سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ | 13 - 01 - 2026

Communist party of iran

گزارش سیاسی به کنگره نوزدهم کومه له اوضاع سیاسی ایران – کردستان و وظایف کومه له

جنبش ژینا و جنبش انقلابی‌ کردستان  
در فاصله زمانی کنگره ۱۸ کومه له تاکنون تغییر و تحولات سیاسی و مبارزاتی زیادی در جامعه ایران بوقوع پیوسته است. در کنگره ۱۸ در فروردین ۱۴۰۱ با توجه به بحران های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود در جامعه پیش بینی شد که خیزش توده ای تکامل یافته تری از جنبشهای دی ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ در راه است. طولی نکشید که درشهریور۱۴۰۱ بر اثرقتل حکومتی ژینا امینی جامعه ایران با پیشتازی کردستان وحضورچشمگیرزنان برعلیه حاکمیت سرکوبگرشورید و صحنه های شکوهمندی ازعزم واراده عمومی برعلیه حاکمیت استثمارگررقم خورد. تنوع تاکتیکها وشیوه های مبارزاتی که در جنبش ۱۴۰۱ بکارگرفته شد ازویژه گیهای دوران انقلابی هستند و به همین اعتبار جنبش ۱۴۰۱ درطرح شعارها وخواستها ومطالباتش وهمچنین شیوه های بکارگرفته شده، به جنبش انقلابی ژینا مشهور شد. این جنبش در تکامل خیزشهای اجتماعی ماقبل خود که گفتمان اصلاح طلبی و گذارمسالمت آمیز را هدف قرارداده و به حاشیه رانده بودند، بار دیگر ضرورت انقلاب وسرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را درصدرتمامی راهکارهای دیگر قرار داد.

این جنبش توانست اتحاد و همبستگی مبارزاتی را درحد اعلا به نمایش بگذارد و بویژه مشارکت و پیشتازی مردم مبارز کردستان دراین جنبش چنان گسترده بود، که در اعتراضات سراسری، کردستان چشم و چراغ ایران لقب گرفت. جنبش ژینا با پیشتازی زنان و با دور افکندن روسری ها یکی از پایه های حاکمیت، یعنی ایدئولوژی اسلامی را در هم کوبید، بطوری که اکنون نیز پس از گذشت سه سال جمهوری اسلامی علیرغم تمام سرکوبگریهایش موفق نشد که لایحه “حجاب وعفاف” را عملی کند و سمبه زنان و مردان آزاده و مبارز در زمینه پوشش اختیاری خیلی پر زورتر از ماشین سرکوب جمهوری اسلامی عمل کرد و این موضوع ازاین منظرمهم است که مقاومت ومبارزه در بعد اجتماعی و توده ای به منظورتامین خواستها ومطالبات دردیگرجنبشهای اجتماعی نیزمیتواند رژیم را واداربه عقب نشینی کند.

یادآوری چند باره‌ دستاوردها وتاثیراتی که جنبش ۱۴۰۱ بدنبال داشت، بازگویی خاطراتی شیرین ازیک رویداد تاریخی نیست بلکه بازتولید میزان آمادگی و بکارگیری تاکتیکها وشیوه های مبارزاتی این جنبش درخیزشهای آتی که به یقین گسترده تر و تاثیرگذارتر حتی از جنبش ژینا خواهند بود، میباشد. وقتی که جنبش ژینا با بکارگیری ظرفیتهای بالای خود توانست فضای رعب و وحشت وسرکوب را درهم شکند، اظهارنظرآزادانه و جسورانه علیه مناسبات حاکم را در محافل و مجامع عمومی و مترو و محیط کار و محلات به یک نرم عادی تبدیل کند، همزمان تلفیقی ماهرانه از تظاهرات و اعتراضات خیابانی را با اعتصابات واعتراضات محله محوربه نمایش بگذارد، وقتی که این ظرفیت را از خود بروز داد که به سرعت تاکیتکها وشیوه های مبارزات خیابانی را به شهرها و مناطق مختلف کشور گسترش دهد و با مقابله با گاردهای ویژه رژیم و فراری دادن آنها و ایجاد راهبندانها وتصرف وبه آتش کشیدن پایگاههای بسیج وگاها تصرف شهرداریها وفرمانداریها، درتکامل خود طیف وسیعتری ازدانشگاهیان ومدارس و حاشیه شهرها را به خود متصل کند، آن زمان بود که ترس و وحشت را به جان رهبران رژیم انداخت و ارکان جمهوری اسلامی را به لرزه درآورد.

آشکاراست که میتوان فاکتهای بسیار بیشتری را از دستاوردها وتاثیرات جنبش انقلابی ژینا برشمرد ولی این جنبش نیزبه مانند هر پدیده دیگری جدا از نقاط قوت و دستاودهایش ازکمبودهایی هم رنج میبرد که شاخص ترین آن عدم آمادگی طبقه کارگربه عنوان یک طبقه اجتماعی  به منظور شرکت در این جنبش عظیم بود. پر واضح است که نقش و جایگاه طبقه کارگر به علت اعتصابات و اعتراضات پرشمارش در  چند دهه اخیر و درعرصه سیاسی و مبارزاتی ایران وکردستان نه تنها غیرقابل انکاراست، بلکه میتوان به عنوان اصلی ترین فاکتوردر پیدایش خیزشهای ۹۶ و ۹۸ و حتی ۱۴۰۱ از آن یاد کرد و یا در جنبش ژینا محلات حاشیه شهرها و یا شهرهای کوچک و شهرکهای صنعتی نقش بسزایی داشتند و آحاد طبقه کارگر شرکت فعال در این جنبش داشتند ولی شاهد حضور طبقه کارگر به عنوان طبقه نبودیم. یکی دیگرازضعفهای این جنبش این بود که علیرغم تمام استعدادها و ظرفیتها و فداکاریهایی که در جریان مبارزه نمود پیدا کردند، این جنبش نتوانست در ادامه خود در ابعاد میلیونی و به معنای واقعی کلمه در ابعاد توده ای و اجتماعی ظاهرشود. هرچند به علت وجود دریایی از کینه و نفرت علیه حاکمیت اسلامی سرمایه داری امکان توده ای شدن این جنبش دور از دسترس نبود ولی به دلیل یکی دیگرازضعفهای جنبش که عدم وجود سازمان رزم سراسری بود، نتوانست به این بعد کارساز ارتقاء یابد.

باوجود اینکه جنبش ژینا ازدستیابی به بخشی ازاهداف و آرزوهایش ناکام ماند ولی تداوم جنبش مبارزاتی در ابعاد و کیفیتی دیگرنشاندهنده این است که جمهوری اسلامی علیرغم تمام تمهیدات و سرکوبگریهایش موفق نشده که اوضاع را به قبل از این جنبش برگرداند و اکنون دیگر شهریور۱۴۰۱ به یکی از مقاطع تاریخی در تغییر توازن قوای سیاسی و اجتماعی درایران تبدیل شده است.
شرکت قاطع و گسترده مردم مبارز کردستان در جنبش انقلابی ژینا تصمیمی آنی و یک شبه نبود. از همان لحظات اول قتل حکومتی ژینا معلوم بود که مردم کردستان دست روی دست  نخواهند گذاشت و رژیم اسلامی هم براحتی این جنایت انجام گرفته توسط نیروهای امنیتی اش را در سکوت و بدون عکس العمل مردم پشت سرنخواهد گذاشت. سابقه و پیشینه مردم مبارز کردستان درمقابل سرکوبگری های جمهوری اسلامی در قتل شوانه سید قادری در سال ۱۳۸۴ در مهاباد واعدام فرزاد کمانگر و چهارتن دیگر از زندانیان سیاسی وهمراهان وی در۱۳۸۹ با مبارزات ممتد وادامه دار و نهایتا اعتصابات عمومی شکوهمند مردم کردستان در ۱۶ مرداد سال ۱۳۸۴ و ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ در تاریخ مبارزات سیاسی ایران و کردستان به ثبت رسیده است.

در ادامه این روند، جامعه کردستان شاهد شرکت وسیع مردم مریوان در تشییع پیکر چهار تن از جانباختگان مدافع محیط زیست یعنی شریف باجور و یارانش در چهارم شهریورسال ۱۳۹۷ با حمل پلاکاردهای سرخ و شعارهای اعتراضی رادیکال و گرامیداشت یاد آنان در دیگر شهرها بود. درهفدهم شهریور ۱۴۰۱ یعنی یک هفته قبل از قتل ژینا امینی، حضور گسترده مردم معترض مریوان خصوصاً زنان در تشییع پیکر شلیر رسولی و محکومیت جنایت علیه زنان، با پلاکاردهای سرخ و شعارها و سخنرانی‌های رادیکال و نیز ابراز پشتیبانی از سوی فعالین جنبش رهایی زن در شمار دیگری از شهرهای کردستان، یک بار دیگر توجه همگان را به کردستان و فضای اعتراضی رادیکال در آن جلب نمود. بنابراین پر واضح بود که با این پیش زمینه و تاریخ درخشان مبارزات سیاسی در کردستان، اینبار هم مردم در محکومیت جنایت انجام گرفته و قتل ژینا امینی نقش پیشتازو انقلابی خود را ایفا خواهند کرد.

در بعد سراسری اگرجنبش انقلابی ژینا گفتمان سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را برسر زبانها انداخت، درکردستان علاوه براین، جنبش ژینا بطور واقعی در ابعاد اجتماعی استراتژی جریانات ناسیونالیست درکردستان که متکی بر دخالتگری خارجی و تغییر از بالا بود را به چالش کشید و با تشکیل تشکلات محله محور و عزم همگانی برای شرکت عملی در این جنبش بار دیگر بر نقش و جایگاه توده های ستمکش مردم در ایجاد تحولات سیاسی و اجتماعی و تغییرات از بطن جامعه و توسط خود مردم را مورد تاکید قرار داد و مهر باطل قاطعی براستراتژی جریاناتی که در مسیرهمکاری با جرج تاون و یا شورای ملی مقاومت مجاهدین قرارگرفتند کوبید و درمقابل، برهمسرنوشتی و ضرورت مبارزات سراسری مردم در ایران و کردستان مهر تائید زد.

جنگ ایران و اسرائیل و موقعیت جمهوری اسلامی 
اکنون دیگربرهمگان آشکاراست که هفتم اکتبر۲۰۲۳ و پیامدهای آن سرآغازعلنی شدن شکست استراتژی جنگ بازدارنده جمهوری اسلامی و تضعیف شدید نیروهایی نیابتی اش درخاورمیانه است. اگرچه ازمدتها پیش و درپی حملات مرگبار ارتش اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران در سوریه و کشتن فرماندهان این نیرو، سران رژیم جمهوری اسلامی احساس حقارت کرده و ضرورت پاسخ به اسرائیل را گوشزد میکردند و یا بدنبال امضا تفاهمات صلح برخی از کشورهای عربی با اسرائیل تحت عنوان پیمان ابراهیم و گسترش تدریجی این پیمان، جمهوری اسلامی را در منطقه درحالت انزو ا قرار داده بود، این رویدادها جمهوری اسلامی را برآن داشت که جهت تغییر اوضاع و توازن قوا اقداماتی انجام دهد که نهایتا به زیان خودش تمام شد.

در هرحال ادامه تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی از سویی و تهدیدهای ترامپ پس از سرکار آمدن مجدد از سوی دیگر، خامنه ای و کادر رهبری سپاه پاسداران را به رغم اینکه مذاکره با آمریکا را کاری نا شرافتمندانه می دانستند وادار کرد که نه تنها به پای میزمذاکره رفتند بلکه بارها با نماینده آمریکا مذاکرات مستقیم انجام دادند و هنوز روند مذاکرات به پایان نرسیده بود که با روشن کردن چراغ سبز آمریکا برای نتانیاهو در نیمه های جمعه شب بیست و سوم خرداد ماه، شاهد حملات گسترده اسرائیل به ایران و شروع جنگ ارتجاعی دواززده روزه بودیم. ازهمان ساعات اولیه حملات اسرائیل و کشته شدن تعداد زیادی از فرماندهان سپاه پاسداران و به اصطلاح دانشمندان هسته ای رژیم دو موضوع قطعی و مشخص شد. یکی اینکه حملات اسرائیل با اطلاع و هماهنگی و اجازه کامل آمریکا انجام گرفته و دیگری اینکه علیرغم هیاهوی تبلیغاتی رژیم و فرماندهان نظامی اش مبنی بر آمادگی کامل در مواجهه باهرگونه تهدیدی، کاملا غافلگیر شده و نتوانستند کاری انجام دهند.

ادامه جنگ و موشک پرانی و ارسال پهبادهای جمهوری اسلامی به سوی اسرائیل هم علیرغم وارد کردن خسارات زیادی به اماکن عمومی و برخی تاسیسات اسرائیلی، و ادامه بمبارانهای مراکزمختلف نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی از سوی اسرائیل نهایتا به ورود بمب افکن های غول پیکر آمریکایی به جنگ و فروریختن بمبهای سنگرشکن بر روی تاسیسات هسته ای رژیم به ویژه در فردو و نطنز منجر شد. در جریان این جنگ ارتجاعی که میرفت شعله های آن گسترده‌تر گردد و درآن صورت عواقب فاجعه باری را رقم میزد، حزب ما و دیگر جریانات چپ و کمونیست به درستی موضع ضد جنگ گرفته و با ارتجاعی و فاجعه بار خواندن اهداف دوسوی جنگ به افشای ماهیت جنگ پرداختنند وبی ربطی آن به منافع و سرنوشت کارگران و زحمتکشان و توده های ستمدیده را برملا کردند. 

در مورد بحران هسته ای ایران، ترامپ بارها اعلام کرده که ما قصد تغییر رژیم ایران را نداریم و تنها میخواهیم که سلاح هسته ای نداشته باشد. بنابراین فعلا پروژه رژیم چنج و براندازی جمهوری اسلامی ازسوی آنها در دستورکار نیست و به ویژه حالا که از نابودی و یا ضربه سخت به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی تا حدودی اطمینان خاطر پیدا کرده اند، درآینده نهایتا یا حملات مقطعی ومحدودی آنجام خواهند داد و یا درصورت ادامه رویکرد سابق جمهوری اسلامی، تحریمهای اقتصادی بیشتری علیه رژیم اعمال خواهند کرد. ازسوی دیگرجمهوری اسلامی نیز با توجه به اینکه در وضعیت بسیار دشواری قرارگرفته است، چاره ای جزسازش در مقابل فشارها و تهدیدهای آمریکا ندارد. چون بطور واقعی بنیه مقابله نظامی در برابر آمریکا و اسرائیل را ندارد و در این صورت باید از بلندپروازی هایش درمنطقه دست بردارد و فرمول «سازش آبرومندانه» با آمریکا را پیاده کند. البته این به معنای شکست کامل بلندپروازی های جمهوری اسلامی درعرصه پروژه اتمی خواهد بود و این رژیم را درمقابل علامت سوال بزرگی از سوی کارگران و ستمدیده گان و مردم زجر کشیده ایران قرارخواهد داد که سالیان سال است با اتکا به استثمار شدید طبقه کارگر و تحمیل فقرو بیحقوقی برکل جامعه و درشیشه کردن خون مردم ایران، به سرمایه گذاری در پروژه اتمی پرداخته که نه تنها حاصلی عایدش نشده بلکه شکست سنگینی را متحمل شده است. 

گزینه دوم جمهوری اسلامی، ادامه کجدار و مریز وضعیت کنونی و عدم تمکین به خواستهای آمریکا است که در این حالت هم احتمال وقوع حملات محدود دیگری از سوی آمریکا و اسرائیل وجود دارد و با توجه به اینکه ترامپ و هیئت حاکمه آمریکا به این باور رسیده اند که پروژه اتمی ایران را نابود کرده اند و یا حداقل برای سالها به تعویق انداخته اند، ازطریق مکانیزم تحریمهای کنونی و گسترش آنها فشارهایشان را بر رژیم ادامه خواهند داد. دراین حالت هم این جمهوری اسلامی است که با توجه به بحرانهای ساختاری وعمیق حل نشده اش نه تنها توانایی بازسازی خود و نیروهای نیابتی اش را نخواهد داشت بلکه با امواج قدرتمند مبارزات طبقه کارگر و توده های زحمتکش مردم مواجه خواهد شد. اگرچه حملات آمریکا و اسرائیل ضربات سختی به ساختارهای نظامی و امنیتی رژیم وارد کرده ولی در بخش مقابله با مردم، رژیم به مانند سابق جنگ را موهبت الهی دانسته و به تشدید اوضاع امنیتی پرداخته و با ایجاد پستهای بازرسی در ورودی و خروجی شهرها و تفتیش مردم فضا را میلیتاریزه کرده و با برپا کردن چوبه های دار به بهانه واهی جاسوس اسرائیل به جان زندانیان سیاسی افتاده و طی همین مدت زمان کوتاه احکام اعدام تعداد زیادی از زندانیان را صادر و اجرا کرده است.

یکی از عوارض جنگ فروکش کردن جنبش های اعتراضی و مطالباتی بود که بعد از وقفه ای کوتاه دوباره به میدان آمدند. جنبش های اجتماعی و اعتراضی بطور اجتناب ناپذیر گسترش خواهند یافت، چون جمهوری اسلامی به دلیل ابعاد وعمق بحران اقتصادی و ماهیت طبقاتی سیاست ها و اولویت هایی که دارد، توانایی پاسخگویی به مطالبات عاجل طبقه کارگر، بازنشستگان،  پرستاران و فرودستان جامعه را ندارد. همین واقعیت و تغییر موازنه قدرت به زیان رژیم جمهوری اسلامی، جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی و اعتراضی در جامعه را با قدرت و توان بیشتری به عرصه رویارویی با رژیم جمهوری اسلامی خواهد کشاند. در این رویارویی عنصر سازمانیابی و شکل دادن به رهبری سراسری نقش تعیین کننده در سرنوشت این مبارزه خواهد داشت. در سالهای اخیر اعتصاب های شکوهمند کارگری در مراکز کلیدی تولید، اعتصابات و اعتراضات سراسری معلمان و پرستاران، اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و کامیون داران، اعتراضات سراسری بازنشستگان، کارزار شکوهمند نه به اعدام در داخل زندان ها و … نشان دادند که جنبش های اجتماعی زیر پوست سرکوب پلیسی و اختناق جمهوری اسلامی در زمینه سازمانیابی هم پیشرفت کرده اند.

موقعیت جنبش کارگری
جنبش طبقه کارگر ایران با میانگین سالانه بیش از ۲۰۰۰ اعتصاب و اعتراض یکی از پر جنب و جوش ترین و طبقه کارگرایران یکی ازرزمنده ترین گردانهای طبقه کارگر جهان است. اگر بورژوازی ایران و حکومت اسلامی آن، با ارزان سازی نیروی کار و تعرض پی در پی به زندگی و معیشت کارگران شدیدترین محرومیتها و استثمار را بر طبقه کارگر تحمیل کرده، طبقه کارگرایران نیزبیکارننشسته و با سازمان دادن اعتراضات و اعتصابات خود ایران را به پایتخت اعتصابات کارگری جهان تبدیل کرده است. این روند روبه رشد مبارزات کارگری که به رغم فراز و نشیب های آن از اواسط دهه ۸۰ شمسی آغاز شده و ادامه یافته است، ریشه در تحولات اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران دارد. 
سیاست های ضد کارگری و تعرض سازمانیافته رژیم جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین کارفرمای ایران و سرمایه داران بخش خصوصی طی بیش از سه دهه گذشته برای ارزان سازی نیروی کار، زمینه ساز این جنبش عظیم اعتصابی و اعتراضی کارگران در بیش از یک دهه و نیم اخیر بوده اند.

مبارزات اقتصادی کارگران در موارد زیادی با برافراشتن پرچم مبارزه علیه خصوصی سازی ها، علیه قانون دستمزدها، علیه مضحکه های انتخاباتی رژیم، علیه لایحه بودجه و … با مبارزات سیاسی در هم آمیختەاند. اما علیرغم این بیداری طبقاتی نسبی، طبقه کارگر ایران هنوز در ابعاد تودەای به آگاهی و ضرورت قیام علیه ساختار سیاسی و طبقاتی حاکم برای پایان دادن به این همه فقر و فلاکت اقتصادی و بی حقوقی های اجتماعی و سیاسی دست نیافته و در نتیجه نتوانسته در این دوره انقلابی به مانند یک جنبش نیرومند سیاسی وارد عمل شود و مهر خود را به روند رویدادها در جامعه بکوبد. طبقه کارگر به دلیل شرایط سخت سرکوب، فقر ساختاری و بیکاری میلیونی، گسترش شرکت های پیمانکاری و رواج قراردادهای موقت، اشتغال اکثریت کارگران ایران در کارگاههای زیر ده نفر و … نتوانسته در تشکل های تودەای و طبقاتی مستقل از دولت و کارفرمایان سازمان یابد. طبقه کارگر بنا به همین دلایل هم قادر نشد در بعد اجتماعی در جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی نقش سیاسی خود را ایفا کند و به نیازهای این دوره انقلابی پاسخ درخور بدهد. 

کارگران در کردستان با لمس هرروزه شدت استثمار و تبعیض و نابرابری و حتی ستم مضاعف، خود را کاملا با طبقه کارگردرسطح سراسری همسرنوشت و هم پیمان میدانند. طبقه کارگر در کردستان با داشتن فعالینی چپ وسوسیالیست که دیدگاه مبارزه اجتماعی وتوده ای دارند به عنوان پلی محکم درپیوند دادن مبارزات سراسری با جنبش انقلابی کردستان نقش تاریخی و به سزایی ایفا کرده است. جنبش کارگری درکردستان براثرفعالیتهای فعالین و سازمانده گانش که دارای تجارب ارزشمندی در مبارزه طبقاتی درچند دهه گذشته هستند به عنوان یکی ازبخشهای پیشرو و خستگی ناپذیرطبقه کارگرایران جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است. کارگران و فعالین کارگری درسالیان گذشته با برگزاری مراسمهای باشکوه اول ماه مه روزجهانی کارگر، هشت مارس روزجهانی زن، صدها گلگشت و تجمع مبارزاتی، فضای سیاسی جامعه کردستان را تحت تأثیر قرارداده اند. وجود طیف وسیعی ازفعالین چپ وسوسیالیست کارگری درکردستان نه تنها در دفاع از مطالبات سیاسی و اقتصادی طبقه کارگر، بلکه در ارائه راهکار سوسیالیستی جهت رفع ستم ملی و تقابل با روندهای بورژوایی و ناسیونالیستی مؤثر بوده و تاحدود زیادی افکارعمومی جامعه را به خود جلب کرده اند. 

نظر به تعیمق بحران سرمایەداری ایران و با توجه به ابعاد فقر و فلاکت اقتصادی موجود و ادامه تعرض حکومت اسلامی سرمایە و سرمایەداران بخش خصوصی به سفره خالی کارگران، اعتراضات و اعتصابات کارگری به طوراجتناب ناپذیری ادامه و گسترش خواهد یافت. طبقه کارگر می تواند بر کمبود سازمانهای تودەای و طبقاتی خود غلبه کند. سازمانیابی تودەای و طبقاتی کارگران درمراکز بزرگ صنعتی و خدماتی و حضور آنان در صحنه سیاسی جامعه، کارگران شاغل در کارگاههای کوچک را تحت تأثیر قرار خواهد داد و روند تشکل یابی در این بخش وسیع از کارگران را هم سرعت خواهد بخشید. جنبش معلمان به عنوان بخشی از طبقه کارگر به رغم فراز و فرودهایش بنا به گستردگی حیطه کاری وستم مضاعفی که در زمینه حقوق و مزایای شغلی آنها از سوی حاکمیت درموردشان اعمال میشود، به عنوان بخشی ازجنبش طبقه کارگر از پتانسیل و ظرفیتهای بالای مبارزاتی برخورداراست و به همراه بازنشستگان که روزانه درکف خیابانها و مقابل ادارات آموزش وپرورش و سازمان تامین اجتماعی خواستها و مطالبات خود را در قالب حرکات اعتراضی به نمایش میگذارند، درمقابله با فضای خفقان و گسترش مبارزات اجتماعی و سیاسی، از تأثیرات به سزایی در سطح جامعه برخوردارند.

جنبش زنان
نقش پیشتاز زنان در جنبش انقلابی ژینا بار دیگر نشان داد که جنبش زنان یک پای اصلی هر جنبش انقلابی و تحول اجتماعی در ایران است. اما این پیشتازی امری ابتدا به ساکن نبوده و ریشه در تحولات اقتصادی و اجتماعی بیش از سه دهه گذشته در ایران دارد. تحولات و جبر اقتصادی موجب روی آوری بخش گستردەای از زنان خانوادەهای کارگری و فرودستان جامعه به کار در بیرون ازخانه شده چون در بازار کار رسمی به دلیل قوانین ارتجاعی و تبعیض جنسیتی جایی برای آنها وجود نداشته است، دربازارکارغیررسمی به کار اشتغال یافتند. 
 
جنبش انقلابی ۱۴۰۱ به رغم ناکامی در جارو کردن بساط جمهوری اسلامی و پایان دادن به تبعیض ها، چنان مهر خود را بر جامعه ایران کوبیده است که تهاجم و حملات شیمیایی برنامه ریزی شده رژیم هراسیده جمهوری اسلامی به مدارس دخترانه، تعرض سازمانیافته به دانشگاهها و دختران دانشجو، اعلام جنگ با زنانی که حاضربه رعایت پوشش اجباری در خیابان ها و مکان های عمومی نیستند، موج پی در پی اعدام ها و کشتار زندانیان، نتوانسته است جنبش زنان را به قبل از خیزش ژینا بازگرداند. منطقی ترین وعاجل ترین گزینه جنبش زنان اتکا به راه حل سوسیالیستی و رادیکال، یعنی دست بردن به ریشه درد و رنج  وستمکشی و تبعیض علیه زنان، یعنی ریشه طبقاتی ستمکشی زن را در آوردن و پایان دادن به همه اشکال تبعیض و نابرابری های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که زنان را در چنگال خود می فشارد، میباشد. جنبش زنان که یک جنبش ریشه دار اجتماعی است اگر نخواهد نیروی عظیم اجتماعی اش به نیروی ذخیره اپوزیسیون رنگارنگ بورژوازی ایران برای جابجایی قدرت سیاسی از بالای سرمردم تبدیل شود و خواستهای پایەای اش قربانی بند و بست این جریانات واقع گردد، راهی جز انتخاب اتحاد با جنبش کارگری ندارد. 

جنبش رهایی زن می تواند در محلات فقیرنشین حاشیه شهرها نیز با سازماندهی زنان کارکن و زحمتکش این محلات در انجمن ها و شوراهای زنان، بخشی دیگر از نیروی عظیم خود را به میدان آورد. جنبش رهایی زن لازم است این بخش از نیروی کار را با نیروی سازمانیافتەتر طبقه کارگر در کارخانەها و مراکز صنعتی، با اعتراضات بازنشستگان و معلمان و پرستاران و دیگر جنبش های اعتراضی پیشرو در جامعه همراه کند. همراهی وشرکت فعال زنان کردستان درجنبش ژینا ماهییت و کیفیت این جنبش را غنای بیشتری بخشید. زنان کردستان با اتکا به تجارب ارزشمندی که از مقاومت علیه رژیم درسالیان گذشته و همچنین نقش ارزشمندی که فعالین جنبش رهایی زن در کردستان با اتکا به کار آگاهگرانه و حضور چشمگیرشان درمبارزات اجتماعی و حضور در مراسمهای روزجهانی زن دردوره های گذشته داشتند، کمکهای زیادی را در جهت اجتماعی و توده ای تر شدن جنبش انقلابی ژینا در کردستان ارائه دادند. حضور پرتعداد دانش آموزان دختر در سازماندهی اعتراضات روزانه در کف خیابانها و مقابله جدی آنها با نیروهای سرکوب قابل تحسین بود و نیروی تهاجمی جنبش را به مراتب قدرتمند ترکرده بود. بنابراین جنبش رهایی زن با افق رهایی و گفتمان چپ و سوسیالیستی درکردستان حضورجدی دارد و حتی بیشتر از دیگر جنبشهای اجتماعی در سطح جامعه تاثیرگذاری و قدرت گفتمان سازی دارد.

جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی که با آغاز جنبش انقلابی ۱۴۰۱ در ابعاد کم سابقه وارد عمل شد و با شعار “مرگ بر دیکتاتور”، “ما همه مهسا هستیم، بجنگ تا بجنگیم” محیط دانشگاه را به میدان اعتصاب و برپائی تجمع های اعتراضی علیه کلیت رژیم جمهوری اسلامی تبدیل کرد، در تمام این دوره یکی از کانون های داغ مقاومت در مقابل تعرض برنامەریزی شده رژیم اسلامی به دانشگاهها بود. احضار، بازداشت و اخراج و پروندەسازی برای دانشجویان و اساتید مبارز، اعزام آخوند و بسیجی و روضه خوانها به دانشگاها، شدت عمل نیروهای مزدور حراست علیه دانشجویانی که حاضر نبودند حجاب اجباری را رعایت کنند، نه تنها جنبش دانشجویی را مرعوب نکرد، بلکه دانشگاهها را به یکی از دژهای دفاع از دستاوردهای جنبش انقلابی تبدیل کرد. جنبش دانشجویی باردیگرنشان داد که در نبرد تهیدستان شهری با حکومت اسلامی سرمایه داران، در تخاصم بین استبداد و آزادی، در ستیز بین تبعیض جنسیتی و رهائی زن در کجا ایستاده است. بخش رادیکال و سوسیالیستی جنبش دانشجویی در سالهای اخیر همزمان با گسترش اعتصابات کارگری در هفت تپه، فولاد اهواز و صنایع نفت و پتروشیمی و … با برپائی آکسیون های حمایتی بر استراتژی اتحاد با جنبش کارگری و فرودستان جامعه تأکید کردند. فریاد شعارهای “فرزند کارگرانیم، کنارشان میمانیم”، “نان- کار- آزادی، اداره شورایی”، “دانشجو، کارگر، معلم، اتحاد اتحاد”، “دانشجو آگاه است با کارگرهمراه است”، در دانشگاهها؛ به روشنی جهت گیری طبقاتی گرایش سوسیالیستی جنبش دانشجویی در این دوره را بازتاب می دهد.

جنبش انقلابی کردستان
 کردستان که آغازگر خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی بود و معترضان در دانشگاه و خیابان از زاهدان تا تهران از آن به عنوان چشم و چراغ ایران یاد کردند، بار دیگر نشان داد که یک پای اصلی هر تحول سیاسی و انقلابی درایران است. این تجربه تأکیدی بود بر این واقعیت که مردم مبارزکردستان نزدیک ترین راه سرنگونی این رژیم را همبستگی و اتحاد با جنبش های آزادیخواهانه و پیشرو اجتماعی در سراسرایران می دانند. این دستاورد محصول مشترک کار و فعالیت آگاهانه کمونیست ها و مبارزه و تجربه خود کارگران و زحمتکشان و زنان ستمدیده در کردستان بوده است.
کارگران و زحمتکشان و زنان ستمدیده کردستان با اتکا به آگاهی و تجربه خود از استراتژی احزاب ناسیونالیست مبنی برامید بستن به اصلاح طلبان حکومتی، امید بستن به مذاکره با رژیم و دلخوش کردن به دخالت قدرت های خارجی عبورکرده وسرنگونی رژیم اسلامی و تحقق اهداف و خواستەهای بر حق خود را در گرو همبستگی با جنبش انقلابی سراسری در ایران می دانند. در همانحال تجارب تودەهای مردم در کردستان عراق و کل تحولات بیش از ده سال گذشته در منطقه خاورمیانه، باید به کارگران و زحمتکشان و مردم آزاده کردستان آموخته باشد که سرنگونی جمهوری اسلامی پایان کار نیست.

فعالان کومه له لازم است بیش از پیش و به طور خستگی ناپذیر، آگاهی به ضرورت حضور کارگران و مردم زحمتکش درصحنه سیاسی جامعه، اهمیت حیاتی ایجاد شوراها و نهادهای تودەای در محیط های کار و درمحلات شهرهای مختلف و روستاهای کردستان و اهمیت تسخیر قدرت سیاسی از پایین را به میان کارگران و زحمتکشان کردستان ببرند. حضور کارگران و مردم زحمتکش و زنان ستمدیده کردستان در صحنه سیاسی جامعه و تلاش برای ایجاد نهادهای حاکمیت تودەای در کردستان نه تنها مؤثرترین راهکار در مبارزه برای زمینگیر کردن ماشین سرکوب وسرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است، بلکه ازهمین مسیر می توان استراتژی احزاب ناسیونالیست برای به بیراهه بردن مبارزات حق طلبانه مردم کردستان و تلاش آنان برای تصرف قدرت از بالای سر مردم را به شکست کشاند. 

اپوزیسیون بورژوایی
جنبش انقلابی ژینا ماهیت سیاسی و طبقاتی نیروهای اپوزیسیون بورژوازیی را شفاف تر برملا کرد. راست افراطی سلطنت طلب از همان آغاز با هدف مسخ این جنبش انقلابی با تبلیغ شعار مردسالارانه و ناسیونالیستی “مرد، میهن، آبادی” در برابر شعار “زن، زندگی، آزادی” به میدان آمد و درادامه با سازماندهی باندهای لمپن و فالانژیست سلطنت طلب تلاش کرد که پرچم “شیر و خورشید” این نماد ارتجاع سلطنت پهلوی را به راهپیمایی های خارج از کشورتحمیل نماید. این جریان سپس با هم پیمانی رهبری سازمان زحمتکشان کردستان ایران، تحت نام مهسا، منشور و نقشه راه خود برای به شکست کشاندن جنبش انقلابی ژینا را  اعلام کردند. 

بخش اصلی اپوزیسیون بورژوازیی ایران را طیف گسترده و رنگارنگ جمهوری خواهان لائیک و سکولار در واقع سوسیال دمکراتها و نئولیبرال های طرفدارغرب تشکیل می دهند. تأکید بر گذار مسالمت آمیز و خشونت پرهیز از جانب این بخش از اپوزیسیون اسم رمز ضدیت آنها با انقلاب است. اینها از انقلاب بیشتر از رژیم جمهوری اسلامی می ترسند. زمانی هم که از براندازی سخن می گویند، منظورشان براندازی “نرم و مخملی” و دست به دست کردن قدرت از بالای سر مردم است. دو پایه اصلی سیاست راهبردی همه نیروهای اپوزیسیون بورژوایی حفظ ارتش و سپاه پاسداران و ساختار بوروکراسی دولتی و تلاش برای نجات مناسبات سرمایەداری است. بخش هایی از بورژوازی ایران، طیف وسیعی از اصلاح طلبان حکومتی و لایەهای فوقانی خرده بورژوازی پایه اجتماعی این نیروها را تشکیل می دهند. این بخش از اپوزیسیون بورژوایی با تکیه بر گرایش راست در درون جنبش های اجتماعی استراتژی خود را پیش می برد، در کردستان احزاب ناسیونالیست پایه نفوذ آنها هستند. این بخش از اپوزیسیون به اعتبارهمین پایه اجتماعی که دارند، حریف اصلی جنبش چپ و سوسیالیستی در مبارزه برای تعیین سرنوشت قدرت سیاسی در تحولات آتی هستند. پاشنه آشیل این بخش اپوزیسیون بورژوایی ایران همان برنامەهای اقتصادی آنان است.

موقعیت احزاب ناسیونالیست در کردستان 
احزاب و جریانات ناسیونالیست در کردستان بر بستر تحولات اقتصادی و اجتماعی طی دهه های گذشته که شاخص ترین آنها ضرورت ادغام در بازار منطقه و بازار جهانی و پیوستن به روند گلوبالیزاسیون میباشد، نه تنها بخشی از حل ستم ملی نیستند و تمام برنامه های آنان از فدرالیزم گرفته تا دیگر راهکارهای بورژوایی شعاری بیش نیست. اولویت اصلی آنان و تمام هم وغم شان مشارکت درقدرت محلی و بدست آوردن امتیازاتی در این محدوده است. برهمین اساس تمام تمرکز آنان بر دخالتگری امپریالیستی در ایران و تغییر قدرت از بالا ومشارکت در برخی پستهای محلی و سراسری بنا شده است و لازمه تحقق این آرزویشان همراهی وهمگامی استراتژیک با اپوزیسیون بورژوایی در سطح سراسری میباشد. به مانند آنچه درجریان جنبش انقلابی ۱۴۰۱ دیدیم که رهبری سازمان زحمتکشان کردستان ایران به همراه سازمان متبوعش به اردوی سلطنت طلبان و لیبرالها در منشورجرج تاون پیوست.

برخی ازاین نیروها با شورای ملی مقاومت سازمان مجاهدین همراه شدند و یا درجریان جنگ دوازده روزه بعضی از همین احزاب و نیروها به حملات و بمبارانهای ارتش اسرائیل و آمریکا امید بسته بودند تا بلکه جمهوری اسلامی را برایشان براندازد و در سایه این براندازی و تغییر و تحول از بالا آنها هم سهمی ازقدرت سیاسی را بدست آورند. در همین ایام تلاش هفت حزب و جریان ناسیونالیست و اسلامی برای قرارگرفتن زیریک چتر واحد و شکل دادن به یک ائتلاف سیاسی عملا در خدمت و در راستای پروژه دست به دست کردن قدرت سیاسی از بالای سرتوده های مردم کارگر و زحمتکش و آزاده کردستان قرار دارد. این احزاب و جریانات در کردستان در موقعیتی قرارگرفته اند که جهت رسیدن به سهمی از قدرت به هرعملی تن دردهند و روزبه روز فاصله خودشان را با امیال وآرزوهای مردم ستمدیده کردستان برای رهایی از ستم ملی بیشتر و بیشترمی کنند. 

جنبش چپ و کمونیستی
امروز وجود یک جریان نیرومند چپ اجتماعی بخشی از واقعیت انکارناپذیر جامعه ایران است. به تناسبی که جنبش انقلابی ژینا جامعه را به چپ چرخانده، ابراز وجود این چپ اجتماعی عیان تر شده است. فعالین و رهبران جنبش کارگری که پرچم مطالبات کارگران را برافراشتەاند و در سازماندهی و رهبری اعتراضات و اعتصابات کارگری نقش دارند، مبتکر ایجاد کمیتەهای اعتصاب و برگزاری مجامع عمومی در مراکز صنعتی و کارگری هستند و ایده سازمانیابی شورایی را به میان کارگران می برند، آن بخش از تلاشگران جنبش زنان که در برابر فمینیسم ارتجاع اسلامی و فمینیسم نئولیبرال پرچم رهائی زنان با افق ضد سرمایەداری را برافراشتە و با حضور خود در پیشاپیش مبارزه معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، پرستاران، در زندان ها، در نبرد خیابانی در برابر سیاست ها و قوانین زن ستیزانه حاکم، چشم انداز رهایی زنان از ستمکشی سرمایەداری را به روی جامعه گشودەاند؛ جایگاه ویژەای در شکل دادن به این چپ اجتماعی دارند.

