یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ | 24 - 05 - 2026

Communist party of iran

پرويز قليچ‌خانی کاپيتان تیم ملی فوتبال ایران،  در سن ٨١ سالگی در تبعید درگذشت!

پرویز قلیچ‌خانی، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران، از بزرگ‌ترین چهره‌های تاریخ ورزش ایران و از شناخته‌شده‌ترین ورزشکاران سیاسی و تبعیدی ایرانی، روز شنبه ۲۳ مه ۲۰۲٦، برابر با ۲ خرداد ۱٤۰۵، در بیمارستانی در حومه پاریس درگذشت. نجمه موسوی‌پیمبری، یار و همراه او، در اعلام این خبر از قلیچ‌خانی به‌عنوان «قهرمان ملی و چهره همیشه زنده ایران» یاد کرد. رسانه‌ها نوشته‌اند او در سال‌های اخیر با بیماری آلزایمر دست‌وپنجه نرم می‌کرد.
قلیچ‌خانی فقط یک فوتبالیست بزرگ نبود. او از آن نسل نادری بود که نامش هم در تاریخ ورزش ایران ثبت شد و هم در تاریخ اعتراض، تبعید و روشنفکری سیاسی. در زمین فوتبال، بازیکنی کامل، پرقدرت، باهوش و همه‌فن‌حریف بود؛ بیرون از زمین، انسانی معترض، مستقل و دور از قدرت رسمی. برای چند نسل از ایرانیان، نام او یادآور دورانی است که فوتبال هنوز می‌توانست با غرور ملی، آرمان اجتماعی و اخلاق فردی گره بخورد.
او در ۸ آذر ۱۳۲٤ در تهران به دنیا آمد. فوتبال را از محله‌های جنوب شهر آغاز کرد و خیلی زود به یکی از درخشان‌ترین بازیکنان نسل طلایی فوتبال ایران بدل شد. در ۱۷ سالگی وارد فوتبال حرفه‌ای شد و دو سال بعد به تیم ملی راه یافت. قلیچ‌خانی با ٦٦ بازی ملی و ۱٤ گل زده، تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷، یکی از رکوردداران حضور در تیم ملی بود و بسیاری از کارشناسان او را از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران می‌دانند.
نقطه اوج ورزشی قلیچ‌خانی با دوران طلایی فوتبال ایران در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی همراه بود. او با تیم ملی ایران سه بار پیاپی قهرمان جام ملت‌های آسیا شد؛ در سال‌های ۱۹٦۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷٦. این پيروزی‌ها او را به یکی از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ جام ملت‌های آسیا تبدیل کرد. قلیچ‌خانی در فینال جام ملت‌های آسیا در سال ۱۳٤۷ نیز برابر اسرائیل گلی سرنوشت‌ساز زد؛ گلی که راه نخستین قهرمانی ایران در این رقابت‌ها را هموار کرد.
قلیچ‌خانی در باشگاه‌های بزرگی چون تاج، پاس و پرسپولیس بازی کرد و در هر تیمی که به میدان رفت، حضوری تعیین‌کننده داشت. او فقط یک هافبک دفاعی یا میانی نبود؛ بازیکنی بود که می‌توانست در چند پست بازی کند، بازی را بخواند، تیم را رهبری کند و با ضربه‌های سنگین و دقیقش سرنوشت مسابقه را تغییر دهد. در دورانی که فوتبال ایران هنوز حرفه‌ای به معنای امروز نبود، قلیچ‌خانی یکی از چهره‌هایی بود که به این ورزش وزن، شخصیت و اعتبار اجتماعی بخشید.
اما زندگی او خیلی زود از مرزهای فوتبال فراتر رفت. قلیچ‌خانی از سیاسی‌ترین ورزشکاران تاریخ ایران بود. پیش از انقلاب، به‌دلیل گرایش‌ها و فعالیت‌های سیاسی‌اش بارها زیر فشار و بازجویی ساواک قرار گرفت. او از همان نسلی بود که میان شهرت ورزشی و مسئولیت اجتماعی فاصله‌ای نمی‌دید. محبوبیت گسترده‌اش در میان مردم، برای دستگاه امنیتی حکومت پهلوی حساسیت‌برانگیز بود و همین جایگاه، او را به چهره‌ای متفاوت در میان ستارگان ورزش بدل کرد.
پس از انقلاب نیز قلیچ‌خانی راه سازش با قدرت رسمی را انتخاب نکرد. او ایران را ترک کرد و در فرانسه ماند؛ تبعیدی که از فوتبال حرفه‌ای فاصله گرفت اما از سیاست و فرهنگ جدا نشد. در پاریس، نشریه «آرش» را پایه‌گذاری و اداره کرد؛ مجله‌ای سیاسی و فرهنگی که از سال ۱۳۷۰ خورشیدی/۱۹۹۱ میلادی منتشر شد و تا سال ۲۰۱٤ ادامه یافت. بیش از هزار نویسنده، پژوهشگر، فعال سیاسی، شاعر، هنرمند و روشنفکر برای آرش نوشتند.
خود قلیچ‌خانی درباره آغاز «آرش» نوشته بود این نشریه را در بهمن ۱۳٦۹ در پاریس منتشر کرد تا «جنس دیگری از صداهای تبعید» باشد و دردها، تحلیل‌ها و واکنش‌ها درباره تحولات ایران را بازتاب دهد. این جمله، شاید یکی از دقیق‌ترین توصیف‌ها از زندگی دوم او باشد: زندگی در تبعید، اما نه در سکوت؛ دور از ایران، اما پیگیر سرنوشت ایران.
در سال‌های پایانی زندگی، خبر بیماری و وضعیت جسمی او چند بار در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت؛ گاه همراه با شایعات و گاه با انتشار عکس‌هایی که نزدیکانش آن را بی‌احترامی به حریم خصوصی او دانستند. نجمه موسوی‌پیمبری در گفت‌وگویی از علاقه‌مندان قلیچ‌خانی خواسته بود اخبار مربوط به وضعیت او را از کانال و سایت «آرش» دنبال کنند و نه از شایعات رایج در شبکه‌های اجتماعی.
مرگ قلیچ‌خانی، پایان زندگی یکی از بزرگ‌ترین فوتبالیست‌های تاریخ ایران است؛ اما معنای او در زمین فوتبال خلاصه نمی‌شود. او از معدود چهره‌هایی بود که هم در حافظه ورزشی مردم ایران جایگاهی استثنایی داشت و هم در حافظه سیاسی و فرهنگی تبعید. او قهرمان تیم ملی بود، اما به قهرمانی رسمی و بی‌دردسر تن نداد؛ کاپیتان بود، اما نه فقط در زمین فوتبال. در روزگاری که بسیاری از نام‌های بزرگ یا به قدرت نزدیک شدند یا سکوت را برگزیدند، قلیچ‌خانی کوشید استقلال خود را حفظ کند؛ حتی اگر بهای آن، تبعید، تنهایی و دوری از وطن باشد.
پرویز قلیچ‌خانی از نسلی می‌آمد که فوتبال را با میدان‌های خاکی، استادیوم امجدیه، جام ملت‌های آسیا و شور خیابان‌های تهران به یاد می‌آورد. اما او با همان قامت ورزشی، به تاریخ دیگری هم تعلق گرفت: تاریخ کسانی که شهرت را به ابزار فرمان‌بری بدل نکردند. از این رو، یاد او فقط در آرشیو فوتبال ایران نمی‌ماند؛ در حافظه تبعید، در تاریخ ورزشکاران معترض و در نام‌هایی که میان مردم و قدرت، مردم را انتخاب کردند، باقی خواهد ماند.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: