گسترش اعتصاب و اعتراضات کارگری بستری برای سازمانیابی و شکل دادن به رهبری سراسری
یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵

تداوم حالت آتش بس شکننده و عدم پایان قطعی جنگ، ادامه محاصره بنادر جنوب ایران، بحران اقتصادی رژیم جمهوری اسلامی را عمیقتر و دامنهدارتر کرده است. پیامدهای ویرانگر این جنگ، زندگی و معیشتی کارگران و اقشار فرودست جامعه را هر روز بیش از پیش تحت فشار قرار می دهد. گرانی و افزایش نرخ تورم از سویی و سقوط بیشتر ارزش ریال و ثابت ماندن دستمزدها از سوی دیگر، قدرت خرید فرودستان جامعه را تا آنجا پایین آورده که حتی نان خالی را نیز با نسیه می خرند. طبیعی است در چنین شرایطی کارگران و مردم زحمتکش جامعه بدون توجه به دستورات نهادهای سرکوبگر امنیتی و بدون توجه به بهانه وجود شرایط جنگی، برای زنده ماندن نمی توانند دست روی دست بگذارند و ساکت بمانند. اولویت رژیم درمانده جمهوری اسلامی نه افزایش و حتی پرداخت بموقع دستمزدها و پرداخت حق بیمه کارگران و بازنشستگان، بلکه سرپانگاه داشتن دستگاه سرکوب و ماشین جنگی است.
ازاین رو طی هفته گذشته شاهد برپایی تجمعات اعتراضی و اعتصاب کارگران در شماری از شهرها و مراکز کارگری ایران بودهایم. از جمله: اعتصاب کارگران“ فولادسازان امیرآروان” در شهرک صنعتی شکوهیه در قم به دلیل عدم دریافت دستمزد سه ماههشان. کارگران می گویند عدم پرداخت حق بیمه تیر ماه آنان از جانب کارفرما منجر به محروم شدن آنها از دریافت حق بیمه بیکاری طی این مدت نیز گردیده است. این اعتصاب به مدت یک هفته ادامه داشت؛ در موردی دیگر کارگران شاغل در کارخانه “ایران برک” رشت، روز سهشنبه ۱۴ مهر در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و حق بیمهشان دست از کار کشیدند. این اعتصاب روز چهارشنبه نیز ادامه داشت. علاوه برآن کارگران اخراج شده این کارخانه نیز بدلیل عدم پاسخگویی مسئولان دولتی به مطالبات و عدم پرداخت حق بیمهشان، طی دو روز در مقابل در کارخانه تجمع اعتراضی برپا کردند.
تجمع اعتراضی کارگران مجتمع صنعتی شماره شش شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون اهواز که سه ماه است دستمزدشان را نگرفته و حق بیمه و دیگر مزایاشان نیز پرداخت نشده است موردی دیگر از اعتراضات کارگری بوده است. تعطیلی شدن جایگاه “سی اِن جی” شهر محمدان سیستان و بلوچستان نیز موجب اعتراض کارگران گردید. کارگران بیکار شده این جایگاه پنج ماه است حقوقشان پرداخت نشده است. کارگران شرکت حفاری شمال که تعداد آنها و زیر مجموعههایشان حدودأ سه هزار نفر هستند نیز نسبت به تأخیر مداوم در پرداخت دستمزدها و عدم پاسخ به مطالباتشان تجمع اعتراضی برپا کردند. اعتراض کارگران پتروشیمی چابهار در روز چهارشنبه ۱۵ مهر نسبت به تأخیر چندماهه پرداخت دستمزدهایشان و کسر کردن پول بابت غذا، کفش و لباس کار از حقوقشان و وضعیت بد بیمه، مورد دیگری از اعتراضات کارگری است.
اعتراض بیش از ۶۰ نفر از کارگران رسمی نیشکر هفتتپه با سابقه کاری ۲۰ تا ۲۵ سال در روز چهارشنبه ۱۵ مهر نسبت به اقدام کارفرما در وادار کردنشان به قبول بازنشستگی اجباری بخش دیگری از اعتراضات کارگری هفته گذشته بود. قبل از آن نیز کارگران هپکو طی اعتراضات چند روزه به تعویق پرداخت دستمزدها و حق بیمه، بسوی استانداری اراک راهپیمایی کردند. قابل ذکر است که طی یک ماه گذشته تجمعات اعتراضی نهادینه شده بازنشستگان فولاد، مخابرات، بازنشستگان تأمین اجتماعی نیز در شماری از شهرها از جمله تهران، کرمانشاه، اصفهان، سنندج، رشت، اهواز و شوش و غیره نسبت به ستمی که حکومت اسلامی سرمایهداران در حقشان روا میدارند، ادامه داشته است.
اما علاوه بر معضل بزرگ بیکاری و دستمزدهای سه و چهار مرتبه زیر خط فقر، کارگران شاغل در ایران بر اثر بیتوجهی حکومت اسلامی سرمایه و کارفرمایان به حفظ سلامت و امنیت جانی آنان، همیشه در معرض خطر حوادث مرگبار قرار دارند. از جمله روز ۱۳ مهر در یک فاجعه انسانی در شهر نور مازندران بر اثر سقوط دستگاه فرسوده و ناامن بالابر در یک پروژه ساختمانی، متأسفانه ۵ کارگر جان خود را از دست دادند و پنج کارگر دیگر نیز بشدت زخمی شدند. بنا به آمارهای ارائه شده از منابع کارگری در ایران روزانه بطور متوسط ۳ کارگر ساختمانی بهنگام کار جان خود را از دست میدهند. حکومت فاسد و کارگرستیز اسلامی که هیچ ارزشی برای جان انسانها قائل نیست بخاطر منافع سرمایه داران خصوصی و حکومتی، آنان را ملزم به رعایت موازین و شروط ایمنی محیط کار نمیکند.
گسترش بحران اقتصادی و تورم بی سابقه که به سقوط ارزش ریال و سقوط قدرت خرید کارگران انجامیده موجب افزایش بیکاری و تشدید فقر و گرسنگی شده است. این شرایط دشوار معیشتی کارگران را مجبور به پذیرش انجام کارهای شاق و پُرخطر با دستمزدهای چند مرتبه زیر خط فقر و با قراردادهای اسارتبار کرده است. این وضعیت فلاکتبار از پیامدهای جنگی است که رهبران و فرماندهان حکومت اسلامی سرمایه داران بر تداوم آن پا فشاری میکنند تا باصطلاح انتقام خون رهبرشان را از آمریکا و اسرائیل بگیرند.
چنین زندگی فلاکتباری تا کی باید ادامه داشته باشد؟ تا کی کارگران بعنوان گرداننده چرخ جامعه باید چنین زندگی مشقت باری را تحمل کنند؟ تا کی باید اجازه دهند حاصل رنج و کارشان به جیب حاکمان و فرماندهان سپاه پاسداران جنایتکار برود و یا صرف تأمین دستگاه سرکوب و کشتار مردم گردد یا هزینههای این جنگ ارتجاعی را بپردازند که تمامأ علیه مصالح و منافع کارگران است؟
در چنین شرایطی گسترش جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی و اعتراضی از اهمیت سیاسی و مبارزاتی زیادی برخوردار است. چون در جریان گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگران و دامن زدن به دیگر جنبش های اجتماعی مانند جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش انقلابی کردستان، جنبش نه به اعدام و جنبش دادخواهی و … است که این جنبش ها به لحاظ سازمانیابی و شکل دادن به رهبری سراسری هم تکامل پیدا میکنند. از این مسیر است که ملزومات سرنگونی جمهوری اسلامی فراهم می آید. به عنوان یک پروژه عاجل، رهبران و پیشروان و فعالان جنبش کارگری که در کانونهای داغ مبارزه کارگران حضور دارند و از روابط زنده و ارگانیکی با کارگران برخوردار هستند، می توانند با هدف کمک به سراسری کردن اعتراضات و اعتصابات کارگران در یک شبکه به هم مرتبط شوند و ارتباطات خود را نهادینه کنند.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
