چگونه راست نئوفاشیست در انتخابات برزیل شکست خورد؟این پیروزی چگونه ساخته شد؟
سه شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵

در روز ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶، در پی بازگشتی خیرهکننده که در آن دانشجویان و نسل جوان نقش برجستهای در بسیج گسترده مردم برزیل در خیابانهای شهرهای این کشور علیه سیاستهای جناح راست افراطی داشتند، لولا داسیلوا برای چهارمین بار در انتخابات ریاستجمهوری به پیروزی رسید. در این انتخابات، لولا با فلاویو بولسونارو، پسر ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور پیشین، رقابت میکرد؛ کسی که مورد حمایت دونالد ترامپ بود و در پی شکست در انتخابات سال ۲۰۲۲ و بهدلیل تلاش برای کودتا، هماکنون در بازداشت خانگی به سر میبرد. لولا که در چهارم اکتبر با اختلافی در حدود دو میلیون رأی از بولسونارو شکست خورده بود، در بیستوپنجم اکتبر بیش از ده میلیون رأی جدید به دست آورد. سهم آرای لولا تقریباً در تمامی شهرداریهای برزیل افزایش یافت؛ آن هم در شرایطی که فقط سه هفته پیش، بسیاری او را از پیش بازنده این رقابتها میدانستند.
بسیاری از ناظران، پیروزی لولا با پیشینه کارگری در صنایع فلز و شکست راست افراطی را تاریخی ارزیابی میکنند؛ از این جهت که پیش از این، هرگز نامزدی که در دور نخست شکست خورده بود، نتوانسته بود به میدان بازگردد و پیروز انتخابات شود؛ از این جهت که شرکتهای بزرگ فناوری، از جمله متا، نیز به سود راست افراطی وارد عمل شدند؛ و نیز از این جهت که موج ترامپیستی در سراسر آمریکای لاتین در موضعی تهاجمی قرار داشت.
پس از آنکه راست افراطی در دور نخست انتخابات با اختلاف دو درصد پیروز شد، بولسونارو و متحدانش چنان رفتار کردند که گویی نتیجه انتخابات از پیش قطعی است. آنان حتی وزرای پیشنهادی برای تشکیل کابینه دولت را مطرح کردند؛ از جمله وزیر بهداشتی که با اصل برخورداری همگانی از حق سلامت و بهداشت مخالف است؛ حقی که در قانون اساسی برزیل به رسمیت شناخته شده است. جناح راست فردی را نیز برای تصدی وزارت دارایی در نظر گرفته بود که از کاهش کمکهزینه رفاهی «بولسا فامیلیا» برای خانوادههای کمدرآمد و محدود کردن دیگر برنامههای اجتماعی سخن گفته بود.
در برابر برنامهریزی و تدارک راست افراطی برای تعرض به زندگی، معیشت، بهداشت و سلامت مردم برزیل، لولا زیر فشار جنبش خیابانی و در فاصله دور نخست تا دور دوم انتخابات، مجموعهای از اقدامات رفاهی را به اجرا گذاشت که مدتها پیش وعده انجام آنها را داده بود، اما به دلیل موضع محافظهکارانه و نداشتن اعتمادبهنفس کافی، از اجرای آنها خودداری کرده بود. این اقدامات، از جمله، شامل افزایش پرداختهای برنامه «بولسا فامیلیا» بود که مهمترین برنامه کمک نقدی دولت به اقشار کمدرآمد به شمار میرود. دولت همچنین برنامه حمایت از خانوادههای بدهکار را گسترش داد و پرداخت یارانه سوخت را برای مقابله با افزایش بهای نفت تداوم بخشید. لولا همچنین، به پشتوانه حضور پررنگ تودههای مردم در خیابانها و صحنه سیاسی، موفق شد کاری را که در چهار سال ریاستجمهوری خود نتوانسته بود انجام دهد، به سرانجام برساند و پیش از دور دوم انتخابات، تأیید طرح کاهش هفته کاری از شش روز به پنج روز، یا از ۴۴ ساعت به ۴۰ ساعت، را از مجلس سنا بگیرد.
بدون تردید، اجرای این سیاستها و اقدامات رفاهی که دهها میلیون نفر از مزایای آنها بهرهمند میشوند، درست در آستانه دور دوم انتخابات، نقش انکارناپذیری در بسیج و به میدان آوردن میلیونها نفر از واجدان شرایط رأی دادن و شکست جریان راست افراطی ایفا کرد. اما در عالم واقع، این سازمانهای دانشجویی چپگرا، نسل جوان و فعالان کارگری خارج از ساختارهای رسمی حزب کارگران بودند که با آگاهی از مخاطرات سلطه جریان نئوفاشیستی بر سیاست برزیل و منافع ژئوپلیتیک آمریکای لاتین، برای شکست دادن راست افراطی خیز برداشتند. آنها با بسیج تودههای مردم در خیابانهای شهرهای برزیل، ایجاد تحرک در شبکههای اجتماعی و راهاندازی کارزارهای دیجیتالی سازمانیافته، توانستند جریان راست نئوفاشیست را که به بهای تضعیف راست سنتی و نیروهای میانهرو به یکهتاز میدان تبدیل شده بود، به عقب برانند. کارزار انتخاباتی لولا که پیش از دور نخست، در چهارم اکتبر، عمدتاً با بیتحرکی به رضایت از وضع موجود تن داده بود، با این خیزشهای خیابانی و کارزارهای دیجیتالی جان گرفت. کاهش هفته کاری به پنج روز و اختصاص دو روز به تعطیلات هفتگی، در کنار پرداخت کمکهزینه زندگی به اقشار کمدرآمد، محصول این جنبش و خیزش تودهای از پایین بود.
اما پرسش کلیدی این است که آیا سوسیالیستها، چپ رادیکال و فعالان کارگری خارج از ساختار حزب کارگران، تجربه کارزار برای به شکست کشاندن جریان راست نئوفاشیست به رهبری فلاویو بولسونارو را به سرمایهای سیاسی و اجتماعی برای ساختن پیروزیهای آینده تبدیل خواهند کرد؟
نباید فراموش کرد که حزب کارگران برزیل از سال ۲۰۰۳ تاکنون پنج دوره در قدرت بوده است و در سه دوره آن، تحت ریاستجمهوری لولا، دولت تشکیل داده است. در دوران رهبری این حزب، در ادامه اعمال سیاستهای اقتصادی بازار آزاد، بزرگترین خصوصیسازیها انجام گرفته است. طبق ارزیابی بانک جهانی، اقتصاد برزیل در سال ۲۰۲۶ با تولید ناخالص داخلی به ارزش ۲٫۶۴ تریلیون دلار، دهمین قدرت اقتصادی بزرگ جهان است. اما همین بانک جهانی، برزیل را از لحاظ نابرابری در توزیع ثروت و درآمد، یکی از نابرابرترین کشورهای جهان و در میان ده درصد از کشورهای جهان قرار میدهد که شکاف طبقاتی و نابرابری در آنها بیداد میکند. در دوران ریاستجمهوری لولا از حزب کارگران، به بهانه جلب سرمایهگذاری، همزمان با کاهش مالیات بر سود سرمایهداران، بر میزان بیکاری و مالیات شاغلان افزوده شده است.
رئیسجمهوری که خود را چپ مینامد و با رهبران اتحادیهها لاس میزند، در عمل، بسیاری از سیاستهایش را در خدمت سرمایهگذاران بزرگ داخلی و خارجی و آریستوکراسی مالی برزیل قرار داده است. این دولت، در عین دفاع از سرمایهداران و نشان دادن چهرهای مهربان به آنان، در موارد زیادی با اعتصابات و مبارزات کارگری با خشونت برخورد کرده است. دستگاه دولتی، که ژنرالهای ارتش، رؤسای پلیس و مدیران فاسد در لایههای بالای بوروکراسی اداری و دولتی آن جای گرفتهاند، مانع ایجاد هرگونه رفرم مؤثر در راستای بهبود زندگی کارگران و اقشار فرودست جامعه است.
بنابراین، بهرغم پیروزی لولا در این انتخابات، همانطور که تجربه جنبش خیابانی روزهای اخیر نشان داد، هرگونه اصلاح در زمینه کاهش نابرابری، اصلاح نظام مالیاتی، بهبود خدمات اجتماعی در حوزه بهداشت و آموزش و افزایش دستمزدها، فقط میتواند حاصل حضور تودههای مردم در صحنه سیاسی جامعه، سازمانیابی مستقل طبقه کارگر، سازمانیابی تودهای جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش دفاع از محیط زیست و دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی باشد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://alternative-shorai.tvv
