یاداشتی کوتاه پیرامون: نامه سرگشاده در خطاب به “روند سوسیالیستی کومه له″
سه شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
ناصر زمانی
طی روزهای اخیر نامه ای سرگشاده از طرف منشعبین از حزب کمونیست ایران و کومه له تحت عنوان: «نامه سرگشاده به رفقای روند سوسیالیستی کومه له!» روبه بیرون منتشر شد. ما قبلن به کرات استراتژی تجدید نظر طلبانه منشعبین از حزب کمونیست ایران و کومه له را برای جامعه و افکار عمومی پُر واضِح نشان داده بودیم. این نامه سرگشاده نه تنها اقدام تازه ای نیست بلکه این دقیقن همان خِشت روی خِشت گذاشتن یک استراتژی در تقویت قُطب سیاسی راست در جامعه است که از طرف تئوریسین و کهنه کار سیاسی همچون کاک ابراهیم علیزاده، در زیر پوست حزب کمونیست ایران و کومه له، سال ها مهندسی شده خود را سازماندهی کرده و از حالت قطره چکانی، به نامه سرگشاده به تحریر درآمده است. اگرچه نامه سرگشاده خطابش روبه جریانی تحت عنوان « روند سوسیالیستی کومه له» است، اما گوشه چشم اصلی به دو بال زحمتکشان به رهبری عبدالله مهتدی و عمر ایلخانی زاده و کسانی هستند که در جنگ های جناحی بر سر قدرت تشکیلاتی از این جریانات کنارگیری کرده اند. نامه سرگشاده جریان منشعب از حزب کمونیست ایران و کومه له و درخواست از روند سوسیالیستی برای اتحاد و همبستگی در واقع سوت قطاری است که قبلن در یکی از پلنوم های کمیته مرکزی کومه له قبل از کنگره پانزدهم کاک ابراهیم علیزاده پیش نویس سندش را جهت تصویب به پلنوم ارائه داد بود که بر مبنای آن می بایست ما به پای پروژه تشکیل جبهه کردستانی با احزاب ناسیونالیست می رفتیم. بند دهم آن پیش نویس که در آوریل سال ۲۰۱۲ تنظیم شده بطور کامل به مراحل تشکیل جبهه کردستانی می پردازد و اینگونه خود را فرموله میکند:
«۱۰) پروسه شکل گیری یک هماهنگی مؤثر از نظر ما می تواند از این مراحل عبور کند.
اول، ایجاد فضای دیالوگ، تداوم دیدار و نشست و بازدیدها با هدف تبادل نظر و شناخت از همدیگر
دوم، اتخاذ مواضع مشترک در مورد رویدادهای سیاسی مهم و فراخوان های لازم در راستای آنها در لحظاتی که ضرورت های سیاسی مهم مطرح هستند
سوم، تشکیل یک کنفرانس عمومی از همه طرف ها بدون هیچگونه حذف و به حاشیه انداختن دلبخواهانه این و آن، همه در آن کنفرانس شرکت کنند با هدف:
الف) ارزیابی از نزدیک مواضع، بوچون و پروژه ها؛
ب) تأسیس یک مکانیسم سازمانی و تشکیلاتی برای پیگیری مصوبات آن کنفرانس عمومی؛
ج) ایجاد شرایط و فرصت برای تشکیل یک جبهه متحد در برابر جمهوری اسلامی؛»
از سوی دیگر بطور مشخص از انشعاب سال ۲۰۰۰ به بعد کسانی که دوباره به هر دلیلی صفوف سازمان و حزب زحمتکشانی ها را ترک نمودند، نه به دلیل اینکه جریان زحمتکشان و رهبرانش افق و استراتژی سوسیالیستی را میوه ی ممنوعه در اتخاذ سیاست هایشان دانسته، بلکه بر این باور بوده و هستند که رهبری زحمتکشان نتوانسته بود در راستای یک افق و استراتژی ناسیونالیستی متعارف جهان مدرن امروزی، در جامعه ظاهر شود. آنها کماکان هیچ مخالفتی از نظر سیاسی- تاریخی با ارزیابی وتبیین شان با رهبران حال حاضر سازمان های زحمتکشان در مورد وجود حزب کمونیست ایران ندارند. حداقل در طول بیشتر از بیست سال از انشعاب سال ۲۰۰۰، برای جامعه کردستان امر بدیهی شده که شعار “باسازی کومه له” و اختلاف بر سر “آرایش تشکیلاتی و نام حزب کمونیست ایران در شکل و قواره حزبی” و ‶تشکیل جبهه کردستانی‶ تنها و تنها از طرف منشعبین یک بهانه ای بیش نبود. امروز شرایط و جایگاه سیاسی- اجتماعی همه ی آنها چه در شکل متحزب و یا بعنوان فعالین مستقل از احزاب به ما می گوید آنها بر سر مبانی برنامه، استراتژی و سیاست های رادیکال حزب کمونیست ایران و کومه له، ناظر بر فعالیت تشکیلات ما اختلاف اساسی داشته و دارند. مگر نبوده و نیستند کسانی که با تحلیل ها و ارزیابیشان با دلایل واهی بر این امر تاکید میکردند انقلاب کارگری و تصرف قدرت سیاسی توسط طبقه ی کارگر را خیالی و زود هنگام فرض میکردند، با این استدلال که جامعه فاقد زیر بنای اقتصادی قوی و کارخانه های صنعتی است. بطور مشخص جریان ″روند سوسیالیستی″ مد نظر این نامه سرگشاده نه اینست بر همین پاشنه آشیل می چرخد و تحقق سوسیالیسم را نا ممکن و به آینده ای نامعلوم حواله کرده و با برنامه کومه له برای حاکمیت مردم در کردستان مخالفت جدی داشته و دارند. این طیف از فعالین سیاسی، رنگین کمانی از ناسیونالیست ها تا سوسیال دمکراتها ی دو آتشه را در بر می گیرد. با نگاهی به شبکه های اجتماعی میتوان مخاطبان چراغ زرد اشاره شده در سخنرانی های پیشین کاک ابراهیم که قند در دلشان آب شده را دید که به روال همیشگی بر همان پاشنه آشیل سیاسی، با صراحت پیشنهاد انحلال حزب کمونیست ایران را به شما توصیه میکنند تا بتوانند در فراخوانی که شما آن را اعلام نموده اید جواب روشن آری را بدهند و به عضویت شما درآیند. از سوی دیگر اعضای منشعب در شبکه های اجتماعی با آزاد منشی کامل برای انحلال حزب کمونیست ایران و گاهن پلاتفرم یک جریان تمام قد بورژوا- ناسیونالیستی را تبلیغ و ترویج کرده اند. این حضرات بعد از سال ها نفرت پراکنی و فرافکنی در خصوص حزب کمونیست ایران و کومه له، کاری به جز تاریخ سازی جعلی و وارونه، فعالیت مهمی در دستور کار خود نداشته اند تا جاییکه تا به امروز طبق اسناد حزبی نتوانسته اند روبه مردم کردستان نشان دهند خود را از نظر خط مشی سیاسی متعلق به کدام یک از سه کنگره کومه له پیش از تشکیل حزب کمونیست ایران می دانند.
واقعیت اینست نباید شعور سیاسی و اجتماعی شاهدانِ کل این روند تاریخی را دست کم گرفت، زیرا جریانی با نام ‶روند سوسیالیستی کومه له″ به مانند تشکل، سازمان و یا جمع، طول عرض فعالیت و مبارزه اش در کجای این کره خاکی و مشخصن در کردستان است که ساز و کار قطب چپ را میخواهد در دستور کار و فعالیت قرار دهد. مطمئنن برای تئوریسین جناح منشعب به رهبری کاک ابراهیم کاملن مُبرهَن است که آنها یک جریان سیاسی با طول و عرض سازمانی متشکل نیستند، بلکه یک خط سیاسی کاملن راست هستند که با تاریخ پُر افتخار کومه له در ارتقاء روند روبه رشد و پیشرونده با آگاهی و اتکاء به بحث های سیاسی سه کنگره ی اول کومه له، یک خط پوپولیستی است که علیرغم تلاش اش در مقاطعی، هرگز از نظر خط سیاسی غالب نتوانست دست بالا را در کومه له ی قبل و بعد از تشکیل حزب کمونیست ایران داشته باشد. بعضن اکثر این افراد کسانی هستند که سال های پیش عضو حزب کمونیست ایران و کومه له بوده و برای همگان کاملن آشکار است که آنها حزب کمونیست ایران را مانع جدی بر سر راه کومه له به تعبیر خود دانسته و این امر از کسی پوشیده نبوده و نیست. باید گفت این نوع شیپور زدن ها از سر گشادش را دیگران تاریخن زده اند، و صدایش را در کنار جریانات تمام قد راست شوینیستی رهبران شورای مدیریت گذار در سطح سراسری که سازمان متبوعش همراه سلطنت طلبان در آن عضویت دارند سالها است به صدا در آورده اند. عبدالله مهتدی در مصاحبه با روزنامه «ئاسو» شماره ۲۹۸ دسامبر ۲۰۰۶ به زبان کُردی بطور شفاف بیان کرد: «حزب کمونيست ايران يک گور دسته جمعی است که بخشی از کادرهای کومه له بدون سبب خود را در آن زنده به چال کرده اند.»
باید گفت سوسیالیسم آنها تابلوی فرمالش رهبری حزب دمکرات کردستان ایران از همان اوایل دهه ی شصت در دست داشته اند و رهبران سازمان زحمتکشانی ها و روند سوسیالیستی را را شیفته خود کرده است. به عبارتی روشن تر دقیقن همان نظرات و تزهای مشعشع رهبر حزب دمکرات کردستان ایران “عبدالرحمن قاسملو” که در جزوه ای تحت عنوان “بحث کوتاهی در باره سوسیالیسم” در بیشتر از ۳۰ سال پیش انتشار یافت و رفیق زنده یاد “جعفر شفیعی” این نظرات را در جزوه ای تحت عنوان: “حزب دمکرات سوسیالیسم یا سرمایه داری؟” قاطعانه به نقد کشید که در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۶۳ بصورت یک ضمیمه به زبان فارسی در نشریه ارگانی سازمان کردستان حزب کمونیست ایران- پیشرو انتشار داده شد.
با توجه به تاريخ پُر افتخار كومه له سازمان كردستان حزب كمونيست ايران ، در طول بيشتر از ۴۰ سال علنى شدن، کومه له به عنوان يك جريان كمونيستی از ظرفيت و توانايى های غیر قابل انکاری در دل جامعه برخوردار است و كماكان در تمام تند پيچ هاى سياسى توانسته تا حد امكان مسئولانه عمل كند. اگر بر اين امر توافق داشته باشيم که جریان چپ از زمینه های عینی در جامعه کردستان برخوردار و تحزب یافته است، در این جامعه کمونیست ها از پتانسیل قابل اتکایی در سازماندهی مردم برخوردار هستند، حرف خودشان را میتوانند آزادمنشانه مطرح کنند، مطمئنن نقش عملکرد شفاف و سیاسی تاریخی کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران را پشت سر خود دارد و نشان میدهد که مردم این جامعه با ظرفیت و توانایی کمونیست ها نا آشنا و بیگانه نیستند. اگر کمونیست بودن در جامعه ایران و بطور مشخص در کردستان با نام کومه له در جنبش کارگری، جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی در دل جامعه تداعی می شود، ما باید تلاش کنیم به جای تفسیر وقایع و نشان دادن حقانیت بیشتر، انرژیمان را صرف سازماندهی جنبش کمونیستی در همکاری و اتحاد عمل های پایدار برای تغییر وضع موجود بکار بگیریم. به بیانی دیگر برای سازماندهی آلترناتیو سوسیالیستی در کردستان در همگام بودن با خیزش آتی، مردم را با اعتراضات و اعتصابات کارگران، معلمان، بازنشستگان در مهم ترین مراکز تجمع کار و تولید را به هم پیوند زده، و در پس همه ی این ها قدرت طبقاتی خود را در جامعه مستقر و توانائی های بالقوه جامعه کارگری را به نیروی مادی برای تغییر وضع موجود تبدیل کنیم.
اشتراک در شبکه های اجتماعی:
تگ ها :
یاداشتی کوتاه
