جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

چه کسی از *ماهو* سخن خواهد گفت؟

روز ده شهریور ۱۴۰۱، فرمانده‌ نیروی انتظامی شهرستان چابهار، استان سیستان و بلوچستان، به یک دختر پانزده ساله‌ی بلوچ تجاوز کرد. خبر تا همین‌جا وحشتناک است. خانواده‌ی او شکایتی علیه این فرمانده تنظیم کردند و امام جمعه‌ی چابهار نیز خبر تجاوز را تایید و در پیگیری شکایت از این خانواده حمایت کرد. از آن سو اما، حکومت با صدور حکم حبس خانگی و تهدید تلاش کرد صدای دادخواهی این خانواده را خاموش کند. آنها حتی امام جمعه‌ی چابهار را هم تهدید کردند.

حکومت اسلامی این خانواده را تحت چنان فشاری گذاشت که ما اطلاعات چندانی از آنچه رخ داده بود نیافتیم و حتی برخی از ما فکر کردیم خبر کاملا درست نیست. شاید به این دلیل که ما هیچ چهره‌ای ندیدیم، هیچ عکس و ویدیویی از این خانواده در اینترنت منتشر نشد. آنچه میدانیم این است که دختر «ماهو» نام دارد و پانزده ساله است.

پس از انتشار اخبار مربوط به مهسا امینی و شروع اعتراضات در سراسر کشور، یک زن ۲۳ ساله‌ی بلوچ فرصتی یافت تا مردم را از این جنایت باخبر کند. نام او «فائزه براهویی» است. در یازدهم مهرماه، وقتی فائزه پلاکاردی در دست داشت که یک «نه» بزرگ به دیکتاتوری می‌گفت و داشت برای آنچه بر «ماهو» گذشته بود اعتراض می‌کرد توسط نیروهای سپاه دستگیر شد.

او هم چهره‌ای ندارد. اما می‌دانیم که او دانشجوست. پانزده سال پیش (همان موقع که ماهو به دنیا آمده است) پدرش را از دست داده است و مادرش سواد ندارد.

دهم آبان دادگاه او بدون اجازه‌ی حضور وکیل برگزار شد و او را به «رهبری اغتشاشات» متهم کردند. صدور حکم پایانی به بیست روز بعد یعنی سی ام آبان موکول شد. ما می دانیم چه چیزی در انتظار این زن شجاع است. به احتمال زیاد برایش حکم اعدام صادر می کنند.

به خاطر ماهو و فائزه، لطفا این پست را انتشار دهید و هر کسی که فکر می‌کنید ممکن است کمکی بکند اینجا تگ کنید.

یادمان باشد که زنان بلوچ شاید چهره ندارند، اما صدایشان به ما می رسد.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: