ترکیه جنبشهای اجتماعی نیرومندی وجود دارند که در صحنه سیاسی و اجتماعی در برابر دیکتاتوری حاکم صف آرائی کرده اند. جنبش کارگری ترکیه یکی از جنبشهای قدرتمند کارگری در سطح جهانی است. جنبش آزادیخواهی و سکولار که هسته مرکزی آنرا جنبش دانشجوئی و جامعه روشنفکری ترکیه تشکیل می دهد و گرایشهای چپ و کمونیستی در آن نقش چشم گیری دارند و جنبش مردم کرد در کردستان ترکیه، رکن دیگر مبارزات آزادی خواهانه و حق طلبانه در ترکیه است. این جنبش طی چند سال اخیر بخشهای پیشرو جامعه ترکیه را نیز با خود همراه کرده است و علیرغم ضرباتی که در چند سال اخیر متحمل شده است، هنوز یکی از نگرانی های جدی اردوغان و حزب او است.

پلنوم کمیته مرکزی در ادامه مباحث خود به بررسی اوضاع سیاسی ایران پرداخت. در این رابطه بر مبنی گزارش سیاسی کمیته رهبری، مباحث پلنوم بر عناوین اصلی زیر متمرکز شد.

اول، تناقض بین تحولات اجتماعی چند دهه اخیر در ایران و ساختار سیاسی، ایدئولوژیک وحقوقی حاکم. در این رابطه تاکید شد که جامعه ایران طی چهار دهه اخیر شاهد، تغییرات و تحولات اجتماعی گسترده ای بوده است. به عنوان مثال طی این دوره رژیم اسلامی نتوانسته است روش زندگی مورد نظر خود را بر جامعه تحمیل کند و الگوهای زندگی مردم تغییر کرده اند. ماهواره و اینترنت و شبکه های اجتماعی وارد عرصه های مختلف زندگی مردم شده اند. مذهب بطور چشمگیری بویژه در نزد جوانان عقب نشینی کرده و مساجد کم رونق شده اند. فرهنگ و هنر در زمینه های مختلف نظیر موسیقی و سینما و غیره چهارچوبهای کنترل و سانسور و ایدئولوژی رژیم را شکسته اند. شمار فارغ التحصیلان دانشگاهها دهها برابر افزایش یافته است که میان آنان زنان پیشتاز هستند. در عین حال بافت اجتماعی جامعه ایران دچار تحول شده است. جمعیت ایران در دوره حکومت اسلامی بیش از دو برابر افزایش یافته است. موج مهاجرت از روستاها به شهرها جمعیتی بیش بیست میلیون نفر حاشیه نشین در شهرها را به دنبال داشته است، که عمدتا کارگر و زحمتکش هستند. حاشیه شهرهای بزرگ با این جمعیت عظیم، به کانون گسترش آسیبهای اجتماعی تبدیل شده اند. اما در مقابل این تغییرات بزرگ اجتماعی، ساختار های سیاسی، ایدئولوژیک و حقوقی رژیم از جمله، قانون اساسی، ولایت فقیه، شورای نگهبان، شبکه امامان جمعه به عنوان مروجین رژیم و مضامین ترویج آنها، حتی استراتژی دو جناح رژیم بر سر بقاء، تغییرچندانی نکرده اند. تنها عرصه ای که تغییر رژیم در آن محسوس است، تکامل سازمان و روشهای سرکوب است. این تناقض حکومت کردن بر چنین جامعه ای را برای رژیم اسلامی روز به روز دشوارتر کرده است.

دوم، فشارهای اقتصادی و سیاسی بر رژیم از جانب آمریکا و دولتهای دیگر غربی، ادامه دارد. با خروج آمریکا از برجام این فشارها شدت گرفته اند و هم رژیم و هم اکثریت مردم ایران را در موقعیت دشواری قرار داده اند. استراتژی آمریکا در ارتباط با جمهوری اسلامی نه سرنگونی رژیم بلکه تبدیل جمهوری اسلامی از یک رژیم سرکش به یک رژیک همکار در منطقه است. دولت آمریکا از ظرفیتهای جمهوری اسلامی برای همکاری با آمریکا در تخفیف و حل بحرانهای منطقه ای از فلسطین و لبنان گرفته تا عراق و یمن و بحرین و حتی افغانستان آگاه است. روشن است که دولت آمریکا در حین تعقیب این استراتژی، ظرفیتهای خود را برای روبروشدن با تحولات پیش بینی نشده آتی هم تقویت خواهد کرد. برای مثال در این مورد در مقابل روند سرنگونی جمهوری اسلامی منفعل باقی نخواهد ماند. چراغ سیزهای گاه و بیگاه به اپوزسیون بورژوائی رژیم در خدمت تامین این سیاست است.

در مورد برجام پلنوم تاکید داشت در این توافقنامه مواد نانوشته ای وجود داشت که دولت اوباما امیدوار بود با تغییر توازن قوا به نفع اصلاح طلبان و میانه روان حکومتی در داخل ایران،عملا اجرای آنها ضمانت شود. این مواد اساسا به دخالتهای جمهوری اسلامی در کانونهای بحرانی منطقه مربوط بودند. دولت ترامپ اهداف نانوشته را علنی کرد و اجرای آنها را از کل رژیم خواست. در ارتباط با برجام اگر چه تفاوتهائی در سیاست دولتهای اروپائی و آمریکا مشاهده می شود، اما در نهایت آنها در این رابطه در یک تقسیم کار اعلام نشده ، برای وادار کردن جمهوری اسلامی به عقب نشینی، عملا به طور هماهنگ عمل خواهند کرد. شواهد نشان می دهند که جمهوری اسلامی در مقابل این فشارها چاره ای جز عقب نشینی ندارد. مسئله فقط بر سر مکانیزم عقب نشینی است. در واقع این عقب نشینی عملا آغاز شده است و نشانه های آن از چشم افکار عمومی پنهان نیست. پلنوم هم چنین تاکید داشت که تحریمها و مجازاتهای اقتصادی دولت آمریکا بر علیه جمهوری اسلامی در عین حال عرصه را بر زندگی و معیشت اکثریت مردم ایران نیز تنگ تر خواهد کرد و دود آن قبل از جمهوری اسلامی به چشم آنها خواهد رفت.

سوم، گسترش اعتراضات کارگری و توده ای. رویداهای ماههای اخیر در نمونه هائی نظیر، اعتصاب سراسری کارگران راه آهن، اعتصاب سراسری رانندگان و کامیونداران که از پشتیبانی بخشهای دیگر جامعه نیز برخوردار بود، تدوام اعتراضات و تجمع های کارگری روزانه در همه جای ایران، شورشهای شهری دراهواز و کازرون، همه اینها نشان می دهند که جنبش توده ای دیماه گذشته فروکش نکرده است، بلکه در اشکال متنوع تر و با تاکتیک های منعطف تری تداوم یافته است. چند ویژگی مهم در اعتراضات اخیر، نشان می دهد که در این دوره کفه ترازو تا حدودی به نفع جبهه کارگران و مردم معترض سنگینی کرده است. نشانه های این تغییر توازن را در حرکتهای اعتراضی که به تدریج جنبه سراسری تر به خود می گیرند و تعرضی تر می شوند، در اینکه اقدامات سرکوبگرانه رژیم نتوانسته است مردم معترض را مرعوب کند،در اینکه انعطاف در تاکتیکها بویژه در زمینه اعتصاب و مبارزه سنگر به سنگر، نیروهای رژیم را به درجه زیادی زمین گیر کرده است، می توان مشاهده کرد. در پلنوم همچنین تاکید شد که شرایط جدید جامعه ایران در حین خطیر بودن آن، هنوز به معنای وارد شدن این جامعه به یک دوره اعتلای انقلابی نیست.

چهارم، اگر جمهوری اسلامی در مقابل فشارهای آمریکا و دولتهای غربی ناچار از عقب نشینی است و جناح های مختلف رژیم چاره ای ندارند جز اینکه در این رابطه یک دست عمل کنند، اما در مقابل فشار مردم معترض مقاومت خواهند کرد. آنها نه قادر هستند که بهبودی در زندگی اقتصادی مردم زحمتکش و محروم ایجاد کنند و نه جرات می کنند داوطلبانه فضای سیاسی ایران را باز کنند، زیرا از تجربه خود و رژیمهای دیکتاتوری دیگر دریافته اند که چنین سیاستی روند سرنگونی آنها را تسریع خواهد کرد. با این حال مانند هر رژیم دیگری همه راهها را برای بقای خود آزمایش خواهند کرد. کارگران و توده های محروم و تحت ستم در ایران برای تحقق دو شعار تفکیک ناپذیر نان و آزادی به میدان آمده اند و هر دستآوردی تنها حاصل مبارزه مستقیم خود آنان خواهد بود.

بخش دیگری از گزارش سیاسی و مباحث پلنوم به اوضاع سیاسی کردستان ایران اختصاص داشت. در این رابطه تاکید شد که اوضاع سیاسی متحول ایران مستقیما بر فضای سیاسی کردستان نیز تاثیر گذاشته است. به دنبال اعتراضات توده ای دیماه که بخشهائی از کردستان فعالانه با آن همراهی نمود، شاهد، اعتراضات و اعتصابهای مختلف از جمله به بسته شدن مرزها، به اعمال فشار بر زحمتکشان کولبر و به بالابردن تعرفه های گمرگی بودیم. همچنین شاهد پیوستن رانندگان کامیون و کامیون داران کردستان به اعتصاب سراسری، تجمع ها و تظاهرات معلمان حق طلب و نیز موارد زیادی از اعتراضات پراکنده بودیم. در کردستان نیز مانند سایر مناطق ایران زمینه های عینی و اجتماعی خیزش همگانی بر علیه فقر و بیکاری و تحقیر و نابرابری و ستم وجود دارد. پیشینه مبارزه و مقاومت در کردستان، تجارب غنی و حضور قدرتمند جریان چپ و رادیکال در این جامعه، دورنمای امید بخشی را در مقابل جنبش انقلابی مردم کردستان، در متن حنبش های اعتراضی سراسری در ایران قرار می دهد. تحکیم این پیوند بویژه در شرایط متحول کنونی از اهمیت بسیار برخوردار است.

پلنوم با تاکید بر خطیر بودن اوضاع سیاسی در ایران چند اولویت اساسی را در دوره کنونی در فعالیتهای کومه له در کردستان مورد تاکید قرار داد:

اول، تداوم مبارزه پیگیرانه برای تقویت جنبش انقلابی مردم کردستان. تحکیم موقعیت کومه له در مبارزه بر علیه ستم ملی با اتکا به "برنامه کومه له برای حاکمیت توده ای " ، استراتژی کومه له در جنبش کردستان و مصوبات کنگره 17 کومه له، شرکت فعال در مبارزات جاری، تلاش برای به پیروزی رساندن هر حرکت معین و آنرا به نقطه اتکاء برای پیشرویهای بعدی تبدیل کردن. تلاش برای ایجاد گسترده ترین همبستگی در میان مردم معترض بر علیه رژیم جمهوری اسلامی، دوم، تلاش برای شکل دادن به یک قطب چپ در کردستان، به منظور فعال تر کردن تمام پتانسیل چپ انقلابی و سوسیالیست موجود در این جامعه. شرایط سیاسی متحول کنونی ایران، زمینه های عینی موفقیت چنین تلاشی را در کردستان نیز فراهم کرده است. کلیه فعالین چپ و کمونیست در داخل و خارج کشور که میخواهند در ظرفیت جنبش انقلابی مردم کردستان نقش ایفا کنند و در حال حاضر الزاما عضو هیچ تشکل سیاسی معینی هم نیستند، به علاوه سازمانهای سیاسی فعال در کردستان، همگی می توانند نیروی شکل گیری چنین قطبی باشند. تیدیل این جهت گیری به یک پروژه معین با همکاری نیروهای بالقوه این حرکت.

سوم، گسترش تشکیلات حزبی بویژه در کارگاهها، محلات کارگری، مطابق سیاست سازماندهی معین که از جانب کمیته "سازمانده فعالیتهای داخل کردستان" هدایت می شود. بالابردن ظرفیت و توانائی تشکیلات برای جذب جوانان انقلابی و کمونیست فعال در دانشگاهها، در میان معلمان و در محیط های فرهنگی مترقی و پیشرو، تقویت همبستگی و وحدت حزبی در تشکیلات علنی، بالابردن سطح آمادگی رزمی نیروی پیشمرگ و گسترش آن در حد مقدورات این دوره.

چهارم، دایره فعالیتهای کومه له در سطح منطقه و در خارج کشور، بر اساس نقشه عمل و ارزیابی کومه له، مندرج در گزارش سیاسی مصوب کنگره ۱۷، باید گسترش یابد. در همین رابطه بر گسترش فعالیتهای نمایندگی کومه له در خارج کشور، مطابق راه کار تدوین شده تاکید می شود. شرکت فعال تر در شناساندن اهداف کومه له در جنبش انقلابی مردم کردستان، شرکت فعالتر در اجلاسهای جهانی و منطقه ای بر سر مسئله کرد، تا آنجا که با معیارها و ضوابط مصوب ما همخوانی داشته باشد.

پنجم، شبکه های اجتماعی ابزارهای مدرنی هستند که می توانند تسهیلاتی چشمگیری برای پیشبرد فعالیتهای ما در همه عرصه ها ایجاد کنند و امکان برقراری ارتباطات وسیعی را در سطح جامعه فراهم نمایند. اگر چه این ابزارها نمیتوانند جایگزین فعالیتهای محلی فعالین کومه له در محلهای کار و زیست باشند، اما استفاده آگاهانه، سازمان یافته و متمرکز از آن می تواند نقش موثری در پیشبرد سیاستهای کومه له در کردستان ایفا کنند.

ششم، اگرچه مطلوب ترین حالت عبارت است از وارد شدن جامعه ایران در یک شرایط اعتلای انقلابی در سطح سراسری است و همه تلاش ما در سطوح مختلف معطوف به سوق دادن جامعه به سوی چنین موقعیتی است، اما در عین حال کومه له بایستی آمادگی لازم برای ایفای نقش موثر در صورت بروز شرایط نامطلوب و یا نه چندان مطلوب را نیز داشته باشد. کومه له در هر حال به عنوان یک سازمان مسئول در قبال مردم کردستان بایستی این توانائی را داشته باشد تا جامعه کردستان را از گذرگاههای مخاطره آمیز با کمترین خسارات عبور دهد.

پلنوم در بحث پیرامون گزارشهای تشکیلاتی، گزارش کمیتە رهبری کومەلە در رابطە با کار ارگانهای مستقر در کردستان عراق، فعالیت کمیته سازمانده تشکیلات داخل، نمایندگی کومەلە در خارج کشور و نشریه پیشرو را مورد بررسی قرار داد و ملاحظات و پیشنهادات مختلف در جهت ارتقاء کمیت و کیفیت فعالیتها به کمیته رهبری کومه له ارائه شد. نشست کمیته مرکزی در مبحث مربوط به تقسیم کار و آرایش درونی کمیته مرکزی، کمیته ها و ارگان های مختلف تشکیلاتی را تعیین و پس از دو روز جلسات فشرده به کار خود پایان داد.

کمیته رهبری کومه له
سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
خرداد 1397
ژوئن 2018

Result