پیشروی موج تازه خیزش توده ای در گرو چیست؟
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴

موج تازه جنبش اعنراضی که روز یکشنبه هفتم دی ماه مصادف با هشتمین سالگرد خیزش دی ماه ۱۳۹۶ و در پی نوسانات بیسابقه بازار ارز و تأثیرات آن بر افزایش قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه مرد م، آغاز شد اکنون دوازدهمین روز خود را پشت سر گذاشته است. این اعتراضات در روزهای بعد به دانشگاهها و ده ها شهر ایران گسترش یافت و معترضان در همه جا و در کف خیابان با شعار مرگ بر دیکتاتور کل ساختار حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی را هدف گرفتهاند. از آغاز اعتراضات تا کنون همه تشکل ها و نهادهای مستقل از دولت کارگری، معلمان، بازنشستگان و زنان، دانشجویان، کانون نویسندگان و … با صدور بیانیه های جداگانه و یا بیانیه های مشترک از این اعتراضات حمایت و پشتیبانی کرده و سرکوبگری های جمهوری اسلامی را محکوم کرده اند.
در برابر این موج تازه اعتراضات، رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی با استقرار نیروهای امنیتی، پلیس و گارد ویژه در شهرهای مختلف و مناطقی که به کانون این اعتراضات تبدیل شده اند، یک حکومت نظامی اعلام نشده را به اجرا گذاشته است. طی چندین روز گذشته در نتیجه یورش نیروهای سرکوبگر رژیم به صف معترضان و به گلوله بستن آنها تاکنون بیش از۴۰ تن از مبارزان جان خود را از دست داده، ده ها نفر زخمی و بیش از دو هزار و پانصد نفر دستگیر و روانه زندان شده اند. نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی در روزهای گذشته با حمله به صف مردم مبارز و آزادیخواه در شهرستان ملکشاهی در استان ایلام و به خون کشیدن اعتراض آنان و یورش به بیمارستان شهر ایلام برای به گروگان گرفتن مجروحان و پیکر جانباختگان قساوت و وحشیگری را به اوج خود رسانده اند. مردم مبارز کردستان این سبعیت رژیم جمهوری اسلامی را بلافاصله با تظاهرات و راهپیمایی مردم در شهر آبدانان و دیگر شهرهای استان ایلام، اعتراضات خیابانی در کرمانشاه، و با اعتصاب عمومی در دیگر شهر های کردستان توأم با اعتراضات خیابانی در شهرهای کامیاران، سنندج و دهگلان و چند نقطه دیگر در روز پنج شنبه ۱۸ دی ماه پاسخ دادند. باید تلاش کرد اعتصاب عمومی توأم با اعتراضات خیابانی در چند شهر، نه نقطه پایان، بلکه به نقطه آغازی برای پیوستن همه شهرهای کردستان به اعتراضات سراسری تبدیل گردد.
این موج نیرومند جنبش اعتراضی در ادامه خیزشهای توده ای و سراسری چند سال اخیر و در تداوم جنبش انقلابی ۱۴۰۱ برای پایان دادن به فقر و فلاکت اقتصادی، پایان دادن به نابرابریها و تبعیضهای جنسیتی، ملی، رفع محرومیت های سیاسی و اجتماعی و در یک کلام برای سرنگونی جمهوری اسلامی به حرکت در آمده است. از اینرو، با اینکه اکثریت میلیونی کارگران و زحمتکشان و تهیدستان شهری هنوز به اعتراضات خیابانی نپیوسته اند، اما قلبشان با این اعتراضات می تپد. این پدیده در ابتدای خیزش قابل درک است، چون همه جنبش های انقلابی و انقلاب های عظیم تاریخ را اقلیتی انقلابی و مصمم آغاز کرده اند. اما پیشروی و پیروزی این خیزش ها و جنبش های انقلابی در گرو گسترش و توده ای شدن هر چه بیشتر آنها است. بنابراین نباید گذاشت همدلی منفعلانه با این خیزش انقلابی به عاملی جهت فروکش اعتراض های خیابانی تبدیل شود. چون در غیاب حضور توده های مردم در ابعاد میلیونی، نیروهای سرکوبگر قادر خواهند بود صفوف معترضان را پراکنده کرده و اعتراض ها را در همان لحظات اول به جنگ و گریز خیابانی بکشانند.
تردیدی نیست که توانایی رژیم در سرکوب خونین و بگیر و ببندهای گسترده، از موانع اصلی سر راه توده ای شدن این جنبش انقلابی است. اما کلید عبور از این مانع نیز در دست خود توده های مردم است. برای نمونه اگر توده مردم معترض در تهران و دیگر شهرهای ایران همزمان در چندین نقطه شهر و در ابعاد چندین هزار نفری به خیابان بیایند، و هوشیارانه شگردها و نیرنگ های نیروهای امنیتی جهت تبدیل کردن اعتراضات به جنگ و گریز خیابانی را خنثی کنند، نه تنها می توانند قدرت سرکوب مزدوران جمهوری اسلامی را بطور مؤثری خنثی نمایند، بلکه قادر خواهند بود انسجام آنها را در هم کوبند. در همین راستا لازم است فعالین جنبشهای اجتماعی با کار سازمانگرانه و بکار گرفتن ابتکارات و تجارب خود در زمینه اطلاع رسانی از طریق شبکههای اجتماعی و … با آماده کردن و بسیج گسترده تودهای برای اعتراضات، پیشروی این جنبش اعتراضی را تضمین کنند. در این مسیر ضروری است که مردم کاملا هوشیار باشند و اجازه ندهند که دستگاه امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی با میدان دادن به گروهی سلطنت طلب مرتجع، مبارزه آزادیخواهانه و برابری طلبانه آنها را به انحراف برده و همین شگرد را در خدمت لطمه زدن به اعتبار مبارزات مردم و تشدید سرکوب آنان بکار گیرند.
در همانحال نگرانی از تکرار تجربه شکست انقلاب ۵۷، نگرانی از خطر جنگ داخلی و سوریه ای شدن ایران که اصلاح طلبان حکومتی و بخشی از نیروهای اپوزیسیون بورژوایی آن را دامن می زنند از دیگر موانع ذهنی سر راه توده ای شدن این خیزش توده ای است. اما این نگرانی ها زمانی جنبه مادی پیدا می کند که کارگران و مردم ستمدیده به حاشیه رانده شوند. بنابراین فقط با حضور در صحنه سیاسی جامعه و مشارکت فعالانه در اعتراضات است که می توان این نگرانی ها را برطرف کرد.
یکی دیگر از ملزومات پیشروی و پیروزی این جنبش اعتراضی به میدان آمدن طبقه کارگر در کارخانه ها، مجتمع ها و مراکز کلیدی تولیدی و خدماتی با اعتصابات یکپارچه و سراسری و با تلفیق خواسته های اقتصادی و سیاسی، از جمله خواست پایان دادن به سرکوب اعتراضات، آزادی کلیه دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام و است. طبقه کارگر به رغم موانع عدیده ای که سر راه دارد، با تکیه بر دستاوردهای مبارزات تاکنونی، با تکیه بر وجود رهبران کاردانی که دارد، با تکیه بر تجربه شکل دادن به کمیته های اعتصاب و کمیته های کارخانه که جوانه ها و نطفه های شوراهای کارگری هستند و با تکیه بر تجاربی که در سازماندهی صدها اعتصاب شکوهمند دارد، می تواند با برپایی اعتصابات سراسری خود به این جنبش اعتراضی بپیوندند و با پیوستن خود ماشین سرکوب و کشتار رژیم اسلامی را زمینگیر کنند. پیوستن طبقه کارگر در بعد اجتماعی به این اعترضات در همانحال می تواند بستر مناسبی برای ارتقای سازمایابی و ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای و تحزب یابی کارگران فراهم آورد.
از دیگر از شرایط تضمین پیشروی و پیروزی این جنبش در گرو گستراندن استراتژی و چشم انداز سیاسی روشن و انقلابی، سازمانیابی و شکل دادن به عنصر رهبری سراسری است. بنابراین نباید وعده پیروزی سهل و آسان را به توده ها داد، بلکه باید عملاٌ در راه پاسخ دادن به نیازهای واقعی این جنبش و تأمین ملزومات به شکست کشاندن حزب پادگانی سپاه پاسداران و سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی گام برداشت و توده ها را به دشواری های این راه پر سنگلاخ آگاه ساخت.
این جنبش فقط یک جنبش سلبی برای سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. توده های به پاخاسته علیه فقر و فلاکت اقتصادی، علیه نابرابری ها، محرومیت ها و تبعیض هایی پا به میدان اعتراض و مبارزه گذاشته اند که ریشه در مناسبات سرمایه داری ایران دارند. به این اعتبار این جنبش نه فقط هدف سرنگونی جمهوری اسلامی را در پیش روی خود قرار داده، بلکه بنا به ماهیت خواسته هایش جنبشی ضد سرمایه داری است. مردم به حق به امکانات نهفته در ایران برای برپایی جامعه ای آزاد، برابر و مرفه چشم دوخته اند. باید تصویر روشنی از حکومتی که بعد از جمهوری اسلامی سر کار می آید را به میان مردم برد. بنابراین باید افق سوسیالیستی، افق حکومت شورایی کارگران و فرودستان و شوراهای مردم را در برابر این جنبش قرار داد. باید سعی کرد شعارهایی از نوع” نان، کار، آزادی، اداره شورایی”، “آزادی، برابری، اداره شورایی” که از جانب معترضان در این جنبش انقلابی طرح شده اند را با کمپین های سیاسی- تبلیغی هر چه توده ای تر کرد. باید تبیین روشنی را از این شعارها و معنای واقعی آزادی و برابری و اداره شورایی را به میان توده ها ببریم.
باید پیگیرانه و به طور تعطیل ناپذیر، در مورد مخاطرات پروژه های امپریالیستی رژیم چنجی و دست به دست شدن قدرت از بالای سر مردم هشدار داد و مواضع و استراتژی سیاسی بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی ایران برای به بیراهه بردن و به شکست کشاندن این جنبش را برای مردم روشن کرد. باید تناقض برنامه های اقتصادی آنان که همان سرمایه داری مبتنی بر الگوی بازار آزاد و نئولیبرالیسم با مدیریت غیر اسلامی است را با وعده هایی که به مردم در زمینه برابری سیاسی و حقوقی و برابری زن و مرد می دهند را آشکارا نشان داد. آنها که بدیل شان سرمایه داری با مدیریت غیر اسلامی است نمی توانند وعده آزادی و رفاه به مردم بدهند. سرمایه داری با مدیریت غیر اسلامی هم یک حکومت استبدادی است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1