دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ | 14 - 09 - 2026

Communist party of iran

چرا اسماعیل بخشی تنهاست؟ از درد یک کارگر تا مسئولیت جنبش کارگری


رفقای مریوان


رفقا، دیدن تصویر اسماعیل بخشی که برای بازگشت به کار تحصن کرده، برای من فقط ناراحت‌کننده نیست؛ دردناک است. کارگری که روزی در کنار همکارانش ایستاد، اعتصاب کرد، هزینه داد و برای حقوق طبقه کارگر مبارزه کرد، امروز باید برای ابتدایی‌ترین حق خود، یعنی بازگشت به محل کارش، تحصن کند.

اما مسئله فقط اسماعیل بخشی نیست. پرسش اصلی این است که چرا یک کارگر مبارز می‌تواند پس از سال‌ها مبارزه چنین تنها بماند؟ اگر دفاع از یک کارگر مبارز نتواند به یک حرکت جمعی تبدیل شود، این فقط مشکل یک فرد نیست؛ نشانه‌ای از ضعف سازمان‌یافتگی جنبش کارگری است.

جنبش کارگری ما هنوز پراکنده است. اعتصاب‌ها و اعتراض‌ها شکل می‌گیرند، اما ارتباط پایدار میان آنها ایجاد نمی‌شود. تجربه‌ها از یک محیط کار به محیط دیگر منتقل نمی‌شود و پس از پایان هر مبارزه، بسیاری از فعالان کارگری با اخراج، بیکاری، فشار امنیتی و مشکلات زندگی تنها می‌مانند.

برای عبور از این وضعیت، باید همبستگی سراسری شکل بگیرد؛ایجاد شبکه‌های ارتباطی میان کارگران ، تشکیل صندوق‌های همبستگی ، همچنین باید ارتباط میان بخش‌های مختلف طبقه کارگر، از کارگران صنعتی و خدماتی تا معلمان، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران، تقویت شود.


باید شبکه‌ای از همبستگی پیشاپیش وجود داشته باشد تا تعرض به یک کارگر بتواند واکنش جمعی ایجاد کند. اگر کارگری اخراج شد، مسئله فقط خودش نباشد؛ اگر فعال کارگری تحت فشار قرار گرفت، صدای او باید در محیط‌های دیگر نیز شنیده شود؛ و اگر اعتصابی شکل گرفت، تجربه و دستاورد آن نباید با پایان اعتصاب از بین برود.

البته‌ نباید فراموش کرد که ‌ با یک سیستم سرکوبگر تا دندان مسلح روبرو هستیم و تمام این مشکلات و تنهایی‌ها از آسمان نیامده اند؛ سرکوب، تهدید ، اخراج، پرونده سازی، و فشار نیروهای امنیتی، آگاهانه و برنامه ریزی شده تلاش می‌کنند که فعالان کارگری را از هم جدا کنند و کار و فعالیت را برای آنان دشوار سازند ، بنابراین بخشی از این پراکندگی نتیجه مستقیم سرکوب طبقاتی است.” اما. “

چگوارا بر ضرورت مبارزه تأکید می‌ کرد و می گفت ؛

جامعه ای که مبارزه نکند پیشاپیش شکست خورده است

و به قول کاک فواد؛

مشکلاتی که امروز با آن روبرو هستیم نتیجه کم کاری نسل‌های پیش از ماست. و اگر ما هم کم‌کاری کنیم نسل های بعد با همین مشکلات روبرو خواهند شد.

در این میان، نیروها و احزاب کمونیستی نیز باید پاسخگو باشند. کمونیسم فقط تحلیل سرمایه‌داری یا انتشار بیانیه نیست. اگر حزب کمونیستی خود را نیروی پیشرو طبقه کارگر می‌داند، باید در متن مبارزات کارگری حضور واقعی داشته باشد؛ در ایجاد تشکل‌های مستقل، کادرپروری کارگری، پیوند دادن مبارزات پراکنده و ساختن شبکه‌های همبستگی نقش ایفا کند.

وهمچنین، جنبش کارگری باید از فردمحوری و قهرمان‌سازی عبور کند. اسماعیل بخشی یک مبارز ارزشمند است، اما مسئله فقط «نجات اسماعیل» نیست. هدف باید ساختن شرایطی باشد که هیچ کارگر مبارزی پس از مبارزه تنها نماند.

بنابراین دفاع از اسماعیل بخشی، دفاع صرف از یک فرد نیست؛ دفاع از حق اعتصاب، حق تشکل، حق سازمان‌یابی و دخالت مستقل طبقه کارگر در سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود است.

متاسفانه شرايط به گونه‌ای رقم خورده که دوستانی چون رضا شهابی و علی نجاتی به تنهایی و زیر فشار و تهدید های امنیتی به دفاع از اسماعیل حمایت و همبستگی خود را از او اعلام کرده اند. این حمایت و پشتیبانی ارزشمند است، اما نباید به چند فعال کارگری محدود شود .

اگر تصویر اسماعیل فقط ما را به گریه بیندازد، کافی نیست. این درد باید به آگاهی، سازمان‌یابی، صندوق همبستگی، شبکه ارتباطی و اقدام جمعی تبدیل شود.

اسماعیل نباید تنها بماند؛

هیچ کارگری نباید تنها بماند.

ضربه به یک کارگر، باید پاسخ یک طبقه را به دنبال داشته باشد.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: