گفتگویی رسانهی گروه انقلابی کلکتیو آمریکا-شیلی با حزب کمونیست ایران
چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱
مرضیه نظری و عباس منصوران

این گفتگو به زبان انگلیسی انجام گرفته که به اسپانیولی نیز در رسانهها بازتاب می یابد.
۱- تفاوت حزب کمونیست ایران با حزب توده و بقیه چپها چیست؟ تفاوت آنها همچنین از نظر عملی چیست؟
حزب کمونیست ایران هیچ سنخیتی با حزب توده ندارد. حزب توده نیز مانند هر حزب بورژوا-لیبرال دیگری است و همانگونه که در اوایل انقلاب به جمهوری اسلامی خدمت کردند و از آن حمایت کردند، مشروعیت خود را به عنوان یک حزب چپ برای مردم ایران از دست دادهاند. حزب توده حتی تا کنون در دوران الیگارشی پوتین به روسیه شوروی وابسته بوده است. این حزب به عنوان کاتالیزور و تثبیت کننده نظام اسلامی ایران و متلاشی شدن نیروهای چپ ایفای نقش کرد و مورد نفرت افکار عمومی است. این حزب طبق برنامه حزبی خود از سال 1940 همچنان به مرحلهبندی انقلاب سه مرحلهای اعتقاد دارد و به تغییرات بورژوایی دموکراتیک و اتحاد با بورژوازی علیه سرمایهداران افراطی معتقد است. این حزب می خواهد با مشارکت سرمایه داران کوچکتر جبهه ای علیه «امپریالیسم» تشکیل دهد. حزب توده مانند بسیاری از چپهای سنتی طرفدار روسیه، امپریالیسم را در سرمایههای جهان و کشورهای کلانشهر معرفی نمیکند و روسیه و چین را نه در رابطه با سرمایهداری بلکه خارج از جهانی شدن سرمایه به رسمیت میشناسد.
حزب کمونیست ایران در 11 شهریور 1362 تأسیس شد. این حزب علیرغم فراز و نشیب هایی که پس از چندین دهه فعالیت پیگیر و فداکاری هزاران رزمنده سوسیالیست خود در مبارزه برای اهداف آن رخ داده است، برای همان هدفی می جنگد که کمونیستهای انقلابی جهان از زمان مانیفست کمونیست تا به امروز قاطعانه برای رسیدن به آن مبارزه کرده اند. حزب ما حزب کارگران، زحمتکشان و محرومان است و برای خودگردانی شورایی، لغو مالکیت ابزار تولید و استثمار و انقلاب مستمر به سوی سوسیالیسم مبارزه می کند. کومه له، سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، پایگاه گسترده توده ای و رادیکال در کردستان ایران و در میان طبقه کارگر به ویژه در شهرهای اصلی کردستان مانند سنندج دارد.
۲- از منظر استراتژیک، حکا ساخت یک جامعه سوسیالیستی را مد نظر دارد. عناصر استراتژیک برای تسخیر و تصرف قدرت و همچنین برای ساخت سوسیالیسم کدامند؟ آیا این یک استراتژی سیاسی-نظامی است؟ از چه چیزی تشکیل شده است؟
حزب کمونیست ایران برای سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی از طریق انقلاب کارگری مبارزه می کند. تاکید حزب بر سرنگونی انقلابی به معنای ضرورت نقش رهبری طبقه کارگر انقلابی در پیروزی انقلاب است. حزب کمونیست ایران اعتقادی به حکومت حزبی و پارلمانی ندارد و ایجاد حکومتی مشابه کمون پاریس و کنگره شوراها را دولت جایگزین پس از سرنگونی حکومت سرمایه داری اسلامی میداند. این مدیریت شورایی راه را برای اقدامات سوسیالیستی هموار میکند. از این دیدگاه است که حزب کمونیست ایران برای سرنگونی انقلابی تحت رهبری طبقه کارگر سازمان یافته در شوراهای کارگری، قدرت در دست شوراهای انقلابی و اقدامات سوسیالیستی مبارزه می کند.
رژیم اسلامی ایران بدون انقلاب مسلحانه سرنگون نمیشود. این واقعیت تلخ در این ۴۳ سال حکومت و به ویژه در حرکت انقلابی سه ماه اخیر به اثبات رسیده است. حکومت اسلامی ایران برای مقابله با جنبش انقلابی، روسیه را رسماً به تجهیزات نظامی و مداخله مستقیم نظامی دعوت کرده است، همانطور که در سوریه علیه مردم انجام داده و می کند. الکساندر دوگین و همکارانش که مشاوران اصلی پوتین هستند، سال ها است که سیاست های دولت اسلامی را مدیریت می کنند. نقش ضدانقلابی دولتهای سرمایه داری چین و روسیه در نابودی جهان و ایجاد بحران در جهان به موازات نقش سایر امپریالیست ها از جمله ایالات متحده آمریکا و انگلیس و سایر کشورهای اروپایی از چشم مردم ایرن پوشیده نیست.
۳- پیشنهادات برنامه ای اصلی کدامند؟
در ایران در تمام دوران حکومت پادشاهی و اسلامی هرگونه تشکل مستقل حزبی، کارگری، دانشجویی، زنان و اجتماعی ممنوع و استبداد مطلق حاکم شده بود. اما در غیاب این نهادها، انواع کمیته ها یا شوراهای مخفی در برخی زمینه های کارگری و اجتماعی به صورت مخفیانه و زیرزمینی ایجاد شده است. که نقش مهمی در برگزاری اعتصابات کارگری و اعتراضات گسترده در سالهای اخیر داشته اند. نمونهای از شورای کارگری غیررسمی در شرکت نیشکر هفت تپه ،معلمان و… در ماه های قیام انقلابی با شعار «زن، زندگی، آزادی» که «قیام ژینا» نیز نامیده می شود، کمیتههای مخفی محلات، جوانان، زنان، دانش آموزان دبیرستانی، دانشجویان و کارگران، بازنشستگان و… در قالب شورایی سازماندهی شده و رهبری اعتصابات و اعتراضات سراسری را بر عهده دارند. حزب کمونیست می خواهد نقش این کمیته های اعتصاب سراسری را ادامه دهد و جنبش انقلابی را رهبری کند. اما این کمیته ها و اعتصابات توده ای و سراسری بدون اعتصاب عمومی و سراسری کارگری پیروز نمیشوند. اعتصاب سراسری طبقه کارگر و رهبری طبقه کارگر آگاه و سازمانیافته و به موازات آن، حضور متشکل مستقل زنان ضامن پیروزی انقلاب خواهد بود. حزب کمونیست ایران در شرایط کنونی از اقدام مسلحانه زودهنگام پشتیبانی نمیکند، اما با توجه به آمادگی سراسری سطح مبارزه و اعتصاب سراسری برای درهم شکستن ماشین نظامی سرمایه داری، اقدام مسلحانه را در شرایط خاص یک ضرورت و اقدامی تعیین کننده میشناسد.
۴- برخی استدلال میکنند که تنها راهی که استراتژی انقلابی معنا پیدا کند، «قارهای کردن مبارزه انقلابی» به عنوان هدف آنهاست. آنها در مورد “انقلاب قاره ای” صحبت می کنند. این همچنین با مفهوم انقلاب جهانی مرتبط است، جایی که امپریالیسم به عنوان دشمن بشریت تعریف می شود. نظر شما در مورد این جنبه ها چیست؟ چگونه CPIran در برابر مبارزه در خاورمیانه، مردم فلسطین، علیه صهیونیسم ایستاده است؟ نظر شما در مورد آنچه در لیبی، سوریه، عراق و نسل کشی علیه مردم کرد رخ داده چیست؟ این چگونه در یک استراتژی گسترده تر تأثیر می گذارد؟
به نظر ما انقلاب قارهای نگرش اروپا محوری است که حداقل در کشورهای پیرامونی سرمایه داری کارآمد نیست. اعتقاد به این انقلاب قارهای به معنای پذیرش شرایط موجود و تحمل استبداد حاکم در کشورهایی مانند ایران و ترکیه و امثال آن است.
مانیفست کمونیست چنین نگرشی را رد میکند. وظیفه طبقه کارگر هر کشور به عنوان یک وظیفه انترناسیونالیستی، در مرحله اول، انقلاب کارگری در آن کشور است. طبقه کارگر ایران و هیچ کشوری نباید سالها منتظر بماند و برای آیندها ی نامعلوم وعده دهد. قیام انقلابی کنونی در ایران لحظه ای از تداوم انقلاب در ایران برای تدارک انقلاب قاره ای درنگ نمی کند، برعکس، انقلاب را در زنجیره ضعیف سرمایه داری جهان به عنوان کمک و پیشروی انقلاب در قاره می شناسد. سندیکاها و اتحادیه هایی که برای دستمزد بهتر چانه میزنند و خواهان اصلاحات سرمایهداری هستند و از آن فراتر نمی روند و در قید و بندهای احزاب سنتی چپ و پوپولیست با توجه به سیاست های خارجی گرفتار می شوند. سیاست های اصلاح طلبی اتحادیه های کارگری زنجیرهای بردگی نیروی کار هستند.
انقلاب کارگری در ایران پیشرو انقلاب در منطقه خاورمیانه و به پیرو آن در قاره خواهد بود. امپریالیسم برخلاف تصور چپهای کهنه، سنتی و تجدیدنظرطلب، پدیدهای خارجی نیست، بلکه به شکلی از جهانیسازی درآمده و سرمایه جهانی آنچنان در قالب سهام و سرمایه مالی و بانکی در هم آمیخته شده است که تفکیک آنها از یکدیگر غیرممکن است. سرمایه داران در ایران، برزیل، اروپا، آمریکای شمالی، اروپا، چین و روسیه نه تنها رقیب هستند، بلکه در صدها سرمایه گذاری شریک هم هستند. کشورهای عضو ناتو، G20 و G7 و سایر قراردادها نشانه اتحاد سرمایه داران جهانی و امپریالیسم سرمایه به معنای نئولیبرالیسم جهانی و گلوبال است.
امپریالیسم پدیده ای خارج از مرزهای سرمایه داری و کشورهای متروپل نیست. حزب کمونیست ایران در برنامه عمل خود از حق ملت ها در تعیین سرنوشت خود و اتحاد ملتها و طبقه کارگر جهانی حمایت می کند. حزب کمونیست ایران همیشه از مردم فلسطین حمایت کرده و تجاوزات دولت اسرائیل را محکوم کرده است. همانطور که نقش دولت ایران در مداخله و دخالت نیروهای نیابتی مرتجع مانند حزب الله لبنان، جهاد اسلامی فلسطین و سایر سازمان های اسلامی در نابودی نهضت آزادی خواهی مردم فلسطین و لبنان نقش داشته است. حزب الله یک بازوی شیعه و کهن حکومت اسلامی و تا کنون مهمترین و کارآمدترین نیروهای نیابتی رژیم اسلامی در خاورمیانه بوده است و همه خصلت هایی را نشان می دهد که در نهایت به مانند شبکههای نیابتی ایران در عراق، سوریه، یمن و فراتر از آن تبدیل شده است. این توجیه به بهانه و توجیه مبارزه با صهیونیسم و به ضرر آزادی مردم مظلوم و آواره فلسطین است. حکومت اسلامی به بهانه دفاع از فلسطین، نابودی کل اسرائیل را بر اساس برنامه ای 25 ساله تعیین کرده و بر روی موشکهای قاره پیمای خود نوشته است. در طول جنگ 8 ساله ایران و عراق از سال 1980 تا 1988، حکومت اسلامی ایران، اعلام کرد که آزادی قدس از طریق اشغال عراق خواهد گذشت. در این جنگ، دولت اسرائیل پایگاه های عراق را بمباران کرد و طبق اسناد موجود، تامین کننده تسلیحات بسیار مهم حکومت اسلامی ایران بود. البته دولت ایران هر اسرائیلی را صهیونیست می خواند و به هر شهروند اسرائیلی حمله می کند.
از نظر ما، دولت اسرائیل به جنایات جنگی محکوم است و حزب کمونیست ایران استثمار، ظلم، اشغال و کشتار مردم فلسطین و لبنان را محکوم می کند.و همچنین دخالت ناتو و هر کشوری در امور سایر ملیتها از جمله مردم لیبی، یمن، عراق و سوریه را محکوم می کند. جنایات رژیم اسد علیه مردم سوریه با کمک ایران و روسیه و از سوی دیگر ترکیه و ناتو ثابت شده است، ارتش ترکیه اشغالگر است. حزب کمونیست ایران از کمونهای مردمی و سایر نهادهای مردمی در شمال شرق سوریه و (روژآوا) حمایت می کند و سرکوب گریهای فاشیستی دولت ترکیه را محکوم می کند.
۵. در حال حاضر چندین سازمان کمونیستی بین المللی وجود دارد: طرفدار شوروی، استالینیست، مائوئیست، شورایی و غیره. آیا شما عضو هر سازمان کمونیستی منطقه ای هستید؟
حزب کمونیست ایران با مائوئیسم، استالینیسم و هر نوع ایسم به جز کمونیسم مرزبندی دارد. حزب کمونیست ایران به حاکمیت شورایی باور دارد و یک ائتلاف عملی با برخی از احزاب ایرانی در اقلیم کردستان ایران و همچنین ایران ترتیب داده است. محور مشترک این همکاری 5 حزب سیاسی دیگر ایران (حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست، سازمان فدایی اقلیت، اتحادیه فداییان کمونیست، سازمان راه کارگر، هسته اقلیت) و تشکل هایی به نام «شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست» را تشکیل داده است. از سال ۲۰۱۸ اساس همکاری، مبارزه مشترک برای سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی و ترویج انقلاب کارگری و حکومت شورایی در ایران است.
۶. اعتراضات در ایران به طور فزاینده ای تکرار می شود. چه عواملی منجر به این اعتراضات شده است؟ دولت ایران و حامیانش مدعی هستند که این اعتراضات توسط نیروهای امپریالیستی تحریک می شود. امپریالیسم چه نقشی در اعتراضات دارد و وزن مبارزه طبقاتی ایران در آن چقدر است؟
اعتراضات کارگری در ایران از نیمه دوم سال ۱۹۹۶ به دلیل شتاب سیاست های نئولیبرالیسم سرمایه، خصوصی سازیها و مقررات زدایی که بر جامعه تحمیل شد، ماهیت اسلام سیاسی به ویژه زنان و کارگران اقشار کم درآمد به وسیلهی حکومتاسلامی در ایران در جامعه تشدید شد. به همراه این استبداد ذاتی سرمایه، استبداد مذهبی حاکم بر حکومت اسلامی نیز شدیدتر شد. با این زمینههای مادی، جنبشهای کارگری بهویژه در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹) به بهانه اعتراض به تقلب در انتخابات دولت شدت گرفت. از سال 1388 تاکنون هزاران اعتراض کارگران، دانشجویان، معلمان، مستمری بگیران، رانندگان، زنان و سایر لایههای جامعه را داشتهایم. در ایران قیام 2017 را داشتیم که سراسر ایران را فرا گرفت. فسادهای نهادینه شده کل دولت، عدم پرداخت دستمزد، بیکاری میلیونی، جنگ های نیابتی و مداخلات نظامی در سوریه، یمن، لبنان، عراق، فلسطین و… تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای، تبدیل شدن به نیابت روسیه برای پیشبرد سیاست ها و منافع الیگارش های حاکم در روسیه، سرکوب مردم ساکن ایران، سرکوب و ورشکستگی مراکز تولیدی، تبدیل جامعه به بازار و مصرف کالاهای چینی و خارجی، تحقیر زنان و پایمال شدن حقوق مردم و ده ها عامل دیگر باعث انباشتن خشم مردم شد. این موج اعتراضی از 7 آذر 1396 با شعار «نان، کار، آزادی، اداره شورا» شکل دیگری به خود گرفت که از اعتراض کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه و شرکت فولاد اهواز آغاز شد. در واقع، در سال 2018، مهر کارگری بر اعتراضات برجسته شد. این موج عمیقاً سرکوب شد. بار دیگر، قیام سراسری سال 2019 در اعتراض به افزایش قیمت سوخت از 15 نوامبر 2019 به وقوع پیوست که به نوامبر خونین نیز معروف است، جایی که حداقل 1500 نفر در طی چهار روز کشته شدند. در مورد قیام کنونی که حزب ما آن را “قیام مهسا” می نامد، با اشاره به نام مهسا (ژینا) امینی، دختر 22 ساله ایرانی که به اتهام داشتن حجاب بیش از حد آزاد توسط پلیس اخلاق دستگیر و پس از ضرب و شتم چند بار بر سر او هنگام بازداشت و سپس توسط پلیس در بازداشتگاه پلیس کشته شد ،زمانی شروع شد که قتل او جامعه را شوکه کرد و خشم جامعه را برانگیخت. در واقع این قیام تنها پاسخی به مرگ مهسا نیست، بلکه ادامه قیام های انباشتهشده و متراکم قبلی و پاسخی به سنمگریهای رژیم اسلامی بر جامعه است.
قیام، این بار برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی به شکلی گسترده تر و متحدتر و مصمم تر وارد مرحله جدیدی شد. یکی دیگر از جنبههای بارز این قیام، رهبری زنان در تظاهرات است. اگرچه زنان همیشه در خط مقدم اعتراضات و خیزشها در ایران بودهاند، اما این بار حضور زنان چشمگیر و باشکوه بود. وحشیگری رژیم اسلامی سرمایه داری خشم انباشته شدهی مردم و تظاهرات بسیاری از شهرهای ایران از تهران گرفته تا کردستان تا آذربایجان، بلوچستان، خوزستان، مازندران و گیلان، از شمال تا جنوب و شرق تا غرب ایران را برانگیخت. بر اساس گزارش های موثق، تا 5 شهریور بیش از 100 شهر و حتی روستا را تحت پوشش قرار داده است و در برخی شهرها منجر به تصرف برخی مراکز دولتی و آزادسازی حتی شهر اشنویه کردستان به مدت یک شب، حملات به پایگاه های نظامی، مذهبی و پلیس دولتی. بدون شک این جنبش اعتراضی باشکوه توازن قوا را به نفع مبارزات کارگری و توده ای تغییر خواهد داد. همچنین جنبش زنان ایران وارد مرحله جدیدی در مبارزه با ستم جنسیتی، حجاب اجباری و قوانین و مقررات ضد زن جمهوری اسلامی خواهد شد. با وجود خشونت پلیس و خشونت علیه اعتراضات و قطع اینترنت، قیام همچنان ادامه دارد. تاکنون حدود 500 نفر کشته شده اند، از جمله حدود 100 کودک، هزاران نفر زخمی شده اند، بیش از 15000 نفر دستگیر شده اند و بسیاری دیگر ربوده شده و به مکانهای نامعلومی منتقل شدهاند، اما این باعث نشده است که اعتراضات فروکش کنند. مردم و شهرهای بیشتری به قیام میپیوندند.
درباره نقش امپریالیست ها در اعتراضات، این تبلیغات دولتی است. این حکومت همواره از آن تبلیغات و دشمنان خیالی برای سرکوب مردم و حفظ نیروها و پایگاههای عقب مانده و مرتجع خود استفاده کرده است. در ایران هیچکس این ادعاها را باور نمی کند و صرفا برای مصرف داخلی و برای جلب رضایت گروه بسیار اندکی از حامیان مزدور حکومت است. توده ها دخالت نیروهای ضد انقلاب از جمله امپریالستها را نمی پذیرند.
۷. انقلاب اسلامی 1357، اگرچه کانون خود را در طبقه کارگر داشت، اما به شدت به جوانان متکی بود، محمود احمدی نژاد بخشی از آن جنبش جوانان بود. امروز چه بخشهای اجتماعی رهبری اعتراضات را بر عهده دارند؟ جوانان و زنان چه نقشی دارند؟
در حالی که جرقه قیام کنونی در پاسخ به مرگ مهسا زده شد، اما می توان آن را در ادامه مطالبات تاریخی و به دلیل شتاب سیاست های نئولیبرالیسم سرمایه، خصوصی سازیها و مقررات زدایی که بر جامعه تحمیل شد، به ویژه سرکوب مضاعف بر جامعه تلقی کرد. زنان بر اساس قوانین اسلامی تحمیل حجاب اسلامی در واقع نمادی از انقیاد، بردگی و مالکیت بر جسم و روح زنان بود. قیام این بار برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی به شکلی گسترده تر و متحدتر و مصمم تر وارد مرحله جدیدی شد. دومین وجه بارز این قیام، رهبری زنان و جوانان در تظاهرات است. اگرچه زنان همیشه در خط مقدم اعتراضات و خیزش ها در ایران بوده اند، اما این بار حضور زنان چشمگیر و باشکوه بود. همچنین نقش دانشجویان و جوانان انقلابی که حضور فعالتر و رادیکال تری در قیام دارند فوق العاده بوده و در بیانیه ها و شعارهای خود نشان داده اند که تا چه اندازه آگاهی طبقاتی دارند و امید به سرنگونی انقلابی نظام اسلامی بیشتر است. رژیم آنچه این روزها جامعه را نیز امیدوارتر می کند، اعتصابات کارگری است که روز به روز رشد کرده و نقش فعال و مسئولانه تری در حمایت از اعتراضات و پیروزی قیام به عهده گرفته است. سومین ویژگی این قیام، حذف اسلام سیاسی از زندگی خصوصی و اجتماعی جامعه است. ویژگی چهارم همبستگی و اتحاد اتنیکهای در سراسر ایران است که در تاریخ ایران بی سابقه است. پنجمین ویژگی این حرکت، رهبری دانش آموزان به ویژه دانش آموزان دختر است. همبستگی و حمایت صدها هزار ایرانی در خارج از ایران و آزادی خواهان در سراسر جهان است که این قیام را به یک قیام جهانی تبدیل کرده است. 8.
۸-از آنجایی که از محمود احمدی نژاد نام بردیم. آیا دولت او با دولت های قبلی، با دولت های بعد فرق داشت؟ در گزارشی از مجله Punto Final (شیلی) آن زمان، زمان فرمانده هوگو چاوز نیز بود، در آن زمان گفته میشد که در دولت احمدی نژاد حلقه های مطالعات مارکسیستی، چپ مارکسیست تکثیر شده و بیشتر شده است. فضا. بر اساس این گزارش، تصویر فرمانده چاوز در بسیاری از خانههای ایرانی نیز یافت شده است. آیا این چرخش به سمت یک حکومت چپ کمتر مذهبی بود؟ اینجوری بود؟
به هیج روی، اصلاً! احمدی نژاد برای مردم ایران و حزب ما نیز جزئی از نظام اسلامی و در نتیجه شریک جرم آن علیه کارگران، علیه چپ ها و علیه مردم آزادیخواه ایران بود. در حالی که در زمان او ایران درآمدهای کلانی از بازار نفت به دست آورد، اما همچنان مردم ایران روز به روز فقیرتر شدند. اعتراضات سال 1388 که به بهانه انتخابات ریاست جمهوری و در اعتراض به انتخاب مجدد احمدی نژاد صورت گرفت، گواه محکمی است بر مخالفت مردم ایران با نظام اسلامی و هرکسی است که بخشی از آن است و در صدد کسب مشروعیت برای آن است. بسیاری از معترضان در دوره احمدی نژاد توسط رژیم قتل عام شدند و بسیاری دیگر در شرایط غیرانسانی در بازداشت، تجاوز و شکنجه قرار گرفتند.
۹– در مورد شیلی، شیوع اجتماعی سال 2019 هیچ رهبری سیاسی نداشت. این مردم بودند که خود را ابراز کردند و خودمختار جنگیدند. آیا شیوع اجتماعی در ایران امروز رهبری سیاسی دارد یا مانند تقریباً همه برآمدهای اجتماعی خود به خود و خود مختار است؟ پاسخ دولت چه بوده است؟ در سال 1988 دولت سرکوب شدیدی را علیه حزب توده به راه انداخت.
اعتصابات و اعتراضات انقلابی سه ماه اخیر، انفجار مطالبات و قیامهایی است که حداقل از سال 1906 (انقلاب مشروطه) سرکوب و شکست خورده اما در جامعه ایران زنده و جاری بوده است. همه این اعتراضات و جنبشها ریشه در روابط اقتصادی و اجتماعی و نقش ظالمانه دولت طبقاتی دارد. قیامهای 2018، 2019، 2021 و اکنون همه یک ویژگی مشترک دارند و آن نقش زنان و طبقه کارگر و زحمتکشان شهری و روستایی در قیام است. شعارهای «نان، کار، آزادی، اداره شورایی»، «مرگ بر نظام اسلامی»، «چه با حجاب یا بی حجاب، پیش بهسوی انقلاب»… همه نشان دهنده وزن طبقاتی جنبش است. خرده بورژوازی متوسط و بالا (طبقه متوسط) نقش چندانی در اعتراضات ندارند و هر روز جامعه با گسترش اعتصابات کارگری در بخش های استراتژیک مانند نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد و حمل و نقل مواجه است. جنبش کنونی یک رهبری شناخته شده یا زیرزمینی به عنوان یک فرد یا یک گروه خاصی ندارد. اما رهبران منطقهای و میدانی و بخشهای کارگری که در ماههای اخیر مواضع محلی پیدا کردهاند و برای ادامه اعتصاب و شعارها بخشنامهها علنی و یا زیرزمینی پخش میکنند، نقش رهبری رسانهای یا جمعی و برخی احزاب راست و چپ را بر عهده دارند. حکا، در کردستان ایران و بخشی از بخش های کارگری، زنان، جوانان و دانشجویی پایگاه دارد.
حزب توده به دلیل همکاری قاطع و تثبیت کننده با حکومت اسلامی از سال 1357 تا 1362 و همچنین خیانت های سال ۱۹۵۳ به بعد مورد منفور بسیاری است و در شرایط کنونی توانایی فراخوانی تظاهرات چند نفره به نام خود در خارج از کشور را ندارد. از این حزب تنها با یک نام و تعدادی متعصب باقی می مانده است. در سال های خونین دهه 1980 (زمانی که بیش از 100000 نفر توسط رژیم کشته شدند)، حزب توده همزمان با سازمان اکثریت فدائیان در بیانیه ای درخواست کرد که هر کجا که می شناسید خانه تیمی مخفی مخالفان رژیم اسلامی را به سپاه اسلام معرفی کنید! رهبران حزب توده به عنوان عناصرنیابتی مسکو در کنار دولت تازه تأسیس انقلاب سیاسی 1978 ایستادند و نقطه مشترک خود را دشمنی با ایالات متحده آمریکا خواندند. در سال 1982 حکومت اسلامی دیگر نیازی به این حزب نداشت، زیرا همه نیروهای انقلابی و طبقه کارگر را سرکوب کرده بود. رهبران این حزب دستگیر و همگی به درخواست گورباچف آزاد شدند و به روسیه و اروپا رفتند. رهبری به هواداران و اعضا دستور داد که خود را به پایگاه نظامی معرفی کنند و تمام اطلاعات خود را در اختیار مقامات قرار دهند. بسیاری از آنها از تابستان ۱۹۸۳ به زندان افتادند و در زندان به سر میبردند، در سال ۱۹۸۸هنوز در این توهم بودند که رژیم اسلامی به دلیل همکاری با روسیه و خدمات بیدریغانهی حزب توده و فدائیان اکثریت به آزادی همه زندانیان تودهای و اکثریت فداییها را برنامهریزی میکند. رژیم اسلامی بنابراین بازجویان و ابراهیم رئیسی رئیس جمهور فعلی که یکی از پنج نفر اصلی کمیته مرگ در تابستان 1367 بود، اعتراف کردند که وفدارا و منتضر آزادی بودند. تحلیل حزب توده و اکثریت فدایی این بود که رژیم اسلامی در جنگ با عراق شکست خورده و در موضع ضعف قرار دارد و باید با آن برخورد تهاجمی کرد. از این رو قربانی خوش خدمتی و خوش خیالی شدند و به دار آویخته شدند. نیروهای انقلابی مانند فداییان اقلیت، حزب کمونیست ایران، سازمان هایی مانند سازمان پیکار، راه کارگر و… اکثر رهبران و اعضای خود را در اثر کشتارهای دسته جمعی دهه 1980 از دست داده بودند، بنابراین حزب توده و حزب اکثریت، اعضای باقی مانده ای بودند که در این سال جان سالم به در بردند، بقیه یا به روسیه گریختند یا در زندان بودند که در جریان کشتار سال 1988 نزدیک به 200 نفر از بین 5000 زندانی دیگر سازمان ها کشته شدند.
۱۰-. با توجه به مطالب فوق، وضعیت حقوق بشر چگونه است؟ چه تعداد زندانی سیاسی در ایران وجود دارد و به کدام سازمان ها تعلق دارند؟
در ایران طی 43 سال گذشته به جز دو دیدار نماینده سازمان ملل در دهه 1980، هیچ مدافع حقوق بشری اجازه بازدید از ایران را نداشته. حکومت اسلامی نهادی به نام حقوق بشر را به رسمیت نمیشناسد. این حکومت خود را نماینده الله در روی زمین معرفی میکند و معتقد است که فقطمسلمانان در پیشگاه الله پاسخگو هستند و همه اعمالش بر اساس قرآن است. اکثر زندانیان سیاسی در ایران امروز عضو هیچ سازمان سیاسی نیستند. می توان گفت بیش از 80 درصد زندانیان مخالف نظام اسلامی و گرایش به چپ، راست یا گرایش مذهبی دارند. تعداد کمی نیز متعلق به اصلاح طلبان حکومتی، مجاهدین خلق، سلطنت طلبان و مشروطه خواهان، و برخی نیز به چپ های رادیکال، از جمله حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان حزب (کومهله) تعلق دارند. کارگران (بخش تولید، خدمات، معلمان)، دانش آموزان و زنان در میان اکثریت زندانیان هستند.
۱۱– دیکتاتوری های نظامی در آمریکای لاتین مبتنی بر دکترین امنیت ملی، تاکتیک های ضد شورش، تروریسم دولتی و نسل کشی بود. این امر منجر به ناپدید شدن اجباری افراد، شکنجه، اعدام و حبس سیاسی شد. یک دولت پلیسی فاشیستی ساخته شد. در پرو، قانون کیفری دشمن تدوین شده و زندانیان سیاسی در زندانهای با امنیت بالا قرار میگیرند. از این منظر امروز در ایران و در این حکومت طولانی جمهوری اسلامی چه می گذرد؟
سیاست و روش حکومت اسلامی در ایران، مانند همه حاکمان فاشیست، دیکتاتوری است. دولت ایران همه وقایع و اعتراضات را زیر سر دشمن خارجی به ویژه اسرائیل و آمریکا مطرح می کند. با این همه طعنآمیز است که رژیم 43 سال است فریاد می زند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند!ب اب حمایت روسیه و چین بهویژه، حکومت اسلامی در ایران تقریباً به تمام تلفنها گوش میدهد و با نصب دوربین در همه جا، کشتار مردم، آدمربایی، سرقت اجساد از بیمارستانها و مراکز اورژانس، تجاوز مرگبار به دختران و پسران نوجوان، همه حرکات را زیر نظر دارد. شایع ترین جنایت این حکومت و بر اساس قوانین اسلام هرگونه تعرض و شکنجه دشمنان حکومت خدا در زمین جایز است. در جریان جنبش اخیر، تا 30 نوامبر 2022، بیش از 600 نفر کشته شده اند، بیش از هجده هزار نفر دستگیر شده اند، بیش از هزار چشم بر اثر شلیک گلولههای ساچمهای کور شدهاند. پزشکان مجبور شدهاند چشم های آسیب دیده را بیرون آورند. نزدیک به 80 کودک دو ساله تا 18 ساله با شکنجه، باتوم و گلوله کشته شدهاند. اسناد و فیلمهایی وجود دارد که نشان میدهد پسران و دختران نوجوان مورد تجاوز خون قرار میگیرند. غارت خانه ها، تخریب اموال، ماشینها، آتش زدن خانهها و قطع دست و پا و هر جنایتی که ژنرال پینوشه، هیتلر مرتکب نشد، توسط رژیم اسلامی ایران انجام میشود.
شامگاه پنج شنبه 10 آذر ۱۴۰۱مسمومیت دسته جمعی دانشجویان در خوابگاه ها و حداقل چهار دانشگاه صنعتی اصفهان، خوارزمی کرج، صنعتی اراک و دانشگاه علامه تهران در بین دختران و پسران مبتلا به غذاها مشابه و… در رسانه ها منعکس شد. این اپیدمی «مسمومیت سریالی» را می توان «مسمومیت عمدی» دانست. با توجه به ماهیت جنایتکاران حاکم و نقش رهبری دانشجویان در قیام کنونی، این احتمال وجود دارد که حکومت اسلامی برای ایجاد رعب و وحشت در جنبش دانشجویی دست به نوعی جنگ میکروبی زده باشد. از جمله: تناقضات، پنهان کاری، عدم ارائه امکانات پزشکی، سرم، آنتی بیوتیک و سایر داروهای ضروری، جنایت جنگی محسوب می شوند که باید بلافاصله توسط مراجع حقوقی بین المللی مورد رسیدگی و پیگرد قانونی قرار گیرد.
۱۲- شما خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستید، به کسانی که از حکومت ایران حمایت می کنند و می توانند شما را به اعتبار بخشیدن به سیاست های امپریالیستی متهم کنند چه می گویید؟
حکومت اسلامی با تأیید و حمایت امپریالیستها از جمله روسیه در زمان برژنف به قدرت رسید تا انقلاب مردمی 1978 را مهار کند و از ادامه انقلاب سیاسی به یک انقلاب اجتماعی جلوگیری کند. دولت اسلامی بدون تایید سرمایه داری جهانی نمیتوانست در این دوره 43 ساله در قدرت بماند. دولت های اروپایی شرکای اقتصادی و پشتیبان سیاسی رژیم اسلامی ایران بودهاند. در این ۴۳ سال روسیه و چین در ایران نقش استعماری داشته اند و در واقع دولت اسلامی در ایران دست نشانده این بلوک امپریالیستی است. این حکومت در ایران نقش نیروی نیابتی روسیه پوتین و دلال کالاهای مصرفی و بی کیفیت ارزان قیمت و سلاح از چین را بازی کرده است. امپریالیسم آمریکا به ویژه دموکرات ها در نقش کارتر، کلینتون، اوباما و بایدن با تزریق میلیاردها دلار به رژیم ورشکسته و فاشیست اسلامی ایران از بقای رژیم حمایت کرده اند. موضوع تحریم ایران فقط در خدمت باندهای مافیایی حاکم در ایران بود. نزدیک به نیم قرن است که رژیم اسلامی تحریمهای غرب را بهانهای در ایران قرار داده است تا کل جامعه را از ابتدایی ترین حقوق انسانی، اجتماعی و سیاسی خود محروم کند. شعار رژیم اسلامی ایران علیه امپریالیسم فقط انحراف افکار عمومی و حامیان رژیم بوده است. باندهای دولتی با دور زدن تحریم ها نفت و سوخت ارزان قیمت را به ونزوئلا، چین، کره جنوبی و غیره فرستادند و از درآمدهای حاصله برای خرید سلاح های کشتار جمعی از بازارهای جهانی سرمایهداری، برای حمایت و تجهیز نیروهای نیابتی، تروریستها و نیروهای نظامی خود استفاده کردند.
به دلیل گسترش تروریسم در همه جا و رسیدن به تولید پهپادها و موشک های قاره پیما و تولید اورانیوم نزدیک به ساخت سلاح اتمی، که همگی در حالی صورت گرفت که این رژیم تحت تحریم دولتهای اروپایی و آمریکایی بود، تحریمهای ضد بشری که فقط به زیان توده های مردم بوده است. به حکومت اسلامی اجازه داده شده تا مداخلات نظامی خود را در یمن، لبنان، عراق، سوریه و فلسطین و کل منطقه خاورمیانه و برخی کشورهای شمال آفریقا گسترش دهد که این امر منجر به نابودی این جوامع شده است. دولت های اروپایی و آمریکا در تلاش هستند تا حکومت اسلامی ایران را به خود نزدیک کرده و آن را از بلوک اوراسیا به رهبری روسیه دور نگه دارند، در حالی که رژیم اسلامی روسیه و چین را وسیلهای برای بقای غیرانسانی خود و ابزاری برای چانه زنی میداند. و از آن برای تنش با قدرتهای غربی استفاده میشو. از دیدگاه ما، رژیمهای کوبا و ونزوئلا دولتهای سوسیالیستی نیستند. البته کوبا در سال های اول انقلاب دموکراتیک خود تلاش های ارزنده ای برای جهت گیری سوسیالیستی انجام داد، اما با محاصره سیاسی و اقتصادی آمریکای شمالی و غرب و همچنین تعیین دولت حزبی و اجتناب از اداره شورا بدون آن. با دخالت کارگران در پیشبرد سوسیالیسم شورایی، به نوعی سوسیالیسم غیرپرولتری نزدیک شد که در مانیفست کمونیست توسط مارکس و انگلس مورد انتقاد قرار گرفته بود.
ونزوئلا در دوران چاوز و بعدها هیچگاه عنصر انقلابی و سوسیالیستی نداشت و همراه با کوبا بر خلاف خواستههای کارگران، علیه سوسیالیسم انقلابی، علیه انترناسیونالیسم و علیه مبارزات مردم در ایران عمل کردند و در کنار فاشیستهای رژیم ایران ایستادند. این رویکرد ناشی از اشتباه نیست. آیا نگاهی به جنبش کارگری، سوسیالیستی و مبارزات سال های اخیر در ایران برای درک واقعیت های طبقاتی جامعه ایران کافی نیست؟ آیا درک ماهیت حکومت فاشیستی ایران برای آنها غیر ممکن است؟ ما معتقدیم موضع و حمایت آنها از نظام اسلامی ناشی از سوءتفاهم و اشتباه در تحلیل ماهیت نظام اسلامی ایران است.
۱۳- در این مبارزه، در این طغیان اجتماعی، در این تشدید مبارزه طبقاتی، مبارزه خلق کرد در ایران چه نقشی دارد؟
مردم تهران و شهرهای بزرگ ایران فریاد میزنند: کردستان،کورستان فاشیستها! کردستان همیشه یکی از سنگرهای انقلاب بوده است. مردم کردستان همیشه مخالف حکومت جمهوری اسلامی بوده اند. در همه پرسی که بعد از انقلاب 1357 برگزار شد به جمهوری اسلامی نه گفتند. در طول 43 سال حاکمیت رژیم اسلامی، اکثر مردم کردستان همه انتخابات ایران را تحریم کرده و آن را انتخاباتی ساختگی میدانند که برای یک رژیم جنایتکار مشروعیت مییابد. کردستان در دو ماه گذشته به یکی از سنگرهای پیشروی انقلاب برای سرنگونی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. به همین دلیل است که جامعه ایران بر این باور است که استحکام سنگر انقلاب برای آزادی و برابری از طریق حمایت از قیام انقلابی مردم در شهرهای کردستان اتفاق میافتد و به همان دلیل که جمهوری اسلامی معتقد است در هم کوبیدن قیام در کردستان، سرکوبی قیام در در ایران به ارمغان می آورد و قیام در کل ایران به پایان رسید. به همین دلیل و همزمان با گسترش جنبش انقلابی، جمهوری اسلامی به شهرهای کردستان لشکر کشی کرد و دهها نفر را با گلوله های جنگی کشت، خانه های مردم را ویران کرد و بسیاری از ساکنان را از حداقل امکانات زندگی عادی محروم کرد، مجروحان را از بیمارستان ها و مراکز درمانی ربوده و از معالجه آنها جلوگیری کرده تا عملاً آنها را بهقتل برسانند.
۱۴- راه حل مطالبه مردم کرد -حداقل از داخل ایران چیست؟
این حرکت انقلابی همه ملیت ها و اتنیکهای ساکن ایران به ویژه کرد و بلوچ را متحد کرد. مطالبات مردم کرد (بیش از 5 میلیون کرد در ایران) با سایر نقاط ایران مشترک است، مانند سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی، آزادی، رفع ستم، نان، مسکن، خوشبختی و رفاه ، رفع ستم دولت-ملت مرکزی. کردستان ایران با توجه به سابقه مبارزات و وجود احزاب و تشکلهای سیاسی، دارای پیش زمینههای مادی است تا زودتر آزاد شود و سنگر آزادی تمام ایران باشد. حزب کمونیست و سازمان کردستان آن (کومهله) خواهان حکومت شورایی به جای حکومت حزبی در کردستان هستند. بنابراین کردستان در اتحاد با پیروزی انقلاب کارگری می تواند به خواسته های انقلابی خود دست یابد. البته احزاب ناسیونالیست بورژوایی هم هستند که میخواهند با دولتهای مرتجع منطقه پیوند بخورند، از آمریکا و اروپا حمایت بگیرند، درقدرت سیاسی مشترک شوند و دولتهای دست نشانده تشکیل دهند.
حزب کمونیست در تلاش است تا بلوکی از نیروهای آلترناتیو چپ انقلابی و سوسیالیست، شورایی در کردستان و در اتحاد طبقاتی کارگری در سراسر ایران سازماندهی کند تا پیروزی انقلاب را تضمین شود.
۱۵- سخنان پایانی آنکه چه تماسی با مردم آمریکای لاتین، به انقلابیون دارید؟
کمونیستهای ایران و طبقه کارگر و تودههای بالنده از موضع انترناسیونالیسم کارگری از مردم آمریکای لاتین انتظار دارند که عملاً از جنبش انقلابی ایران حمایت کنند. درخواست از دولتهای خود برای قطع روابط دیپلماتیک با دولت ایران، بستن سفارتها، ارسال پیامهای همبستگی به زنان، هنرمندان، طبقه کارگر و دانشجویان و مردم آمریکای لاتین به طبقه کارگر و زنان و مردم خیزش ایران و خواستار آزادی زندانیان سیاسی، کشاندن حاکمان جنایتکار در ایران به دادگاه، از جمله اقدامات همبستگی و بین المللی که می تواند جنبش انقلابی را تقویت کند.
از همبستگی شما متشکرم!
دفتر روابط بینالملل حزب کمونیست ایران
4 دسامبر 2022
مرضیه نظری
عباس منصوران
