کنفرانس بینالمللی «حقوق بشر در ایران پس از جمهوری اسلامی» در اسلو و بیراهه ابراهیم علیزاده قسمت دوم
چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۴

در میان شرکت کنند گان کنفرانس بینالمللی «حقوق بشر در ایران پس از جمهوری اسلامی» فقط حضور ابراهیم علیزاده با سخنانی که در آخرین پانل این کنفرانس ایراد کرد، در نگاه اول مهمانی ناخوانده و وصله ای ناجور به نظر می رسد. ابراهیم علیزاده در این پانل در مورد دو خطر و نگرانی در دوره گذار و ایران پس از جمهوری اسلامی هشدار داد. یکی اینکه بعد از جمهور اسلامی « اسلحه به دست همه میافتد و گروهها به جان هم میافتند یا گروهها با همدیگر با اقتدار اسلحه تسویه حساب میکنند»، دوم دخالت خارجی، او می گوید « به نظر من خطر دیگری هم وجود دارد که به همان اندازه مهم است و آنهم خطر دستاندازی امپریالیسم است و به خصوص امپریالیسم آمریکا» و در همین رابطه به پیامدهای مداخله آمریکا در عراق و افغانستان و لیبی و … اشاره می کند.
ابراهیم علیزاده در ادامه برای رفع این مخاطرات، این راه حل ها را تجویز می کند و می گوید: «بنابراین آن قولی که ما میگیریم آن قولی نیست از تعهدشان به حقوق بشر، آن قولی که ما میخواهیم بگیریم این است که به ما قول بدهند که حزب مسلح نخواهند بود و اسلحه را در اختیار ارگانهای منتخب مردم قرار بدهند». وی برای رفع خطر دوم می گوید: «بنابراین برای اپوزیسیون برای این جمعی که اینجا نشستهاند آن چیزی که من انتظار دارم تبری جستن از سیاستهای امپریالیستی است، همین قدر از دستمان برمیآید همهمان بگوییم ما به این امید نبستهایم، ما با این مخالف هستیم، ما این را مضر میدانیم و مردم را آماده کنیم برای این که به اراده خودشان متکی باشند».
ابراهیم علیزاده با راه حل هایی که برای مقابله با این خطرات واقعی ارائه می دهد، یا شعور کارگران و زحمتکشان توده های مردم و صفوف تشکیلات خودش را زیاده از حد دست کم گرفته است یا اوج ساده نگری در سیاست و مبارزه طبقاتی را به نمایش می گذارد. ابراهیم علیزاده در حالی این هشدارها و راه حل ها را ارائه می دهد که مدتی است با شش حزب و سازمان ناسیونالیست و اسلامی در کردستان وارد مرکز دیالوگ شده که به گفته سخنگویان این شش جریان، هدف اصلی آن ایجاد یک جبهه کردستانی است. این شش جریان که داشتن نیروی مسلح مهمترین شکل ابراز وجود آنان است با الگوبرداری از تجربه کردستان عراق، همواره بر دو رکن استراتژی سیاسی خود، امید بستن به دخالت آمریکا و حاکمیت احزاب در دوره گذار بعد از جمهوری اسلامی تأکید کرده اند. مگر حزب دمکرات کردستان ایران بعد از لشکرکشی آمریکا به عراق اظهار امیدواری نکرد که بلکه بعد از آزادی عراق نوبت آزادی ایران و کردستان هم برسد؟
مگر عبدالله مهتدی طی پیامی به مناسبت پیروزی ترامپ نئوفاشیست این انتظار را از رئیس جمهور آمریکا مطرح نکرد « که در جنگ علیه نظام درنده و سرکوبگر اسلامی در ایران و از خواسته های مردم ایران برای آزادی، آشتی و ثبات حمایت کند». مگر حزب پاک آشکارا از حمله اسرائیل به ایران حمایت نکرد؟ یا سازمان اسلامی خبات که مانند تشکیلات کردستان سازمان مجاهدین خلق در کردستان عمل می کند غیر از تکیه بر حمایت امریکا چشم اندازی برای خزیدن به قدرت دارد؟ ابراهیم علیزاده با احزاب و سازمانهای وارد ائتلاف سیاسی پایدار شده است که اتفاقا این نیروها بنا به نقشه های راهبردی که داراند کانال و مجرای انتقال همان خطرات به ایران هستند. مگر تجربه لشکرکشی آمریکا به عراق و أفغانستان و حاکمیت نیروهای مسلح در این کشورها، همین را نشان نداد؟ مگر آمریکا در سال ۲۰۰۱ همزمان با تدارک لشکر کشی به أفغانستان نیروهای اپوزیسیون بورژاویی این کشور را در کنفرانس بُن آلمان جمع نکرد و از آنها دولت انتقالی به ریاست حامد کرزی تشکیل نداد؟
مگر دولت ائتلافی موقت عراق پس از حمله امریکا و بریتانیا به عراق در پروسه ای مشابه با مدیریت آمریکا شکل نگرفت؟ آیا ابراهیم علیزاده در این توهم است که اگر آمریکا روزی گزینه براندازی رژیم اسلامی را در دستور کار بگذارد و به عبدالله مهتدی و دیگر نیروها سلاح و پول و چراغ سبز نشان دهد، عبدالله مهتدی می رود از ابراهیم علیزاده در مرکز دیالوگ طلب تعیین تکلیف می کند؟ عبدالله مهتدی بارها ” بزرگترین کار اجماع شکل گرفته در مرکز همکاری احزاب ناسیونالیست را همگرایی در زمینه تشكیل “نیروی پیشمرگ کردستان” و تشكیل “یک ارتش و سپاه ملی و میهنی” و با تکیه بر آن “اداره مشترک کردستان را در دوره گذار و بی ثباتی تعریف کرده است» و اکنون هم بر ادامه همین استراتژی در مرکز دیالوگ أحزاب کردستانی تأکید می کند.
از اینرو نباید تردیدی داشت که احزاب ناسیونالیست با قاطعیت به دنبال استراتژی خودشان هستند و “مهار قیام مردم” در مقطع سرنگونی جمهوری اسلامی “انتقال قدرت به احزاب”، “تشکیل ارتش ملی” و “تدارک تشکیل پارلمان” و “ربودن قدرت از دست مردم” را در دستور کار خود قرار داده اند. بر خلاف تصور فریبکارانه ابراهیم علیزاده، حقیقت این است که جهت گیری های برنامه ای و نقشه راهبردی احزاب و سازمانهای سیاسی عمیقا ریشه در منافع طبقاتی و آن جنبش های اجتماعی دارد که از درون آن برخاسته اند و دیالکتیک مبارزه طبقاتی نشان داده است که با دیالوگ و توصیه های دوستانه نمی توان ماهیت طبقاتی آنها را تغییر داد.
اما مسئله فراتر از گرفتار آمدن ابراهیم علیزاده در دام توهم است. این یک انتخاب سیاسی است. علیزاده هم دستیابی به اهرم های قدرت را در گرو آویزان شدن به این ائتلاف های سیاسی می داند. حقیقت تلخ این است که ابراهیم علیزاده مدتها است امید به نقش آفرینی جنبش کارگری و سوسیالیستی در تحولات آتی ایران را از دست داده است. در طی سالهای اخیر هر وقت زبان به ارزیابی از خیزش های توده ای گشوده، با انکار تأثیرات سیاسی و معنوی جنبش چپ و کمونیستی ایران بر این خیزش ها و جنبش های اجتماعی، با مورد و بی مورد با طعنه و تشر و با لحنی تحقیرآمیز جنبش کمونیستی را به باد انتقاد گرفته تا زمینه ذهنی این چرخش آشکار به راست را در صفوف تشکیلات خود فراهم آورد. ابراهیم علیزاده حتی در کنفرانس اسلو و در کانون نیروهای اپوزیسیون راست هم از زخم زبان زدن به نیروهای کمونیست غافل نماند و با این گفته: « حالا ما داریم با احزاب کردی در حال گفتگو و مذاکره هستیم یه عدهای اومدن یادشون افتاده که ماهیت این حزب چهجوریه ماهیت اون حزب چهجوریه برامون در آن مورد داستانسرایی میکنند به نظر ما این ارزش نداره»، خوش خدمتی خود را به این نیروها نشان داد.
ابراهیم علیزاده فراموش کرده که در سال ۲۰۱۶ میلادی زمانی که طرح پلاتفرم عبدالله مهتدی جهت همکاری مشترک با کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران منتشر شد، وی پیرامون طرح عبدالله جلسه ای در اردوگاه کومه له برگزار کرد که بحث هایش در سطح علنی نیز انتشار یافت. در آن جلسه خطاب به عبدالله مهتدی و با وام گرفتن این شعر از سعدی «تو اول بگو با کیان زیستی، من آنگه بگویم که تو کیستی» به پیشنهاد عبدالله مهتدی پاسخ رد داد. تازه آنزمان عبدالله مهتدی فقط در شورای مدیریت گذار عضویت داشت، هنوز سوار اتوبوس مجانی رضا پهلوی نشده بود و تلاش هایش برای تشکیل جبهه کردستانی هم به بن بست رسیده بود. آیا نوبتی هم شده اینبار ما همراه چپ رادیکال ایران حق نداریم همان شعر سعدی را به وام بگیریم و از ابراهیم علیزاده بخواهیم اول بگو با کی ها نشست و برخاست می کنی و می خندی تا بگوییم که تو کیستی؟
زمانی که منشور همبستگی جرج تاون واشنگتن رضا پهلوی، شیرین عبادی و عبدالله مهتدی و دیگر یارانشان در روز جمعه ۱۰ مارس ۲۰۲۳ انتشار یافت، سازمان تابعه ابراهیم علیزاده به قلم وی اطلاعیه ای در ۱۱ مارس تحت عنوان «اطلاعیه کمیته مرکزی کومهله در رد منشور رضا پهلوی و هوادارانش و سوء استفادة ناروا از نام کومه له» انتشار دادند و اعلام کرد: « که امضای آقای عبدالله مهتدی به عنوان دبیر کل حزبی که با نام کومه له فعالیت میکند در پای این منشور، هیچگونه ربطی به کومه له و سیاست های شناخته شده آن که بیش از ٢٣ سال است از تاریخ و سنت های انقلابی و افتخار آفرین آن عدول کرده است، ندارد.» آیا اکنون و با استناد به عملکرد ابراهیم علیزاده ما حق نداریم از او که به نام دبیر اول کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران همراه عبدالله مهتدی، شیرین عبادی و سلطنت طلبان در کنفرانس اسلو حضور یافته، با تلاش های اپوزیسیون راست برای آلترناتیو سازی مشروعیت می دهد و با نام کومه له خاک به چشم کارگران و زحمتکشان و مردم کردستان و ایران می پاشد بخواهیم که بخاطر احترام به جانباختگان کمونیست هم که شده بیش ازاین از نام کومه له سواستفاده ناروا نکند.
ما در این حقیقت تردیدی نداریم، راهی که ابراهیم علیزاده در پیش گرفته است ادامه راه رفقای جانباخته فواد مصطفی سلطانی، صدیق کمانگر، جعفر شفیعی و هزاران جانباخته کمونیست نیست، بلکه ادامه بیراهه عبدالله مهتدی است. ابراهیم علیزاده زیر پوشش عبارت پردازی های چپ عملا در نیمه راهی قرار گرفته که عبدالله مهتدی به پایان رسانده است. اگر ابراهیم علیزاده هنوز هم حاضر نیست از رفتار بشدت ضد دمکراتیک و غیر انسانی به رفقای ما بویژه در کردستان که با مدیریت مستقیم خود وی انجام گرفت در هنگام برگزاری کنگره جناحی و سازمان دادن انشعاب از کومه له و حزب کمونیست انتقاد کند، ریشه در همین تحولی دارد که از سر گذرانده است.
با توجه به این واقعیات و با توجه به روند تغییر و تحولات سیاسی در سطح ایران و کردستان و مسئولیت ها و وظایف خطیری که بر دوش حزب کمونیست ایران و کومه له به عنوان یک جریان کمونیستی قرار گرفته است، و با توجه به این واقعیت که اکنون چند جریان مختلف در کردستان تحت نام کومەله فعالیت می کنند و رسانەهای بورژوایی، جریان یا جریانهایی را به عنوان کومەله به افکار عمومی معرفی می کنند که مدتها است از تمام بنیادهای فکری و سنت های انقلابی و پیشرو کومەله فاصله گرفته اند و این واقعیت به اعتبار و موقعیت اجتماعی کومەله به عنوان یک جریان کمونیستی و مدافع پیگیر منافع کارگران و زحمتکشان در کردستان لطمه زده است، یکی از مهمترین وظایف کومەله در این دوره، آماده سازی برای پاسخگویی به نیازهای این دوره سرنوشت ساز، ایجاد فرصت برای پیشروی و خنثی کردن مخاطراتی که جنبش انقلابی کردستان را تهدید می کند و بازسازی موقعیت و اعتبار اجتماعی کومەله به عنوان یک جریان کمونیستی در کردستان و سراسر ایران می باشد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv