گزارش شبکههای اجتماعی حزب کمونیست ایران: سفره کارگران کوچکتر شد؛ کالابرگ هم از گرانی جا ماند!
شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

تازهترین دادههای مربوط به قیمت مواد غذایی در تیرماه ۱۴۰۵ تصویر روشنی از فشار فزاینده بر معیشت مردم نشان میدهد. تورم نقطه به نقطه گروه خوراکیها و آشامیدنیها به ۱۲۸.۱ درصد رسیده است. به زبان ساده، خانوارها برای خرید مجموعه مشابهی از مواد غذایی، بطور متوسط بیش از دو برابر تیرماه سال گذشته هزینه میکنند. برای خانوادههای کارگری که دستمزد و مستمری آنها به این نسبت افزایش نیافته است، این جهش قیمتها قدرت خرید را کاهش داده و سفره آنان را هر روز کوچکتر کرده است.
گرانی نیز به یک یا دو کالا محدود نیست. روغنها و چربیها با ۲۶۱.۵ درصد افزایش قیمت نسبت به تیرماه سال گذشته در صدر قرار گرفتهاند. تورم گروه شیر، پنیر و تخممرغ به حدود ۱۴۷.۱ درصد، گوشت قرمز و سفید و فرآوردههای آن به ۱۴۵.۲ درصد، نان و غلات به ۱۱۶.۷ درصد و میوه و خشکبار به ۱۱۵.۴ درصد رسیده است. یعنی بخش بزرگی از کالاهایی که مستقیمن با تغذیه روزانه مردم ارتباط دارند، در فاصله یک سال بیش از دو برابر گران شدهاند.
در چنین شرایطی حتی کاهش مقطعی قیمت برخی کالاها را نمیتوان به معنای ارزان شدن آنها دانست. ممکن است قیمت یک ماده غذایی در یک ماه چند درصد کاهش پیدا کند، اما وقتی همان کالا نسبت به سال گذشته بیش از صد درصد گرانتر شده است، این کاهش جزئی تغییری اساسی در قدرت خرید مردم ایجاد نمیکند. سطح عمومی قیمت مواد غذایی همچنان بسیار بالاتر از درآمد بخش بزرگی از جامعه قرار دارد.
اما گرانی برای همه به یک شکل عمل نمیکند. خانوادههای جامعه کارگری، بیکاران و دیگر خانوارهای کم درآمد بخش بزرگی از درآمد خود را صرف خوراک، مسکن، درمان و دیگر نیازهای ضروری میکنند. وقتی قیمت مواد غذایی دو یا سه برابر میشود، این خانوادهها امکان چندانی برای جبران آن ندارند. ابتدا مقدار خرید کمتر میشود، سپس کیفیت مواد غذایی پایین میآید و در نهایت گوشت، لبنیات، میوه و دیگر اقلام ضروری کمتر در سفره ظاهر میشوند. اینجاست که تورم مواد غذایی مستقیمن به فقر غذایی تبدیل میشود.
کالابرگ در تعقیب قیمتهایی که هر روز جلوتر میروند
کالابرگ با عنوان حمایت از قدرت خرید مردم و تأمین کالاهای اساسی اجرا شده است، اما یک تناقض اساسی پا برجا است، اعتبار کالابرگ محدود است، در حالی که قیمت مواد غذایی مرتب افزایش پیدا میکند. بنابراین حتی اگر مبلغ اسمی کالابرگ ثابت بماند، مقدار کالایی که میتوان با آن خرید، هر ماه کمتر میشود.
برآوردهای انجام شده بر پایه قیمتهای تیرماه نشان میدهد هزینه تهیه سبد ۱۱ قلم کالای پایه کالابرگ برای یک نفر به حدود ۵ میلیون و ۳۸۲ هزار تومان رسیده است. برای یک خانواده سهنفره، هزینه همین سبد از ۱۶ میلیون تومان فراتر میرود. چنین ارقامی نشان میدهد فاصله میان حمایتهای محدود دولتی و هزینه واقعی تأمین مواد غذایی تا چه اندازه بزرگ شده است.
مسئله اصلی همینجا است. کالابرگ نمیتواند جای دستمزدی را بگیرد که قدرت خریدش سقوط کرده است. اگر قیمت روغن، نان، برنج، گوشت، مرغ، تخممرغ، لبنیات و میوه با سرعتی بسیار بیشتر از افزایش مزد و مستمری بالا برود، هر مبلغ حمایتی پس از مدت کوتاهی بخش کوچکتری از هزینه واقعی زندگی را پوشش خواهد داد.
از این رو مسئله سفره مردم را نمیتوان با یارانههای مقطعی و اعتبارهای محدود حل کرد. دستمزد و مستمری باید متناسب با هزینه واقعی زندگی افزایش یابد و دسترسی به خوراک کافی، مسکن، درمان، آموزش و خدمات اجتماعی نباید به توان مالی خانوادهها وابسته باشد. انتقال بار تورم به دوش کارگران و مردم کم درآمد و سپس بازگرداندن بخش کوچکی از آن تحت عنوان کالابرگ، راهحل بحران معیشت نیست.
پرسش واقعی بنابراین این نیست که کالابرگ توزیع میشود یا نه. مسئله این است که وقتی قیمت مواد غذایی در یک سال دو تا سه برابر میشود، کالابرگ واقعن چه مقدار از سفره یک خانواده کارگری را میتواند تأمین کند؟ گرانی جلوتر میدود، دستمزد عقب میماند و کالابرگ هر ماه کوچکتر از سفرهای میشود که قرار بود از آن حمایت کند.
جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۲۱ آگوست ۲۰
