جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

گفتگوی سوسیالیستهای انقلابی ترکیه با مرضیه نظری و عباس منصوران از اعضای کمیته مرکزی و دفتر روابط بین المللی حزب کمونیست ایران


مصاحبه


همزمان با فرارسیدن صدمین روز قیام، گفت‌وگوی کوتاهی با همرزمانمان داشتیم که به پیشینه تاریخی امروز نیز پرداختیم. مقاومت که در پایان سه ربع سال گذشته بر اساس تقویم غربی آغاز شد، آن را به عنوان یک خیزش شبانه روزی به سال جدید تبدیل کرد. در تلاش برای «گزارش Z» از پیشرفتی که در ماه‌های پس از اولین گفتگوهای ما با رفقای کمیته مرکزی حزب کمونیست و دفتر بین‌المللی صورت گرفته است، سعی کردیم پرسش‌هایی را در میان بگذاریم که بتوانیم از آنها درس بگیریم. پاسخی که به پرسش‌ها که در مورد پیشرفت قیام و جنبش انقلابی در میان گذاردیم و تحلیل آنها برای آینده‌امان و برای تحول انقلابی منطقه و درس هایی برای سال مبارزاتی در پیش روی داریم ما را امیدوارتر کرد. در شرف گذر از ماه نخست، به دریافت خود رفقا، «با توجه به روحیه توده‌های قیام‌کننده، جنبش کنونی روند رو به رشدی را طی کرده است و علی‌رغم قتل‌ها و جنایات کنونی رژیم سرمایه‌داری اسلامی که به درستی اشاره کردید، نشانه ای از کاهش آن نیست» هزاران و هزاران نفر همراه با سوگ، موسیقی، شعر، سرود و شعارهای رزمی در مراسم یادبود کشته شدگان معترضان به شکلی بی سابقه در ایران شرکت کردند تا راهی برای ادامه مبارزات و عزم خود برای تداوم انقلاب بگشایند. علاوه بر این، فرازهای و عبارات و موارد زیر را شنیدیم که بدون شور و شوق به عنوان یک «واموس بینVamos Bien – ما در سمت درست تاریخ به پیش می‌رویم» با ویژگی جغرافیای ما درباره «تلاش برای نزدیک کردن نیروهای چپ و سوسیالیست، در مورد پیشرفت نیروهای چپ، سوسیالیست، انقلابی» نوشته شده است. از سال 2018، شش جریان چپ و کمونیست از جمله حزب کمونیست ایران وجود داشته است که در شورایی به نام شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست گرد هم آمده اند. همچنین دو هفته پیش از طرف حزب کمونیست ایران و حزب کمونیست کارگری حکمتیست فراخوان داده شد تا یک بلوک چپ و سوسیالیست در کردستان تشکیل دهند تا افراد چپ و کمونیست پراکنده را به سازما‌یابی فرخوانند. در نهایت باید پاسخ زیر را که بدون مرور کل مصاحبه داده شد به عنوان واقعیت امروز مان، به یاد آورد و شنید: «اپوزیسیون غرب فقط به دنبال جابجایی رژیم است و نه سرنگونی انقلابی، یعنی می‌خواهد قدرت را منتقل کند. از یک قدرت سیاسی سرمایه داری به قدرت دیگر. در شرایط کنونی چشم انداز فروپاشی رژیم در نتیجه پیشروی جنبش و سرنگونی حاکمیت سیاسی سرمایه محتمل به نظر می‌رسد. ما می توانیم وضعیت جاری را یک مبارزه طبقاتی در ایران بدانیم. ورود طبقه کارگر به یک اعتصاب سراسری و رهبری جنبش و جنبش کارگری و سوسیالیستی در کنار هم یک رویا نیست و می تواند محقق شود.


۱- موج شورشی که پس از قتل مهسا ژینا امینی آغاز شد، سومین ماه خود را به پایان رساند. در جریان این موج قیام و مقاومتی که سراسر کشور از کردستان، خوزستان، بلوچستان،آذربایجان. تا سراسر ایران را فراگرفته است، به ویژه زنان، بلکه دانش‌آموزان، دانشجویان، کارگران، مغازه‌داران، همه اقشار جامعه بخشی از قیام و مقاومت شدند. شعار ژن، ژیان، آزادی به شعار مشترک همه مردم ایران و همه زبان ها تبدیل شده است. علاوه بر این، شعارهایی مانند «مرگ بر آخوندها» و «مرگ بر دیکتاتور» بر سر زبان ها افتاد. علیرغم همه فشارها، تجاوزها، شکنجه ها، کشتارها و آخرین اعدام های حکومت ایران، واکنش ها و مقاومت ها همچنان رو به افزایش بود. آیا می‌توانید با تأکید بر جنبه‌های برجسته، پیشروی و یا افت مقاومت، در مورد شرایط کنونی مقاومت که سومین ماه خود را به پایان می‌رساند، نظر بدهید؟


پاسخ- پیش از اینکه به جنبه‌های بارز، پیشرفت یا افول مقاومت و شرایط کنونی جنبش انقلابی در صدمین روز آن بپردازیم، لازم است به دو شعار محوری که شما نیز به آن اشاره کردید توجه کنیم: «زن، زندگی، آزادی» و « مرگ بر دیکتاتور!» ما معتقدیم زن، زندگی، آزادی پاسخی است به یک مطالبه تاریخی که به اسارت، بردگی و ستم تاریخی بر زن بازمی‌گردد. با طبقاتی‌شدن تاریخی جوامع بشری، زنان اولین گروه انسانی مورد استثمار و بردگانی بودند که مورد ستم مضاعف روابط طبقاتی و مردسالارانه قرار گرفتند. با زنان به‌عنوان کالا و ابزار تولید رفتار می‌شده است و نه به‌عنوان انسان، و این بردگی از دوران بردگی باستان تا کنون در مناسبات سرمایه‌داری مدرن ادامه داشته است. زندگی نیز در گرو آزادی زن و جامعه است، به این برداشت که آزادی به معنای واقعی رهایی از هرگونه ستم طبقاتی است. بدون الغای مناسبات کالایی سرمایه داری و الغای مالکیت خصوصی بر وسایل تولید، آزادی و رهایی جامعه و زنان از ستم مضاعف غیرممکن است. با این نگرش، زن، زندگی، آزادی یک شعار نیست، بلکه مانیفست جامعه بشری است و مبنایی فلسفی دارد و بیانگر خواسته ای تاریخی است. شعار مرگ بر دیکتاتور! اگرچه اشاره به دیکتاتوری حاکم دارد، اما تنها به روبنای مناسبات ستمبارحاکم اشاره دارد. اگرچه این دیکتاتوری نیست که شرایط کنونی را ایجاد کرده است، اما این روابط خاص در کشورهای سرمایه داری پیرامونی است که برای حفظ روابط سرمایه داری به دیکتاتوری متوسل می شوند. این شعار شعاری رادیکال نیست، زیرا به ریشه شرایط کنونی و حاکمیت اسلامی سرمایه داری نمی پردازد، بلکه شکل دیکتاتوری و روبنای آن را نقد می کند. این شعار می تواند این توهم را در اذهان ایجاد کند که گویی مشکلات جامعه با مرگ دیکتاتور حل می شود. در واقع ریشه استبداد از ماهیت مناسبات سرمایه داری و استبداد ایدئولوژیک مختص کشورهایی مانند ایران و ترکیه و سایر کشورهای پیرامونی است که مطلق گرایی مضاعف را تشکیل می دهند. بدون مطلق گرایی مضاعف، مدیریت روابط سرمایه داری در کشورهای پیرامونی غیرممکن است. این شعار به طور غیرمستقیم مؤید پارلمانتاریسم و جامعه مدنی بورژوایی است، یعنی استبداد ذاتی سرمایه داری را فراموش می کند. در انقلاب سیاسی ۱۳۵۷، این گونه شعارها در بیش از ۴۳ سال خونین رایج بود و پیامدهای زیانباری داشت. البته جنبش سوسیالیستی و کارگران پیشرو و دانشجویان مترقی شعارهای طبقاتی زیادی از جمله «نان، کار، آزادی، مدیریت شورایی!»، «فقر، فساد، گرانی» را سر می‌دهند. ما تا زمانی که این رژیم را سرنگون نکنیم، متوقف نخواهیم شد!»، «آزادی، آزادی، آزادی، آزادی!»، «مرگ بر کل نظام» و غیره جنبش کنونی با توجه به روحیه توده های به پا خاسته، روند رو به رشدی را حال پیمودن است و علیرغم کشتارها و جنایات کنونی رژیم سرمایه داری اسلامی که به درستی اشاره کردید، هیچ نشانه‌ای از افول در آن دیده نمی‌شود. هزاران و هزاران نفر همراه با سوگ، موسیقی، شعر، سرود و شعارهای رزمی در مراسم یادبود کشته شدگان معترضان به شکلی بی سابقه در ایران شرکت کردند تا راهی برای ادامه مبارزات و عزم خود برای تداوم انقلاب باشند. در این مراسم بر سر گورستان‌ها، مذهب و سنت های متعارف مذهبی کمترین حضور و نقش را دارند و این تقریباً در مبارزات تاریخی ایران بی سابقه بوده است. در این مراسم، اراده‌ای قوی و برگشت ناپذیر در حرکت کنونی به چشم می خورد. شبانه روز در هر منطقه ای از کشور اراده و حضور مردم معترض و شجاع بر نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی سرمایه داری تحمیل می شود. مبارزه شبانه روزی بدون تزلزل ادامه دارد. تاکتیک‌های جدید ایجاد می‌شود و دولت دچار مشکل و در وضعیتی بحرانی است.


۲- یک دگرگونی تقریباً برگشت ناپذیر در پراتیک جنبش مشاهده می کنیم. اما می بینیم که جنبشی که بازتاب اجتماعی خود را پیدا کرده است – تحریم حجاب دیگر در عمل به رسمیت شناخته نمی شود، مشروعیت اجتماعی آخوندها زیر سوال رفته و پرده ترس پاره شده است و… توانسته یک گروه پیشرو سیاسی بیابد. آیا تلاش انقلابیون در این راستا از ابتدای مقاومت تا به امروز بازتاب بیشتری در میان همه اقشار اجتماعی به ویژه کارگران، جوانان و زنان پیدا می کند؟ گسترش سازمانیابی در میان انقلابیون و کمونیست ها را چگونه می بینید؟


پاسخ – در مقایسه با روزهای اول جنبش کنونی، شعارها رادیکال‌تر شده و رنگ طبقاتی به خود گرفته است. تشکیل کمیته‌های محلات در مناطق شهری، دانشگاه ها، دانش آموزان دبیرستانی، اعتصابات سراسری و به ویژه کارگری در یک ماه اخیر بین کارگران نفت، گاز و پتروشیمی، ذوب آهن و فولاد و صنایع خودروسازی و…، کمیته های زنان، همبستگی‌ها بین کردستان، بلوچستان و آذربایجان و همه مناطق ایران، همه جلوه‌گر مبارزه پیشرو کنونی مترقی، رادیکالیزه شدن روزافزون آن، نقش طبقاتی و نقش نیروهای چپ و سوسیالیست در این دوران است. نیروهای بورژوایی، اعم از سلطنت طلبان، رفرمیست ها و به طور کلی اپوزیسیون بورژوایی در تلاش برای مصادره جنبش انقلابی هستند. در داخل ایران اما این نیروها نفوذ چندانی ندارند. می توان گفت که رهبری جنبش در ایران جمعی، محله محور و منطقه ای است و رهبری فردی قابل قبول نیست. بورژوازی برای تحمیل رهبری خود و سوار شدن بر موج این جنبش، فقدان رهبری را فریاد می زند تا رهبری فردی خود را بر جنبش تحمیل کند. بیش از همه، مجاهدین خلق، به ویژه با بی توجهی به شعار «زن، زندگی، آزادی» به بن بست رسید و ماهیت آن را آشکار کرد، زیرا باورها و ماهیت ارتجاعی این گروه ارتجاعی فرقه گرا با زنان و آزادی سازگاری ندارد. رهبر و زنان این فرقه در حمایت از برداشتن، انداختن و سوزاندن حجاب اجباری توسط زنان ایرانی حتی حاضر به عقب نشینی یک میلی متری از حجاب شرعی خود نشدند. تلاش‌ها برای نزدیک‌تر کردن نیروهای چپ و سوسیالیست در جریان است. از سال ۲۰۱۸، شش جریان چپ و کمونیست از جمله حزب کمونیست ایران وجود داشته است که در شورایی به نام شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست گرد هم آمده اند. همچنین دو هفته پیش از سوی حزب کمونیست ایران و حزب کمونیست کارگری حکمتیست فراخوانی مبنی بر تشکیل یک بلوک چپ و سوسیالیست در کردستان برای فراخوانی نیروهای پراکنده چپ و کمونیست داده شد. این تماس با استقبال خوبی روبروشد. این بلوک اکنون سازماندهی شده است و تاکنون جلساتی داشته است. سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی، آلترناتیو شوراهای مردمی متشکل از کارگران، زنان و لایه‌های تهی‌دست جامعه و تلاش برای ایجاد سوسیالیسم از اهداف مشترک این اتحاد است.


۳-به تحلیل‌هایی برخوردیم که حاکی از آن است که مطالبات گروه‌های اجتماعی که باعث رشد سریع اعتراض‌ها شده و تحت تأثیر این روند نیز قرار گرفته‌اند، خواسته‌هایی هستند که به طور کلی توسط یک مناسبات سرمایه‌داری نمی‌توانند برآورده شوند. آیا اخیراً تحولی در مطالبات جنبش ایجاد شده است؟


پاسخ- خواسته‌های این جنبش انقلابی ادامه‌ی همان خواسته های ۱۲۰ سال گذشته است. از نهضت مشروطیت در ایران که با شعار عدالتخواهی و مشروطه در دهه ۱۹۰۰ آغاز شد که به دلیل سازش اشرافیت، بازاری، روحانیت، سرمایه داری وابسته و امپریالیست ها با دو کودتای سلطنتی مواجه شد و پایان یافت تا سرنگونی شاه در انقلاب زمستانی ۱۳۵۷. این مطالبات انباشته با سرکوب وحشیانه ۴۴ ساله رژیم اسلامی روبرو شد. از سال ۲۰۱۹ جنبش وارد مرحله طبقاتی تری شده است. حضور پیشرو و شجاعانه زنان در جنبش کنونی بی سابقه بوده است. پاسخگویی به درخواست های این جنبش نه تنها از توان و اراده حکومت اسلامی خارج است، بلکه از مسئولیت و توان اپوزیسیون مدعی جامعه سکولار و مدنی نیز به‌ دور است. زیرا حفظ روابط سرمایه داری و ادامه استثمار در کشورهایی مانند ایران تنها با ابزار حکومتی استبداد مضاعف محقق می شود. شعار «فقر، فساد، گرانی! می‌ریم تا سرنگونی»، اعتراض به بیکاری و مطالبه مدیریت شوراها و کمیته ها در سراسر ایران، همگی حکایت از رویکرد شورایی و مخالف قدرت مرکزی و دولت‌های متعارف دارد. همبستگی بین مردمان سراسر ایران رویکردی است که همه برنامه ها و تلاش های اسلام گرایان و قدرت های سلطنتی و امپریالیستی را به هم ریخته است. یک نیروی خلاق و پیشتاز به ویژه در میان زنان و جوانان در جنبش کنونی وجود دارد که از سلطه فردی و روابط عقب مانده به دور است.
طبقه کارگر ایران اگرچه رهبری طبقاتی را در این جنبش ندارد، اما بیشترین حضور را در جنبش دارا است. دستگیرشدگان و قربانیان این جنبش همگی از طبقه کارگر، لایه‌های تنگدست جامعه و یا متحدان طبقه کارگر هستند.


۴- اخباری مبنی بر انحلال نیروهای ارشاد توسط رژیم در رسانه ها منتشر شد، اما آنها نیز تکذیب شدند. آیا اقداماتی از سوی رژیم نسبت به گشت ارشاد انجام شده است؟

پاسخ- لغو حجاب و ارشاد از جمله اخبار انحرافی و دروغی بود تا بر پیشرفت نهضت تأثیر منفی گذارده شود. حرکت بیدارتر از این ترفندها بود. تلاش رژیم کاهش مطالبات انقلابی برای تنزل سطح مطالبات به پایین ترین حد حجاب و حجاب و حذف گشت ارشاد بود. جنبش با سر دادن شعارهایی از جمله: گشت ارشاد و رفع حجاب بهانه است، هدف کل نظام است، واکنش نشان داد و بر خواسته های اصلی خود تاکید کرد! در واقع این مقاومت و مبارزه مردم بود که گشت ارشاد و حجاب تحمیلی را در عمل فلج کرد. در واقع هیچکس به حجاب اجباری و نیروهای رژیم توجهی نمی کند. رژیم نمی تواند اراده و قوانین خود را در مقایسه با گذشته بر جامعه تحمیل کند. توده ها از مقررات رژیم پیروی نمی کنند و به گذشته باز نمی گردند. این بدان معنا نیست که هنوز وضعیت انقلابی وجود دارد، اما جامعه در حال گذراندن دوره انقلابی است.


۵- رژیم اخیراً به مجازات اعدام روی آورده است. در برابر این اقدام، برخورد مقاومت‌ها در برابر اعدام و اقداماتی که پس از اعدام‌ها به وجود آمد نشان می‌دهد که سیاست ارعاب و سرکوبی که رژیم ایران می‌خواست با استفاده از اعدام تشدید کند، کارساز نبود. خبر شکسته شدن برخی احکام اعدام را خواندیم. این وضعیت را چگونه ارزیابی می کنید؟


پاسخ- بر اساس آخرین آمار، بیش از پانصد نفر کشته، نزدیک به ۲۰۰۰۰ تن دستگیر و صدها نفر مجروح و نابینا شده اند. اعلام رسمی اعدام‌ها تنها دو نفر تنها یک ادعای دولتی است. ده ها نفر از دستگیر شدگان در بازداشتگاه ها به قتل رسیده اند و جانباخته‌اند. بسیاری در زیر شکنجه جان خود را از دست داده اند. بسیاری دیگر ربوده شدند و چند روز بعد پیکرهای آنان پیدا شد. بسیاری از نوجوانان پس از رهایی از بازداشتگاه‌های رژیم تاکنون خودکشی کرده‌اند، زیرا این نوجوانان در زمان بازداشت مجبور به مصرف داروهای روان‌گردان و تجاوز جنسی شده بودند. تجاوز به دختران و پسران جوان و شلیک تفنگ ساچمه ای به اندام تناسلی دختران به تاکتیکی از سوی رژیم برای ایجاد رعب و وحشت در میان زنان و جوانان تبدیل شده است. البته رژیم اسلامی سرمایه‌داری از ادامه اعدام های رسمی می ترسد وگرنه مانند دهه‌ی ۱۹۸۰ ده ها هزار تن را قتل عام می کرد. علی خامنه ای در هفته اول جنبش انقلابی اخیر اعلام کرد که «خدای سال ۱۴۰۰همان خدای دهه ۱۳۶۰ است» اما فراموش کرد که در دهه‌ی ۱۳۶۰ نیروهای انقلابی و مخالف قتل عام شدند و جنبش اپوزیسیون مثل امروز جامع و سراسری نبود. حکومت اسلامی در ابتدا به سیاست مهار و سرکوب بی سر و صدا روی آورد، اما با اتحاد سراسری، رژیم اکنون با فروپاشی نیروهای سرکوبگر، خطر فروپاشی کل رژیم و ورود جنبش به روند سرنگونی رژیم روبه رو شده است. کنترل جنبش و بازگشت به موقعیت قبلی برای دولت و توده های قیام کننده غیرممکن شده است.


۶- آینده مقاومت را چگونه می بینید؟ پیش بینی شما از تحولات بعدی چیست؟ برنامه ات چیست؟

پاسخ- با توجه به پیشرفت نهضت، ساختارهای مقاومت، بحران های اقتصادی و سیاسی حکومت و فروپاشی نیروهای سرکوبگر و احساس عدم بازگشت جنبش به شرایط گذشته، درماندگی رژیم و با امپریالیست‌ها و دولت‌های منطقه با از دست دادن امید خود به حاکمیت اسلامی سرمایه در ایران، جنبش کنونی ایران رویکردی انقلابی در پیش گرفته است. یعنی سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی به واقعیت تبدیل خواهد شد. اپوزیسیون پروغرب تنها در پی جابجایی رژیم است و نه سرنگونی انقلابی، یعنی می خواهد قدرت را از یک قدرت سیاسی سرمایه‌داری به قدرت دیگر منتقل کند.
در شرایط کنونی چشم انداز فروپاشی رژیم در نتیجه پیشروی جنبش و سرنگونی حاکمیت سیاسی سرمایه محتمل به نظر می رسد. ما می‌توانیم وضعیت جاری را یک مبارزه طبقاتی در ایران بدانیم. ورود طبقه کارگر به یک اعتصاب سراسری و رهبری جنبش و جنبش کارگری و سوسیالیستی به هم پیوستن یک رویا نیست و می تواند محقق شود. مداخله امپریالیستی و سرمایه داری جهانی به فکر جایگزینی قدرت سیاسی در جریان است و می بینیم که همزمان با پیشرفت و تشدید جنبش انقلابی در داخل ایران، سیاست‌های دولت‌های کلان شهر نیز در حال تغییر است. در اروپا بیش از دموکرات ها به رهبری بایدن در آمریکا به رژیم اسلامی ایران فشار وارد می شود، هرچند سیاست دیپلماسی مخفی و رابطه با دولت اسلامی در ایران ادامه دارد.
ما سعی می کنیم خیابان ها را تا رسیدن به سطح موانع خیابانی، تا برقراری اعتصاب عمومی کارگری و فررسیدن مرحله نهایی مبارزه سراسری نظامی علیه نیروهای مسلح حفظ کنیم. اما ورود زودهنگام توده های مردم در خیابان‌ها به مرحله نظامی را زودرس و خطرناک می دانیم. بر اساس تحلیل ما، کردستان این توانایی را دارد و آمادگی بیشتری برای آزادسازی زودتر از بخش دیگر ایران دارد. اما یک اتحاد و همبستگی باورنکردنی در سراسر ایران وجود دارد که پتانسیل انقلابی سراسری را پربارتر می کند. هدف ما اتحاد سراسری، رهبری طبقه کارگر در انقلاب، سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی و ایجاد آلترناتیو شورایی در ایران است که بتواند انقلاب کارگری را به سوی سوسیالیسم تقویت کرده و ادامه دهد.


۷-می بینیم که اپوزیسیون بورژوازی ایران در دیاسپورا با انگیزه های امپریالیستی سعی در بهبودی خود دارد و با مشارکت سلطنت طلبان یک جبهه ضد انقلاب سازماندهی می شود. نشانه هایی از تلاش برای تشکیل ساختارهای داعش مانند در مناطق سنی نشین وجود دارد. ایران یکی از موضوعات اصلی رسانه های غربی است. آیا تغییراتی را در مداخلات و موضع امپریالیسم علیه کشور خود، نه تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تحلیل می کنید؟

پاسخ- همانطور که در بخش‌های پیشین اشاره شد، دولت‌های سرمایه‌داری جهانی به جز چین و روسیه که از رژیم اسلامی ایران حمایت می‌کنند، تلاش می‌کنند تا بدیل سیاسی خود را درست پس از سرنگونی حکومت اسلامی در ایران به قدرت برسانند. رسانه های تبلیغاتی در این زمینه سازماندهی بالایی دارند و سعی می کنند شخصیت های خود را برای انقلاب بسازند.
مسئله ایران به خاورمیانه، با کشورهایی مانند ترکیه، عربستان، اسرائیل و سوریه و حتی تاثیرگذار بر روسیه و جنگ اوکراین، کشورهای آسیای مرکزی، پاکستان، افغانستان و یمن، داعش و دیگر تبه‌کاران اسلامی گره خورده است. سرمایه جهانی نیاز به کنترل بحران های سرمایه داری دارد که ریشه همه جنگ های نیابتی و همه بحران‌های دیگر است. بنابراین انتقال قدرت سیاسی در ایران برای سرمایه جهانی و نئولیبرالیسم آسان نیست. اما طبقه کارگر و گرایش های چپ در مجموع در این جنبش سومین عاملی است که می تواند بسیاری از معادلات سیاسی سرمایه جهانی را بر هم بزند. مداخله نظامی مستقیم پس از تجربه ای که در عراق داشتند، گزینه روی میز پایتخت جهانی نیست. اکنون آنها به طرز خزنده ای سیاست‌های ترویج آلترناتیوهای سکولار، جامعه مدنی، حقوق بشر و دیگر عوام فریبی‌ها را دنبال می کنند تا در زمان فروپاشی رژیم، آلترناتیو بورژوازی شبه پارلمانی را در یک کشور پیرامونی به قدرت برسانند. ترکیبی از سلطنت طلبان، مشروطه خواهان، ناسیونالیست های کرد و تمامی نیروهای ضد کارگری و ضد سوسیالیست خود را برای جایگزینی رژیم اسلامی آماده می کنند تا از طریق مداخلات سیاسی، اقتصادی و رسانه ای قدرت هایی مانند عربستان سعودی، امارات عربی و اسرائیل روابط سرمایه داری را ترویج و حفاظت کنند. نیروی جنایتکاری مانند داعش که عمداً توسط رژیم اسلامی ایران به ویژه در استان های بلوچستان و کردستان تقویت شده است، می تواند در برخی مناطق ایران دردسرساز باشد، اما نمی توان آن را تهدیدی برای انقلاب تلقی کرد.


01 ژانویه 2023

اشتراک در شبکه های اجتماعی: