گزارش نشريه آتلانتيک از شکاف در اپوزیسیون سلطنتطلب
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

گزارش تازهای در نشریه آتلانتیک، به قلم رابرت اف. ورث، تصویری پرتنش از درون جریان سلطنتطلب ایرانی و پیرامون رضا پهلوی ارائه میدهد؛ جریانی که در ماههای اخیر، همزمان با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بیش از گذشته در رسانهها دیده شده، اما درون و بیرون خود با شکافها، اتهامها، خشونت کلامی و حتی پروندهای جنایی روبهرو شده است. نویسنده گزارش میگوید افزایش نفوذ رضا پهلوی در بخشی از اپوزیسیون، با تکیه بر تاکتیکهایی شبیه جریان ترامپی در آمریکا، نزدیکی آشکار به اسرائیل و حضور مشاورانی تندرو، از یک سو نام او را برجستهتر کرده و از سوی دیگر بسیاری از همراهان بالقوهاش را از او دور کرده است.
گزارش با پروندهای تکاندهنده آغاز میشود: ناپدید شدن مسعود مسجودی، فعال ایرانی تبعیدی در کانادا، در اوایل فوریه. چند روز پس از ناپدید شدن او، پیام تهدیدآمیزی در شبکه ایکس منتشر شد که چند چهره شناختهشده دیاسپورای ایرانی را هدف قرار میداد و از «جسدها» سخن میگفت. وقتی جسد مسجودی در ماه مارس پیدا شد، مسیر تحقیقات، برخلاف انتظار اولیه، به جمهوری اسلامی نرسید. پلیس کانادا دو نفر از پیروان رضا پهلوی را به قتل درجه یک متهم کرد. مسجودی از منتقدان سرسخت رضا پهلوی بود و پیشتر همین دو مظنون را به نام معرفی کرده و گفته بود آنان در پی خاموش کردن او هستند.
آتلانتیک تأکید میکند که هیچ سندی برای ارتباط رضا پهلوی یا مشاورانش با قتل مسجودی ارائه نشده است. نویسنده همچنین میگوید شواهدی نیافته که ادعای مسجودی درباره حمایت پنهانی سپاه پاسداران از رضا پهلوی را تأیید کند. اما قتل مسجودی، ترس تازهای در میان منتقدان سلطنتطلبان ایجاد کرده و این تصور را تقویت کرده است که پیرامون جنبش رضا پهلوی، علاوه بر حامیان سیاسی، گروهی از هواداران متعصب و خطرناک نیز وجود دارند.
در مرکز این بحران، رابطه رضا پهلوی با دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو قرار دارد. به نوشته آتلانتیک، رضا پهلوی و حامیانش پیش از آغاز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با اشتیاق از امکان جنگ استقبال کردند و مدعی بودند دهها هزار نفر از نیروهای حکومتی آماده جدا شدن از جمهوری اسلامی و پیوستن به طرح انتقال قدرت به رهبری او هستند. این ادعا بعدها حتی به بیش از صد هزار نفر افزایش یافت. اما جنگ، برخلاف انتظار آنان، به بازگشت رضا پهلوی به ایران و فروپاشی حکومت منجر نشد. بیش از دو ماه پس از آغاز جنگ، جمهوری اسلامی همچنان پابرجا مانده و تنگه هرمز نیز بسته یا تحت کنترل شدید باقی مانده است.
همین وضعیت خشم بخشی از حامیان رضا پهلوی را برانگیخته است. در گزارش آمده است برخی از چهرههای نزدیک به او، آتشبس و مذاکرات صلح را نوعی خیانت میدانند و همچنان خواهان بمباران بیشتر ایراناند. یکی از حامیان برجسته رضا پهلوی، که در هیئت مدیره نهاد غیرانتفاعی او حضور دارد، در شبکه ایکس نوشته بود جنگ مطابق میل او پیش نرفته و تهران باید روزانه با هزاران هدف بمباران میشد. این نوع موضعگیریها، بهویژه در شرایطی که مردم ایران هدف پیامدهای جنگ قرار میگیرند، انتقادها از رضا پهلوی و حلقه نزدیکانش را تشدید کرده است.
در برابر این مواضع، منتقدان رضا پهلوی نیز لحن خود را تندتر کردهاند. برخی او را وابسته به اسرائیل، فاقد دستاورد جدی، گرفتار توهم رهبری و رهبر نوعی فرقه سیاسی جنگطلب توصیف کردهاند. نیکآهنگ کوثر، روزنامهنگار و کارتونیست شناختهشده که زمانی به رضا پهلوی نزدیک بود، در متنی انتقادی او را فردی دانسته که از امتیاز موروثی برخوردار است، اما دستاورد سیاسی روشنی ندارد و در عمل چیزی جز تناقض، توهم و سرخوردگی تحویل نداده است.
گزارش آتلانتیک ریشه این شکاف را به سالهای گذشته بازمیگرداند. به نوشته رابرت اف. ورث، رضا پهلوی در سالهای اخیر با استفاده از مشاورانی جوانتر، به سوی شیوههایی حرکت کرده که از جریان راست پوپولیستی آمریکا، بهویژه جریان «ماگا»، الهام میگیرد. این مشاوران، در عین حال که رابطه آشکار و مثبت با اسرائیل را بخشی از راهبرد جدید میدانند، در برخورد با منتقدان لحنی تند و حذفگرایانه دارند. سعید قاسمینژاد، مشاور اقتصادی رضا پهلوی، پیشتر نوشته بود: «یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی.» این جمله، در گزارش آتلانتیک، نمونهای از منطق دوقطبی و تحملناپذیر در اطراف رضا پهلوی معرفی شده است.
این تناقض، به نوشته آتلانتیک، در قلب پروژه سیاسی رضا پهلوی قرار دارد: او از آیندهای دموکراتیک برای ایران سخن میگوید، اما برخی از مشاوران و هوادارانش با او مانند پادشاهی رفتار میکنند که سخنش نباید زیر سؤال برود. چند چهره ایرانی ـ آمریکایی در گفتوگو با نویسنده، به دلیل فضای آزار و حملات آنلاین، نخواستهاند نامشان فاش شود. یکی از آنان گفته است در شبکههای ثروتمندانی که رضا پهلوی برای جذب حمایت مالی به آنها نزدیک شده، شکافی جدی وجود دارد: گروهی میگویند «فقط پهلوی»، اما گروهی دیگر میپرسند چرا باید یک دیکتاتوری را با دیکتاتوری دیگری جایگزین کرد.
آتلانتیک یادآوری میکند که رضا پهلوی در گذشته چهرهای با تأکید بر مبارزه بدون خشونت شناخته میشد. او از آثار جین شارپ، نظریهپرداز مبارزه مدنی و غیرخشونتآمیز، تأثیر گرفته بود و شعار دیرینهاش «امروز فقط اتحاد» بود. اما به گفته برخی از نزدیکان سابق او، این تصویر از حدود ده سال پیش تغییر کرد؛ زمانی که سعید قاسمینژاد و امیر اعتمادی در حلقه مشاوران او برجسته شدند. قاسمینژاد سالها در بنیاد دفاع از دموکراسیها، اندیشکدهای راستگرا در واشنگتن که روابط نزدیکی با دولتهای اسرائیل داشته، کار کرده بود.
مشاوران جدید به رضا پهلوی میگفتند که نگاه نسل تازهای از ایرانیان به خاندان پهلوی تغییر کرده است. نفرتی که انقلاب ۱۳۵۷ علیه سلطنت را شکل داده بود، در بخشی از جامعه رنگ باخته و نوعی نوستالژی نسبت به ایران پیش از انقلاب گسترش یافته است. شبکههایی مانند منوتو نیز با نمایش تصاویر آرمانی و نوستالژیک از «زمان شاه»، این تصور را تقویت کردند؛ تصاویری از مهمانیها، ساحلها و زندگی آزادتر، بدون اشاره جدی به ساواک و سرکوب سیاسی دوران سلطنت. مشاوران رضا پهلوی معتقد بودند او میتواند بر همین نوستالژی و بر فضای تازه ضدجمهوری اسلامی سرمایهگذاری کند.
اما همین نگاه، به نوشته آتلانتیک، نوعی جنگ درون اپوزیسیون نیز به همراه آورد. یکی از کسانی که با قاسمینژاد و اعتمادی کار کرده، به نویسنده گفته است آنان باور دارند «در هم کوبیدن اپوزیسیون» به اندازه مبارزه با جمهوری اسلامی اهمیت دارد، زیرا فکر میکنند رضا پهلوی فقط وقتی مؤثر است که تنها صدای اپوزیسیون باشد. این نگاه سبب شد چهرههایی مانند نیکآهنگ کوثر، که زمانی به رضا پهلوی نزدیک بودند، بهتدریج از او فاصله بگیرند. کوثر گفته است رفتار برخی مشاوران رضا پهلوی برای او یادآور فضای جمهوری اسلامی بوده است؛ مطیع در برابر رهبر، اما خشن و بیادب در برابر دیگران.
گزارش سپس به مسعود مسجودی بازمیگردد؛ ریاضیدان و فعال ایرانی در کانادا که ابتدا از حامیان رضا پهلوی بود و در شبکهای از تبعیدیان ایرانی به نام «احیای ایران» حضور داشت، اما بعداً به یکی از تندترین منتقدان او تبدیل شد. مسجودی در ماههای پیش از قتل، بارها علیه رضا پهلوی و اطرافیانش نوشت و حتی مدعی شد برخی چهرههای نزدیک به جریان پهلوی با سپاه پاسداران ارتباط پنهانی دارند. او همچنین ادعاهایی درباره خطر قتل خود مطرح کرده بود؛ ادعاهایی که در آن زمان برای بسیاری اغراقآمیز یا آشفته به نظر میرسید، اما پس از پیدا شدن جسدش معنایی تازه پیدا کرد. بنا بر اسناد پرونده، دو متهم قتل او ظاهراً برای تهیه مادهای کشنده به فردی در ونکوور مراجعه کرده بودند.
بخش مهم دیگری از گزارش به سفر رضا پهلوی به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۳ اختصاص دارد. او در آن سفر با بنیامین نتانیاهو و مقامهای دولت اسرائیل دیدار کرد و خود را مانند یک رهبر بالقوه آینده ایران نشان داد. او وعده داد ایران پس از جمهوری اسلامی بیدرنگ اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت. به گفته یکی از مشاوران سابقش، این سفر «او را روی نقشه آورد»، تابویی را شکست و جایگاهش را در سطحی تازه قرار داد. اما همین سفر نیز شکاف در اپوزیسیون را عمیقتر کرد، بهویژه آنکه در همان زمان، بخش بزرگی از جامعه اسرائیل علیه برنامههای اقتدارگرایانه دولت نتانیاهو در خیابانها بود.
آتلانتیک همچنین به نقش شبکههای اجتماعی و عملیات سازمانیافته آنلاین در برجسته کردن رضا پهلوی میپردازد. در سال ۲۰۲۳، جف گولبرگ، پژوهشگر دستکاری شبکههای اجتماعی، گزارشی منتشر کرد که از وجود کارزاری گسترده و هماهنگ در حمایت از رضا پهلوی و علیه چهرهها و نهادهای طرفدار دیپلماسی با جمهوری اسلامی خبر میداد. در آن گزارش هزاران حساب کاربری شناسایی شده بود که روزانه حجم عظیمی پیام منتشر میکردند. آتلانتیک مینویسد برخی پیوندها میان این حسابها و حسابهای رسمی دولت اسرائیل دیده شده بود. روزنامه هاآرتص نیز بعداً تحقیقاتی منتشر کرد که وجود نهادی خصوصی با حمایت دولتی در اسرائیل برای ترویج رضا پهلوی و جذب فارسیزبانان را مستند میکرد.
در کنار اسرائیل، رسانه ایران اینترنشنال نیز در گزارش آتلانتیک به عنوان یکی از حامیان رسانهای مهم رضا پهلوی معرفی شده است. این شبکه که با حمایت سعودیها راهاندازی شد، در سالهای اخیر توجه زیادی به رضا پهلوی داده است، هرچند مالکیت و منابع مالی آن همچنان شفاف نیست. منتقدانی مانند تریتا پارسی، از بنیانگذاران نایاک، رضا پهلوی را نامزدی مصنوعی و ساختهشده از بالا میدانند که به جای ساختن پایگاه اجتماعی واقعی، به دنبال جلب حمایت قدرتهای سیاسی و رسانهای خارجی رفته است.
با این حال، گزارش آتلانتیک اذعان میکند که نمیتوان محبوبیت رضا پهلوی در داخل ایران را کاملاً ساختگی دانست. در فضای بسته و امنیتی ایران، سنجش افکار عمومی دشوار است، اما یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۴ نشان داده بود او از حمایت ۳۱ درصد پاسخدهندگان برخوردار است؛ رقمی بالاتر از دیگر چهرههای سیاسی. نقطه آزمون مهمتر، اعتراضات گسترده اواخر دسامبر بود؛ زمانی که سقوط ارزش ریال مردم را در تهران و شهرهای دیگر به خیابان کشاند و برای نخستین بار شمار قابل توجهی از معترضان نام رضا پهلوی را شعار دادند و خواستار بازگشت او شدند.
رضا پهلوی پس از آن، مردم را به اعتراض سراسری در روزهای ۸ و ۹ ژانویه فراخواند و همزمان مدعی شد دهها هزار نفر از نیروهای امنیتی و دولتی آماده جدا شدن از جمهوری اسلامیاند. اما حکومت فرو نپاشید. اینترنت قطع شد و سپاه پاسداران و دیگر نیروهای مسلح یکی از خونینترین سرکوبهای تاریخ معاصر ایران را آغاز کردند. پس از آن، رضا پهلوی با انتقادهای گسترده روبهرو شد؛ منتقدان گفتند او مردم را با ادعاهای تأییدنشده درباره ریزش نیروهای حکومتی به خیابان فراخوانده و شاید احساس امنیتی کاذب ایجاد کرده است. همچنین گفته شد سامانههایی که برای ثبت اعلام جدایی نیروهای حکومتی با کدهای کیوآر و فرمهای گوگل طراحی شده بود، میتوانست بهراحتی در معرض نفوذ نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گیرد و حتی برای شناسایی افراد واقعی استفاده شود.
به نوشته آتلانتیک، مشکل دیگر این بود که برخی مشاوران رضا پهلوی همزمان که از جذب نیروهای جداشده از حکومت سخن میگفتند، در شبکههای اجتماعی از مجازات و حتی به دار آویختن مقامهای حکومت پس از سقوط جمهوری اسلامی حرف میزدند. منتقدان میگویند چنین تهدیدهایی ممکن است برعکس، نیروهای امنیتی را متحدتر کرده و آنان را در کنار حکومت نگه داشته باشد؛ زیرا برای آنان این پیام را فرستاده که در صورت تغییر قدرت، آیندهای جز انتقام در انتظارشان نیست.
با وجود انتقادها، هواداران رضا پهلوی همچنان فعالاند. در فوریه، بیش از ۲۰۰ هزار نفر در مونیخ برای تغییر حکومت در ایران تجمع کردند و بسیاری نام رضا پهلوی را شعار دادند. او در همان زمان برای کنفرانس امنیتی مونیخ در شهر حضور داشت. کریستین امانپور در گفتوگویی تلویزیونی از او پرسید آیا رفتار تهاجمی برخی هوادارانش را محکوم میکند یا نه. رضا پهلوی گفت با هر نوع ارعاب مخالف است و افزود به باور او جمهوری اسلامی پشت بسیاری از این کارزارهاست. آتلانتیک میپذیرد که شواهدی از تلاش ارتش سایبری جمهوری اسلامی برای تشدید شکاف در اپوزیسیون وجود دارد، اما یادآوری میکند که بلافاصله پس از همان مصاحبه، گروهی از هواداران رضا پهلوی در مونیخ به امانپور نزدیک شدند، با خشم بر سر او فریاد کشیدند و او را به همکاری با جمهوری اسلامی متهم کردند.
پس از آنکه ترامپ در ۷ آوریل آتشبس با ایران را اعلام کرد، رضا پهلوی در پیامی به هوادارانش گفت میداند این تصمیم بسیاری از آنان را دلسرد کرده است. سپس تور اروپایی تازهای را آغاز کرد، همچنان از تغییر حکومت سخن گفت و دولت بریتانیا را، که در جنگ مشارکت نکرده بود، به مماشات متهم کرد. اما همزمان، صدای منتقدانش نیز بلندتر شد. حتی منوچهر بختیاری، زندانی سیاسی و از سلطنتطلبان شناختهشده داخل ایران، در پیامی صوتی تند خطاب به رضا پهلوی گفت او بیش از هر کس دیگر به آنچه مدعی دفاع از آن بوده پشت کرده است.
در پایان گزارش، آتلانتیک نشان میدهد که درخواستهای رضا پهلوی و حامیانش برای بمباران بیشتر ایران، در شرایطی که ترامپ آشکارا از جنگ خسته شده، حالتی نومیدانه پیدا کرده است. یکی از حامیان برجسته رضا پهلوی به نویسنده گفته است اگر ارتش آمریکا بتواند زمینه فرود امن ولیعهد سابق را در یکی از شهرهای ایران فراهم کند، کار سپاه تمام خواهد شد. نویسنده میگوید این سناریو نه تنها نامحتمل است، بلکه با تصویر خود رضا پهلوی از زندگیاش نیز ناسازگار به نظر میرسد؛ کسی که در سال ۲۰۲۳ گفته بود زندگیاش در ۴۰ سال گذشته در آمریکا بوده، فرزندان و دوستانش آنجا هستند و اگر به ایران بازگردد، معلوم نیست دقیقاً به چه چیزی بازمیگردد.
گزارش با تصویری تلخ از وضعیت مردم ایران تمام میشود. نویسنده میگوید ایرانیان اکنون شاید بیش از هر زمان دیگر در برابر نیروهای سختگیر آسیبپذیر شدهاند که قرار بود جنگ آنها را تضعیف کند. یکی از ایرانیانی که امسال از کشور گریخته، به آتلانتیک گفته است رضا پهلوی هنوز در داخل ایران محبوبیتی دارد، اما بیشتر به صورت یک «غیاب» تا یک «حضور»؛ چیزی شبیه خلأیی که مردم مستأصل در برابر حکومت اقتدارگرا میخواهند با نامی، نمادی یا ناجیای پر کنند. به تعبیر او، بسیاری در جستوجوی کسی یا چیزیاند که نظم را بازگرداند؛ نوعی ظهور دوباره. اما این خلأ هنوز پر نشده است.