اگر چه بازتاب سیاسی فعالیت ها و مبارزات و پیوندهای معنوی احزاب و سازمانهای جنبش کمونیستی ایران در تحول آگاهی و شفاف شدن مطالبات بخش های مختلف این جریان چپ اجتماعی غیر قابل انکار است، اما احزاب و سازمان های موجود به رغم پیشرفت هایی که داشتەاند به جز موارد استثنایی هنوز در ابعاد اجتماعی رابطه ارگانیک و سازمانیافتەای با این نیروی چپ اجتماعی و با جنبش طبقه کارگرودیگرجنبش های پیشرو اجتماعی ندارند. به عبارت دیگرهنوزجنبش کارگری و دیگرجنبش های پیشرو اعتراضی در جامعه در بعد اجتماعی با جنبش کمونیست های متحزب و سازمانیافته درهم تنیده نشده و به هم نرسیدەاند. 

در این میان شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست که شش حزب و سازمان رادیکال و کمونیستی در آن متشکل هستند، با نهادینه کردن همکاری ها و به ویژه تأسیس کانال مشترک تلویزیونی بیست و چهار ساعته با نام “آلترناتیو شورایی” که اکنون بیش از چهار سال از فعالیت آن می گذرد، و شبکه های تلویزیونی مربوط به هر یک از این نیروها  با رویکرد پرداختن و پاسخ دادن به مسائل ومعضلات جنبش های اجتماعی از زاویه منافع طبقه کارگر و سوسیالیسم برنامه های خود را از این کانال پخش می کنند و امکان این را فراهم کردەاند که بسیاری از کمونیست های مستقل هم از این طریق صدای خود را به فعالین داخل برسانند؛ گام ارزنده ای برای پر کردن شکاف موجود است.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
با توجه به وجود طیف وسیعی از فعالین چپ وکمونیست درکردستان و ضرورت اتحاد عمل و همکاریها و فعالیتهای مشترک چپهای و کمونیستهای کردستان، کومه له به عنوان یکی از جریاناتی که همواره بر ضرورت کار و فعالیت مشترک با احزاب و فعالین مستقل چپ و کمونیست درکردستان ونهایتا متشکل شدن آنها در زیر یک چتر واحد تاکید داشته و بدنبال کنگره هیجدهم نیزاین پروژه را ادامه داد و تمام تلاش خود را به منظور تحقق این امر متمرکز کرد. نهایتا حاصل این تلاشها درگرماگرم جبش ژینا به بارنشست و جمع قابل توجهی از چهره های چپ و کمونیست خوشنام کردستان درهمراهی با کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست و کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در رویکردی رو به جلواقدام به تاسیس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان کردند که اخیرا سومین کنفرانس این شورا با موفقیت برگزارگردید که درجریان آن کمیته کردستان اتحاد سوسیالیستی کارگری نیزبه این شورا ملحق گردید.

جدا از تمامی ویژه گیها و ضرورتهای تشکیل این شورا که امید میرود فعالیتهایش را بیشترگسترش دهد، عرصه کاری آن کردستان است جایی که فعالیتهای سیاسی در آن تحزب یافته است و نیروهای چپ و راست در مقابل هم صف آرایی کرده اند. کومه‌له به عنوان یکی از نیروهای تشکیل‌ دهنده این شورا، در راستای ترویج هرچه بیشتر گفتمان شورایی در جامعه، تحکیم صفوف مبارزاتی کارگران و زحمتکشان و جنبش انقلابی کردستان و در این میان متشکل کردن هر چه بیشتر نیروی چپ‌ و کمونیست‌ در این جامعه، تلاش در جهت تقویت و گسترش این شورا را امر خود می داند.

وظایف کومه له در کردستان  نظر به آنکه أوضاع سیاسی ایران و به تبع آن کردستان آبستن تغییر و تحولات سرنوشت سازی هستند و این أوضاع مسئولیت ها و وظایف خطیری از کومه له به عنوان یک جریان کمونیستی طلب می کند، و با توجه به این واقعیت که اکنون چند جریان مختلف در کردستان تحت نام کومەله فعالیت می کنند و رسانەهای بورژوایی، جریان یا جریانهایی را به عنوان کومەله به افکار عمومی معرفی می کنند که مدتها است از تمام بنیادهای فکری و سنت های انقلابی و پیشرو کومەله فاصله گرفته اند و این واقعیت به اعتبار و موقعیت اجتماعی کومەله به عنوان یک جریان کمونیستی و مدافع پیگیر منافع کارگران و زحمتکشان در کردستان لطمه زده است، یکی از مهمترین وظایف کومەله در این دوره، آماده سازی برای پاسخگویی به نیازهای این دوره سرنوشت ساز و بازسازی موقعیت و اعتبار اجتماعی کومەله به عنوان یک جریان کمونیستی است. 

مهمترین ساز و کار برای آمادگی جهت پاسخگویی به نیازهای این دوره، ایجاد فرصت برای پیشروی و خنثی کردن مخاطراتی که جنبش انقلابی کردستان را تهدید می کند و برای بازسازی اعتبار اجتماعی کومه له به مثابه یک جریان سوسیالیستی همان مکانیسم اجتماعی است.  در أوضاع متحول و بحرانی کنونی، فعالین کومەله در شهرهای کردستان با تلاش جهت برانگیختن اعتراضات توده ای علیه گرانی، بیکاری، کمبود آب و برق، علیه فشار بر فعالین جنبش های اجتماعی و با کمک به سازمانیابی جنبشهای اعتراضی و اجتماعی، به هم مرتبط کردن فعالان و سازماندهندگان این جنبش ها و تلاش برای شکل دادن به یک رهبری در سطح شهر و منطقه، نقش تعیین کننده ای در انجام این وظایف و مسئولیت ها برعهده دارند. آژیتاتورها و مبلغینی که بر متن فعالیت های تاکنونی پرورده شده اند، می توانند نقش برجسته ای در برانگیختن و بسیج توده های معترض داشته باشند.

