سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ | 22 - 09 - 2026

Communist party of iran

کار ارزان، زندگی گران، از کارخانه تا خانه


کار ارزان، زندگی گران؛ این یکی از تناقض‌های بنیادی زندگی میلیون‌ها کارگر در ایران امروز است. بازار کار
فقط محل فروش نیروی کار نیست؛ میدان کشمکش بر سر دستمزد، امنیت شغلی، زمان کار و فراغت و زندگی و این
پرسش اساسی است که هزینه زندگی و بازتولید نیروی کار را چه کسی باید بپردازد.
آمارها در حکومت اسلامی سرمایه داران تصویر نسبتا روشنی از این وضعیت ارائه می‌کنند. بیش از ۶۰ درصد
کارگران در بازار غیر رسمی به کار اشتغال دارند، یعنی این خیل عظیم در موقعیتی قرار دارند که اشتغال آنان خارج
از چارچوب کامل اشتغال رسمی تعریف می‌شود. زنان با اینکه سهم بسیار کمتری در بازار کار دارند، اما درصد
بمراتب بالاتری از آنان در بازار غیر رسمی به کار اشتغال دارند. برای زنان روستایی، گاها این نسبت از ۸۲ درصد
نیز فراتر می‌رود.

این اعداد را نباید صرفاً به‌عنوان چند درصد در جداول آماری دید. پشت هر درصد، زندگی صدها هزار انسان قرار
دارد. کارگری که ممکن است قرارداد پایدار نداشته باشد؛ خانواده‌ای که در برابر بیماری و بیکاری آسیب‌پذیر است؛
و نیروی کاری که بخشی از هزینه‌های ناامنی اقتصادی را ناگزیر از جیب خود می‌پردازد. اشتغال غیررسمی فقط
یک وضعیت آماری نیست؛ نشانه‌ای از انتقال ریسک اقتصادی از رابطه کار به زندگی کارگر است. هرچه حمایت
اجتماعی، بیمه، امنیت شغلی و ضمانت‌های قانونی ضعیف‌تر باشد، سهم بیشتری از هزینه‌های بیماری، بیکاری و
فرسودگی بر دوش کارگر و خانواده او قرار می‌گیرد.

اما حتی داشتن شغل نیز لزوماً به معنای برخورداری از زندگی باثبات و انسانی نیست. در فاصله سال‌های ۱۳۹۹ تا
۱۴۰۴، بیش از یک میلیون نفر از کارگران از سر ناچاری شغل خود را ترک کرده‌اند، بیش از ۹۰۰ هزار نفر آنان
مرد بوده‌اند. فقط در دوره جنگ چهل روزه بیش از دو میلیون نفر از کارگران کار خود را از دست دادند.  موقتی
بودن کار و پایین بودن درآمد مهم‌ترین دلیل اعلام‌شده برای ترک شغل در میان مردان و در میان زنان، اخراج یا
تعدیل نیرو از دلایل مهم بعدی بوده‌اند. این آمار یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: مسئله فقط «اشتغال» نیست؛ مسئله
کیفیت اشتغال و قدرت خرید دستمزد است. اگر داشتن شغل نتواند امنیت اقتصادی و امکان تأمین زندگی را فراهم کند،
فاصله میان «شاغل بودن» و «برخوردار بودن از زندگی انسانی» عمیق‌ و عمیق‌تر می‌شود.

کارخانه فقط محل استثمار نیست، خانه نیز بخشی از اقتصاد است. بنابراین بحران کار در ایران را نمی‌توان فقط در
کارخانه، کارگاه، فروشگاه و اداره جست‌وجو کرد. بخش بزرگی از کار اجتماعی در خانه یعنی در جایی انجام
می‌شود که اساساً «محل کار» محسوب نمی‌شود. زنانی که در خانه کار می کنند، از نظر آماری «بیکار» محسوب
نمی‌شوند؛ اما این واقعیت آماری نباید ما را از واقعیت اجتماعی کار آنان غافل کند.

پس مسئله فقط این نیست که چه کسی مزد می‌گیرد؛ مسئله این است که چه کسی کار می‌کند و چه کسی هزینه آن کار
را می‌پردازد. پخت‌وپز، نظافت، مراقبت از کودک، سالمند و بیمار و مجموعه فعالیت‌هایی که امکان ادامه زندگی
روزمره را فراهم می‌کنند، برای اقتصاد سرمایه داری ضروری‌اند؛ اما بخش بزرگی از آنها بدون دستمزد انجام
می‌شود و بار اصلی این کار همچنان بر دوش زنان قرار دارد. به این ترتیب، زن ممکن در بازار رسمی کار سهم
چندانی ندارد، اما از کار خارج نیست. ممکن است بر اساس معیار نهادهای حکومتی در آمار «غیرفعال اقتصادی»
باشد، اما در زندگی واقعی هر روز ساعت‌ها کار کند. این همان شکافی است که آمارهای معمول بازار کار نمی‌توانند
به‌تنهایی نشان دهند.

از این منظر مبارزه برای دستمزد، مبارزه برای تامین یک زندگی انسانی و فراغت و زندگی است. مبارزه برای
دستمزد مناسب از مبارزه برای امنیت شغلی و خدمات اجتماعی جدا نیست. همچنین مبارزه برای اشتغال زنان
نمی‌تواند صرفاً به افزایش تعداد زنان شاغل محدود شود. اگر زن با ورود به بازار کار همچنان مسئولیت اصلی کار
خانگی و مراقبتی را بر عهده داشته باشد، خطر آن وجود دارد که اشتغال مزدی به افزوده شدن یک شیفت جدید بر
شیفت خانگی تبدیل شود.

بنابراین مسئله فقط ایجاد شغل نیست؛ مسئله ساختن شرایطی است که در آن کار شایسته، دستمزد کافی، امنیت شغلی،
بیمه، خدمات عمومی مراقبتی و تقسیم عادلانه‌تر کار اجتماعی امکان‌پذیر باشد. از همین‌رو، مطالباتی مانند دستمزد

متناسب با هزینه یک زندگی انسانی، قراردادهای پایدار، پوشش مؤثر بیمه‌ای، کاهش ساعات کار، گسترش خدمات
عمومی مراقبت از کودک و سالمند و حمایت از تشکل‌یابی مستقل کارگران را نمی‌توان موضوعاتی جدا از یکدیگر
دانست. همه آنها به یک پرسش اساسی بازمی‌گردند. چه کسی باید هزینه زندگی را بپردازد و چه کسی باید درباره
شرایط کار و تولید تصمیم بگیرد؟

بنابراین، بحث بر سر «کار» صرفاً بحث بر سر داشتن یا نداشتن شغل نیست. بحث بر سر دستمزد، امنیت، زمان
فراغت، قدرت خرید و حق برخورداری از زندگی شایسته است. تا زمانی که هزینه ناامنی اقتصادی، بیکاری،
مراقبت و بازتولید زندگی عمدتاً به کارگر و خانواده او منتقل شود، مسئله کار ارزان و زندگی گران همچنان پابرجا
خواهد ماند. از این‌رو مبارزه برای اشتغال پایدار و زندگی شایسته باید با مبارزه پیگیرانه برای سازمان‌یابی مستقل
طبقه‌ی کارگر و مبارزه برای به زیر کشیدن نظام سرمایه‌داری پیوند بخورد. تا زمانی که تولید اجتماعی تحت فرمان
سود سرمایه است، باید مبارزه کرد که نیروی کار نه فقط به‌عنوان هزینه تولید، بلکه به‌عنوان صاحبان حق در
زندگی اقتصادی و اجتماعی به رسمیت شناخته شود. مسئله، فقط قیمت نیروی کار نیست؛ مسئله قیمت زندگی شایسته
انسانی است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://t.me/KomalaCpiranTv
https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: