کانون نویسندگان ایران: سانسور و بحران معیشت، حیات ادبیات مستقل را تهدید میکند
جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵

کمیسیون صنفی کانون نویسندگان ایران در گزارشی از تجربههای شماری از نویسندگان و مترجمان هشدار داده است تشدید سانسور، سقوط تیراژ کتاب، کاهش درآمد و پایمال شدن حقوق پدیدآورندگان، ادامه فعالیت ادبی مستقل را با خطر روبهرو کرده است. این گزارش که پنجشنبه ۱۴ آبان منتشر شده، تأکید دارد پیامدهای جنگ بر مشکلات ریشهدار نشر افزوده و علاوه بر معیشت اهل قلم، امکان آفرینش ادبی و دسترسی جامعه به اندیشه و ادبیات را محدود کرده است.
دامنه سانسور به مرحله صدور مجوز محدود نمانده است. برخی ناشران، از بیم ممیزی، پیش از فرستادن اثر به وزارت ارشاد تغییراتی را به پدیدآورنده تحمیل میکنند یا اساساً از پذیرش آن خودداری میکنند. گزارش این وضعیت را گسترش سانسور به فرایند نوشتن، پذیرش و توزیع اثر توصیف میکند؛ جایی که نگرانی از حذف، پیشاپیش بر انتخابهای نویسنده و ناشر سایه میاندازد.
همزمان، افزایش هزینه کاغذ و چاپ و کاهش قدرت خرید، تیراژ برخی کتابها را به ۲۰۰ و حتی ۱۰۰ نسخه رسانده است. در یکی از نمونهها، شمارگان پیشبینیشده ۲۰۰ نسخه، هنگام انتشار به نصف کاهش یافته و در نمونهای دیگر، قیمت کتاب ظرف یک هفته از ۸۰۰ هزار تومان به یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسیده است. توقف تجدیدچاپ و مشروط کردن انتشار دوباره به سفارش تکنسخهای نیز دسترسی خوانندگان و امکان اطلاع مؤلف از شمار واقعی نسخههای فروختهشده را دشوار کرده است.
کاهش فعالیت ناشران و تأخیرهای طولانی، درآمد نویسندگان، مترجمان و ویراستاران را نیز فرسوده است. مترجمی برای حدود دو ماه کار، پس از یک سال وقفه در انتشار اثر، تنها اندکی بیش از چهار میلیون تومان دریافت کرده است. در موارد دیگری، ناشران پذیرش کتاب را به پرداخت هزینه انتشار از سوی مؤلف مشروط کردهاند و هزینه ویراستاری نیز به نویسنده یا مترجم منتقل شده است؛ روندی که بار مالی و ریسک نشر را بیش از پیش بر دوش پدیدآورنده میگذارد.
حقوق آثار الکترونیک نیز از محورهای اعتراض است: انتشار کتاب در بسترهای مجازی بدون اطلاع مؤلف، پرداخت نشدن یا کاهش حقتألیف و حقترجمه و خودداری از ارائه گزارش فروش.
جنگ نیز در برخی موارد به آسیب دیدن خانه و محل کار نویسندگان و آوارگی آنان انجامیده است. اضطراب، قطع اینترنت و تعطیلی کارگاههای ادبی، پژوهش و نگارش را مختل کرده و منابع درآمدی را کاهش داده است. شماری از اهل قلم برای گذران زندگی به کارهای غیرفرهنگی روی آوردهاند؛ در حالی که گرانی هزینههای روزمره، درآمد حاصل از نوشتن و ترجمه را ناکافیتر کرده است.
در پایان، گزارش؛ بر این نکته تأکید دارد که بحران کنونی صرفاً مسئله فروش کتاب یا درآمد نویسنده نیست. رفع سانسور، بهرسمیتشناختن آزادی بیان، حمایت مؤثر از نشر مستقل و تضمین حقوق مادی و معنوی نویسندگان و مترجمان، مطالباتی بههمپیوستهاند. به تعبیر گزارش، دفاع از حقوق صنفی اهل قلم از دفاع از حق جامعه برای دسترسی به ادبیات و اندیشه جدا نیست.
