یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ | 15 - 03 - 2026

Communist party of iran

گزارش گاردین از ایرانیان مخالف رژیم، علیه ترامپ : « شماها از هم بدترید »

گاردین در گزارش تازه خود می‌نویسد: در میان بخشی از مخالفان حکومت، نفرت از جمهوری اسلامی چنان عمیق شده بود که وعده‌های دونالد ترامپ برای «نجات» مردم ایران در روزهای نخست جنگ، برای برخی باورپذیر جلوه کرد. کشته شدن سریع رهبر جمهوری اسلامی در نخستین روز حملات نیز این تصور را تقویت کرد که شاید ساختار قدرت در تهران فرو بپاشد. اما با گذشت نزدیک به دو هفته، نه تنها حکومت از میان نرفته، بلکه با جانشینی سریع رهبر جدید و ادامه حاکمیت دستگاه سرکوب، حملات هوایی نیز گسترده‌تر و ویرانگرتر شده است.
یکی از دانشجویان دانشگاه تهران که با نام مستعار «امیر» معرفی شده، به گاردین گفته است اکنون احساس می‌کند آمریکا و اسرائیل نیز مانند حکومت ایران «دروغ گفته‌اند». او که خود از معترضان ضدحکومتی بوده، می‌گوید مرگ رهبر جمهوری اسلامی به جای آنکه حس رهایی ایجاد کند، نوعی خلأ و آشفتگی بر جا گذاشته است. به گفته او، این مرگ بدون آنکه رهبر جمهوری اسلامی برای اعمالش پاسخ‌گو شود رخ داد و همین مسئله احساس ناتمامی و بی‌عدالتی را در میان بسیاری تشدید کرده است.
در این گزارش، حمله به انبارهای سوخت تهران، به‌ویژه انبار نفت شهران، به عنوان یکی از نقاط عطف در تغییر نگاه بخشی از مخالفان حکومت توصیف شده است. امیر می‌گوید پس از این حمله و بارش بارانی سمی که در پی آتش‌سوزی گسترده، لایه‌ای روغنی و آلوده بر درختان، خانه‌ها و خودروها نشاند، نگاهش به ماهیت این جنگ به‌کلی تغییر کرد. به گفته او، اگر هدف، ضربه زدن به حکومت است، چرا زیرساخت‌های حیاتی‌ای هدف قرار می‌گیرند که زندگی مردم عادی و حتی امکان اداره کشور در آینده به آن‌ها وابسته است؟ او این پرسش را مطرح می‌کند که در صورت تبدیل شدن کشور به ویرانه، چه کسی قرار است آن را دوباره بسازد.
این نگرانی فقط به زیرساخت‌های شهری محدود نمی‌شود. گزارش گاردین می‌گوید بسیاری از کسانی که با این روزنامه گفت‌وگو کرده‌اند، پس از مشاهده تصاویر آسیب به بناهای تاریخی ایران نیز نگاهشان نسبت به جنگ تغییر کرده است. از جمله کاخ گلستان در تهران و کاخ چهل‌ستون در اصفهان، که هر دو بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی ایران‌اند، در میان مکان‌هایی قرار دارند که آسیب دیده‌اند. یک دانشجو در تهران با اشاره به این تخریب‌ها می‌پرسد چگونه می‌توان بخشی بی‌بدیل از تاریخ را بازسازی کرد و چگونه می‌توان جان انسان‌هایی را که از دست می‌روند بازگرداند. او می‌گوید این پرسش برایش مطرح شده که آیا پیام بیرون از ایران این است که چون حکومت به مردم اهمیت نمی‌دهد، جهان هم نباید اهمیتی بدهد.
در شهر کرج، که در روزهای گذشته زیر بمباران شدید بوده، دانشجوی دیگری به گاردین گفته است او نیز خواهان برچیده شدن این حکومت بوده و حتی از ترامپ درخواست کمک کرده بود، اما تصورش این بود که حملات متوجه سپاه پاسداران و بسیج خواهد بود، نه زیرساخت‌های عمومی کشور. او با اشاره به حملات به مراکز غیرنظامی و تأسیسات شهری می‌پرسد این طرح دقیقاً از چه زمانی تغییر کرد و چرا اکنون زیرساخت‌های ایران هدف قرار می‌گیرد.
گزارش همچنین یادآوری می‌کند بیشتر ایرانیان تمام عمر خود را زیر سلطه نظامی گذرانده‌اند که پس از انقلاب ۱۳۵۷ بر سر کار آمد و به جای سلطنت، ساختاری روحانی و اقتدارگرا را مستقر کرد. در چنین فضایی، با وجود محدودیت شدید رسانه‌ای و خطر زندان و مرگ برای هر گونه مخالفت آشکار، در دو دهه گذشته چندین موج اعتراضی مهم در ایران شکل گرفته است: از جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ۱٤۰۱ و اعتراضات اخیر که از اواخر دسامبر آغاز شد. در همه این موارد، پاسخ حکومت سرکوبی سنگین و خونین بوده است.
در این میان، برخی از مخالفان حکومت همچنان نگران‌اند که توقف جنگ در مقطع کنونی، به تحکیم دوباره همان نیروهایی بینجامد که معترضان را در ماه‌های گذشته سرکوب کرده‌اند. یک پزشک ایرانی که در ژانویه زخمی‌های اعتراضات را درمان کرده، به گاردین گفته است بزرگ‌ترین ترس او این است که جنگ همین حالا متوقف شود و همان کسانی که ماه گذشته مردم را قتل‌عام کردند، این‌بار نیرومندتر از پیش بر سر جای خود باقی بمانند. او هنوز امید دارد که این جنگ دست‌کم به تغییری واقعی منجر شود.
اما در برابر این نگاه، گروه بزرگی دیگر از مخالفان حکومت، با شنیدن گزارش‌هایی درباره کشته شدن نوزادان و غیرنظامیان در حملات آمریکا و اسرائیل، اکنون احساس می‌کنند که دیگر فقط یک حکومت نیست که ایرانیان را می‌کشد، بلکه سه دولت در کشتار مردم ایران نقش دارند. یکی از معترضان تهرانی در گفت‌وگو با گاردین گفته است بخش مهمی از افرادی که با آن‌ها صحبت کرده، پس از دیدن کشته شدن غیرنظامیان، برداشت خود را از مداخله نظامی خارجی تغییر داده‌اند.
همان معترض می‌گوید در تهران، برای نخستین بار چیزی شبیه «بمباران فرشی» را تجربه کرده‌اند؛ حملاتی پیاپی و موج‌وار که چندین محله در مرکز شهر را یکی پس از دیگری هدف گرفته است. از نگاه او، ایرانیان در این شرایط «کاملاً و واقعاً رها شده‌اند».
برآیند این روایت‌ها تصویری روشن از یک دگرگونی تلخ به دست می‌دهد: بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی که روزی به دخالت خارجی به چشم راه نجات می‌نگریستند، اکنون با دیدن ویرانی کشور، تخریب میراث تاریخی، فروپاشی زیرساخت‌ها و مرگ غیرنظامیان، به این نتیجه رسیده‌اند که میان حکومت سرکوبگر داخلی و قدرت‌های خارجی مهاجم، مردم ایران بار دیگر بی‌پناه‌ترین قربانیان این میدان شده‌اند. در این نگاه تازه، مسئله دیگر فقط سرنگونی یک حکومت نیست؛ مسئله این است که آیا چیزی از کشور، جامعه و امکان زندگی پس از این جنگ باقی خواهد ماند یا نه.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: