کودکان کار در ایران، فریاد خاموش فقر اجتماعی و شکاف طبقاتی
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴

ماهنامۀ خط صلح بر پایۀ داده های ثانویه با تکیه به آمار رسمی گزارشهای جهانی و
پژوهشهای معتبر، گزارش جدید تحلیلی از وضعیت کودکان کار در ایران تهیه کرده که
در اینجا تلخیصی از آن ارائه میگردد
در کوچهپسکوچههای کلانشهرهای ایران، کودکان کار با چهرههای خسته و دستان
کوچک، نقشی تلخ از شکافهای ژرف اجتماعی و نابرابری طبقاتی میآفرینند. این
کودکان، قربانیان بیواسطهی سیاستهای اقتصادی ناکارآمد، تورم بیامان و توزیع
ناعادلانهی فرصتها هستند. هرروز که این پدیده نادیده انگاشته شود، نسلی نو در
تلهی فقر و محرومیت اسیر میماند. کودکان کار، نه تنها نجوای خاموش عدالتاند،
بلکه زنگ بیدارباشی برای فروپاشی پیوندهای اجتماعی و اوجگیری تنشهای طبقاتی
بهشمار میروند.
تورم فراتر از ۴۰ درصدی در سالهای اخیر، همراه با بیکاری فراگیر والدین،
خانوادهها را وادار نموده که نیروی کار کودکان را روانۀ بازار نمایند. این پدیده،
چرخهی فقر را استوارتر میسازد و کودک امروز را به کارگر کممهارت فردا بدل
میکند.
دسترسی نابرابر به آموزش شایسته، شکاف طبقاتی را ژرفتر میکند. کودکان
خانوادههای مرفه از امکانات آموزشی برتر برخوردارند، در حالی که فرزندان طبقات
فرودست پیش از پانزدهسالگی از تحصیل محروم میمانند.
مهاجرت از روستا به شهر و ورود اتباع خارجی، بهویژه از افغانستان، کودکان را در
برابر استثمار بیدفاع میگذارد. بیش از ۸۰ درصد کودکان کار خیابانی در تهران
غیرایرانیاند و از حمایت قانونی بیبهرهاند.
مادهی ۷۹ قانون کار ایران، اشتغال کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع اعلام کرده است،
اما اجرای آن ناکافی و گزینشی است. کارگاههای خانوادگی و بخش غیررسمی از این
قانون مستثنیاند و نظارت کارآمدی بر آنها وجود ندارد.
بر پایهی گزارش سازمان بهزیستی (۱۴۰۳)، ۶۶۳/۱۲ پروندهی فعال کودکان کار
ثبت شده ۶۰ درصد ایرانی و ۴۰ درصد اتباع خارجیاند.
در تهران، بیش از ۷۰ هزار کودک کار شناسایی شدهاند که ۸۰ درصد غیرایرانی
هستند
برآوردهای غیررسمی: ۱.۶ تا ۲ میلیون کودک کار در سراسر کشور وجود دارد، با
روند صعودی ۹.۶ درصدی نسبت به دههی پیشین.
نزدیک به یک میلیون کودک در سال ۱۴۰۴ از تحصیل بازماندهاند که بخش عمدهی
آن به سبب الزام کار است.
این ارقام نه تنها فاجعهای انسانی را نمایان میکنند، بلکه نوای خطری برای گسست
اجتماعی به گوش میرسانند.
آسیبهای جسمی و روانی: کودکان کار در برابر ساعات طولانی، مواد زیانبار،
خشونت خیابانی و اختلالات روانی چون افسردگی و اضطراب بیپناهاند.
تداوم نابرابری طبقاتی: محرومیت از آموزش، این کودکان را به مشاغل کمبها در
بزرگسالی محکوم میکند و شکاف طبقاتی را سینهبهسینه ژرفتر میسازد.
فرسایش سرمایهی اجتماعی: تجربهی زودرس تبعیض، اعتماد همگانی را میفرساید
و زمینهساز ناآرامیهای اجتماعی میگردد.