کمک به سازمانیابی بخش های مختلف کارگران در محیط کار و زیست، یاری رساندن به تشکل یابی کارگران ساختمانی و پروژه ای و کارگران شاغل در شهرک های صنعتی از اهمیت عاجل برخوردار است. لازم است سنگ بنای این تشکل ها را گذاشت تا با بهبود بیشتر موازنه قوا به سرعت توده ای شوند. به میدان آمدن زنان کارگر و زحمتکش درمحلات حاشیه شهرها حول مطالبات خود و علیه ستم و بی حقوقی هایی که به آنان تحمیل شده است و کمک به سازمانیابی آنان در شوراها و انجمن ها یکی از ارکان راهبرد سوسیالیستی درجنبش زنان است. تلاش دراین راستا و کمک به بسیج و به میدان آوردن زنان کارگر و زحمتکش یکی از مهمترین عرصه های کار فعالان کومه له دراین دوره است. 

معلمان مبارز کردستان و بازنشستگان به عنوان بخشی از جنبش کارگری در پیوند با معلمان و بازنشتگان در سراسرایران در جریان اعتصابات و اعتراضات سراسری سالهای اخیر تا حدودی صفوف خود را سازمان داده اند. این تلاش ها را باید ارج گذاشت و تقویت کرد. لازم است کمک کرد تا سازمانیابی معلمان به همه مدارس و شهرهای کردستان گسترش یابد. لازم است با بهره گرفتن از تجربه معلمان مبارز به ایجاد کانون های دانش آموزی در مدارس کمک کرد. 

در سالهای اخیر بحران محیط زیست تحت حاکمیت نظام سرمایه داری در جهان ابعاد فاجعه باری پیدا کرده و درایران نیز به دلیل سیاستهای ضد زیست‌محیطی حکومت اسلامی به مرحله غیرقابل کنترلی رسیده و تهدیدی علیه زندگی، هستی و امنیت انسان‌ها بشمارمی آید. این واقعیات درکردستان نیز زمینه‌ساز شکلگیری جنبش توده‌ای علیه سیاست های ویرانگر رژیم جمهوری اسلامی بوده است. شرکت فعالانه در این جنبشها و حرکتهای اعتراضی در دفاع از محیط زیست و تلاش برای بالندگی این مبارزات یک وجه مبارزه کمونیستها درمبارزه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و دگرگون کردن نظام طبقاتی و اجتماعی حاکم است. فعالین کومه له و انسانهای آزادیخواه و برابری طلب در کردستان تنها با حضور فعال دراین مبارزات است که می‌توانند مانع به بیراهه رفتن این مبارزات شوند و ازتبدیل شدن این جنبش به نیروی ذخیره أحزاب ناسیونالیست که برنامه ای جز حفظ نظام طبیعت ستیز سرمایه داری ندارند، جلوگیری کنند.

با سرعت گرفتن وزش نسیم انقلاب و با تغییر بیشترتوازن قوا به سود قیام شهری وانقلاب، لازم است بی درنگ شوراها و دیگر نهادهای حاکمیت توده ای را در محلات شهرها، شهرک ها و روستاها برپا کرد. باید آماده باشیم که با سست شدن پایه های حاکمیت رژیم در کردستان و عقب نشینی آن، زنان و مردان متشکل در شوراها و نهادهای حاکمیت توده ای کنترل اوضاع و اداره ومدیریت جامعه را دردست بگیرند. نباید گذاشت احزاب ناسیونالیست از بالای سرتوده های کارگر و زحمتکش و مردم ستمدیده کردستان حکومت را در دستان خود قبضه کنند.

فعالین کومه له لازم است با پیدا شدن نشانه های آغاز فروپاشی نیروهای مسلح رژیم اسلامی در کردستان، خلع سلاح پایگاههای نظامی دشمن را در دستورکار قراردهند. با توجه به وجود سنت مبارزه مسلحانه در کردستان، و با توجه به وجود هزاران کادر آزموده که آموزش و مبارزه مسلحانه را تجربه کرده اند، می توان با آغازازهم گسیختگی نیروهای رژیم در کردستان دست به کار بسیج مردم برای خلع سلاح پایگاههای نظامی شد. لازم است کارگران و زحمتکشان و توده های ستمدیده مردم کردستان در ابعاد توده ای مسلح شوند و با نیروی مسلح خود از حاکمیت و دستاوردهای خود حفاظت کنند. 

هرچه به دوره اعتلای سیاسی وانقلابی نزدیک ترشویم، تلاش جریان ها و گروه های ارتجاعی برای ایجاد تفرقه ملی و مذهبی فشرده ترمی شود. باید با هوشیاری این تفرقه افکنی ها را خنثی کرد.

در حالی که احزاب و نیروهای ناسیونالیست برای “براندازی” رژیم جمهوری اسلامی به فشارهای حداکثری دولت آمریکا و حملات نظامی احتمالی دولت اسرائیل امید بسته اند و برای تصرف قدرت از بالای سر توده های مردم کردستان نقشه پردازی می کنند، کومه له لازم است با یادآوری ویرانی ها، کشتار وآوارگی و فجایعی که به مردم افغانستان، عراق، لیبی و سوریه در نتیجه دخالتگری قدرتهای امپریالیستی تحمیل شده، مردم کردستان را ازمخاطرات افتادن به دام این توهمات رها سازد و باور به نیروی خود و نیروی همبستگی با جنبش کارگری و دیگرجنبش های پیشرو اجتماعی در سراسرایران برای سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی را هر چه بیشتر قوت ببخشند.

فعالین کومه له بر متن این فعالیت ها لازم است پایه اجتماعی و نفوذ شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان را گسترش دهند و در پیوند با جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی در سراسرایران نقش خود را برای تضمین پیشروی جنبش انقلابی کردستان تا برافراشتن پرچم پیروزی و حاکمیت شورایی مردم در کردستان ایفا کنند. با تکیه براین فعالیت های انقلابی و کارنقشه مند و سازمانگرانه است که می توان فرصت های جدید برای پیشروی جنبش انقلابی کردستان ایجاد کرد، از فرصت هایی که پیش می آیند به نحو مناسب بهره گرفت و مخاطراتی هم که جنبش انقلابی مردم کردستان را تهدید می کند خنثی کرد.

تمرکز فعالیت های رهبری کومه له و فعالین کومه له در داخل، تبلیغات سیاسی و کلیه فعالیت های رسانه ای، تلویزیون، شبکه های اجتماعی، نشریه، سایت ها و هم چنین نمایندگی کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در خارج کشور باید مطابق نیازهای این دوره در خدمت پیشبرد جهت گیری ها وانجام وظایف فوق باشد.
کنگره نوزدهم کومه‌له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
مرداد ۱۴۰۴
اوت ۲۰۲۵

اشتراک در شبکه های اجتماعی: