هیچ سیاست سرکوبگرانه ای جنبش زنان در ایران را باز نمیدارد
چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱
مرضیه نظری

متن زیر ترجمه فارسی مقاله ای است که به زبان فنلاندی برای نشریه رسمی حزب کمونیست فنلاند به مناسبت هشت مارس امسال نوشته بودم. لینک مقاله فنلاندی در پایین صفحه را میتوان یافت.
امسال در ایران در شرایطی به استقبال هشت مارس، روز جهانی زن می رویم که یکی از با شکوه ترین خیزشها به پیشتازی زنان برای آزادی و برابری با شعار زن زندگی آزادی در جریان است. جنبشی انقلابی که با گذشت نزدیک به شش ماه از آن، در اشکال مختلف ادامه دارد. اعتراضاتی که علیه قتل ژینا (مهسا) امینی به دست نیروهای سرکوبگر “گشت ارشاد” آغاز شد، چنان زلزله، ایران را لرزاند، حاکمیت جمهوری اسلامی و نیروهای سرکوبگرش را به زانو در آورد و رعد آسا سراسر جهان را درنوردید. خیزشی که برای اولین بار در ایران جنبش های پیشرو اجتماعی مثل جنبش زنان، دانشجویی و کارگری را بهم پیوند زد و به یک جنبش انقلابی تبدیل شد. زنان در طی این خیزش، روسری هایشان، این نماد سیاسی و ایدئولوژیک رژیم جمهوری اسلامی را از سر در آوردند و در آتش سوزاندند و زنان و جوانان و دانشجویان عملا تمام قوانین اسلامی، ارتجاعی و ضد زن رژیم را زیر پا گذاشتند. به همین دلیل است که امروز رژیم برای انتقام از زنان و جلوگیری از حضور آنان در جامعه و مبارزات جاری، مدارس مختلف دختران را مورد حمله شیمیایی قرار میدهد. از نوامبر ٢٠٢٢ تا حالا بیش از پنج هزار دختر مدرسه ای در صدها مدرسه در شهرهای مختلف ایران مورد حملات سمی قرار داده تا به خیال خودش جنبش مبارزاتی دانش آموزان و دانشجویان که غالبا زنان و دختران شجاع و انقلابی آن را رهبری میکنند را مهار و مرعوب کند. ولی آنچه مسلم است این است که این سیاست مثل سیاستها و برنامه های قبلی رژیم علیه زنان شکست خواهد خورد. هیچ سیاست سرکوبگرانه ای جنبش زنان در ایران را برای سرنگون کردن این رژیم و رسیدن به آزادی و برابری و شان انسانی خود باز نمیدارد. خیزش زن زندگی آزادی گواهی بر این امر است. جا دارد اینجا اشاره کنم که دیروز سهشنبه ٧ مارس در ایران شاهد اعتراضات سراسری معلمان ایران علیه مسمومیت دانش آموزان بودیم و امروز هم به مناسبت ٨ مارس روز جهانی زن، ۵۲ تشکل فراخوان تجمعات اعتراضی داده اند.
جنبش رهایی زنان در ایران به خیزش زن زندگی آزادی محدود نمیشود. طی چهل و چهار سال گذشته مبارزات زنان در ایران پیوسته علیه رژیم آپارتاید جنسیتی جمهوری اسلامی ادامه داشته است. تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی زنان از پایه ای ترین حقوق خود محرومند. زنان تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی با انواع تبعیضها، خشونتها، بی حقوقیها و سیاستهای زن ستیزانه به شکل قانونی روبرو هستند. آنها حتی از حق انتخاب و آزادی عمل، حق کنترل بر بدن خویش و نوع پوشش محروم هستند. با آنکه زنان در ایران تحصیل کرده و اکثریت دانشجویان دانشگاهها را تشکیل میدهند، سهم آنها از بازار کار رسمی زیر پانزده درصد است. این در حالیست که زنان زیادی در بازار کار غیر رسمی با دستمزدهای خیلی ناچیز و در مراکز کاری به شدت ناامن به شدت استثمار میشوند و از طرف کارفرما متحمل انواع بیحقوقیها و تبعیضات و خشونتها هستند. در ایران، چهل و چهار سال است قانون و دولت و کارفرما همه دست در دست هم داده و از جامعه برای زنان جهنمی درست کرده اند. به همین خاطر است که زنان به یکی از آشتی ناپذیرترین دشمنان رژیم اسلامی تبدیل شده اند و در هر مبارزه ای، درصف اول قرار دارند. آنها هیچوقت قربانیان خاموش قوانین و سیاستهای تبعیص آمیز، ضد زن و سرکوبگرانه رژیم نبوده اند و صدایشان از همه رساتر بوده است. از جنبش رهایی زنان در ۸ مارس ١٩٧٩ گرفته، که یک ماه بعد از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، اعتراضات وسیع خود را علیه آپارتاید جنسیتی رژیم اسلامی سازمان داد، تا اعتراضات ٢٠٠٩، ٢٠١٧ و ٢٠١٩ و الان هم خیزش زن زندگی آزادی.
به همین دلایل، آزادی زنان ایران در وحله اول به سرنگونی حکومت اسلامی وابسته است. زنان نشان داده اند که مبارزه آنها یکی از عوامل اصلی برای آزادی زنان و جامعه ایران است، به همین خاطر است که مبازره سازمان یافته زنان هم نقشی حیاتی در سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی خواهد داست. زنان باید از هر فرصتی برای سازمانیابی توده ای خود استفاده کرده و دراتحاد با دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی، برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و تحقق خواسته های برابری طلبانه خود و جامعه بکوشد. زنان با مبارزات شکوهمند و حضور نیرومند و شجاعانه خود طی خیزش اخیر و خیزش های قبل از آن هم، توانسته اند زمینه جنبشی آزادیخواهانه و برابری طلبانه با محوریت رفع تبعیض جنسیتی را بوجود آورند. خیزش انقلابی زن زندگی ازادی و همچنین منشور مطالبات حداقلی ۲۰ تشکل صنفی و مدنی در ایران که از جمله بر برابری کامل حقوق زنان با مردان در تمامی عرصههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی و لغو بی قید و شرط قوانین و فرمهای تبعیض آمیز، آزادی فوری و بیقید و شرط همه زندانیان سیاسی و آزادی بیقید و شرط عقیده، بیان و اندیشه تاکید دارد، گواهی بر این امر است.
اگرچه در ایران گام اول رهایی زنان، سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است، اما به تنهایی برای رهایی زنان از ستم و تبعیض کافی نیست. تجربه کشورهای پیشرفته سرمایه داری و همین فنلاند به ما میگوید که پایان دادن به ستم و تبعیض جنسیتی و رهایی واقعی زنان تنها با از بین بردن نظام طبقاتی ممکن است. زنان برای مثال اینجا پر فنلاند، از لحاظ قانونی با مردان در همه زمینه ها برابرند وبنا بر قانون نباید بخاطر زن بودن در معرض هیچ تبعیض، ستم و یا خشونتی قرار بگیرند. ولی آیا در عمل و واقعیت امر چنین است؟ همه میدانیم دستمزد زنان در همه زمینه ها از مردان کمتر است؛ زنان اولین قربانیان اخراج سازی در هر بحرانی هستند؛ زنان هر روزه مورد خشونت مردان قرار میگیرند؛ با حرف و کلیشههای جنسیتی روبرو میشوند و غیره… مسائل ریز و درشت زیادی از این دست هستند که همه ریشه درسیستم طبقاتی سرمایه داری، انباشت حداکثری سود و سرمایه و بازتولید مردسالاری توسط روابط حاکم دارند و فقط با پایان دادن به این نظم زمینه پایان دادن به آنها هم فراهم میشود.
نکته اخیر ولی مهم که باید به آن اشاره کرد جنگ روسیه و اکراین است. این جنگ، جنگ بین دو قدرت امپریالیستی روسیه و آمریکا هست که هیچ ربطی به منافع طبقه کارگر و مردم اوکراین و منطقه ندارد. این قدرتها کشورهای دنیا را میدان نبرد خود کرده اند و هر بار ملتی را به خاک مینشانند. یک روز افغانستان است، یک روز عراق و روز دیگر سوریه و حالا اکراین. همه میدانیم که در جنگ، بیشترین قربانیان، زنان و کودکان هستند و حقوق زنان بیش از هر گروه دیگری نقض میشود. درجنگ اوکراین هم تا حالا در کنار کشتار و آوارگی میلیونها انسان بی گناه اوکراینی، بنا به آمارها صدها زن مورد تجاوز و خشونت های جنسی قرار گرفته اند. لذا در این روز جهانی، وظیفه جنبش رهایی زنان و جنبش ضد جنگ جهان این است که ضمن محکوم کردن تهاجم نظامی دولت روسیه به اوکراین و سیاست های تحریک آمیز ناتو، خواهان پایان دادن به جنگ و خروج روسیه از اوکراین شود. همچنین باید در مورد سیاستهای اشغالگرانه و جنگ افروزانه پوتین و ناتو افشاگری کرد و نباید بگذاریم مردم در دام این سیاستها و تبلیغات قرار گیرند.
مرضیه نظری
٨ مارس ٢٠٢٣
https://skp.fi/artikkelit/sortopolitiikka-ei-pys-yt-iranin-naisten-liikett
