۳۰۰ رویداد مشکلساز برای محیط زیست در جنگ ایران
جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴

داگ ویر” مدیر رصدخانهٔ مناقشات و محیطزیست است؛ سازمانی که اثرات
زیستمحیطی جنگها را بررسی میکند. او در گفتوگویی با دویچه وله درباره
پیامدهای زیستمحیطی جنگ آمریکا . اسرائیل با ایران توضیحاتی ارائه داد.
به گفته ویر، سازمان او با استفاده از تصاویر ماهوارهای و اطلاعات منابع باز تاکنون
بیش از ۳۰۰ رویداد را شناسایی کرده که از نظر زیستمحیطی “مشکلساز” محسوب
میشوند. او پیامدهای این جنگ را “بسیار نگرانکننده” توصیف کرد، اما تأکید کرد:
ما همه چیز را نمیبینیم. در دادههایی که منتشر میشود حفرههای قابل توجهی وجود
دارد.
به گفته ویر تصاویر ماهوارهای در حال حاضر محدود هستند و منابع شبکههای
اجتماعی نیز به دلیل قطع اینترنت در ایران کم هستند.
تیم او با استفاده از ارزیابی از راه دور، نقشهای رنگی از خطرات زیستمحیطی جنگ
تهیه کرده است. در این نقشه میزان خطر بر اساس عواملی مانند محل حمله، نوع
حمله، نزدیکی به مناطق مسکونی و عوامل دیگر مشخص شده است.
ویر میگوید آسیب به تأسیسات نفتی فقط باعث آلودگی هوا نمیشود بلکه خاک را نیز
آلوده میکند. او تصریح کرد: وقتی خاک آلوده شود، در نهایت آب هم آلوده خواهد شد.
او با اشاره به اینکه ایران در حال حاضر با خشکسالی، کمبود آب و مدیریت نادرست
منابع آب روبهرو است گفت که به همین دلیل آبهای زیرزمینی ایران بسیار ارزشمندند
و باید از آنها محافظت شود، زیرا کشور هماکنون نیز با ناامنی آبی روبهروست.
ویر تأیید کرد که تأسیسات شیرینسازی آب نیز با مواد انفجاری و پهپادها هدف قرار
گرفتهاند.
در هفته اول جنگ، جمهوری اسلامی از حمله به تأسیسات شیرینسازی آب در جزیره
قشم خبر داد. بعدتر بحرین اعلام کرد که یک تأسیسات آب شیرین این کشور نیز مورد
حمله جمهوری اسلامی قرار گرفته است.
به گفته ویر “حدود ۱۰۰ میلیون نفر در منطقه به آب تولیدشده توسط این تأسیسات
وابسته هستند.
همچنین اگر شبکه برق یا نیروگاهها هدف حمله قرار گیرند، این تأسیسات از کار
میافتند و تأمین آب مختل میشود.
ویر درباره پدیدهای که پس از حمله هواپیماهای اسرائیلی به مخازن نفت در تهران و
برخی نقاط دیگر شکل گرفت و به باران سیاه معروف شد نیز توضیح داد.
او گفت در تهران به دلیل وجود رشتهکوه البرز که شهر را احاطه کرده است، جریان
هوا در شهر به سختی حرکت میکند و همین مسئله باعث تجمع آلودگی و مهدود
میشود.
ویر وضعیت درشبها را نامساعدتر توصیف کرد و گفت: شبها این آلودگی به سمت
پایین و داخل شهر رانده میشود، و حملات نیز در شب انجام شدهاند.
به گفته او ترکیب چند روز بمباران، آتشسوزیهای بزرگ نفتی در شهری با 15
میلیون نفر جمعیت و شرایط جوی خاص باعث شده ذرات آلاینده در هوا جمع شوند.
وقتی باران میبارد، این ذرات همراه آن پایین میآیند و چیزی شبیه باران سیاه ایجاد
میکنند.
ویر آلودگی نفتی در دریا را نیز یادآور تجربههایی دانست که پیشتر در جنگ ایران و
عراق در دهه ۱۹۸۰ و جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ دیده شده بود.
او گفت خلیج فارس در برابر آلودگی نفتی بسیار آسیبپذیر است زیرا: آب آن کمعمق
است، نسبتاً بسته است و دارای زیستبومهای مهمی مانند صخرههای مرجانی و
جنگلهای مانگرو است.
او افزود: وقتی آلودگی وارد خلیج فارس شود، معمولاً خارج نمیشود، زیرا جریانهای
آب به گونهای نیستند که آن را بشویند و خارج کنند.
ویر گفت قوانینی برای حفاظت از محیط زیست در زمان جنگ وجود دارد، اما مشکل این
است که آستانه تعریف آسیب غیرقابل قبول بسیار بالا تعیین شده است.
او توضیح داد که کشورها اغلب حملاتی را که برای اهداف نظامی یا استراتژیک
ضروری میدانند توجیه میکنند. به عنوان مثال ممکن است گفته شود انبارهای نفت
برای اقتصاد و ماشین جنگی کشور حیاتی هستند.
به گفته ویر در ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته تلاشهایی برای تقویت چارچوبهای حقوقی
انجام شده است، اما اجرای این قوانین ضعیف بوده و مسیرهای پاسخگویی بسیار
محدود هستند. بنابراین کشورها اغلب حفاظت از محیط زیست را در زمان جنگ نادیده
میگیرند.
او اشاره کرد که دیوان کیفری بینالمللی سال گذشته دستورالعملهای جدیدی برای در
نظر گرفتن محیط زیست در بررسی جنایتهای جنگی و جنایت علیه بشریت منتشر کرده
است.
ویر در پایان گفت در گذشته این تصور وجود داشت که محیط زیست قربانی خاموش
جنگهاست و کسی به آن توجه نمیکند. اما اکنون به دلیل دسترسی بهتر به دادههای
محیط زیستی و تصاویر ماهوارهای، آگاهی عمومی درباره این موضوع افزایش یافته
است.
او همچنین گفت خبرنگاران بیشتری از سازمان او درخواست کردهاند که جنگ را از
زاویه پیامدهای زیستمحیطی بررسی کند؛ موضوعی که به گفته او در گذشته چندان
رایج نبود.