هشت چهره ی یک کودتا
سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۱
مرضیه نظری

هنگامیکه اخوان المسلمین به رهبری محمد مرسی در جریان انقلاب به تاراج برده شدهی مردم مصر به پیشتازی زنان و کارگران و جوانان و با شعار کار و آزادی در ۲۰۱۱، به قدرت رسیدند، و بعد از دو سال بنا به ماهیت اسلامی و ضدمردمی خود نمیخواستند ونمیتوانستند به هیچ کدام از خواستهای اقتصادی و سیاسی مردم جواب بدهند، مردم باز هم به خیابانها بازگشتند تا انقلاب را ادامه دهند. اما سران ارتش به عنوان رقیب سیاسی و اقتصادی برای حفظ مناسبات فاسد سرمایهداری به میدان آمد. ارتش مشاهده کرد حتا با انتخابات و صندوق های رای بورژوایی قادر به مهار انقلاب و به دست گیری قدرت نیست و همزمان با نفرت مردم از اخوان المسلمین، در سال ۲۰۱۳ به رهبری ژنرال عبدالفتاح سیسی کودتا کرد و جنبش انقلابی را با اعلام شرایط نظامی و سوء استفاده از نفرت عمومی از اخوانالمسلمین، با نظامیگری به گروگان گرفت تا مردم برای مدتها فقط در رویای آزادی و برابری و رفاه اجتماعی به سر برند.
با آغاز خیزش انقلابی ژینا در ایران که زنان نماد جنبش انقلابی شدند و به خطر افتادن رژیم اسلامی سرمایه و همه دستگاه کشتار و سرکوبش و همچنین بی پایه شدن و بیآبرو شدن اسلام سیاسی، نمادهای اسارت و ستمگری حکومت اسلامی که با بریدن گیسو و آتش زدن و پرتاب روسریهای اسارت و به پیشتازی زنان و جوانان و با به آتش و مزبله پرتاب کردن عکسها و بنرها و نمادها و عمامهها و نهادهای حکومتی و مشروعیت ایدئولوژیک و سیاسیاشان، دستگاه سرکوب به ایجاد رعب و وحشت و کشتار دست زد و با تمام توان به مقابله معترضین برخاست. حکومت اسلامی از روز نخست این جنبش انقلابی تا کنون صدها تن را کشته، چهار کارگر و مبارز انقلابی را به دار آویخته، دها تن را پس از شکنجه در زندان ها به قتل رسانید و دهها تن را پس از تجاوز و نیمه جان رها کرد که پس از چند روز جان باختند و مرگ همه را خودکشی اعلام کرد، دهها تن به مرگ محکوم شده و هزارها نفر را بازداشت کرد تا به خیال خود این خیزش را مانند خیزشهای قبلی در نطفه سرکوب کند و به آن پایان دهد، اما این جنبش انقلاب و تاریخی در پنجمین ماه خود همچنان به اشکال مختلف ادامه دارد و مردم و حکومت هم میدانند که دیگر راه بازگشت به گذشته نیست و این انقلاب میرود کل نظام ورشکسته اسلامی با همه سپاه و ارتش و گشت ارشاد و حوزه های دینی و تمام نمادهایش را به زباله دان بیافکند.
با علم به همین درماندگی رژیم در کنترل و سرکوب خیزش شکوهمند مردم و تداوم خیزش انقلابی، نیروهای اپوزیسیون راست خارج از کشور همراه با اصلاح طلبان و بخشهای ریزشی و همدست جنایتهای رژیم و از قدرت رانده شده به تکاپو افتاده اند تا آنچه باقیمانده است را نجات دهند. آنها از دهان رهبرانشان اعلام میدارند که باید اسلام را نجات داد، «سپاه و بسیج همه شان بد نیستند» و «فردای پس از حکومت اسلامی همین ها هستند که از امنیت و نظم جامعه حفاظت میکنند». «بوروکراتها و تکنوکراتهای هم اکنون در راس أمور» را وعده می دهند که جایگاهشان در هرم سیاسی آینده تضمین و محفوظ خواهد بود. به عبارتی دیگر از زبان رهبر تدارکات ضدانقلابی، باید همین دم و دستگاه سرکوب دوران شاهنشاهی و به ارث برده توسط حکومت اسلامی، دست نخورده به شاهزاده برسد. باید شیرازه این نظام از هم نپاشد، فقط جای آخوند زاده با شاهزاده و داره دسته اش عوض شود. برای اینکار باید خیزش را به هرگونه که شده و قبل از اینکه دوباره شعله ور گردد و همه چیز را در خود بسوزاند، ساقط کرد و کنترل شده قدرت سیاسی یعنی حاکمیت را جابجا کرد. به بیان ساده، باید علیه این انقلاب کودتا کرد. جمع هشت نفره رضا پهلوی، مسیح علینژاد، حامد اسماعیلیون، عبدالله مهتدی، علی کریمی، نازنین بنیادی، شیرین عبادی و گلشیفته فراهانی چهره های این کودتا هستند. «کودتایی مدرن» علیه چهرهی جنبش انقلابی، علیه رهبران زندانی، علیه رهبران میدانی و خیابان، علیه تمامی نیروهایی که جسم و جان و زندگی خود را در راه سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی تقدیم کردهاند؛ علیه جنبش کارگری و فرودستان و زنان پیشتاز و تمام چهره های به پاخاسته در سراسر ایران، این چند نفر «چهرههای سرشناس» معرفی میشوند تا سوار بر موج این جنبش انقلابی، به پارلمانهای اروپایی بروند و رسمیت یابند تا نماینده سرمایه جهانی و جابحایی قدرت سیاسی و امنیت سرمایه و مناسبات حاکم شوند. بیانیه کودتا را هم میرحسین موسوی نخست وزیر دههی شصت از داخل خواند. طراح کودتا هم سرمایه جهانی و بخشی از سپاه و نیروهای رانده شده از قدرت در داخل و خارج که برای نجات از انقلاب، در ائتلافی نانوشته گرد همدیگر جمع شده اند.
ماهیت حکومت آینده مورد نظر این هشت نفر هم از ترکیب همین جمع مشخص است. از شاهزاده اش بگیر که با پروریی تمام خود را نماینده مردم ایران میداند، مردمی که اکثریت آن را کارگران و زحمتکشان و ستمدیدگان تشکیل میدهند، اکثریتی که نسل در نسل قربانی استبداد و فساد و شکنجه و فقر ایجاد شده توسط پدر و پدر بزرگ با کودتا به قدرت رسیدهی شاهزاده بوده اند و بارها اعلام داشته اند «نه شاه میخوایم نه ملا، قدرت به دست شورا»، تا عبدالله مهتدی که آرزوی بارزانی شدن در کردستان ایران را دارد، تا بقیه افراد حاضر در جمع که اکثرشان تا دیروز با رژیم جمهوری اسلامی مشکلی نداشتند و حاضر بودند تحت حاکمیت همین رژیم و قوانیناش ولی به رهبری اصلاح طلبان حکومتی زندگی کنند. این ترکیبی است که قرار است مردم ایران را از جمهوری اسلامی گذر دهد. اما گذر به کجا و چطور؟!
این جماعت صدای انقلاب را شنیده اند و از آن میترسند، اما فریاد «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» را نشنیده میگیرند و هر بار با پروژه ای کودتاگرانه ظاهر میشوند. بعد از شکست پروژه شورای گذار و پروژه وکالت و دیگر پروژه های قبل از آن، این بار هم تلاش تازه ای را در دانشگاه جورج تاون و در همدستی با اصلاح طلبان داخل و بخشی از سپاه، آن بخش که بارها شاهزاده گفته با آنها در تماس است، برای پایان دادن به روند انقلابی و سوار شدن بر موج انقلاب مردم آغاز کرده اند. آنها آمده اند تا با دست بدست کردن قدرت از بالا، یعنی همان براندازی که در برابر سرنگونی انتخاب کردهاند، کل دم و دستگاه های سرکوب و اشتثمار را از جمله ارتش و سپاه و نهادهای شکنجه و زندان و دیگر نهاد های حکومتی را از خطر ریشه کن شدن توسط انقلاب را نجات دهند و در ردا و پوششی دیگر به زندان و شکنجه و تجاوز و کشتار و فساد و چپاول جامعه ادامه دهند. اما این پروژه هم شکست خواهد خورد. کارگران و زحمتکشان و مبارزین آزادیخواه ایران، ملیتهای ستمدیده و زنان و جوانان و پیشتازان فرهنگی، هنری، ورزشی، علمی، دانشآموزان و دانشجویان و غیره آگاهتر از آنند که بعد از این همه جانفشانی و تجربیات ومبارزه چهل و چهار ساله با رژیم جهل و جنایت اسلامی و برای آزادی و برابری، آینده خود و جامعه را به دست همان نیروهای سرکوبگر و جانی در قالبی دیگر بدهند. حافظه تاریخی جامعه قویتر از آن است که اجازه بازگشت به نظامی دهد که چهل و چهار سال پیش با انقلابی بزرگ مردم آن را زیرو رو کردند. مردم نمیگذارند تجربه کنفرانس گوادالوپ که خمینی را به جامعه ایران همانند آوارهای زلزلهای مهیب تحمیل کرد این بار در سمینار جورج تاون تکرار شود.
باید این کودتا را ناکام گذاشت. کارگران و ستمدیدگان جامعه و فعالین ومبارزین انقلابی داخل کشور باید این پروژه را هم به شکست بکشانند. اینها همان دزدانی هستند که آمده اند چراغ را بدزدند. اینها از طرف نیروهای سرکوبگر داخل و سرمایه جهانی ماموریت گرفته اند که به هر شیوه ممکن این انقلاب را به شکست بکشانند و نگذارند انقلاب به سرانجامی پیروزمندانه یعنی حاکمیت شورایی بیانجامد. کارگران، جوانان، زنان، دانشجویان، فرهنگیان، بازنشستگان و همه آزادیخواهان و برابری طلبان جامعه باید متحدانه و با تداوم خیزش انقلابی کنونی و گسترش و تعمیق آن، تلاشها و نقشههای ضدانقلابی ۸ چهرهی ضد انقلابی را هم به شکست بکشانند، وگرنه تا مدت زمان طویلی دوباره آمال و آرزو و خواستهایشان قربانی سیاستها و برنامه ها و اهداف ضد کارگری و استثمارگرانه بورژوازی محلی و سرمایه جهانی خواهد شد.
مرضیه نظری
۱۳ فوریه ۲۰۲۳
