پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ | 10 - 09 - 2026

Communist party of iran

کارخانه‌های آلمان برای جنگ آماده می‌شوند!


مارتین آرمسترانگ

کارخانه‌های آلمان برای جنگ آماده می‌شوند!

انتشار: ۹ سپتامبر ۲۰۲۶ توسط مارتین آرمسترانگ
armstrongeconomics.com
فولکس‌واگن به سمت جنگ می‌رود!


امپراتوری صنعتی آلمان درست جلوی چشمان ما در حال نابودی است. کارخانه خودروسازی فولکس‌واگن در شهر اوسنابروک (Osnabrück) ممکن است به‌زودی تبدیل به یک مرکز بزرگ برای تولید تجهیزات نظامی شود و شریک اصلی این پروژه هم شرکت اسرائیلی رافائل (Rafael Advanced Defense Systems) خواهد بود. کارخانه‌ای که زمانی برای زندگی عادی مردم و اقتصاد غیرنظامی خودرو می‌ساخت، به زودی قرار است قطعاتی برای سامانه‌های پدافند هوایی تولید کند؛ این اتفاق در حالی می‌افتد که آلمان در حال کنار گذاشتن رفاه و ثروت تجاری خود است تا یک اقتصاد کاملاً جنگی راه بیندازد.

این کارخانه در اوسنابروک حدود ۱۸۰۰ نفر کارگر دارد. قراردادی که بین شرکت اورلیوس کاپیتال (Aurelius Capital) و ایالت نیدرزاکسن (Lower Saxony) در حال مذاکره است، شاید بتواند حدود ۱۴۰۰ نفر از این شغل‌ها را حفظ کند، اما هنوز این طرح‌ها نهایی نشده‌اند. سیاستمداران این موضوع را به عنوان یک پیروزی بزرگ جشن خواهند گرفت، زیرا آن‌ها موفقیت را فقط با این معیار می‌سنجند که آیا یک کارگر همچنان در لیست حقوق‌بگیران باقی مانده است یا نه. اما آن‌ها کاملاً متوجه تغییر بسیار خطرناک‌تر و شوم‌تری که در حال رخ دادن است، نمی‌شوند. واقعیت این است که آلمان دیگر نمی‌تواند در بازار خودرو به‌طور مؤثر رقابت کند، بنابراین این کشور تصمیم گرفته است برای تولید سلاح‌های جنگی که مردمش اصلاً درخواستش را نکرده‌اند، پول قرض کند.


فولکس‌واگن در اروپا آنقدر کارخانه و توان تولیدی اضافه دارد که می‌تواند سالانه حدود ۵۰۰ هزار خودروی بیشتر از آنچه واقعاً می‌تواند بفروشد، تولید کند. این شرکت در حال حاضر حدود ۵۰ هزار نفر را تعدیل کرده است و حالا تأیید کرده که ۵۰ هزار نفر دیگر را هم اخراج خواهد کرد؛ یعنی در مجموع حدود ۱۰۰ هزار نفر از کارکنانش را از دست می‌دهد. این عدد تقریباً ۱۵ درصد از کل نیروی کار جهانی این شرکت (حدود ۶۵۰ هزار نفر) است. فولکس‌واگن قصد دارد تعداد مدل‌های خودروی خود را به نصف برساند و در حال بررسی سرنوشت چهار کارخانه دیگر در آلمان است، چون برنامه‌های تولیدی آن‌ها به پایان می‌رسد.


بنابراین، تغییر کاربری کارخانه اوسنابروک فقط یک پروژه ساده برای مدرن‌سازی نیست؛ بلکه این اتفاق می‌تواند نقشه‌ای باشد برای اینکه تمام باقیمانده‌های صنعت خودروسازی آلمان را گرفته و به یک ماشین جنگی عظیم تبدیل کنند. فولکس‌واگن در حال کوچک شدن است چون خریداران دیگر تمایلی به خرید محصولاتش ندارند، هزینه‌های تولید آن بسیار بالا و غیرمنطقی شده است و مهم‌تر از همه، تولیدکنندگان چینی دارند بازار را از چنگ آن‌ها درمی‌آورند. حالا دولت در برلین تصمیم گرفته کارخانه‌های بلااستفاده و کارگران ماهر را به سمت صنایع دفاعی هدایت کند، چون تقاضا برای اسلحه را می‌توان به‌صورت سیاسی ساخت و برای تأمین مالی آن هم نیازی به فکر کردن درباره سود و زیان نیست.


آمارهای مالی فولکس‌واگن هم وضعیت را به خوبی نشان می‌دهد. سود خالص این شرکت (پولی که بعد از کسر تمام هزینه‌ها باقی می‌ماند) در نیمه اول سال ۲۰۲۶ حدود ۳۰ درصد کم شده است. در سه ماهه اول سال، سود خالص آن‌ها ۲۸ درصد افت کرده و به ۱.۵۶ میلیارد یورو رسیده است، در حالی که درآمدهایشان ۲ درصد کاهش یافته و به ۷۵.۷ میلیارد یورو رسیده است. فروش آن‌ها در چین در همین مدت حدود ۲۰ درصد ریزش داشته است؛ چرا که شرکت‌هایی مثل بای‌دی (BYD) دارند سهم بازار را از تولیدکنندگان آلمانی می‌گیرند؛ کسانی که روزگاری کاملاً بر بازار چین مسلط بودند.

آلمان این مزیت بزرگ را با تکبر و دخالت‌های بی‌جای سیاستمدارانش از دست داد. بعد از جنگ جهانی دوم، این کشور ثروت خود را بر پایه انرژی ارزان، فناوری پیشرفته، مواد شیمیایی، ماشین‌آلات، خودرو و صادرات بنا کرده بود. اما دولت برلین دسترسی به گاز و انرژی ارزان روسیه را قطع کرد، نیروگاه‌های هسته‌ای خودش را تعطیل نمود و اجازه داد مقررات سخت‌گیرانه در بروکسل صنعت این کشور را خفه کند. جالب اینجاست که وقتی کارخانه‌ها به خارج از کشور منتقل شدند و کالاهای آلمانی دیگر نتوانستند با رقبا رقابت کنند، همین سیاستمداران وانمود کردند که از این اتفاق شوکه شده‌اند!


آمارها نشان می‌دهند که این زوال ساختاری است و دیگر نمی‌توان آن را پنهان کرد. بین فوریه ۲۰۲۲ و مارس ۲۰۲۶، تولید کارخانه‌هایی که به انرژی زیادی نیاز دارند، حدود ۱۵.۲ درصد کاهش یافته است. تولید کل صنعتی کشور در همین بازه زمانی ۹.۵ درصد کم شده است. در ژوئیه ۲۰۲۶، تولید صنعتی آلمان در مقایسه با ژوئن، ۱.۱ درصد دیگر هم افت کرده و نسبت به یک سال قبل، ۱.۶ درصد پایین‌تر آمده است. تولید خودرو در این کشور در یک ماهِ واحد، سقوطی ۹.۲ درصدی داشته است و تولید ماشین‌آلات و تجهیزات کارخانه‌ای هم ۳.۴ درصد کاهش یافته است.

آلمان دو سال پیاپی (۲۰۲۳ و ۲۰۲۴) دچار رکود اقتصادی شد؛ یعنی اقتصادش کوچک‌تر شد. در سال ۲۰۲۵، اقتصاد این کشور فقط ۰.۲ درصد رشد کرد که آن هم بیشتر به خاطر خرج کردن پول توسط مردم و هزینه‌کرد دولت بود، نه اینکه واقعاً کارخانه‌ها دوباره رونق گرفته باشند. ممکن است آلمان در سال ۲۰۲۶ آمار رشد بهتری گزارش کند، اما این بهبود هم بیشتر به هزینه‌های هنگفت دولت وابسته است تا تولید واقعی.

در واقع، دولت در حال جایگزین شدن با بخش خصوصی است. برلین برنامه‌ریزی کرده در طول پنج سال آینده، حدود ۶۴۹ میلیارد یورو صرف امور دفاعی کند. هزینه‌های نظامی قرار است به ۳.۵ درصد از کل تولید ناخالص داخلی (مجموع کل کالاها و خدمات تولیدشده در کشور) برسد. دولت همچنین یک صندوق عظیم ۵۰۰ میلیارد یورویی برای پروژه‌های زیرساختی درست کرده و محدودیت‌های قانون اساسی برای قرض گرفتن پول را هم برداشته است. وزیر دارایی، لارس کلینگ‌بیل (Lars Klingbeil)، حالا می‌گوید که آلمان بدون بدهی‌های جدید قادر به دفاع از خود نیست. دولت دارد خودش را برای قرض گرفتن صدها میلیارد یورو آماده می‌کند، چون پایه‌های تولیدی کشور، دیگر نمی‌تواند هزینه‌های جاه‌طلبانه سیاستمداران را تأمین کند.


آن‌ها این هزینه‌های نظامی را به عنوان «رشد اقتصادی» حساب خواهند کرد. یک موشکی که در اوسنابروک ساخته می‌شود، دقیقاً همان‌قدر در آمار رشد تولید ناخالص داخلی حساب می‌شود که یک خودرو در گذشته حساب می‌شد؛ اما در واقعیت، تفاوت اقتصادی این دو بسیار عظیم است. یک خودرو، کارگر را سر کار می‌برد، به تجارت و خرید و فروش کمک می‌کند و سال‌ها برای مردم کار می‌کند. اما یک موشک، مقدار زیادی فولاد، قطعات الکترونیکی، مواد شیمیایی، انرژی و نیروی کار را مصرف می‌کند و بعد شلیک شده و در هوا منفجر می‌شود و کاملاً نابود می‌گردد. موشک هیچ سود و منفعتی برای اقتصاد ایجاد نمی‌کند. در واقع، مالیات‌دهنده پول ساخت این سلاح را می‌دهد، دولت باید بهره همان بدهی را هم بپردازد و در پایان، هیچ چیزی باقی نمی‌ماند که بتواند آن بدهی را جبران کند.


آلمان زمانی قدرتمند بود و همه از آن می‌ترسیدند، چون می‌توانست در تولید، از همه رقبا پیشی بگیرد. خودروها، ماشین‌آلات، مواد شیمیایی و فناوری‌هایش در سراسر دنیا طرفدار داشت. آن قدرت از بهره‌وری و کارِ سخت به دست آمده بود، نه از سخنرانی‌های بروکسل و نه از بودجه‌های نظامی برلین. اما امروز، خودروهای برقی چینی آن‌قدر ارزان‌تر ساخته می‌شوند که تولیدکنندگان اروپایی به هیچ عنوان نمی‌توانند با آن‌ها رقابت کنند؛ کارخانه‌های شیمیایی آلمان با هزینه‌های وحشتناک انرژی له می‌شوند؛ و بزرگ‌ترین خودروساز این کشور، ظرفیت خالی تولید نیم میلیون خودرو در سال را دارد.

فولکس‌واگن دقیقاً نشان‌دهنده شکست طرح اجباری آلمان برای تولید خودروهای برقی است. دولت‌های برلین و بروکسل سعی کردند آینده حمل‌ونقل را با قانون و مقررات و مهلت‌های اجباری تعیین کنند، نه با سلیقه مردم و رقابت واقعی فناوری. تولیدکنندگان آلمانی مجبور شدند مبالغ گزافی را صرف تولید خودروی برقی کنند، در حالی که چین تمام مواد اولیه اصلی و زنجیره‌های تأمین (یعنی مسیرهایی که مواد اولیه و قطعات را به کارخانه می‌رسانند) را در دست داشت و خودروهای ارزان‌تری تولید می‌کرد. آلمان فقط قوانین را می‌نوشت، اما چین عملاً کارخانه‌ها را می‌ساخت و از بازار سود می‌برد.


حالا همین دولت، سرمایه را به سمت صنایع دفاعی می‌برد. آن‌ها به کارخانه‌ها قول سفارش‌های تضمینی می‌دهند، هزینه‌های ساخت کارخانه را یارانه می‌دهند، محدودیت‌های بدهی را کم می‌کنند و اسم این تغییر جهت را «موفقیت استراتژیک» می‌گذارند. اما این کار باعث نمی‌شود اقتصاد واقعی زیرین ترمیم شود. انتقال کارگران از تولید خودروهای بدون مشتری به تولید سلاح‌هایی که با پول مالیات‌دهنده ساخته می‌شوند، هیچ‌کدام از مشکلات اقتصادی را حل نمی‌کند؛ فقط زوال و خرابی را زیر پوشش هزینه‌های نظامی پنهان می‌کند. در واقع، افت صنایع غیرنظامی و رشد تولید دفاعی، دو اتفاق جدا از هم نیستند؛ آن‌ها دو روی یک سکه‌اند. آلمان دیگر نمی‌تواند از بخش‌هایی که زمانی ثروتمندش کرده بود، رشد کافی ایجاد کند. بنابراین دولت تبدیل به «خریدار نهایی» شده است. دولت پول قرض می‌کند، سفارش تولید سلاح می‌دهد، خرج کردن پول را در آمارها به عنوان رشد اقتصادی ثبت می‌کند و در نهایت، بار این همه بدهی را هم به دوش مردم عادی می‌اندازد.

آلمان در حال بازسازی امپراتوری اقتصادی خود نیست. برعکس، در حال بیرون کشیدن ماشین‌آلات از کارخانه‌ها، قرض گرفتن پول از نسل‌های آینده، و آماده کردن خطوط تولید خود برای جنگ است.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: