کالاییشدن بدن زن در شبکههای سازمانیافته خشونت
پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵

عملیات «پروژه مدوسا» که از آوریل ۲۰۲۶ با همکاری نهادهای پلیسی و قضایی کشورهای انگلستان، آلمان، آمریکا، برزیل، کانادا، فرانسه، مجارستان و هلند برای مقابله با باندهای سازمانیافته تعرض جنسی آغاز شده است، تاکنون به شناسایی دستکم ۱۵۶ قربانی و متهم، گشوده شدن بیش از ۲۷۰ سرنخ جدید و بازداشت ۵۷ نفر انجامیده است. بررسیهای انجامشده نشان میدهد که اعضای این شبکهها از پیامرسانهای رمزگذاریشده برای تبادل شیوههای بیهوش کردن زنان، پنهانسازی آثار جرم، هماهنگی در ارتکاب تجاوز و انتشار تصاویر و ویدئوهای سوءاستفاده جنسی استفاده میکردهاند. گستره این پرونده تنها از ابعاد یک عملیات پلیسی حکایت نمیکند، بلکه بار دیگر واقعیتی عمیقتر را آشکار میسازد: خشونت علیه زنان در سرمایهداری معاصر، در قالب شبکههایی فراملی، دیجیتال و سازمانیافته بازتولید میشود؛ شبکههایی که از مناسبات مردسالار، فناوریهای نوین ارتباطی و اقتصاد پنهانِ سودآور تغذیه میکنند. از اینرو، محدود کردن چنین رخدادهایی به گزارشهای جنایی یا واکنشهای اخلاقی، به معنای نادیده گرفتن بنیانهای اجتماعی و مادی تولید این خشونت است. شبکهای از خشونت سازمانیافته علیه زنان در برابر ما قرار دارد که دیگر نمیتوان آن را صرفاً مجموعهای از جرائم پراکنده یا انحرافات فردی دانست.
آنچه در سالهای اخیر آشکار شده، شکلگیری مناسباتی فراملی، دیجیتال و سازمانیافته است که خشونت جنسی را از سطح کنش فردی فراتر برده و به بخشی از یک شبکه اجتماعی، اقتصادی و فناورانه تبدیل کرده است. رویکردی که این پدیده را به اختلالات روانی مجرمان، فساد اخلاقی یا ضعف نظامهای پلیسی فروبکاهد، از درک ریشههای اجتماعی مسئله بازمیماند. خشونت، جزئی از مناسبات قدرت و سلطه است، مناسباتی که در بستر روابط مادی جامعه شکل میگیرند و از طریق نهادهای فرهنگی، حقوقی و اقتصادی بازتولید میشوند. در چنین چارچوبی، خشونت جنسی، نتیجه شبکهای از روابط اجتماعی است که انسان را به موضوع سلطه و بدن زن را به عرصه اعمال قدرت تبدیل میکند.
در پروندههای اخیر، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، سازمانیافتگی این خشونت است. مردانی که در گروههای رمزگذاریشده درباره شیوههای بیهوش کردن زنان، پنهانسازی آثار جرم، دور زدن شناسایی پلیسی و حتی نحوه تصویربرداری و انتشار ویدئوهای تجاوز، با یکدیگر تبادل تجربه میکنند. آنان صرفاً اطلاعات رد و بدل نمیکنند، بلکه در حال تولید یک فرهنگ مشترک هستند. در این فضا، خشونت، به موضوع آموزش، رقابت و کسب اعتبار در میان اعضا بدل میشود. تجربه جنایت از حالت پنهان و فردی خارج شده و به سرمایهای نمادین برای کسب جایگاه درون شبکه تبدیل میشود.
همین ویژگی است که این نوع خشونت را از بسیاری از اشکال سنتی جرم متمایز میکند. اگر در گذشته متجاوز میکوشید عمل خود را پنهان سازد، اکنون خشونت و جنایات خود علیه زن را از طریق شبکهها، ثبت، نمایش و به اشتراک می گذارد. تصویر قربانی، به کالایی برای مصرف، مبادله و تولید منزلت در میان اعضای شبکه تبدیل میشود. زن در این فرآیند، به عنوان شیئی قابل استفاده، قابل نمایش و قابل مبادله بازتعریف میشود؛ همان فرآیند انسانزدایی که یوروپل نیز نسبت به آن هشدار داده است. چنین روندی بدون توجه به بستر تاریخی و فرهنگی مردسالاری در نظام سرمایه داری قابل فهم نیست. مردسالاری، نظامی از روابط قدرت است که مالکیت نمادین مرد بر بدن، زندگی و اراده زن را مشروعیت میبخشد. این سلطه در خانواده، محیط کار، نظام آموزشی، رسانهها و حتی زبان روزمره بازتولید میشود و از خلال همین سازوکارها، خشونت علیه زنان به امری عادی و قابل توجیه تبدیل میشود.
پرونده ژیزل پلیکو در فرانسه نمونه روشنی از این واقعیت را آشکار کرد. در این پرونده، همسر قربانی طی سالها دهها مرد غریبه را برای تجاوز به همسر بیهوش خود دعوت کرده بود. اهمیت این پرونده، در این است که نشان داد خشونت جنسی میتواند بر پایه همکاری، مشارکت و همدستی جمعی شکل گیرد. بسیاری از عاملان نه تحت اجبار، بلکه با احساس مشروعیت و حتی کنجکاوی در این جنایت مشارکت کرده بودند. این وضعیت نشان میدهد که چگونه ایدئولوژی مردسالار میتواند مرزهای اخلاقی را چنان فرسوده کند که تجاوز در قالب «تجربه مشترک»، «شوخی» یا «چالش» بازنمایی شود و احساس مسئولیت فردی را از میان ببرد. اما مردسالاری به تنهایی قادر به توضیح تمامی ابعاد این پدیده نیست. در عصر سرمایهداری متأخر، خشونت نیز مانند بسیاری از عرصههای دیگر زندگی اجتماعی، در معرض کالایی شدن قرار گرفته است. شبکههای مجازی، بازارهای زیرزمینی و کانالهای غیرقانونی تنها محل تبادل تجربه نیستند؛ آنها بخشی از چرخه تولید، توزیع و مصرف محتوایی هستند که بر پایه تحقیر و رنج انسان شکل گرفته است. تصاویر و ویدئوهای سوءاستفاده جنسی، مخاطب جذب میکنند، ارزش اقتصادی تولید میکنند و به گردش سرمایه در اقتصاد پنهان دیجیتال یاری میرسانند. در اینجا بدن زن نه فقط موضوع سلطه، بلکه منبع تولید ارزش مبادلهای نیز هست.
کالاییشدن، امکان فهم دقیقتر این وضعیت را فراهم میآورد. سرمایهداری گرایشی دائمی به تبدیل هر امر انسانی به کالا دارد. نیروی کار، طبیعت، فرهنگ، اطلاعات و حتی روابط عاطفی در منطق بازار به اشیایی قابل خرید و فروش تبدیل میشوند. هنگامی که همین منطق به بدن انسان نیز تسری مییابد، خشونت میتواند به محصولی سودآور تبدیل شود. ارزش اقتصادی این محتوا، از امکان فروش، بازتولید و گردش آن در بازارهای غیررسمی ناشی میشود. به این ترتیب، سرمایهداری در این عرصه، با فراهم آوردن زیرساختهای فناورانه، اقتصاد پلتفرمی، گردش سرمایه و ضعف نظارت بر بازارهای دیجیتال، شرایط مادی استمرار چنین شبکههایی را نیز مهیا میکند. ویژگی دیگر این پروندهها، گذار از الگوی «مجرم منفرد» به ساختارهای شبکهای است. فناوریهای ارتباطی، پیامرسانهای رمزگذاریشده و انجمنهای بسته اینترنتی، امکان ایجاد اجتماعاتی را فراهم کردهاند که در آنها جنایت سازماندهی میشود. تقسیم کار در این شبکهها شباهت قابل توجهی به تقسیم کار در تولید سرمایهدارانه پیدا کرده است. فردی مواد بیهوشکننده تهیه میکند، فردی دیگر قربانی را شناسایی میکند، شخصی مسئول ثبت تصاویر است و فرد دیگری وظیفه انتشار، آرشیو یا فروش محتوا را بر عهده میگیرد. نتیجه، شبکهای است که در آن مسئولیت اخلاقی میان افراد تقسیم و رقیق میشود، اما کارایی جنایت به شکل چشمگیری افزایش مییابد. همین ویژگی، برخورد صرفاً پلیسی را ناکافی میسازد. بازداشت دهها نفر و انهدام چند شبکه، اگرچه ضرورتی انکارناپذیر است، اما تا زمانی که شرایط اجتماعی بازتولید چنین مناسباتی پابرجا بماند، شبکههای جدیدی جایگزین خواهند شد. تجربه مبارزه با جرائم سازمانیافته نیز نشان داده است که حذف افراد، بدون از میان بردن سازوکارهای تولید و بازتولید جرم، تنها به جابهجایی موقت بازیگران میانجامد.
از این رو، مقابله با این پدیده باید همزمان در چند سطح دنبال شود. حمایت همهجانبه از قربانیان، پیگرد مؤثر عاملان، حذف سریع محتوای مجرمانه و انهدام زیرساختهای توزیع آن، نخستین گامها هستند؛ اما در کنار این اقدامات، باید با مناسبات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگیای مقابله کرد که امکان شکلگیری چنین شبکههایی را فراهم میکنند. مبارزه با زنستیزی ساختاری، نقد فرهنگ مالکیت مرد بر بدن زن، مقابله با صنعت سودآور استثمار جنسی و اعمال مسئولیت جدی بر شرکتهای فناوری در قبال گردش محتوای مجرمانه، بخش جداییناپذیر این مبارزه است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
