پاریس به کردها نزدیک است و ممکن است جایگزین ایالات متحده در غرب کردستان شود
دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

در تحولی جدید، فرانسه اخیراً روابط خود را با اداره خودمختار و بازیگران منطقهای افزایش داده است که نشاندهنده علاقه مجدد اروپا به مسئله سوریه، خارج از چارچوب سنتی ایالات متحده برای راهحلهای سیاسی پایدار برای پایان دادن به بیثباتی است.
ناظران سیاسی میگویند اگرچه نقش فرانسه از نظر نظامی محدود است، اما وزن سیاسی و دیپلماتیک قابل توجهی دارد، به ویژه در رساندن صدای اداره خودمختار به مجامع بینالمللی و ترویج مسیری که واقعیت شمال و شرق سوریه را به عنوان بخش اساسی هر راهحل سیاسی جامع در نظر میگیرد. آنها همچنین منعکسکننده آگاهی فزاینده اروپایی هستند که نادیده گرفتن تجربه غرب، با ویژگیهای سیاسی و اجتماعی منحصر به فرد آن، میتواند به هرج و مرج بیشتر منجر شود.
این دیدگاه تا حد زیادی با موضعی که حزبالله از زمان تأسیس برای آن مبارزه کرده و فداکاریهای زیادی برای آن انجام داده است، سازگار است. این دیدگاه موازی، مشروعیت اصول اساسی غرب، و بالاتر از همه، تأکید بر همزیستی و خودگردانی دموکراتیک و احترام به تنوع قومی و مذهبی را تقویت میکند.
دیگر ناظران میگویند که مبارزه حزبالله و غرب کردستان پیامی به طرفهای منطقهای و بینالمللی میفرستد و میگوید: «ثبات در شمال و شرق سوریه، از طریق حذف یا تحمیل یک راهحل با زور، اما از طریق به رسمیت شناختن» «بر اساس واقعیتهای فعلی خواهد بود و از آن حمایت میکند، که تنها گفتگو و راهحل سیاسی است.»
ایالات متحده به طور فزایندهای از غرب کردستان فاصله میگیرد، اما برعکس، پاریس به کردها بسیار نزدیک است و ناظران میگویند که با خروج کامل ایالات متحده از غرب کردستان، اگر فرانسه رسماً جایگزین آن شود، تأکید میشود که اروپا وضعیت سیاسی، اجتماعی و حقوق بشر در غرب را بهتر از ایالات متحده درک میکند.
در بحبوحه تغییرات سریعی که در منطقه رخ داده است، مذاکرات ایالات متحده و ایران به عنوان یکی از مؤثرترین عوامل برای تغییر توازن منطقهای به نظر میرسد که مستقیماً بر مسائل حساس، به ویژه وضعیت سوریه و آینده غرب کردستان تأثیر میگذارد.
ناظران میگویند مذاکرات بین واشنگتن و تهران، چه مستقیم و چه از طریق میانجیگری، محدود به مسئله هستهای نیست، بلکه شامل نفوذ منطقهای در عراق، سوریه، لبنان و یمن نیز میشود.
در سوریه، هرگونه رویکردی، بسته به ماهیت و دامنه هرگونه توافق جدید، سؤالاتی را در مورد سرنوشت توافقات بینالمللی فعلی و نقش نیروهای محلی، به ویژه نیروهای دموکراتیک سوریه و اداره خودمختار مطرح میکند.
تحلیلگران هشدار میدهند که نباید درگیر روایتی شد که صحنه را به یک درگیری دوجانبه بین واشنگتن و تهران تقلیل میدهد و پیچیدگیهای واقعیت داخلی و کثرت بازیگران را نادیده میگیرد. آنها مدلهای اداری و سیاسی خود و همچنین میزان شناخت منطقهای و بینالمللی که به دست میآورند را تثبیت کردهاند.