پدیدهی «النینو»، هشدار قطعی گاز و زمستان سخت پیشرو
چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵
نیما مهاجر

۲ شهریور ۱۴۰۵
هنوز گرمای شدید تابستان و ماجرای ناترازی و قطعیهای مکرر برق و تبعات و ضررهای ناشی از آن به پایان نرسیده است که از هماکنون اخبار و گزارشات جهانی و هشدارهای داخلی حکایت از آن دارند که ما مردم ایران زمستان سختی در پیشرو داریم.
گزارشهای جهانی از وقوع پدیدهی النینو (El Niño) یا همان «پسر کوچولو» در سال ۲۰۲۶ خبر میدهند که هر چند سال یکبار، اغلب در حوالی کریسمس به اوج میرسد. این پدیده به گرمشدن آبهای سطحی اقیانوس آرام استوایی در نیمهی «شرقی» اطلاق میشود، و این بدان معنا است که همزمان آبهای سطحی سواحل «غربی» آمریکای مرکزی و جنوبی نیز گرم میشوند. آب گرم اکسیژن و مواد مغزی کمتری دارد و مانند یک لحاف سنگین جلوی بالا آمدن آب سرد را میگیرد، ماهیها را فراری میدهد و ماهیگیران مناطق غربی آمریکای مرکزی و جنوبی گرسنه میمانند. اما تبعات النینیو جهانی است نه محلی: این پدیده با تضعیف بادهای تجاری (بادهای شرق به غرب) ، الگوی گردش جو و بارش را در تمام نقاط مختلف جهان به شکلی پیچیده و نه کاملا پیشبینی پذیر تغییر میدهد.
بر اساس آخرین چشمانداز مرکز ملی اقیانوس و اتمسفر آمریکا (NOAA)، احتمال وقوع یک النینوی «بسیار قوی» در پاییز و زمستان ۲۰۲۶–۲۰۲۷ بیش از ۹۰ درصد برآورد شده و احتمال آنکه فصل اکتبر تا دسامبر ۲۰۲۶ به محدوده رکورد تاریخی برسد حدود ۶۹ درصد اعلام شده است. سازمان جهانی هواشناسی نیز میگوید النینیو در ماههای پیش رو تقویت میشود و اثر آن میتواند به شکل گرمای بیشتر، خشکسالی در بعضی مناطق و بارشهای بسیار بیشتر از معمول در مناطق دیگر ظاهر شود. همزمانی این پدیده با گرمایش زمین، تهدیدات را دوچندان میکند. نکته مهم این است که النینو «بارانزا» یا «خشکسالیزا» بهصورت یکسان برای کل جهان نیست؛ بلکه الگوی کلان گردش جو را نمایندگی میکند. نتیجه میتواند از سیلاب و طوفان تا خشکسالی، آتشسوزی، اختلال کشاورزی، کاهش تولید برخی محصولات، افزایش قیمت مواد غذایی و فشار بر منابع آب متغیر باشد.
سابقه پژوهشها نشان میدهد بین النینو و تغییرات بارش ایران ارتباط قوی وجود دارد و در برخی الگوها افزایش بارش در بخشهایی از کشور بسیار محتمل است. بهویژه باید یک سناریو را جدی گرفت: پاییز و زمستان ۱۴۰۵ ممکن است در بخشهایی از جنوب، جنوبشرق و شرق ایران مستعد دورههایی از بارش بسیار سنگین و رگباری شود. این به معنی پیشبینی قطعی سیلاب نیست؛ اما اگر الگوی کلان جوی همراه با رطوبت کافی از پهنههای جنوبی و سامانههای مناسب منطقهای شود، امکان رخداد بارشهای کوتاهمدت و بسیار شدید، سیلاب ناگهانی و آبگرفتگی در مناطق خشک و نیمهخشک وجود دارد. یک پیامد احتمالی دیگر افزایش رطوبت و بارشها در مناطق بیابانی، افزایش شرایط مساعد برای زادآوری ملخ صحرایی است. مناطق مرزی در جنوب ایران یکی از کانونهای مستعد افزایش جمعیت ملخ و بحرانهای ناشی از آن است.
اما در قطب جغرافیایی مقابل جنوب، هشدار بحران در شهرهای شمالی کشور از جنس دیگری است. اگر جنوب با خطر سیل روبرو است، سرما و قطعی گاز نیز مناطق شمال را تهدید میکند. سید مهدی نهایی، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری گلستان روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ از قطعی ۶۰ تا ۹۰ روزه گاز در استانهای گلستان، مازندران و خراسان شمالی طی فصل سرد سال خبر داد. این هشدار در شرایطی مطرح میشود که نایبرئیس کمیسیون انرژی مجلس نیز نسبت به تکرار بحران تلخ گاز سال ۱۳۸۶ در استانهای شمالی هشدار داده و آن را یک تهدید جدی ارزیابی کرده است.
ایران پیش از جنگ ارتجاعی و امپریالیستی اخیر و حمله به تأسیسات پارس جنوبی نیز با ناترازی شدید گاز دست و پنجه نرم میکرد؛ حالا آسیب دیدن بخشی از ظرفیت تولید و خروج حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب گاز از مدار، بحران موجود را عمیق تر کرده است. این در شرایطی است که نه دولت و نه شرکت ملی گاز ایران به افکار عمومی توضیح ندادهاند که برای جلوگیری از تکرار بحران چه برنامهای دارند و در صورت کمبود و قطعی گاز، تکلیف مردم چیست؟
به این بحرانها، بحران آموزش و پرورش و بازماندن کودکان از تحصیل، بحران دارو و بهداشت و درمان، بحران بیکاری، تورم افسار گسیخته و فلاکت عمیق اقتصادی را اضافه کنید. شرایط جنگی و تحریمهای امپریالیستی آمریکا نیز در کنار سیاستهای جمهوری اسلامی علیه سلامت و زندگی و معیشت تودههای کارکن و زحمتکش عمل میکند. گزارشهای موجود به ما میگویند که بحران انرژی در داخل کشور و بحرانهای زیست محیطی که ماهیتی جهانی دارند اوضاع را وخیمتر و غیرقابل تحملتر میکند. اما تجربه نشان داده است که جمهوری اسلامی از مدیریت بحران فقط شورای تامین را دارد که برای قتل و عام معترضان و برپا کردن بساط شکنجه و طناب دار تشکیل میشود.
چاره چیست؟ اعتراضات مستمر و منظم بازنشستگان تا حدود زیادی راه را نشان میدهد. روزهای یکشنبه و دوشنبه، یکم و دوم شهریور ۱۴۰۵ صدها و هزاران نفر از بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران و شوش و کرمانشاه، بازنشستگان فولاد و ذوبآهن اصفهان و بازنشستگان مخابرات تهران و کرمانشاه، در ادامهی مبارزات چند سال اخیر با سر دادن شعار و تجمعات خیابانی نارضایتی خود را نسبت وضعیت دشوار معیشتی، گرانی و تورم، مشکلات خدمات درمانی و کالایی شدن درمان، فقر و تبعیض و نبود رفاه و امنیت اقتصادی نشان دادند. آنها مستقیما به عملکرد ستاد اجرایی فرمان «امام» و بنیاد تعاون سپاه معترض هستند. بحرانهای همه جانبهای که گریبان مردم ایران را گرفته است ضرورت سازمانیابی تشکلهای مستقل کارگری و تودهای و به هم پیوستن اعتراضات جاری را دوچندان کرده است. ما تودههای زحمتکش در ایران به نقطهای رسیدهایم که ناچاریم انتخاب کنیم. یا مرگ فوری و تدریجی بر اثر جنگ و بیماری و گرسنگی و مصیبهای زیست محیطی به سراغمان میآید، یا با سازماندهی و مبارزات جمعی به دفاع از زیست انسانی و آیندهی فرزندانمان برمیخیزیم.
