یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴ | 18 - 01 - 2026

Communist party of iran

ورود بمب افکن های آمریکایی به جنگ آخرین مرحله از درهم شکستن استراتژی جنگ بازدارنه جمهوری اسلامی

در بامداد روز یکشنبه ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا خبر بمباران سایت های هسته ای جمهوری اسلامی در فردو، نطنز و أصفهان توسط جنگنده بمب افکن های ارتش آمریکا را اعلام کرد. وی در در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت یک محموله کامل از بمب ها بر روی تأسیسات هسته ای فردو انداخته شد و هواپیماها به سلامت در حال بازگشت به خانه هستند و ضمن تبریک به نیروهای مسلح آمریکا بخاطر عملیاتی که به گفته وی هیچ ارتش دیگری در جهان نمی تواند آن را نجام دهد، در انتهای پیامش نوشت «اکنون زمان صلح است».


سپس ترامپ در یک سخنرانی تلویزیونی این عملیات را «موفقیتی نظامی و تماشایی» توصیف کرد و گفت: «تأسیسات کلیدی غنی‌سازی اورانیوم ایران به‌طور کامل و تمام‌عیار نابود شده‌اند.» او تأکید کرد که آینده ایران میان «صلح یا فاجعه» خواهد بود وی در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز نیز اعلام کرد ۶ بمب سنگرشکن بر روی سایت فردو ریخته شده و ۳۰ موشک تاماهاوک نیز تأسیسات دیگر را هدف قرار داده‌اند. ترامپ در حالی بر خلاف تمام قوانین بین المللی دستور داد بمب‌افکن‌های B-2 قدرتمندترین بمب‌های متعارف را بر مهم‌ترین سایت‌های هسته‌ای ایران فرو بریزند که حتی نهادهای اطلاعاتی خود دولت ترامپ و سازمان جهانی انرژی اتمی هم گزارش ها و ارزیابی دولت اسرائیل در مورد سرعت پیشرفت جمهوری اسلامی در ساخت بمب هسته ای و حتی تصمیم رژیم اسلامی برای ساخت آن را تأیید نکرده اند.


بی جهت نبود که بنیامین نتانیاهوی جنایتکار با لحنی پیروزمندانه ترامپ را بخاطر اتخاذ «تصمیمی جسورانه که تاریخ را تغییر خواهد داد» ستایش کرد و خشنود بود از اینکه توانسته ترامپ را که در کارزار انتخاباتی، خود را مخالف مداخله نظامی در خارج کشور معرفی می کرد، را به دنبال ماجراجویی های نظامی خود جهت شکل دادن به نظم منظقه ای مورد نظر بکشاند. اما ورود بمب‌افکن‌های و B-2  و فرود قدرتمندترین بمب های سنگر شکن بر سایت های هسته ای جمهوری اسلامی می تواند مسیر این جنگ ارتجاعی را تغییر دهند؟ واقعیت این است آنچه ما شاهد آنیم آخرین مراحل شکست و در هم کوبیده شدن استراتژی جنگ بازدارنده رژیم جمهوری اسلامی در منطقه خاورمیانه است.

یکی پای این استراتژی سازماندهی و تأسیس گروه های نیابتی از نوع حزب الله در لبنان، سازمان جهاد اسلامی در فلسطین، سازماندهی و تجهیز گروه های اسلامی در عراق و یمن، شکل دادن به گروه های میلیشیا در جریان بحران سوریه و مداخله گری های نظامی در کانون های بحران منطقه و گسترش تروریسم بر خلاف قوانین بین المللی و سرمایه گذاری های عظیم در برنامه های هسته ای بود. در پی متحمل شدن ضربات سنگین و فروپاشی گروه های نیابتی اکنون این تأسیسات هسته ای که هزینه سنگین آنها محصول تشدید استثمار طبقه کارگر و زحمتکشان و غارت ثروت های جامعه بود، دارند در مقبل چشم سران جمهوری اسلامی یکی بعد از دیگری نابود می شوند و یا ضربه می بینند. جمهوری اسلامی با نقشه های راهبردی و جاه طلبی ها و ماجراجویی های نظامی خود بیشترین خدمت را به میلیتاریزه شدن بیشتر خاورمیانه و پیشرفت نظم منطقه ای دولت های آمریکا و اسرائیل کرد.


با اینکه خطر گسترش جنگ جدی است و ابدا نباید آن را نادیده گرفت، اما بسیاری از فاکتورهای عینی بر این دلالت دارند که این جنگ طولانی مدت نخواهد بود. رژیم جمهوری اسلامی که یک پای اصلی این جنگ است به دلایل واقعی و از جمله ضعف بنیه نظامی و بنیه اقتصادی و نبود یک پشت جبهه امن توانایی یک جنگ دراز مدت را ندارد. در طی ده روزی که از آغاز این جنگ می گذرد ساختار فرماندهی و توانایی نظامی و سیستم دفاعی رژیم جمهوری اسلامی اگر از هم فرو نپاشیده، اما بشدت ضربه خورده است. فساد نهادینه شده در ساختار حکومتی و نفوذ سازمانهای امنیتی اسرائیل در وزارتخانه ها و دستگاه اطلاعات و امنیت سپاه پاسداران، جمهوری اسلامی را از اعتبار ساقط کرده است. 


دولت ترامپ نظر به افول قدرت اقتصادی آمریکا، هنوز هم وارد شدن به یک جنگ تمام عیار و پر هزینه از نوع جنگ در أفغانستان و عراق را در راستای منافع دراز مدت خود نمی داند. هدف اصلی بمبارانهای سنگین سایت های هسته ای در ایران تشدید فشار به منظور وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم بی قید و شرط به شرایط آمریکا در سر میز مذاکره و دادن این اطمینان خاطر به دولت اسرائیل است که از این ببعد برنامه هسته ای جمهوری اسلامی نمی تواند خطری برای موجودیت دولت اسرائیل باشد. دولت های عربستان، امارات متحده عربی و قطر هم به دلیل استقرار نیروهای امریکایی در خاک آنها و نیز به دلیل سرمایه گذاری ها و پروژه های عظیم اقتصادی که در دستور کار دارند، گسترش این جنگ را در راستای منافع اقتصادی خود نمی بینند.

دولت ترکیه اگر چه دل خوشی از جمهوری اسلامی ندارد، اما تضیف بیشتر آن در مقابل قدرقدرتی و میلیتاریسم دولت اسرائیل را در راستای منافع خود نمی بیند. دیگر کشورهای منطقه هم که محل استقرار پایگاه نیروهای آمریکایی هستند بشدت از گسترش جنگ نگران هستند. چنانکه جنگ گسترش پیدا کند امنیت تنگه هرمز که بیش از ۲۰ درصد از انرژی جهان از این مسیر به بازارهای جهان راه می یابد به مخاطره می افتد و این میتواند افزایش بیشتر قیمت نفت و انرژی را در پی داشته باشد که دولت اروپایی آن را به زیان اقتصاد خود می دانند.

چین با سرمایه گذاری هایی که در کشورهای خاورمیانه انجام داده و نقشه راهی که برای تبدیل شدن به اولین قدرت اقتصادی جهان دارد مخالف گسترش این جنگ است. روسیه نمی خواهد رژیم جمهوری اسلامی به عنوان متحد وی در این منطقه بیشتر از این تضعیف گردد. از این رو اگر چه محکومیت حملات  دولت های اسرائیل و آمریکا به سایتهای هسته ای از جانب حکومت های منطقه و حتی از جانب قدرتهای مانند چین و روسیه در حد کلام باقی می مانند، اما از هم اکنون و در پشت پرده تلاش های دیپلماتیک گسترده ای در جریان است تا از گسترش این جنگ جلوگیری شود. با اینحال نباید پافشاری دولت نتانیاهو بر ادامه جنگ و تلاش آن برای به میان کشیدن پای امریکا به یک جنگ گسترده، و عنصر ماجراجویی در ساختار حکومتی و تصمیم گیری رژیم جمهوری اسلامی و تمایل برخی از محافل حکومتی در خود آمریکا برای گسترش جنگ را نادیده گرفت. نتانیاهو برای به حاشیه راندن اخبار جنایات و نسل کشی که در غزه به راه انداخته و برای بقای خود در قدرت سیاسی به گسترش این جنگ نیاز دارد.


اکنون که خطر گسترش این جنگ وجود دارد طبقه کارگر و زنان و مردان آزاده ایران که فقط در طی هفت سال اخیر سه خیزش توده ای و انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و هزاران اعتصاب و اعتراض کارگری و توده ای را تجربه کرده اند، در این شرایط جنگی هم لازم است مهر خود را به روند رویدادها بکوبند. اگر رژیم جمهوری اسلامی از فرصت جنگ هم استفاده می کند تا با تهدید و بگیر و ببند و اعدام، توده های زنان و مردان آزاده ایران را از متن مبارزه به حاشیه براند، در این شرایط هم لازم است با شعار نه به این جنگ ارتجاعی و قطع جنگ بی درنگ به اعتراضات و مبارزات خود برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی ادامه دهند. در این شرایط مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و خنثی کردن پروژه های آلترناتیو سازی نیروهای اپوزیسیون بورژوایی برای دست به دست کردن قدرت از بالای سر مردم از مسیر برپایی جنبش های اعتراضی توده ای و سراسری علیه این جنگ ارتجاعی و حضور آنان در صحنه سیاسی جامعه  می گذرد.

لازم است خواست قطع بی درنگ جنگ به خواست جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش انقلابی کردستان و همه جنبش های پیشرو اجتماعی در ایران تبدیل شود. لازم است همه نهادها، تشکل ها و رهبران و فعالان شناخته شده جنبش کارگری، زنان، دانشجویان، کارزار نه به اعدام، جنبش دادخواهی از زاویه دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان و مردم آزاده ایران در ادامه مواضع طبقاتی و شفافی که در قبال این جنگ ارتجاعی اتخاذ کردند، زمینه ذهنی برای سازماندهی اعتراضات توده ای علیه این جنگ را فراهم آورند. چنانکه جنگ خاتمه یابد، جمهوری اسلامی همان جمهوری اسلامی قبل از جنگ نخواهد بود. موقعیت منطقه ای و بین المللی آن باز هم تضعیف خواهد شد، اقتدار ادعایی آن بیش از پیش در انظار عمومی فرو خواهد ریخت. جدال و کشمکش های درونی آن تشدید خواهد شد، جنبش های پیشرو اجتماعی و اعتراضی در جامعه رؤیه تعرضی تری بخود خواهند گرفت و رژیم جمهوری اسلامی چند قدم دیگر به سرنگونی نزدیک می شود.


سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: