جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

کدام جناح‌ها اعتراضات توده‌ای در ایران را پروژه می‌دانند؟


نیمامهاجر

دیماه ۱۴۰۴

در حالیکه جامعه‌ی ایران تحت حاکمیت سرکوبگر جمهوری اسلامی و بحران‌های اقتصادی سیستم سرمایه‌داری در تب و تاب اعتراضات و اعتصابات متعدد می‌سوزد، دو جناح سیاسی اعتراضات مردم را پروژه می‌دانند. اولی سلطنت‌طلب‌ها هستند که در واقع تلاش می‌کنند با کمک پول و رسانه و حمایت‌های امپریالیستی بر موج اعتراضات توده‌ای سوار شوند و این اعتراضات خود انگیخته را به پروژه‌ای کنترل شده برای بر سرکار آوردن رضا پهلوی و بازتولید نظم استثمارگرایانه‌ی جهانی تبدیل کنند. با این حال هم در اوج خیزش های ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ هم در جریان جنگ ارتجاعی دوازده روزه مشخص شد که تلاش‌های طیف سلطنت طلب راه به جایی نمی‌برد. علی‌رغم واضح بودن این واقعیت، جمهوری اسلامی و طرفدارانش همواره تلاش کرده‌اند تصویری غیر واقعی از سلطنت‌طلبان و نفوذشان در اعتراضات مردمی ارائه داده و نقش رضا پهلوی و متحدانش را خیلی بزرگتر از آن چه که هست نشان دهند، تا هم اعتراضات اصیل مردمی را بی اعتبار کنند، هم توده‌ها را از تغییر بترسانند هم مردم را نسبت به سرنگونی رژیم اسلامی ناامید سازند تا نظم موجود را با هر قیمتی و به هر توجیهی حفظ کنند. این افراد دسته‌ی دوم هستند که در ادامه بیشتر در موردشان حرف می‌زنیم.


گفتیم که از نظر دو گروه تمامی اعتراضات مردمی پروژه است. دسته اول سلطنت طلبان بودند که تلاش می‌کنند هر نوع اعتراض مردمی را به پروژه‌ای برای براندازی در راستای اهداف پروامپریالیستی و بازتولید نظم استبدادی و سرمایه‌داری تبدیل کنند. دومی پرورژیمی‌ها، بازجوخبرنگاران، محورمقاومتی های بی جیره مواجب و بسیجی های حقوق بگیر هستند که برای بی اعتبار کردن قیام‌های مردمی به هر نوع اعتراضاتی مُهر امپریالیستی بودن و پروژه‌ی خارجی‌ها می‌زنند. حتی قیام‌های گسترده و سراسری مانند آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۴ که میلیونها نفر را در صدها شهر به حرکت درآورد نیز از سوی این طیف منحط، ساده‌لوحانه و وقیحانه مهر پروژه‌ای بودن و ساختنی بودن می‌خورد.


سلطنت‌طلبان و مزدوران رضا پهلوی با پرچم شیر نر در قلب آمریکا و اروپا فحش و شعار جنسی سرمی‌دهند و برای کارگران و معلمان و بازنشستگان زیر تیغ رژیم اسلامی روضه سرمی‌دهند که چرا به قدر کفایت و به شکل رضایت بخشی از جانشان مایه نمی‌گذارند. چرا برای سرنگونی جمهوری اسلامی و بازگرداندن شازده به تخت سلطنت آن‌طور که لازم است جانفشانی نمی‌کنند؟ مردم منتظر چه چیزی هستند؟ همه چیز برای بازگشتن شازده آماده است! شما هر چقدر هم مبارزه کنید و هزینه‌ی مبارزه را با گوشت و پوست و استخوان بپردازید، مادام که به شازده وکالت ندهید و به خدمت پروژه‌ی ایشان درنیایید، باز هم کافی نیست و تنها باید بمیرید تا بلافاصله جسدمعاشان بازار بیزنس سیاسی را در دست بگیرند و نان در خون شما بزنند. تا زمانی که مردم با خون خودشان رضا پهلوی را جایگزین خامنه‌ای نکنند، هر چه که بر سرشان بیاید حق‌شان است. اصلا لیاقت‌شان همین جمهوری اسلامی است! بهترین مبارزان از نگاه طیف منحط سلطنت طلب، یا مبارزان مرده هستند که نمی‌توانند جلوی موج سواری طرفداران رضا پهلوی را بگیرند یا مبارزانی هستند که سوار اتوبوس شازده شده باشند.


از نظر چپ‌نماهای محورمقاومتی‌ نیز بهترین مبارز کمونیست و انقلابی، مبارز مرده است، تا قبل از آن بازار تخریب و تهدید و لشکرکشی و اتهام زنی علیه فعالین داغ و آتشین است. خیزش‌‌های انقلابی از نوع آبان ۹۸ زمانی که در اوج قرار دارند، آشوب و تلاش برای سوریه‌ای کردن ایران نام می‌گیرند و تنها پس از آنکه ۱۵۰۰ نفر به قتل رسیدند و قیام در خون خود غلتید، آنگاه مزدوران محور مقاومتی زبان می‌چرخانند و نقاب دفاع از قیام سرکوب شده‌ی تهیدستان شهری را بر چهره می‌زنند. بهترین قیام برای ارتجاع محور مقاومتی، قیام سرکوب شده است.

استبداد حاکم بر جامعه و نبود آزادی‌های دمکراتیک و حق اعتراض و تشکل‌یابی باعث شده است که اعتراضات توده‌ها هر چند وقت یکبار به شکل خودانگیخته شعله‌ور شود. اما توده‌هایی که حادترین شرایط زیستی-معیشتی و سرکوب‌های خشن پلیسی آن‌ها را به خیابان کشانده است، آشوبگر و بلواچی نامیده می‌شوند. ارتجاع محورمقاومتی در اوضاع و احوالی که تمام راههای سازماندهی و تشکل‌یابی بسته شده، حق اعتراض و اعتصاب و آزادی بیان مسدود گردیده، خیزش‌ها و قیام‌های مردمی را پروژه‌ی دست‌ساخته‌ی دشمنان خارجی و امپریالیسم آمریکا و ناتو می‌نامند. در حالیکه حاکمیت هر گونه اعتراض و حق طلبی مسالمت آمیز را با احضار و بازداشت و زندان و شکنجه و باتوم و‌ گلوله پاسخ می‌دهد، معترضان به خاطر دفاع مشروع از خود یا پرتاب سنگ و شکستن شیشه های بانک، ویرانی‌طلب و عاملان انهدام اجتماعی نام می‌گیرند. ارتجاع محورمقاومتی که با حمله به همه‌ی مخالفان حکومتی و اتهام‌زنی و پرونده‌سازی، بر اعدام و زندان و ساچمه مهر تایید می‌گذارد، در مقابل عامل اصلی انهدام اجتماعی جامعه‌ی ایران، یعنی در برابر سیاست‌های ویرانگر رژیم اسلامی خفه خون می‌گیرد و حتی وقیحانه با جست‌وجو کردن وضعیتی بدتر از جامعه‌ی ایران در گوشه‌ای از جهان، به دفاع از این رژیم سفاک می‌پردازد.


اما واقعیت این است که انفجار‌های اجتماعی نه آن‌طور که ارتجاع محورمقاومتی می‌گوید، پروژه است؛ نه آن‌طور که ارتجاع سلطنت‌طلب می‌خواهد، به پروژه‌ی کنترل شده تبدیل می‌شود. حالت خودانگیختگی خیزش‌های اعتراضی بیش از هر چیز نشان از آن دارد که ریشه‌های قیام عمیق است، انفجار اجتماعی عمیقا در حال و وضع توده‌ها ریشه دارد و اعتراضات مردمی اجتناب ناپذیر است. طغیان‌های اعتراضی توده‌ی خشمگین همزمان نشانگر وجود هوشیاری جنینی، حد مشخصی از آگاهی سیاسی-طبقاتی و عقب راندن موضع انفعالی و بی‌تفاوتی در صف توده‌های کارگر و زحمتکش است. در حالیکه این شکل از خودانگیختگی برای هر مارکسیست انقلابی ارزشمند است و از چنین وضعیتی به عنوان فرصتی برای سازماندهی، تبلیغ و ترویج استفاده می‌کند؛ ارتجاع محور مقاومتی قیام‌ کنندگان را اراذل و اوباش یا پیاده نظام غرب می‌نامند و ارتجاع سلطنت طلب از کم بودن خون‌های ریخته شده ابراز نارضایتی و ناکافی بودن می‌کند.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: