جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

گزارش یک بازنشسته فرهنگی از سرکوب تجمع روز شنبه ٢٥ تیرماه در تهران


منبع: اتحاد بازنشستگان

تجمع روز شنبه ۲۵ تیر ماه بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی در تهران با سرکوب و بازداشت تعداد زیادی از بازنشستگان مواجه شد. یک بازنشسته فرهنگی گزارشی از گوشه آن چه امروز در تهران رخ داده ارسال کرده است که متن آن در ادامه آمده است:

روز شنبه بیست و پنجم تیر۱۴۰۱ نزدیکی‌های ساعت ۱۰ صبح با مترو خودم رو رسوندم مقابل سازمان تامین‌اجتماعی.
اولش فکر کردم اومدم پادگان بعد که چشمام به روشنایی عادت کرد حس کردم تو حیاط وزارت اطلاعات هستم ولی دیدم نه همه اینها واقعیت داره؛ توی خیابان (آزادی) هستم.
اینور اونور رو که خوب نگاه کردم چند تا از همکارهای (معلم) بازنشسته رو دیدم که بوسیله نیروهای انتظامی با الفاظ زشت پس زده می شوند.
پیچیدم تو خیابان و رفتم طرف دیگر (آزادی ) تا از آزادی که ۴۴ سال پیش فریاد زده بودیم، طرفی ببندم اما دیدم عده‌ای از هم میهنان بازنشسته‌ی کارگر با نگاه‌های پریشان و صدای گرفته ولی با صلابت آن سوی آزادی انتظار یاران را می‌کشند.
با ندایی در ذهن فریادگر (هل من ناصر) می‌باشند‌. به این جمع ده بیست نفره پیوستیم و از مقابل مغازه دارانی با دغدغه‌های خودشان گذشتیم با شعارهایی پراکنده: (فریاد فریاد از این همه بیداد)
این جمع پراکنده، پراکنده‌تر شد بازگشتیم به سوی آزادی که در دور دست‌ها و پشت دود ماشین‌ها به زور دیده می‌شد درخیابان آذربایجان (دیار دلیران) جمعی دیگر از راندشدگان از (آزادی ) رو دیدم که جمع شده بودند و برای سفره‌های خالیشان و برای معیشت خجالت آورشان از مسئولین به کف خیابان پناه آورده بودند و حقوق از دست رفته را کف خیابان جستجو می‌کردند.
به این عزیزان پیوستم و عزیزانی که هنوز در صحنه بودند ولی پراکنده به یکدیگر پیوستیم. حدود شصت نفر شدیم. ما شعر می دادیم:

هیهات منه ذله
تورم صددرصد اضافه ده درصد
فریاد فریاد از این همه بیداد
دولت خیانت می‌کند مجلس حمایت می‌کند
اسماعیل گرامی آزاد باید گردد

در روز روشن صلات ظهر خفاشان شب پرست؛ مزدوران به نام ماموریم و معذور ریختند با الفاظ حرومزاده‌ها و فحاشی به صورت عربده کشی چونان که گویی اینها معیشتشان بوسیله بازنشستگان به خطر افتاده و بر انقلابیون ۴۴ سال پیش یورش آوردند؛ کسانی که دیگر کلکسیون بیماری و انواع دردهای کمر و زانو و پا هستند، طوری که حس کردم سربازان عراقی به اردوگاه اسرای ایرانی هجوم آوردند که به دوستان گفتم عراقیا اومدن و من شدم آدم بده و ریختن سرم که با وساطت دو معلم بازنشسته بالاخره ولم کردن.

چقدر از این شعار امروز خوشم اومد:

رزمندگان دیروز
گرسنگان امروز

اشتراک در شبکه های اجتماعی: