کودکان در میان غرش جنگندهها و نعره سرکوبگران
شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴

جنگ، فقط پایگاههای نظامی را هدف نمیگیرد. جنگ آرامآرام به درون زندگی روزمره نفوذ میکند؛ به خانهها، به خواب شبانهی مردم، و به ذهن و روان کودکانی که هنوز جهان را در حال کشف کردناند. صدای انفجار، اخبار مداوم از حملات و در کنار آن حضور نیروهای سرکوب در خیابانها، فضایی میسازد که تنها یک وضعیت نظامی نیست؛ یک وضعیت روانی و اجتماعی فراگیر است. در چنین شرایطی جامعه نه فقط با تهدید بیرونی، بلکه با سازوکارهای درونیِ کنترل و ارعاب نیز روبهرو میشود.
در روزهایی که ایران زیر سایهی بمباران قرار دارد، خیابانها نیز به صحنهای برای نمایش «اقتدار» سیاسی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی بدل شدهاند. راهپیماییهای شبانهی نیروهای سرکوب در محلهها، حضور تهدیدآمیز گروههای حکومتی در کوچهها، فریادها و شعارهایی که در تاریکی شب طنین میاندازند، تنها یک نمایش ایدئولوژیک نیستند. این اقدامات کارکردی روشن دارند؛ ایجاد رعب، القای حضور دائمی قدرت و شکستن احساس امنیت در میان مردم. این نوع حضور خیابانی، بهویژه در ساعات شب، نوعی جنگ روانی علیه جامعه است؛ تلاشی برای آنکه مردم در فضای اضطراب و نظارت دائمی زندگی کنند.
در این میان، کودکان آسیبپذیرترین قربانیان این وضعیتاند. کودک برای شکلگیری احساس امنیت نیازمند محیطی قابل پیشبینی و نسبتاً آرام است. خانه و محله برای او باید قلمرو امنیت باشند؛ جایی که جهان قابل فهم و قابل اعتماد به نظر برسد. اما جنگ و سرکوب دقیقاً همین پایههای امنیت روانی را متزلزل میکنند. وقتی کودکی نیمهشب با صدای انفجار یا فریادهای تهدیدآمیز از خواب بیدار میشود، سیستم عصبی او وارد وضعیت «هشدار دائمی» میشود؛ حالتی که آن را پاسخ استرسی مزمن مینامند. در این وضعیت، بدن و ذهن کودک پیوسته در آمادهباش قرار میگیرند؛ گویی خطر هر لحظه ممکن است بازگردد. تداوم این شرایط میتواند آثار عمیقی بر رشد عاطفی، شناختی و اجتماعی او بگذارد.
پیامدهای روانی چنین تجربهای در رفتار کودکان به شکلهای مختلف ظاهر میشود. اضطراب شدید، کابوسهای شبانه، اختلال در خواب، مشکل در تمرکز و احساس ناامنی دائمی از جمله واکنشهای رایج هستند. برخی کودکان دچار پرخاشگری یا تحریکپذیری میشوند، برخی دیگر به سکوت و انزوا پناه میبرند. در بسیاری موارد نیز ترس به شکلی پنهان در ذهن کودک باقی میماند و سالها بعد خود را در قالب اضطراب، بیاعتمادی یا احساس ناامنی مزمن نشان میدهد.
تجربهی جوامعی که سالها با جنگ زیستهاند نشان میدهد که آثار روانی جنگ تنها محدود به زمان درگیری نیست. جنگ میتواند حافظهی جمعی یک نسل را شکل دهد. کودکانی که در فضای ترس و ناامنی رشد میکنند، اغلب با احساس بیثباتی نسبت به جهان پیرامون خود بزرگ میشوند. این مسئله تنها یک آسیب فردی نیست؛ بلکه به تدریج بر روابط اجتماعی، اعتماد عمومی و حتی فرهنگ سیاسی جامعه نیز تأثیر میگذارد.
در چنین شرایطی، جنگ و سرکوب به دو وجه یک واقعیت واحد تبدیل میشوند. حکومتهای سرکوبگر مانند جمهوری اسلامی اغلب از فضای جنگی برای تشدید کنترل اجتماعی بیشترین بهره را میبرند. اضطراب عمومی، جامعه را پراکنده و محتاط میکند و امکان سازمانیابی و اعتراض را محدود میسازد. نمایشهای شبانهی نیروهای سرکوب رژیم اسلامی در محلهها دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است: پیامی دائمی به جامعه که قدرت حاکم همه جا حضور دارد.
با این حال، جامعه تنها قربانی منفعل این وضعیت نیست. حتی در سختترین شرایط نیز اشکال مختلفی از همبستگی و مقاومت اجتماعی شکل میگیرد. نخستین گام در برابر چنین فضای خشنی، حفاظت از پیوندهای انسانی است. خانوادهها، همسایهها و شبکههای محلی میتوانند با ایجاد محیطی امنتر برای کودکان، بخشی از فشار روانی را کاهش دهند. گفتوگوی صادقانه اما آرام با کودکان دربارهی آنچه رخ میدهد، حفظ روالهای روزمرهی زندگی، و ایجاد فرصتهایی برای بازی و تخلیهی هیجانی، میتواند به آنها کمک کند احساس کنترل بیشتری بر جهان خود داشته باشند.
همچنین تجربه نشان داده که در شرایط بحران جنگی، همبستگیهای محلی میتوانند نقشی حیاتی ایفا کنند. همکاری میان خانوادهها، حمایت از یکدیگر و ایجاد فضاهای جمعی برای مراقبت از کودکان، نه تنها فشار روانی را کاهش میدهد بلکه اعتماد اجتماعی را نیز تقویت میکند. چنین پیوندهایی مانع آن میشوند که ترس به تنهایی و انزوا تبدیل شود.
در سطحی گستردهتر، مقابله با چرخهی جنگ و سرکوب نیز به مسئلهای سیاسی تبدیل میشود. جنگهای قدرتهای منطقهای و جهانی، در کنار حکومتهای سرکوبگر، اغلب زندگی مردم عادی را به میدان رقابت و خشونت بدل میکنند. در چنین شرایطی دفاع از زندگی، صلح و آزادی به موضعی انسانی و اجتماعی تبدیل میشود؛ موضعی که در برابر هر دو شکل خشونت ــ جنگ و سرکوب ــ میایستد.کودکان نخستین قربانیان جنگاند، اما آیندهی هر جامعه نیز در وجود آنها شکل میگیرد. جامعهای که بتواند حتی در تاریکترین لحظات از روان و امید کودکان خود محافظت کند، در واقع از امکان آینده دفاع کرده است. در دل شبهایی که صدای انفجار و تهدید در فضا میپیچد، هنوز نفس زندگی جاری است. کودکان هنوز میخواهند بازی کنند، بخندند و جهان را کشف کنند. دفاع از این حق ساده ــ حق زیستن در امنیت و آرامش ــ شاید بنیادیترین شکل مقاومت انسانی در برابر جنگ و سرکوب باشد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1