دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ | 15 - 06 - 2026

Communist party of iran

کودکان کار در معرض خشونت و ناامنی


طبق گزارش مرکز تحقیقات مجلس رژیم جمهوری اسلامی حداقل سه میلیون کودک از چرخه تحصیل باز مانده‌اند و بر اساس آمارهای مندرج در روزنامه‌های ایران تعداد کودکان کار در ایران یک میلیون و ششصد هزار نفر تا دو میلیون نفر برآورد شده است. در پرداختن به پدیده کودکان کار برخی از روایت‌ها کار کودک را به‌عنوان «کمک به خانواده» یا «ضرورت زندگی» عادی‌سازی می‌کنند. این روایت‌ها، با نادیده گرفتن زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی، کار کودک را به سطح یک انتخاب یا یک وضعیت طبیعی فرو می‌کاهند. در حالی‌که در اغلب موارد، کودک نه از سر انتخاب، بلکه تحت اجبار شرایط زندگی وارد بازار کار می‌شود. در اقتصاد غیررسمی ایران، کودک کار به‌عنوان نیرویی ارزان، انعطاف‌پذیر و فاقد هرگونه پشتوانه قانونی به کار گرفته می‌شود. او نه قرارداد کار دارد، نه بیمه، نه امکان اعتراض. این وضعیت که کودک را در موقعیتی قرار می‌دهد که با کم‌‌ترین هزینه به هرگونه بهره‌کشی تن دهد، در پیوند با مسئله بازتولید نیروی کار قابل توضیح است.


در شرایطی که هزینه‌های زندگی به‌شدت افزایش یافته و دستمزدها کفاف معیشت را نمی‌دهد، خانواده‌های فرودست ناچار می‌شوند بخشی از بار اقتصادی را به کودکان منتقل کنند. این انتقال، به‌معنای ورود زودهنگام کودک به بازار کار و مناسبات کار و سرمایه است. اما مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود. ورود کودک به بازار کار، به‌ویژه در خیابان، او را در معرض شبکه‌ای از روابط قدرت قرار می‌دهد که در آن، بقای کودک به پذیرش قواعد نانوشته وابسته است. این قواعد، اغلب با خشونت همراه‌اند. خشونت جنسی به‌عنوان ابزار سلطه در بسیاری از گزارش‌ها، از جمله پژوهش‌های انجام‌شده درباره کودکان کار در ایران، نه به‌عنوان یک اتفاق نادر، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای نسبتاً رایج توصیف شده است. در برخی مطالعات، درصد قابل‌توجهی از کودکان به‌ویژه دختران از تجربه آزار جنسی سخن گفته‌اند. در بسیاری از موارد، خشونت جنسی به ابزاری برای اعمال و تثبیت قدرت تبدیل می‌شود. کودک تازه‌وارد، برای دسترسی به فضای کار، برای برخورداری از حداقلی از باصطلاح امنیت، یا حتی برای جلوگیری از حذف شدن، تحت فشار قرار می‌گیرد تا خواسته‌های جنسی صاحب کار را بپذیرد. استفاده از موقعیت برتر برای تحمیل رابطه‌ای که کودک هیچ امکانی برای رد آن ندارد، در شرایطی امکان‌پذیر می‌شود که یک طرف رابطه، فاقد هرگونه ابزار دفاعی باشد.


برخلاف تصور رایج، خیابان و یا محیط کار تنها محل وقوع خشونت نیستند. در بسیاری از موارد، نخستین تجربه‌های خشونت در خانه رخ می‌دهد. پژوهش‌های انجام‌شده در ایران نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از کودکان کار، پیش از ورود به خیابان و محیط‌های کار در معرض خشونت خانوادگی بوده‌اند. این مسئله را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن شرایط مادی خانواده‌ها فهمید. فقر، اعتیاد، بیکاری، و فشارهای روانی ناشی از آن، می‌تواند ساختار خانواده را از درون متلاشی کند. کودکی که از خانه فرار می‌کند، اغلب به دنبال امنیت است. اما خیابان و محیط‌های کار به‌دلیل فقدان هرگونه حمایت ساختاری، نه تنها امنیت را فراهم نمی‌کنند، بلکه کودک را در چرخه‌ای گرفتار می کند که در آن، خانه و خیابان و محیط کار هرسه به مکان‌های ناامن تبدیل شده‌اند. برای درک عمق فاجعه، باید به تجربه زنده کودکان نیز توجه کرد. خشونت جنسی، به‌ویژه در سنین پایین، تأثیری فراتر از آسیب جسمی دارد.


در میان کودکان کار، وضعیت کودکان مهاجر به‌ویژه کودکان افغانستانی نیازمند توجه ویژه است. این کودکان، علاوه بر فقر، با معضل  نداشتن مدارک ‌هویتی مواجه‌اند. نداشتن مدارک، آن‌ها را از دسترسی به بسیاری از خدمات اولیه محروم می‌کند و امکان پیگیری موارد خشونت را به‌شدت محدود می‌سازد. در چنین شرایطی، کودک مهاجر به نیروی کاری تبدیل می‌شود که حتی از حداقل حمایت‌های موجود نیز بی‌بهره است. این وضعیت، او را در معرض استثماری شدیدتر قرار می‌دهد. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که موارد خشونت جنسی در میان این گروه، به‌دلیل سکوت اجباری، کمتر دیده می‌شود. در اینجا، ستم طبقاتی با ستم مبتنی بر ملیت و وضعیت حقوقی در هم می‌آمیزد. نتیجه، شکلی از حاشیه‌نشینی است که در آن، کودک نه‌تنها دیده نمی‌شود، بلکه عملاً از دایره «قابل دفاع بودن» خارج می‌شود. در مواجهه با این واقعیت، رویکردهایی که صرفاً بر «کاهش آسیب» یا «مدیریت» وضعیت تمرکز می‌کنند، ناکافی‌اند. آموزش، مشاوره، و مداخلات محدود، اگرچه می‌توانند بخشی از درد را کاهش دهند، اما قادر به تغییر شرایطی که این درد را تولید می‌کند نیستند.


تا زمانی که کودک ناچار به کار باشد، در معرض خشونت باقی خواهد ماند. بنابراین، هرگونه راه‌حل جدی، باید از نفی کار کودک آغاز کند. اما این نفی، بدون تغییر در شرایط مادی ممکن نیست. تا زمانی که فقر و نابرابری بیداد می کند و اکثریت فرودستان در زیر خط فقر زندگی می کنند، خانواده‌ها همچنان به کار کودک متوسل خواهند شد. در نتیجه، مبارزه با کار کودک، ناگزیر به مبارزه‌ای گسترده‌تر علیه مناسبات طبقاتی حاکم گره می‌خورد. این به معنای طرح مطالباتی است که مستقیماً تامین معیشت کارگران و فرودستان جامعه و دسترسی به آموزش و پرورش رایگان و خدمات و رفاه اجتماعی را هدف قرار می دهد. بدون تامین یک زندگی انسانی و رفاه اجتماعی هر تلاشی برای حذف کار کودک، به شکست می‌انجامد. پدیده کار کودکان و خشونت علیه آنان، یکی از عریان‌ترین نشانه‌های مناسبات سرمایه داری تحت حاکمیت رژیم اسلامی است که در آن، ارزش انسان‌ها بر اساس موقعیت اقتصادی‌شان و یا چگونگی تنظیم مناسبات با باندهای حاکم تعیین می‌شود. مواجهه با این وضعیت، نیازمند اقداماتی فراتر از همدردی است.


کودکان باید کودکی کنند. زندگی و رفاه کودکان، مستقل از وضعیت خانوادگی، باید از طرف دولت تضمین گردد. دولت موظف است استاندارد واحدی از رفاه و امکانات رشد مادی و معنوی کودکان و نوجوانان را در بالاترین سطح ممکن تضمین کند. کمک هزینه های لازم و ارائه خدمات رایگان پزشکی و آموزشی و فرهنگی برای تضمین استاندارد زندگی کودکان و نوجوانان مستقل از وضعیت خانوادگی باید پرداخت شود و امر آموزش اجباری تا سن ۱۶ سالگی تأمین گردد. کار حرفه ای برای کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال باید ممنوع گردد و نباید گذاشت که جسم و روح کودکان زیر بار کار حرفه ای تباه شود. دستیابی به چنین خواستهایی فقط می تواند محصول مبارزات متحدانه و سراسری کارگران و جنبش های پیشرو اجتماعی باشد.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: