یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ | 19 - 07 - 2026

Communist party of iran

کارزاری در شبکەهای اجتماعی علیە جریانهای جنگ طلب بە راە افتادە

هم‌زمان با تشدید حملات به مناطق جنوبی ایران و افزایش خسارت‌ها و تلفات، کارزاری در فضای مجازی برای اعزام چهره‌های جنگ‌طلب و اعضای جبهه پایداری به مناطق تحت آتش در جنوب کشور مورد توجه گسترده قرار گرفته است. این کارزار از چهره‌هایی مانند حمید رسایی، امیرحسین ثابتی و سید محمود نبویان خواسته است به‌جای شعار دادن از تهران، به سیریک، بندرعباس و دیگر مناطق درگیر جنگ بروند و از نزدیک شرایط امنیتی، اقلیمی و معیشتی مردم و نیروهای مستقر را ببینند.
در متن کارزار مردمی آمده است که اعضای جبهه پایداری، با توجه به مواضعشان درباره ضرورت حضور در وضعیت جنگی، باید برای “درک بیشتر واقعیت‌های موجود” در مناطق جنوبی حاضر شوند و با مشکلات مردم و نیروهای مستقر آشنا شوند. این زبان، هرچند ظاهراً رسمی و محترمانه است، اما در فضای عمومی معنایی کاملاً روشن پیدا کرده است: کسانی که جنگ را تبلیغ می‌کنند، باید هزینه آن را نیز ببینند.
گسترش این کارزار در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از جامعه، میان شعارهای جنگ‌طلبانه و واقعیت زندگی مردم جنوب فاصله‌ای عمیق می‌بیند. کاربران با اشاره به گرمای شدید، ناامنی، تخریب زیرساخت‌ها، کشته‌شدن سربازان و فشار بر خانواده‌ها، از “سربازان مبل‌نشین” سخن می‌گویند؛ کسانی که از دور برای مردم نسخه مقاومت و جنگ می‌پیچند، اما در میدان واقعی حضور ندارند.
اقتصاد۲٤ در گزارش خود نوشته است ادامه رویکرد جنگ‌طلبانه از سوی تندروهایی که جنگ را ابزاری برای سرکوب داخلی و بقای سیاسی خود می‌دانند، خشم عمومی بی‌سابقه‌ای برانگیخته است. این خشم فقط متوجه یک یا دو چهره نیست؛ بلکه متوجه جریانی است که هرگونه تلاش برای مذاکره و کاهش تنش را با برچسب خیانت می‌کوبد، اما پاسخی برای هزینه‌های انسانی، اقتصادی و اجتماعی جنگ ندارد.
در بخش دیگری از گزارش، به افشاگری مجله تایم درباره هزینه‌های اسرائیل برای تخریب مسیر توافق میان ایران و آمریکا اشاره شده است. اقتصاد۲٤ این موضوع را در کنار مواضع داخلی جریان‌های تندرو قرار داده و نوشته است تلاش‌های خارجی برای به شکست کشاندن دیپلماسی، با مواضع بخشی از نیروهای افراطی در داخل هم‌سو شده است؛ جریانی که با شعارهای ظاهراً انقلابی، عملاً به تشدید انزوای ایران و برافروخته‌تر شدن آتش جنگ کمک می‌کند.
در روزهای اخیر، بخشی از انتقادها نیز متوجه این واقعیت بوده که جنگ، بیش از همه بر دوش مردم عادی و سربازان افتاده است. جنوب ایران، از بندرعباس و سیریک تا ایرانشهر و بمپور، زیر فشار مستقیم حملات، گرما، کمبود امکانات، تخریب راه‌ها و اضطراب روزانه قرار دارد. در چنین شرایطی، شعارهای پرحرارت در پایتخت برای مردم مناطقی که زیر آتش زندگی می‌کنند، بیش از پیش غیرقابل تحمل شده است.
این کارزار همچنین از یک شکاف بزرگ در جامعه پرده برمی‌دارد: شکاف میان کسانی که هزینه جنگ را می‌پردازند و کسانی که از جنگ برای رقابت سیاسی، حذف رقیب و تقویت موقعیت خود استفاده می‌کنند. برای خانواده‌هایی که فرزندانشان در پادگان‌ها و مناطق مرزی جان می‌بازند، مخالفت تندروها با هر راه‌حل دیپلماتیک دیگر یک بحث نظری نیست؛ مسئله مرگ، زندگی و آینده خانواده‌هاست.
روزنامه جمهوری اسلامی نیز با لحنی تند نوشته است کسانی را که شعار جنگ می‌دهند و به مذاکره‌کنندگان حمله می‌کنند، باید به مناطق جنوب کشور برد. همین هم‌صدایی میان کاربران شبکه‌های اجتماعی، بخشی از رسانه‌ها و منتقدان سیاسی نشان می‌دهد اعتراض به جنگ‌طلبی اکنون از سطح بحث‌های جناحی فراتر رفته و به یک مطالبه عمومی‌تر تبدیل شده است.
اهمیت این کارزار در آن است که بحث جنگ را از سطح شعارهای رسمی به زمین زندگی واقعی برمی‌گرداند. پرسش اصلی مردم ساده است: اگر جنگ ضرورت دارد، چرا هزینه آن را فقط سربازان، خانواده‌های کم‌درآمد، مردم جنوب و شهرهای زیر حمله باید بپردازند؟ چرا کسانی که بیشترین شعار را می‌دهند، کمترین سهم را از خطر و رنج دارند؟
کارزار اعزام جنگ‌طلبان به جنوب شاید خود به‌تنهایی نتواند سیاست جنگی را تغییر دهد، اما نشانه‌ای از تغییر فضای عمومی است. جامعه‌ای که زیر فشار جنگ، گرانی، ناامنی و فرسایش روزمره قرار دارد، دیگر به‌آسانی شعارهای پرطمطراق را نمی‌پذیرد. اکنون مطالبه روشن‌تر شده است: یا پایان دادن به جنگ و باز کردن راه دیپلماسی، یا حضور واقعی جنگ‌طلبان در همان میدانی که برای دیگران تجویز می‌کنند.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: