کار خانگی، بازتولید نیروی کار و مردسالاری
دوشنبه ۳ آذر ۱۴۰۴

کار خانگی نه صرفاً مجموعهای از وظایف روزمره؛ظرف شستن، پختن، لباس شستن، تمیزکاری بلکه یکی از مهمترین ستونهای پنهانِ بازتولید نیروی کار در سرمایهداری و همزمان واسازِ تثبیت فرهنگ پدر/مردسالار است. وقتی کارِ بازتولیدی در خانواده، نامرئی نگه داشته میشود، سرمایهداری از یک «یارانهٔ اجتماعی» برخوردار میشود: میلیونها ساعت کارِ بدون مزد که هزینههای تولید و بازتولید نیروی کار را بر دوش زنان میگذارد و سود سرمایه را افزایش میدهد. این واقعیتِ اقتصادی را آمارهای بینالمللی تأیید میکنند: برآوردهای بینالمللی نشان میدهد که ارزشِ کارهای مراقبتی و خانگی (اگر به پول تبدیل شود) میتواند تا حدود ۹ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی معادل تریلیونها دلار باشد و بسته به روش محاسبه در برخی گزارشها حتی بیشتر از این برآورد شده است. این حجم اقتصادیِ «نامرئی» معادل ارزش افزودهٔ بخشهای بزرگی از اقتصاد است و نمایانگرِ این حقیقت است که سرمایهداری بدون این کارِ بی اجر و مرد دوام نمیآورد.
در متن سرمایهداری، بازتولید نیروی کار (تغذیه، پوشش، مراقبت از کودکان و سالمندان، بازسازی جسم و روان کارگر) هزینهای است که باید پرداخت شود تا نیروی کار بتواند روز بعد برای سرمایه کار کند. با اینحال سرمایهداران از روشهای ایدئولوژیک و نهادی بهره میبرند تا این هزینه را بر دوش خانواده و بهویژه بر دوش زنان بیندازند. برآوردها و مطالعات سازمانها و نهادهای بینالمللی نشان میدهد که وقتی کار خانگی بر اساس «هزینهٔ جایگزینی» یا «هزینهٔ فرصت» محاسبه شود، سهم آن از کل تولید ناخالص داخلی کشورها رقمی چشمگیر را تشکیل می دهد؛ یعنی کارِ خانگی بهاندازهٔ بخش بزرگی از اقتصاد ارزش تولید میکند، اما بهمثابه «کارِ واقعی» حساب نمیشود. این عدمشمارش، همان پنهان سازی استثمار زنان است. در این فرهنگ سرمایه دارانه و مردسالارانه کارِ زنان بهعنوان کارِ معیشتیِ خصوصی دیده میشود نه کارِ مولد، کاری که ارزش اضافی تولید می کند و دستمزد آن باید پرداخت شود.
فرهنگ پدر/مردسالار، تقسیمات جنسی کار را «طبیعی» جلوه میدهد. زن فداکار، مرد نانآور؛ کمکِ مرد نیکی است، کار زن وظیفه است، این زبانِ و فرهنگ رفتاری، همان ابزارِ نرمِ سرکوب است که بهواسطهٔ تربیت، رسانه و هنجارهای اجتماعی، نقش زنان را در خانه تثبیت میکند و اعتراض را به شکلی فردی و عاطفی فرو مینشاند. آمارها نشان میدهد زنان بهطور متوسط سه برابر مردان ساعتِ بیشتری را صرف کارهای مراقبتی و خانگی میکنند؛ این شکافِ زمانی مانع مشارکت برابر آنان در بازار کار، آموزش و فعالیتهای سیاسی است و تبعاتِ اقتصادی و اجتماعیِ گستردهای دارد.
دادهها نشان میدهند که سهم زنان نسبت به مردان از کارهای غیرپرداختشده در سطح جهان غالباً بیش از سهچهارم است؛ یعنی بیش از ۷۵ درصد کارِ مراقبتی و خانگی بی اجر و مزد توسط زنان انجام میشود. این توزیع نابرابر، محصول ساختارهای تاریخی و نهادی است؛ در کشورهای در حال توسعه این سهم معمولاً بالاتر است و نقشِ زنان در بازتولید نیروی کار پررنگتر، اما ناچیزتر شناخته میشود. نتیجهٔ مستقیم این نابرابری، استثمار مضاعفِ زنان هم در بازار کار در صورت اشتغال و هم در محیط خانه. چرا این موضوع برای سرمایهداری اهمیت حیاتی دارد؟ دلایل آن ساده است، اگر هزینههای بازتولید نیروی کار بهصورت عمومی و پرداختشده درآید، مثلاً با احداث مهدکودکِ دولتی، آشپزخانهها و سلف سرویس های جمعی، مراقبتهای بهداشتی و خدمات خانهداری عمومی، در آنصورت هزینهٔ واقعی نیروی کار افزایش مییابد و بنابراین فشار بر سود سرمایه خواهد آمد. اما اتمیزه و نامرئیکردنِ کار خانگی، عملاً یارانهای عظیم به سرمایهداری میدهد؛ سرمایهداران نیازی به تأمین هزینه این خدمات ندارند و بجای آن زنان با کار خانگی بدون اینکه دستمزدی دریافت کنند این خدمات را ارائه می دهند، نیروی کار را بازتولید و نسل آینده کارگران را پرورده می کنند. مطالعات نشان دادهاند که پرداختن به شکاف جنسیتی در مشارکت اقتصادی میتواند تولید ناخالص داخلی را بهطور قابل توجهی افزایش دهد یعنی برعکس، نادیدهانگاری کار زنان هزینههای بزرگی را بهصورت فرصتهای از دسترفته به جامعه تحمیل میکند.
نگاهی به وضعیت در ایران نشان میدهد که این روابط بهوضوح نابرابر هستند. نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران بسیار پایین است؛ برآوردهای بینالمللی برای ۲۰۲۴ نرخ مشارکت نیروی کار زنانه را در حدود ۱۳–۱۶ درصد گزارش میکنند که نشاندهندهٔ محرومیت گستردهٔ زنان از حضور در بازار کار رسمی است. پایینبودن مشارکتِ رسمی لزوماً به معنای کار نکردن زنان نیست؛ بلکه اغلب به معنای کار در بازار غیر رسمی با دستمزدها و مزایای بسیار پایین و یا بار سنگین کارهای غیرپرداختشده در کنج خانه، و مجموعه ای از موانع قانونی، فرهنگی و نهادی و کمبود خدمات عمومیِ مراقبتی است که زنان را از ورود یا استمرار در بازار کار بازمیدارد. مطالعات و تحقیقات میدانی در ایران نشان میدهد زنان در ایران ساعات زیادی را صرف کارهای منزل و مراقبت میکنند.
آلترناتیو و راه حلی که فعالان سوسیالیست جنبش زنان در پیش روی جنبش زنان و کل جامعه قرار می دهند فراتر از تشویق مردان به مشارکت در کار خانه و تقسیمِ کار منصفانه است. اصلاحات جزئی وقتی سرمایهداری و مالکیت خصوصی پابرجاست، ناپایدار خواهند بود. سیاستِ رهاییبخش یعنی تعرض به سرمایه و برچیدن مالکیت خصوصی بر وسائل و ابزار تولید و اجتماعیسازیِ خدماتِ بازتولیدی است. ارائهٔ گسترده و رایگانِ مهدکودکها، آشپزخانهها و سلف سرویس ها عمومی، خدمات بهداشتی و مراقبتی عمومی و رایگان، و تضمینِ حقوقِ کارِ مراقبتی، بهطوریکه این کار بهعنوان کارِ واقعی اجتماعی برسمیت شناخته شده و سازماندهی شود. تنها در چنین افقی است که بهای واقعیِ کارِ بازتولیدی از دوش زنان حذف میشود و امکان مشارکت برابر در زندگی اجتماعی و اقتصادی فراهم میگردد. رهایی زنان بدون دست به ریشه بردن، بدون تغییر رادیکال، بدون دگرگون کردن سازمان اقتصادی و اجتماعی جامعه و بدون اجتماعیسازیِ کارِ بازتولیدی امکانپذیر نیست.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
